<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.wikiazadegan.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Marjan-khanlari</id>
	<title>ویکی آزادگان - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.wikiazadegan.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Marjan-khanlari"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Marjan-khanlari"/>
	<updated>2026-08-13T21:41:42Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.4</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=11931</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=11931"/>
		<updated>2026-08-13T19:09:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* كتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ا&#039;&#039;&#039;نتقال دانش، مفاهیم و مهارت در دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]].&#039;&#039;&#039;[[پرونده:Image.png|بندانگشتی|تصویر آموزش آزادگان در [[اردوگاه]] ها|233x233پیکسل]]آموزش را عمل آموختن و تعلیم دادن دانسته‌اند که به گونه‌های مختلف قابل انجام است &amp;lt;ref&amp;gt;عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیر کبیر.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مراد ما از آموزش در اسارت هرگونه انتقال دانش، مفاهیم و مهارت در آن دوران است که اغلب ازطریق مباحثه، کلاس، سخنرانی یا مشاهده به‌صورت نظام‌مند انجام می‌شد.علم و آگاهی فضیلت و امتیاز (زمر/9 و مجادله/11) و انسان فطرتاً دانش‌دوست و پرسشگری و آموختن مورد سفارش قرآن کریم است (انبیاء/7). لذا نخستین آیات نازل‌شده از علم، خواندن و ابزار تعلم (قلم) سخن دارد. (علق/1-5 و قلم/1)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    کنجکاوی و جست‌وجوگری، که به تفاوت درجه در همگان وجود دارد، در قشر انقلابی و ایثارگر این سرزمین به‌صورت برجسته‌تری قابل‌ملاحظه است. برهمین‌اساس، [[اسرا]] از نخستین فرصت‌های اسارت به‌طور جدی درصدد کسب و افزایش اطلاعات و آموختن برآمدند. این امر، که هماهنگ با [[رحلت امام خمینی|سخن امام خمینی (ره)]] مبنی‌بر ضرورت [[سوادآموزی در اسارت|سوادآموزی]] و آموزش دنبال شد، مورد اعتراف و سفارش مجامع و قراردادهای بین‌المللی (چون کنوانسیون سوم ژنو) نیز قرار داشت &amp;lt;ref&amp;gt;داعی، علی (1387). [[نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بین‌المللی دولت عراق]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.63.&amp;lt;/ref&amp;gt;.که به اقتضای زمان و مکان با فرازوفرود در فضای [[اسارت و اسیران|اسارت]] استمرار و عمومیت یافت و نتایج درخشانی هم به بار آورد تا جایی‌که اسارتگاه به دانشگاه تبدیل شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;امانی‌زاده، علی‌اصغر (1393). بررسی وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق. تهران: سروش،ص.130 و 145-146.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;براتی، محمدرضا (1387). ترنم رهایی، مشهد: زلال اندیشه،ص.204-205 و218.&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انگیزه آموزش ==&lt;br /&gt;
انگیزه آموزش علاوه‌بر ارضای حس کنجکاوی و سرگرمی، ارتقای دانش و بینش، تقویت ارتباط و همدلی، غلبه بر فضای دلسردی و افسردگی، رفع نیاز و مهارت‌آموزی، نشاط‌آفرینی و استوارسازی، جهاد علمی فکری [[اسرا]] در فضای ظلمانی و خفقان‌آلود [[اسارت و اسیران|اسارت]] بود که دشمن تلاش داشت همان‌گونه که اجسام آزادگان را در بند دارد، اندیشه‌ها را نیز در اختیار خود گیرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). دانستنی‌های آزادگان. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;رحمانیان، عبدالمجید (1383). [[تئاتر در اسارت]]. چ دوم، تهران: امید آزادگان،ص.28.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;حیدری‌نسب، علیرضا (1396). خاکریز دوازدهم. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.192-202.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[مواد و محورهای آموزش]] ==&lt;br /&gt;
محورهای آموزش بسیار متنوع بود؛ به‌گونه‌ای که معمولاً بسیاری افراد علاقه داشتند اطلاع یا تجربه خود را به دیگران منتقل كنند و دیگران نیز به تفاوت ذوق و سلیقه، درصدد آموختن برمی‌آمدند.از یک نظر، محورهای اصلی [[مواد و محورهای آموزش|مواد آموزشی]] را می‌توان به علوم انسانی، فنی‌مهندسی و علوم پایه تقسیم کرد که البته تبادل اطلاعات و آموزش در حوزه علوم انسانی غلبه داشت. در این حوزه نیز براساس نیاز، ادبیات و معارف دینی، بیشترین اهتمام را به خود اختصاص داده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 از‌آنجاکه قرآن اساس فرهنگ اسلامی است، در دفاع مقدس نیز توجه به آن در صدر فعالیت‌های آموزشی قرار داشت. این مهم، هم در اثنای مسیر [[اسارت و اسیران|اسارت]] و هم در [[اردوگاه|اردوگاه‌ها]]، مورد توجه ویژه [[اسرا]] بود و برهمین‌اساس، درخواست آوردن قرآن از عراقی‌ها در صدر مطالبات قرار داشت. برای تقویت ارتباط با قرآن از همان ابتدا یادگیری، حفظ، فهم ترجمه، معارف و تفسیر آن توسط [[اسرا]] با مراجعه به افراد داناتر دنبال شد. جز فعالیت‌های شفاهی و انتقال سینه‌به‌سینه، که اساس اغلب فعالیت‌های آموزشی [[اسارت و اسیران|دوره اسارت]] حتی برای اسرای صلیب‌دیده را تشکیل می‌داد، بیشترین عنایت برای نگارش هم بر محور قرآن دور می‌زد که البته با پیامدهای سخت و سنگینی چون تنبیه و حبس نیز مواجه بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;زاغیان، اصغر (1386آ). دوازدهمین اردوگاه. قم: مؤسسه فرهنگی نینوا،ص. 327.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    به‌مرور زمان فعالیت در این حوزه از گستردگی و انسجام بیشتری برخوردار شد؛ تشکیل واحدهای آموزش قرآن، مفاهیم و حفظ و برگزاری مسابقه در‌همین‌جهت، قابل ذکر است. حرکتی قرآنی که با استفاده از محفوظات و یا احیاناً قرآن‌های گزیده و کوچک همراه از قبل از اسارت، با قرائت یا کتابت سوره‌های قرآنی آغاز شد، در ادامه با درخواست‌های اکید از عراقی‌ها و مأموران صلیب دنبال شد و گرچه با برخی تهدیدها و برخوردها مواجه شد، بالأخره به آوردن تعدادی قرآن، عمدتاً بدون ترجمه در اردوگاه‌های مختلف منجر شد و در ادامه هزاران قاری، حافظ و آگاه به ترجمه ظهور کردند و در نتیجه، سطح معرفت قرآنی و استقامت بر فرهنگ اسلامی و ارزش‌های آن بالا رفت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;علیدوست، علی (1391). ابر فیاض. چ دوم، تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص. 123-125.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;حیدری‌نسب، علیرضا (1396). خاکریز دوازدهم. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.99 و117 و145و174.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    جریان [[دعا و توسل|دعا]]، زیارت و حفظ و قرائت و تبیین معارف آن نیز به‌صورتی مشابه تعقیب شد و تا جایی پیش رفت که بسیاری از دعاهای معروف بازیابی، نگارش، تکثیر و حفظ شد و با ورود نسخه‌های محدودی از کتب دعا و مفاتیح‌الجنان در اردوگاه‌های [[صلیب سرخ]] دیده به اوج رسید. البته در همین [[اردوگاه|اردوگاه‌ها]] هم مفاتیح پس از حدود شش ماه جمع‌آوری شد، جز آنکه نسخه‌برداری از آن و پنهان‌كاری [[اسیران جنگ|اسیران]] با مخفی كردن بخش‌هایی از مفاتیح سبب استمرار بهره‌مندی از دعاها بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;حمزه، محمود (1389). برای گل نرگس. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.65 و 85&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    اهتمام به نهج‌البلاغه نیز با اندکی تفاوت همانند موارد پیشین جریان داشت و احیاناً نسخه‌هایی از آن در اختیار اسرای صلیب‌(← [[صلیب سرخ]] )دیده قرار گرفت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;زاغیان، اصغر (1386). شکوفه‌های صبر. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.46.&amp;lt;/ref&amp;gt;.آموزش و تبیین معارف دینی، به‌ویژه فروع عملی (احکام شرعی)، اعتقادات، اخلاق و تاریخ اسلام و برخی دیگر از علوم اسلامی (علوم حوزوی) چون منطق و اصول، که بیشتر با مباحثه همراه بود، از دیگر زمینه‌های فعالیت آموزشی اردوگاهی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;امانی‌زاده، علی‌اصغر (1393). بررسی وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق. تهران: سروش،ص.154.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;حیدری‌نسب، علیرضا (1396). خاکریز دوازدهم. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.217.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    پس از اهتمام به علوم دینی، ادبیات و ترجمه مهم‌ترین محور تعلیم و تعلم بود؛ مخصوصاً آنکه در فضای جدید، فهم زبان‌های جدید برای برقراری ارتباط با مخاطبان جدید ضرورت داشت. فعالیت‌های آموزشی در این زمینه به‌ترتیب اولویت از عربی و انگلیسی آغاز و به زبان‌های فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی و روسی منتهی شد و به تفاوت درجه علاقه و همت، صدها نفر پس از زبان‌آموزی مترجمانی چیره‌دست شدند و احیاناً نقش مترجمی دیگران را برعهده گرفتند و هنگام آزادی به چند زبان زنده مسلط شده بودند&amp;lt;ref&amp;gt;امانی‌زاده، علی‌اصغر (1393). بررسی وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق. تهران: سروش،ص.155&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;مبهوتی، احمد (1388). دیار غربت. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.274.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    [[هنر در اسارت|فعالیت‌های هنری]] چون قصه‌گویی، [[شعر در اسارت|شعر]] و [[سرود در اسارت|سرودخوانی]]، [[نمایش در اسارت|نمایش]] و نقاشی از دیگر تلاش‌های آموزشی است که با رویکردهای متفاوت اجتماعی، مذهبی، سیاسی و غیره صورت اجرا به خود می‌گرفت. برای استفاده هرچه بیشتر از فرصت، چه بسا نمایش یا سرود به زبان‌های مختلف و احیاناً تلفیقی برگزار می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    [[ورزش|فعالیت آموزشی‌ورزشی]] در برخی مقاطع به‌طورکلی، قدغن و در برخی موارد تنها ورزش‌های رزمی ممنوع بود. در این جهت، به‌صورت محدود امکاناتی چون توپ، میز تنیس و تور والیبال در اختیار قرار می‌گرفت. باوجوداین آموزش بدن‌سازی، جودو، کاراته و... مخفیانه و با مراقبت برگزار می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آموزش دانش‌های مهندسی و کسب مهارت‌های فنی محور برخی از فعالیت‌های دیگر بود؛ برخی دروس فنی‌مهندسی نیز مورد تعلیم و تعلم واقع می‌شد. عدم یا کمبود مایحتاج گذران اوقات، سبب بود تا از آنچه در حداقل ممکن یافت می‌شد، با برخی ابتکارات ابزارهای موردنیاز آموزشی ساخته شوند. ساختن سوزن برای آموزش خیاطی، جوالدوز، درفش و قیچی از سرسوزن یا سیم‌خاردار یا آموزش تهیه المنت، کیف، کفش، کلاه، جوراب، دستکش و... ازجمله این خلاقیت‌هاست. خیاطی، گلدوزی، خراطی، سنگ‌تراشی از مهارت‌هایی است که مورد استفاده و تعلیم اهالی [[اردوگاه]] قرار داشت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;رکنی، سید کاظم (1389). دست بالای دست. قم: یاران قلم،ص.74.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    پاره‌ای فعالیت‌های آموزشی زیرمجموعه علوم پایه، چون دروس ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی محور دیگر تلاش‌ها بود که با حداقل [[امکانات]] دنبال می‌شد. برای نمونه، برادری متخصص زیست‌شناسی در [[اردوگاه 12 تکریت]]([[اردوگاه تکریت 12]] )در فرصتی آزمایشگاه تشریح خود را با استفاده از تیغ و قورباغه‌ای نگون‌بخت، که در اطراف یافته شده بود، در زیر سایبان اتاق 7 برای علاقه‌مندان دایر کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;براتی، محمدرضا (1387). ترنم رهایی، مشهد: زلال اندیشه،ص.218.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[منابع و متون آموزشی در اسارت|منابع و متون آموزشی]] ==&lt;br /&gt;
[[منابع و متون آموزشی در اسارت|منابع آموزشی]] هم از تنوع خاصی برخوردار بود. در بسیاری از مقاطع زمانی- مکانی تنها منابع آموزشی، حافظه‌ها بودند. به‌موازات احساس نیاز جدی‌تر به تعلیم و تعلم، کم‌کم از رهگذر تمرین و تکرار، محفوظات دسته‌بندی و در قالب جزوه و کتاب نگاشته و دستمایه [[آموزش]] قرار گرفت. در ادامه به‌ویژه به‌دنبال حضور نمایندگان صلیب(← [[صلیب سرخ]] ) در اردوگاه‌ها برخی کتاب‌ها وارد شد؛ پس از آنکه جمعی از خلبانان اسیر از ایشان تقاضای کتاب داستان کردند، دیگر اسرا هم متقاضی برخی کتاب‌ها شدند. به این‌صورت با اجازه عراقی‌ها &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;قرآن، نهج‌البلاغه، مفاتیح‌الجنان، لغتنامه، دیوان حافظ، کلیله‌ودمنه،&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; منابع عمومی زبان‌های مختلف (عربی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی و روسی)، [[منابع و متون آموزشی در اسارت|کتاب‌های درسی مقاطع مختلف تحصیلی آموزش‌وپرورش ایران]]- لااقل در برخی دوره‌ها- توسط مأموران [[صلیب سرخ]] در اختیار عموم [[اسرا|اسرای]] زیرنظر صلیب(← [[صلیب سرخ]] )، که حدود نوزده هزار نفر بودند، قرار گرفت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;یاحسینی، سیدقاسم (1387). پنهان زیر باران، چ دوم، تهران: سوره مهر،ص.361.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; و به‌دنبال آن اتاقک‌هایی برای کتابخانه اختصاص یافت. ضمناً تعداد محدودی از این کتاب‌ها در هر آسایشگاه در دسترس قرار گرفت. مطالعه این منابع با برخی محدودیت‌ها روبه‌رو بود.در اردوگاه‌های مخفی جز نسخه‌های محدودی از قرآن بدون ترجمه- مثلاً برای هر آسایشگاه 100 یا 150 نفری یک نسخه- کتاب برای آموزش در دسترس قرار نگرفت  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;معروفی، حسین (1394). بچه‌های حاج قاسم، چ اول، تهران: فاتحان،ص.390.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از [[منابع و متون آموزشی در اسارت|کتاب‌ها و فرصت‌های آموزشی]] نیز به تناسب احوال و جدیت افراد تفاوت داشت؛ چرا که حتی برای تدریس کتب درسی که صلیبی‌ها آورده بودند امکانات آموزشی چون کلاس، تخته و یا لااقل اجازه اجتماع وجود نداشت. صلاحدید عراقی‌ها خودخوانی کتاب‌ها و چشم‌پوشی از مباحثات دو یا سه نفره [[اسرا]] بود. از قاعده کلی ممنوعیت نوشت‌افزار و برگزاری کلاس یک مورد استثنا وجود داشت، آن‌گونه که مثلاً در اردوگاه [[عنبر]] حدود 400 اسیر نوجوان و جوان را جدا کرده، برایشان کلاس گذاشته، از بیرون [[اردوگاه]] خانم آموزگاری را آوردند و از کلاس آنان فیلم گرفتند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به رغم وجود ممنوعیت‌ها و نابسامانی اوضاع، نهضت آموزش حرکتی مستمر، رو به رشد و جهادگونه داشت. هرجا آموزگار و و دانش‌آموزان جدی‌تر بودند، دروس مختلف بیشتری مورد آموزش واقع و مهارت‌های بیشتری کسب شد و جویندگان دانش به مراحل بالاتر گام نهادند و تشکیلات فرهنگی چه‌بسا برایشان گواهی[[نامه]] صادر كرد و مشوقاتی درنظر گرفت. این آموزش‌های خودجوش و آموخته‌های خودخواسته گرچه به دریافت گواهی و کارنامه تحصیلی رسمی و معتبر منتهی نشد، اما از‌آنجاکه با عدم امکانات و در فضایی متفاوت، تکلیفی و با تمام وجود دنبال شده بود، برای همیشه در وجدان آزادگان نهادینه شد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;اعتصام، ابراهیم (1394). به‌سمت پرواز. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص. 158.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اردوگاه‌های مخفی حتی [[منابع و متون آموزشی در اسارت|منابع آموزشی]] هم در اختیار قرار نگرفت. لذا [[منابع و متون آموزشی در اسارت|منابع آموزشی]] جز محفوظات ذهنی، جزوات مختصر و محدودی بود که توسط برخی نخبگان [[اسرا]] در محورهایی چون قرآن، دعا، احکام، عقاید و [[سوادآموزی در اسارت|سوادآموزی]] تألیف شده بود &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; . البته متون روزنامه‌های عربی یا انگلیسی که عموماً در دسترس قرار داشت جهت آموزش زبان و ترجمه مورد استفاده بود. پاره‌ای کتاب‌ها (ترجمه سخنان صدام)، نشریات تبلیغی دشمن چون حقیقت یا مجاهد، که در دسترس قرار داشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; ، هم می‌توانست برای [[سوادآموزی در اسارت|سوادآموزی]] فارسی مورد استفاده قرار گیرد. کشف [[منابع و متون آموزشی در اسارت|دفترچه‌ها و جزوات آموزشی]] متناسب با محتوایش با مجازات همراه بود &amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;آقامحمدی، محمدرضا (1392). کمی تا آخر دنیا. تهران: سوره مهر،ص.130.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از لوازم‌التحریر [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیز مخصوص همان عالم بود؛ در آن فضا که غالباً داشتن [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] ممنوع و یافتن آن جرم به‌حساب می‌آمد. جز جست‌وجوی پنهانی از مداد و خودکارهای معمولی و سعی تمام در بهره‌وری حداکثری از آن، که البته با مخفی‌کاری همراه بود، از بعضی نوشت‌افزارهای ابتکاری چون ذغال باطری به‌عنوان مداد، چوب تراشیده و [[آب]] به‌عنوان قلم و جوهرِ خطاطی، از زمین (خاکی یا آسفالت) و دیوار به‌عنوان لوح و از [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] پاکت‌های مختلف به‌عنوان [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] استفاده می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; . همچنین ابداع خودنویس با استفاده از سرنگ و تهیه جوهر با استفاده از برخی گیاهان یا حشرات و یا طراحی نوعی تخته با بهره‌گیری از کارتن، خمیر دندان، پارچه و پلاستیک یادکردنی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی اردوگاه‌های رسمی با تأخیر و به‌دنبال درخواست از مأموران صلیب (← [[صلیب سرخ]] ) به تعداد محدود [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] در اختیار قرار گرفت، اما پس از فرصتی به بهانه اینکه از آن استفاده ممنوعه می‌شود آن را منع کرده، حتی نوشت‌افزارهایی را که مأموران صلیب(← [[صلیب سرخ]] ) حدود هر دو ماه یک‌بار برای نوشتن نامه در اختیار قرار می‌دادند دوباره جمع‌آوری کردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استادان و آموزگاران ==&lt;br /&gt;
معلمان دوره [[اسارت و اسیران|اسارت]] همه کسانی بودند که از برخی اطلاعات، انگیزه‌ها و ابتکارات برای آموزش برخوردار بودند. اغلب این افراد از [[روحانیت|روحانیون و طلاب]]، استادان و مربیان، فرهنگیان و دانشجویانی بودند که نسبت به مخاطرات جهالت مخصوصاً در عالم [[اسارت و اسیران|اسارت]] و در برابر برنامه‌های مختلف تعلیم اجباری دشمن جهت استحاله فرهنگی با استفاده از رسانه‌های مختلف بیم داشتند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آموزشی نظام‌مند اما مخفیانه ==&lt;br /&gt;
با توجه به ابعاد مختلف کارهای آموزشی و مخاطرات آن، به‌مرور زمان و اقتضای احوال، تشکیلاتی فرهنگی‌آموزشی با مشارکت اقشار پیش‌گفته شکل گرفت. این تشکیلات، که گسترده‌ترین و مؤثرترین تشکیلات دوره [[اسارت و اسیران|اسارت]] بود، برنامه‌ریزی‌های وسیع و اقدامات فراگیری داشت. با توجه به حساسیت دشمن نسبت به امور آموزشی، جلسات با رعایت احتیاط و تدبیر، به‌صورت شبکه‌ای و در قسمت‌های مخفی‌تر [[اردوگاه]] تشکیل می‌شد. البته تفاوت سنی، فکری و اطلاعاتی فراگیران سبب می‌شد کلاس‌ها در سطوح متفاوت برگزار گردد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; .چون اجتماع افراد مخصوصاً با تعداد بیشتر اغلب ممنوع و مخاطره‌آمیز بود، به اقتضای شرایط برنامه‌های آموزشی با تعداد متفاوت، عموماً با یکی دو نفر و بعضاً با افراد یک آسایشگاه و احیاناً یک قسمت و چه بسا کل [[اردوگاه]] برگزار می‌شد که البته پنهان‌کاری و مراقبت وصف ذاتی این برنامه‌ها بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; .در برخی فرصت‌ها که نشستن حساسیت‌زا بود، برنامه آموزشی به‌صورت سیار- آموزگار در وسط و فراگیران در طرفین- صورت می‌گرفت &amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ازجمله برنامه‌هایی که کارکرد عمیق آموزشی‌پرورشی داشت برگزاری جلسات [[دعا و توسل|دعا]]، [[نماز]] جماعت، همایش‌ها و مراسم بزرگداشت [[مناسبت های مذهبی اسلامی در اسارت|مناسبت‌های ملی‌مذهبی]] با اجرای سخنرانی، قصه‌گویی، نمایش و... بود&amp;lt;ref&amp;gt;احمدزاده، میکائیل (1388). اردوگاه پانزده تکریت. تهران: شاهد،ص.151.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; .شورای فرهنگی [[اردوگاه]] در آستانه رسیدن مناسبت‌ها پاره‌ای مقدمات چون اصل برنامه (شامل متن، [[سرود در اسارت|سرود]]، [[شعر در اسارت|شعر]]، [[نمایش در اسارت|نمایش]] و...)، عوامل، زمان و مکان اجرا، مسابقه و جوایز و امكان و چگونگی پذیرایی را پیش‌بینی و دنبال می‌کرد. از بین مناسبت‌های ملی، [[مناسبت ملی دهه فجر|دهه فجر]] و [[مناسبت ملی عید نوروز|ایام نوروز]] موقعیت ممتازی داشت کما آنکه [[مراسم مذهبی و ملی در اسارت|مراسم مذهبی]]، [[مناسبت های مذهبی اسلامی در اسارت|ماه‌های رمضان]]، [[مناسبت های مذهبی اسلامی در اسارت|محرم و صفر]] از جایگاه خاصی برخوردار بودند. به‌ویژه آنکه در این موقعیت‌ها انگیزه بزرگداشت مضاعف و احیاناً مراقبت و فشار دشمن کمتر می‌شد &amp;lt;ref&amp;gt;عاملی، جواد (1390). زندگی و مبارزات حجةالاسلام سید علی اکبر ابوترابی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،ص.39 و 219.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[منابع و متون آموزشی در اسارت]] &lt;br /&gt;
* [[مواد و محورهای آموزش]]&lt;br /&gt;
* [[اردوگاه رمادی 2]]&lt;br /&gt;
* [[تک نگاری]]&lt;br /&gt;
* [[اسیران نوجوان و جوان]]&lt;br /&gt;
* [[صلیب سرخ]]&lt;br /&gt;
* [[ابتکارات و خلاقیت]]&lt;br /&gt;
* [[ورزش]]&lt;br /&gt;
* [[ادبیات و هنر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== كتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
علیرضا حیدری‌نسب&lt;br /&gt;
[[en:Education]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مواد و محورهای آموزش]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش قران در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش نهج البلاغه در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش ادبیات و ترجمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش هنر]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش علوم پایه]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش فعالیت های ورزشی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آموزش دانش مهندسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:منابع و متون آموزشی در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:اردوگاه رمادی 2]]&lt;br /&gt;
[[ar:التعليم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1&amp;diff=11930</id>
		<title>آمار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1&amp;diff=11930"/>
		<updated>2026-08-13T19:08:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نویسنده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سرشماری و حضور و غیاب [[اسیران جنگ|اسیران ایرانی]] در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها.&#039;&#039;&#039;[[پرونده:آمار.png|بندانگشتی|آمارگیری عراقی ها از آزادگان در اردوگاه ها|249x249پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمار در لفظ عربی «إحْصائیَه» و در زبان انگلیسی «Statistics» خوانده می‌شود و آن بخشى از علم ریاضى به معناى «آمار گرفتن» است. در فرهنگ فارسی عمید نیز احصا به دو معنی شمارش کردن و شمردن و آمار گرفتن و سرشماری آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    در موضوع [[اسارت و اسیران|اسارت]]، کاربرد آمار هیچ ارتباطی به معنی و کاربرد علمی آن نداشت و بیشتر به معنای سرشماری و شمارش افراد بود که از اولین لحظه [[اسارت و اسیران|اسارت]] آغاز می‌شد و تا آخرین لحظۀ تبادل [[اسیران جنگ|اسیران]] ادامه داشت.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;احدطجری، محمد علی(1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کار برای كسب اطلاع از تعداد [[اسیران جنگ|اسیران]] و عرضه به مقامات بالای ارتش عراق، سازمان‌های بین‌المللی، و [[رسانه و خبر|رسانه‌ها]] انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آمارگیری روزانه در همه [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها انجام می‌شد و هدف از آن اطلاع و حصول اطمینان از صحت اطلاعات اولیه بود. در این آمارگیری‌ها، چند مورد مهم قابل بررسی است: [[دفعات آمارگیری اسرا]]، [[نحوه آمارگیری]]، [[آمارگیری خارج از برنامه اسرا]]، آمارگیری [[صلیب سرخ]]([[آمار صلیب سرخ از اسرا]]) و آمارگیری از بیماران و مجروحان([[آمار مجروحان و بیماران]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[دفعات آمارگیری اسرا|دفعات آمارگیری]] ==&lt;br /&gt;
1. بنابر گفته‌های آزادگان در كتاب‌های خاطراتشان: صبح‌ها قبل از بیرون آمدن و عصرها قبل از داخل شدن به آسایشگاه، دفعات معمول آمارگیری بود كه در همۀ اردوگاه‌ها صورت می‌گرفت. در شرایط عادی، در بیشتر اردوگاه‌ها، عراقی‌ها سه‌بار در روز یعنی صبح، ظهر و شب آمار می‌گرفتند، مثل بند ملحق در تکریت و [[اردوگاه نهروان]]. گاهی‌اوقات نصف‌شب‌ها هم آمارگیری می‌کردند. در [[اردوگاه الانبار|اردوگاه 8 رمادی (الانبار)]]  عراقی‌ها در طول روز، چندبار [[اسرا]] را سرشماری می‌کردند. نخستین سرشماری ساعت 8 صبح و سرشماری بعدی پس از صرف [[صبحانه در اسارت|صبحانه]] انجام می‌شد. در برخی روزها نیز بر[[نامه]] آمارگیری چهار مرتبه به‌وسیله عراقی‌ها انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. در هر [[اردوگاه]]، بسته به وضعیت [[اسرا]]، تعداد دفعات آمارگیری تغییر می‌کرد. در روزهای اول [[اسارت و اسیران|اسارت]]، دفعات آمارگیر‌ی زیاد و غیرمعمول بود؛ برای مثال، عراقی‌ها در اوایل [[اسارت و اسیران|اسارت]]، ده مرتبه ما را بیرون می‌بردند، یکی‌یکی می‌شمردند و داخل آسایشگاه می‌فرستادند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;رجایی، غلامعلی (1388). فرهنگ آزادگان. ج دوم، چ سوم. تهران: سوره مهر.&amp;lt;/ref&amp;gt; .قبل از ثبت اسامی [[اسرا]] به‌وسیله [[صلیب سرخ]] نیز دفعات آمارگیری بیشتر از حد معمول بود؛ برای نمونه، در اردوگاه‌های تکریت(←[[اردوگاه الانبار|اردوگاه]]) ، که هنوز از [[صلیب سرخ]] خبری نبود، آمار گرفتن‌ها گاه به‌قدری زیاد می‌شد که همه کلافه می‌شدند. صبح داخل آسایشگاه آمار می‌گرفتند، وقت هواخوری دوباره در حیاط به حالت آمار می‌نشستیم و با ضربات کابل شمرده می‌شدیم، وقتی به داخل آسایشگاه برمی‌گشتیم، آمار می‌گرفتند و موقع [[ناهار در اسارت|ناهار]] و [[شام در اسارت|شام]] و قبل از خواب هم افسری می‌آمد و آمار نهایی آن روز را می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;شکوری، فاطمه (1394). روزهای خاردار، خاطرات آزاده محمدجواد میانداری. زنجان: غواص.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    قبل یا بعد از هر درگیری، که بین [[اسرا]] و مسئولان [[اردوگاه]] پیش می‌آمد، تعداد آمارگیری و مدت آن را افزایش می‌دادند &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. بعد از [[فرار موفق در اسارت|فرار موفق]] یا [[فرار ناموفق در اسارت|ناموفق]] یک اسیر هم تعداد آمارگیری بیشتر می‌شد؛ برای نمونه، تعداد دفعات آمارگیری در طول روز، به ده‌بار یا بیشتر افزایش می‌یافت و در طول شب نیز سه تا پنج‌بار انجام می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;وقایع اردوگاهی، شماره 277، [[اردوگاه الانبار]].&amp;lt;/ref&amp;gt; . در [[اردوگاه تکریت 16|اردوگاه 16 تکریت]] نیز، [[فرار ناموفق در اسارت|فرار ناموفق اسیر ایرانی]] سبب شد آمار روزانه را از سه به پنج وعده افزایش دهند. آمار قبل از ظهر و بعد از ظهر هم به آمار صبح و ظهر و شب افزوده شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;حسینی‌پور، سیدناصر (1394). پایی که جا ماند، چ پنجاه‌ویکم. تهران: سوره مهر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آمارگیری موجب آزار و اذیت [[اسرا]] می‌شد و عراقی‌ها این را فهمیده بودند و به‌همین‌علت تعداد دفعات شمارش را زیادتر می‌كردند. علت اصلی ناراحتی [[اسرا]]، نشستن طولانی‌مدت بر روی زمین بود؛ طوری‌كه در مواردی شمارش كل [[اردوگاه]] یك ساعت تا دو ساعت طول می‌كشید و در همۀ این مدت [[اسرا]] باید روی زمین می‌نشستند. نشستن طولانی در صف آمار، آن هم روزی پنج وعده، خسته‌کننده و عذاب‌آور بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.( ←[[دفعات آمارگیری اسرا]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[نحوه آمارگیری]] ==&lt;br /&gt;
1. در شرایط عادی، نحوه آمارگیری در اردوگاه‌های مختلف تقریباً یکسان بود. سرشماری، گاهی به‌صورت شمارش تک‌تک افراد و بدون ذکر نام، گاهی به‌صورت خواندن اسامی [[اسرا]] با ذكر نام خود، نام پدر و نام پدربزرگ- چون اسم فامیل را به رسمیت نمی‌شناختند- انجام می‌شد. این‌گونه آمارگیری، بیشتر زمان می‌برد. در [[اردوگاه تکریت 11|اردوگاه (11 تکریت]])، [[اسرا]] حدود ساعت 8 صبح با سوت عراقی‌ها، در آسایشگاه با لباس فرم سر جای خود می‌ایستادند تا آمارشان گرفته شود. پس از گرفتن آمار از همۀ آسایشگاه‌ها و گزارش کتبی آن به فرماندۀ اردوگاه، فرمانده از [[اردوگاه]] بیرون می‌رفت و بچه‌ها با اجازۀ عراقی‌ها وارد محوطه می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مولودی، مسعود (1386). آزادی در اسارت. چ دوم، تهران: سازمان بسیج جامعه پزشکی ،ص.113&amp;lt;/ref&amp;gt; . اما در بعضی از اردوگاه‌ها مانند موصل، این آمارگیری در بیرون از آسایشگاه و در گروه‌های پنج‌نفری صورت می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;ناطق، ساسان (1386). پشت میدان نبرد. خاطرات اسیر آزادشدۀ ایرانی رحمان پرزحمت، تهران: سورۀ مهر،ص.82&amp;lt;/ref&amp;gt; آمارگیری عمدتاً در بیرون هر آسایشگاه و جلوی آن انجام می‌شد. اما گاهی در فصل زمستان یا بارانی بودن هوا، آمارگیری در داخل آسایشگاه انجام می‌شد. در چند اردوگاه موصل (← [[اردوگاه]] )آمارگیری زیر بالکن جلوی آسایشگاه انجام می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    در اوایل [[اسارت و اسیران|اسارت]]، عراقی‌ها [[اسرا]] را یکی‌یکی می‌شمردند. غالباً هم اشتباه می‌كردند و این شمارش را تکرار می‌کردند. بعد از دو سه ماه یاد گرفتند که بچه‌ها را پنج‌تا‌پنج تا بنشانند تا یک سرباز این گروه‌های پنج‌نفره را شمارش کند.&amp;lt;ref&amp;gt;زمانی، علی‌اصغر (1382). بررسی وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراقی. تهران: سروش،ص.82&amp;lt;/ref&amp;gt;  در [[اردوگاه تکریت 12|اردوگاه‌های 12 تکریت]] و [[اردوگاه تکریت 16|16 تكریت]]، آمارگیری به‌صورت نشسته در گروه‌های پنج‌تایی یا ردیفی، در آسایشگاه انجام می‌شد. به جبر عراقی‌ها، هنگام گرفتن آمار نیز باید سرهایمان را پایین می‌انداختیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    جهت آماده شدن برای آمارگیری، یكی از افسران ابتدا در سوت مخصوصی می‌دمید و [[اسرا]] مجبور بودند با شنیدن سوت اول در هر جایی كه ایستاده بودند، روی زمین میخ‌كوب شوند و تكان نخورند. با دمیدن سوت دوم به‌سمت آسایشگاه خود بدوند و با سوت سوم، كه ظرف چند ثانیه بعد دمیده می‌شد، مقابل آسایشگاه خود در صفوف پنج‌نفره بنشینند تا افسر بعثی از [[اسرا]] آمار بگیرد. اگر اسیری پس از دمیده شدن سوت سوم، در صف آمار حاضر نشده بود، به‌شدت با كابل مورد ضرب‌وشتم واقع می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;صابری ابوالخیری، محمد (۱۳۹۰). سرگذشت اسارت در سلّول‌های بغداد. تهران:  بینش آزادگان.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بند ملحق تکریت(← [[اردوگاه]] )نیز، به محض شنیدن سوت آمار، باید رأس ساعت مقرر، جلوی آسایشگاه به خط می‌شدیم و به ستون پنج روی دو پا می‌نشستیم، زانوهایمان را بغل می‌گرفتیم، سرها را لابه‌لای پاها فرو می‌بردیم تا فرمانده یا یکی از افسران ارشد سر برسد و آمار بگیرد. تا آمار بیست‌وچهار آسایشگاه تمام نمی‌شد، اجازه نداشتیم از صف بلند شویم &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. علاوه‌بر هدف اصلی از آمارگیری، که شمارش تعداد [[اسرا]] بود، عراقی‌ها هدف دیگری را نیز دنبال می‌کردند که از آن به‌عنوان یکی از [[شکنجه های جسمی|شکنجه‌های جسمی]] می‌توان نام برد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;عزیزی، مجتبی. (1389). «نگاهی به وضعیت اسیران ایرانی در عراق»، فصلنامۀ مطالعات تاریخی، سال هفتم، تابستان، ش 29: 143-165.&amp;lt;/ref&amp;gt;.  برای مثال، در [[اردوگاه موصل 1]]، سربازان عراقی در هنگام آمارگیری، [[اسرا]] را چهاردست‌وپا روی زمین می‌نشاندند؛ طوری‌که سرشان با زمین مماس می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;شیردل، حسن (1390). شب موصل، خاطرات آزاده محمدحسین منصف. چ چهارم. تهران: سوره مهر،ص.163.&amp;lt;/ref&amp;gt; . یا آمارگیری در بعضی از اردوگاه‌ها در شب نیز انجام می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    گاهی آن‌قدر [[اسرا]] را روی پاهای خود می‌نشاندند که پاهایشان خشک می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان زاده، مسلم (1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; .گاهی [[اسرا]] را هنگام گرفتن آمار به حالت سجده می‌نشاندند. گاهی برای اذیت بیشتر، در هر وعده آمارگیری، [[اسرا]] را به‌مدت سه ساعت بدون کفش و لباس زیر آفتاب نگه می‌داشتند یا در جای دیگر، که گرفتن آمار بیشتر از 45 دقیقه وقت نمی‌برد، اسرا را تا یک ساعت و نیم در زیر آفتاب و یا در سرما نگه می‌داشتند. معمولاً، بعد از عملیات‌های موفق ایران، رفتار عراقی‌ها تغییر می‌کرد که این رفتار در آمارگیری‌ها مشهود‌تر بود. طوری‌که صبح، وقتی در آسایشگاه را باز می‌کردند، [[اسرا]] از نوع رفتارشان حدس می‌زدند که شب گذشته در جبهه‌ها چه اتفاقی افتاده است. بعد از [[فرار]] گاه و بی‌گاه یکی از [[اسرا]] نیز نحوۀ آمارگیری غیرعادی می‌شد: «ما را با کتک از آسایشگاه خارج كردند. هوای سرد زمستان، نداشتن لباس مناسب و گرسنگی زیاد، همه دست به دست هم داده بودند تا ما را از پای دربیاورند. نشستیم و سرهایمان را پایین انداختیم. آنها شروع کردند به خواندن اسامی و هرکس که نامش برده می‌شد، باید نعم می‌گفت.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; .(←[[نحوه آمارگیری]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[آمارگیری خارج از برنامه اسرا|آمارگیری خارج از برنامه]] ==&lt;br /&gt;
در بسیاری از موارد و در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های مختلف، آمارگیری‌های خارج از برنامه نیز انجام می‌گرفت. در طول مدت [[اسارت و اسیران|اسارت]]، هر لحظه که عراقی‌ها اراده می‌کردند یا دلشان می‌خواست، ما را به خط می‌كردند و آمار می‌گرفتند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; . حتی وقتی می‌خواستند چند نفر را به جای دیگری بفرستند، آمارگیری از تمام [[اسرا]] انجام می‌شد. گاهی هم آمارگیری به‌همراه دستور داخل‌باش انجام می‌گرفت، چون می‌خواستند چند اسیر جدید را وارد [[اردوگاه]] کنند. هنگام تفتیش بدنی یا آسایشگاه هم دوباره آمارگیری انجام می‌شد. گاهی آمارگیری به‌منظور توزیع لباس و اقلام مختلف بین [[اسرا]] و گاهی نیز به‌سبب حضور نمایندگانی از سازمان‌های بین‌المللی یا بازدید فرماندهی عالی‌رتبه انجام می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.(← [[آمارگیری خارج از برنامه اسرا]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[آمار صلیب سرخ از اسرا|آمار صلیب سرخ]] ==&lt;br /&gt;
هنگامی‌که نمایندگانی از [[صلیب سرخ]] برای ثبت‌نام اولیه به [[اردوگاه]] ها می‌آمدند، سرشماری با نام انجام می‌شد و [[اسرا]] برای انجام مأموریتشان، مبنی‌بر آگاهی از تعداد و نحوۀ نگه‌داری در اختیار آنها قرار می‌گرفتند. در مورد اردوگاه‌هایی که قبلاً ازطرف [[صلیب سرخ]] شناسایی و ثبت شده بود نیز آمارگیری توسط عراقی‌ها یا نمایندگان [[صلیب سرخ]] انجام می‌گرفت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;( ←[[آمار صلیب سرخ از اسرا]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[آمار مجروحان و بیماران]] ==&lt;br /&gt;
در [[اردوگاه موصل 2]]، آمارگیری برای مجروحانی که جراحت سخت داشتند، به‌طور جداگانه و در آسایشگاه انجام می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;مهدیخانی، مجتبی (1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; . در برخی از [[اردوگاه|اردوگاه‌ها]]، با نظر فرمانده، مجروح فقط از احترام گذاشتن هنگام آمارگیری معاف بود. برای مثال، مسئول [[اردوگاه]] شخصی به نام جاسم بود؛ او اسرای مجروح را از احترام گذاشتن به نیروهای بعثی در هنگام آمارگیری معاف کرده بود که شامل حال من هم شد&amp;lt;ref&amp;gt;بابک، رضا (1394). مصاحبه. تهران: ایرنا،&amp;lt;/ref&amp;gt;.(← [[آمار مجروحان و بیماران]])  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه كنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسرا]]&lt;br /&gt;
* [[ثبت نام اسرا]] &lt;br /&gt;
* [[دفعات آمارگیری اسرا]]&lt;br /&gt;
* [[نحوه آمارگیری]]&lt;br /&gt;
* [[آمارگیری خارج از برنامه اسرا]]&lt;br /&gt;
* [[آمار صلیب سرخ از اسرا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای مطالعه بیشتر ==&lt;br /&gt;
مقیسه، محمدحسن (۱۳۷۲). آزادگان بگویید، مجموعه 2. تهران: سوره مهر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاحسینی، سیدقاسم (1387). مهمان فشنگ‌های جنگی. خاطرات آزاده مجید بنشاخته (سجادیان)، چ سوم. تهران: سوره مهر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یحیوی، سید حسین (1394) دوره درهای بسته (11): به روایت اسیر شماره 3079؛ غلام‌عباس محمدحسنی، تهران: روایت فتح.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
فرزاد بیات‌موحد&lt;br /&gt;
[[en:Statistics]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:ثبت نام اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفعات آمارگیری اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:نحوه آمارگیری]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمارگیری خارج از برنامه اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمار صلیب سرخ از اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمار مجروحان و بیماران]]&lt;br /&gt;
[[ar:الإحصاء]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C_%D9%88_%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=11929</id>
		<title>آشپزی و آشپزخانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C_%D9%88_%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=11929"/>
		<updated>2026-08-13T19:07:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Picture 1.png|بندانگشتی|آشپزی در اردوگاه|230x230پیکسل]]&#039;&#039;&#039;نحوه و محل پخت‌وپز و وعده های غذایی اسیران ایرانی در اردوگاه های عراق.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روند [[تغذیه اسیران]] ==&lt;br /&gt;
روند [[اسارت و اسیران|اسارت]] از لحظه دستگیری شروع می‌شد. اسیران پس از گذشت چند ساعت از [[اسارت و اسیران|اسارت]]، از خط مقدم به عقبه مقر تیپ یا لشکر منتقل می‌شدند. بعد از یک یا دو روز، به [[استخبارات]] یا پادگان شهر عقبه دشمن منتقل و پس از بازجویی اولیه، در صورت مهم به‌نظر رسیدن فرد، به [[استخبارات]] در بغداد یا به نزدیك‌ترین مركز مهم استخباراتی منتقل می‌شدند و حدود 20 تا 30 روز بعد، از آنجا به [[اردوگاه]] منتقل می‌شدند و بقیه دوران اسارت را در [[اردوگاه]] می‌گذراندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    اگر [[تغذیه]] در این ایام را به دو بخش [[آب]] و خوراک تقسیم‌بندی کنیم، باید گفت به اندازه‌ای غذا و [[آب]] می‌دادند که اسیر از گرسنگی و تشنگی تلف نشود. از بابت نوع غذا، شاید بتوان گفت در آغاز اسارت، آنچه در دسترس بود داده می‌شد که عموماً به‌صورت کنسرو بود؛ بدون توجه به اینکه آیا می‌توان درِ آن را باز کرد یا نه. [[اسرا]] با ساییدن درِ کنسرو به کف سیمانی محل نگه داری، در را باز می‌کردند.[[پرونده:Picture 2.png|بندانگشتی|آشپزی در اردوگاه|229x229پیکسل]]    در [[زندان الرشید]]، که [[استخبارات]] مرکزی در ارتش عراق محسوب می‌شد، از [[اسرا]] بازجویی می‌کردند. [[غذای اسارت|غذا]] در آشپزخانه‌های عراقی، که كاركنان آشپزخانه هم خود آنها بودند، تهیه و به زندان ‌فرستاده می‌شد. برای خوردن [[آب]] در این زندان، شیر آبی وجود داشت با فشار بسیار کم که از این [[آب]] برای خوردن و شست‌وشوی لباس و باندهای زخم استفاده می‌شد، چرا که دسترسی به باند نو وجود نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[آشپزخانه در اسارت]] ==&lt;br /&gt;
[[آشپزخانه در اسارت|آشپزخانه]] از محوطه‌ای برای آشپزی، انباری برای نگه داری جیره خشک و اتاقی که مسئول عراقی آشپزخانه در آن حضور داشت، تشکیل می‌شد. چند دیگ بزرگ و چند پرموس نفتی و لوازمی همچون ملاقه، کفگیر و آبکش حداقل وسایل موردنیاز آشپزی بود. باوجوداین، فضای آشپزی و امکانات آن عموماً متناسب با تعداد اسیران موجود در [[اردوگاه]] نبود. این کمبود [[امکانات]] در اردوگاه‌های ثبت‌نشده در مقایسه با اردوگاه‌های ثبت‌شده محسوس‌تر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلیه كاركنان موردنیاز [[آشپزخانه در اسارت|آشپزخانه]] از اسیران ایرانی تشکیل شده بود که عموماً شامل رئیس آشپزخانه، معاون و سرآشپز و کادر آشپزی بودند که معمولاً یک رئیس عراقی درجه‌دار هم آنها را کنترل می‌کرد. کل [[اردوگاه]] یک افسر تدارکات داشت که تأمین وسایل موردنیاز آشپزخانه هم بخشی از وظایف ایشان محسوب می‌شد. درخصوص [[امکانات]] داخلی آشپزخانه به‌عنوان یک تجربه شخصی می‌توان گفت که در [[اردوگاه 12 تکریت]] در استان صلاح‌الدین، به‌قدری کمبود وجود داشت که برنج پخته‌شده به‌وسیله اسیران، بر روی گونی‌های برنجِ پهن‌شده بر روی زمین ریخته می‌شد تا از آن دیگ‌ها برای پختن خورشت استفاده مجدد شود. به گفته سایر اسیران ایرانی که در اردوگاه‌های ثبت‌شده بوده‌اند، این کمبود [[امکانات]] در اردوگاه‌های آنها نیز کم‌وبیش مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  توزیع روزانه غذا به این‌صورت انجام می‌شد که از هریک از آسایشگاه‌ها، نمایندگانی در صف‌های منظم می‌آمدند که ظرفی به همراه داشتند که به آن «قُصعه» می‌گفتند. آنها با نظم خاصی در جلوی ظروف اصلی غذا قرار می گرفتند، سهم خود را دریافت و به صف اصلی خود بازمی‌گشتند و در انتهای توزیع غذا با همان نظم، به‌سمت آسایشگاه خودشان برمی‌گشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[غذای اسارت]] ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== صبحانه ====&lt;br /&gt;
در اردوگاه‌های ثبت شده [[صلیب سرخ]] ، اسرا عموماً اذعان می‌دارند صبحانه دوسوم یک لیوان پلاستیکی یا 7 الی 8 قاشق شوربای دال عدس بود که گاهی به آن لپه هم افزوده می‌شد. اما در اردوگاه‌های ثبت‌نشده وضعیت کمی فرق می‌کرد؛ به این‌صورت که در اوایل [[اسارت و اسیران|اسارت]]، یک لیوان چای بین چهار الی پنج نفر توزیع می‌شد که در اواخر اسارت این مقدار بین حدود سه نفر پخش می‌شد. به‌همین‌ترتیب، شوربای اسارت (عموماً شامل دال عدس و کمی برنج) در اردوگاه‌ها حدود یک کاسه متوسط شوربا به هر گروه غذایی که در اوایل اسارت سیزده الی پانزده‌نفره بودند و در اواخر اسارت گروه‌های ده‌نفره بود- می‌دادند که در تقسیم بین نفرات به هرکس تقریباً معادل با یک پیاله می‌رسید&amp;lt;ref&amp;gt;ضیایی بیگدلی، محمدرضا (1366). «حقوق جنگ و رفتار با اسیران جنگی». مجله حقوق، نشریه دفتر حقوق بین الملل، شماره ۸، ، بهار و تابستان.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====  ناهار ====&lt;br /&gt;
غذای ناهار، که برای هر فرد، حدود یک لیوان معمولی برنج پخته‌شده می‌دادند، حدوداً 8 الی 10 قاشق برنج بود که هر روز با یک نوع خورشت آبکی ساده از کلم، بامیه، بادمجان، چغندر و گوجه‌فرنگی همراه بود. برای هر 8 الی 10 نفر یک ملاقه بزرگ خورشت می‌ریختند که بنابر اظهارات آزادگان، برای هر دو نفر 2 الی 3 تکه کوچک گوشت بود و مابقی [[آب]] یا کرفس یا... باید گفت که این مورد در اردوگاه‌های ثبت‌نشده هم تقریباً به‌همین‌گونه بود. تفاوت شاید در تعداد نفرات هر گروه بود و تقریباً به هیچ‌کس گوشتی نمی‌رسید، شاید تکه‌ای بادمجان... در ضمن، غذای روز جمعه کمی با روزهای دیگر تفاوت داشت که البته خود این مسئله به [[اردوگاه]] بستگی داشت؛ در روزهای جمعه خورشت از حبوبات آماده شامل عدس و لوبیا و... تهیه می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====  شام ====&lt;br /&gt;
در ماه‌های اول [[اسارت و اسیران|اسارت]] كه وضعیت اسرا و اردوگاه‌ها تثبیت نشده بود، از وعده غذایی خبری نبود. شام، [[اردوگاه]] به [[اردوگاه]] متفاوت بود. برای مثال، در اردوگاه‌های رمادی (←[[اردوگاه]] )سه وعده غذایی توزیع می‌شد. چون عراقی‌ها در دیگر اردوگاه‌ها دو وعده غذا و جیره غذایی می‌دادند و ایرانی‌ها عادت به سه وعده غذا خوردن داشتند، با تدبیر آشپزهای ایرانی در اردوگاه‌های ثبت‌شده از مخلفات خورشت ناهار کم و برای شام مقداری آبگوشت درست می‌کردند، و در برخی اردوگاه‌ها که شیر خشک می‌خریدند، آن را با [[آب]] مخلوط کرده و با این کار بچه‌ها از پوست پرتقال، مایه تخمیر ماست درست می‌كردند که با آن، ماست می‌زدند و از جمع کردن ماست‌ها برای مدت 10 شب در ماه، شام نان و ماست درست می‌کردند. یا پوست پرتقال‌ها را می‌جوشاندند و با جیره خود، شکر می‌خریدند و چند شب نان و مربا می‌خوردند. البته در عموم اردوگاه‌ها شام همان [[آب]] و گوشت کمتر از دوسوم لیوان برای هر نفر بود. در ارتباط با اردوگاه‌های ثبت‌نشده، باید گفت در بیشتر ایام شام از آبگوشت تشکیل شده بود؛ از گوشت گاو، همراه با رب گوجه‌فرنگی و در موارد محدودی مرغ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    تقریباً هیچ‌گونه امکانی برای تهیه شام به‌وسیله خود اسیران وجود نداشت. ازآنجا‌که اسرای ثبت‌نشده هیچ‌گونه وجهی در [[اردوگاه]] دریافت نمی‌کردند، بنابراین برای آنها هیچ گزینه‌ای جز آنچه که در [[اردوگاه]] داده می‌شد، فراهم نبود که این مورد برای سیگار هم صدق می‌کرد. مقدار گوشتی که به هر اسیر می‌رسید، یک تکه کمتر از چهل گرم بود. ازنظر مقدار مرغ هم نصف مرغ با حدود دو کاسه معمولی [[آب]]، كه آن را بین ده نفر تقسیم می‌کردند؛ به‌طوری‌که به هر فرد حدود یک‌سوم الی نصف پیاله [[آب]] مرغ و تکه‌ای گوشت می‌رسید. در بعضی از ایام، به‌علت آنکه شام بعدازظهر پخت می‌شد و هوا گرم بود و ازطرف‌دیگر، گوشت مرغ زود فاسد می‌شد، فساد شام سبب شیوع اسهال در بین اسرا می‌شد؛ باید مشکلات توصیف‌نشدنی اسرا را به‌سبب محدودیت‌های زیاد در استفاده از دستشویی نیز درنظر گرفت؛ این محدودیت‌ها هنگام ابتلا به اسهال، بیشتر نمایان می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== [[نان در اسارت|نان]] ====&lt;br /&gt;
سهمیه نان روزانه هر اسیر، معمولاً دو عدد نان کوچک به نام «سمون» در شکل تقریباً بیضی شبیه به شیرینی شستی بود. به گفته آزادگان، عموماً وسط آن نپخته و خمیر بود که عده‌ای نمی‌توانستند آن را بخورند و خمیر آن را درمی‌آوردند و در آفتاب خشک می‌کردند؛ سپس آن را با دست آسیاب می‌كردند و در غذای شام یا با برنج ظهر مخلوط می‌كردند و می‌خوردند. در اردوگاه‌های ثبت‌شده گاهی خمیرها را جمع‌آوری و در مناسبت‌ها، با آن حلوا و زولبیا درست می‌کردند. این دو نان، سهمیه روزانه هر فرد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    توزیع نان به این‌صورت بود که با یک ماشین نظامی ایفا به داخل [[اردوگاه]] می‌آمد؛ مسئولان نان هر آسایشگاه، با در دست داشتن [[آمار]] برای تحویل نان به‌صورت دسته‌جمعی، به کنار ماشین می‌رفتند و نان خود را تحویل می‌گرفتند. بعد از توزیع کل نان، نمایندگان برمی‌گشتند و نان را بین اسرا تقسیم می‌کردند. این کار در ساعت حدود ده تا دوازده ظهر صورت می‌گرفت. معمولاً مسئولان مختلف در آسایشگاه، یک نان اضافی می‌گرفتند؛ برخی از مسئولان از گرفتن این سهمیه اضافی امتناع می‌كردند و کل نان به نسبت مساوی، با درنظر گرفتن کیفیت و بزرگی یا کوچکی نان، بین اسرا تقسیم می‌شد.( ←[[غذای اسارت|نان در اسارت]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== [[چای در اسارت|چای]] ====&lt;br /&gt;
برای هر نفر یک‌سوم لیوان پلاستیکی یا آلومینیومی چای شیرین داده می‌شد. در اردوگاه‌های ثبت‌نشده، مقدار این چای کمتر بود. مسئولان آسایشگاه سهمیه‌ای برای خود دریافت می‌کردند و برخی از آنان، از دریافت سهمیه امتناع و به نسبت مساوی بین اسیران تقسیم می‌کردند. در انتهای توزیع چای یا هر خوراکی دیگر، از چایی که بیشتر از سهمیه تعیین‌شده می‌آمد، به‌صورت نوبتی بین گروه‌های غذایی توزیع می‌کردند یا احیاناً در آسایشگاه کسی با شرایط خاص مانند بیماری اسهال و... قرار داشت، چای اضافی را به او می‌دادند. اهمیت چای در اردوگاه‌های [[صلیب سرخ]] ندیده در آن بود که تقریباً تنها چیز شیرینی بود که اسیران در روز مصرف می‌کردند و برای آنها بسیار لذت‌بخش بود.( ←[[غذای اسارت|چای در اسارت]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====  گوشت ====&lt;br /&gt;
گوشت‌هایی که به [[اردوگاه]] آورده می‌شد، در بیشتر موارد به‌صورت لاشه‌ای یخ‌زده بود که عموماً از کشورهایی مانند برزیل و استرالیا و فرانسه وارد می‌کردند. مرغ‌های واردشده به [[اردوگاه]] حدود نصف به نصف مرغ گرم و مرغ منجمد بود که در بیشتر موارد، مرغ‌های منجمد از کشور برزیل و فرانسه وارد می‌شد. حبوبات ازجمله عدس و لوبیا و برنج مصرفی اردوگاه‌ها، عمدتاً از امریكا و آرژانتین وارد شده بود. جالب آنکه نمک هم از مصر، عربستان و یا سایر کشورها وارد می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====  میوه و تنقلات ====&lt;br /&gt;
در اردوگاه‌های ثبت‌شده میوه از هر ده روز، به‌طور متوسط، یک هندوانه کوچک برای ده نفر یا سیب‌های بسیار ریز برای هر نفر یک عدد یا برای هر سه نفر یک پرتقال می‌دادند که گاهی برخی از میوه‌ها خراب بودند. تنقلات در اردوگاه‌ها نبوده است. در بعضی از [[اردوگاه]] ها به‌ندرت، مثلاً برای ‌کریسمس، شکلات توزیع می‌کردند؛ آن هم برای چند نفر یک شکلات. در اردوگاه‌های ثبت‌نشده، توزیع میوه به‌صورت نامنظم بود؛ گاهی در فاصله‌های ده روزه و بیشتر موارد، در فاصله‌های بیشتر، اما در برخی موارد نیز در هفته میوه داده می‌شد. از نظر کمّی، میوه‌هایی مانند سیب و پرتقال برای سه یا چهار نفر، یکی می‌دادند و به‌طور متوسط شاید بتوان گفت که هندوانه به هر پانزده الی بیست نفر، یک عدد می‌رسید که البته در اوایل [[اسارت و اسیران|اسارت]] مقدار میوه و تعداد وعده‌های آن، به مراتب کمتر بود. درخصوص تنقلات دیگر، باید گفت که به‌طور متوسط هر شش ماه یا بیشتر ممکن بود به مناسبت خاص شکلاتی بدهند؛ طوری‌که یکی از [[اسیران جنگ|اسیران]] ثبت‌نشده بیان داشت که فقط در طول [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] یک‌بار شکلات نقلی و آن هم به تعداد یک عدد برای هر ده نفر داده شده که با شکستن آن بر روی زمین سیمانی، بین [[اسرا]] تقسیم شد. تنقلات دیگری ازجمله کیک و شیرینی و... در مخیّله [[اسرا]] نمی‌گنجید. البته در بعضی از روزها، خرماخشك برای هر نفر یك عدد می‌دادند.( ← [[تنقلات و میوه در اسارت]]) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناسبت‌ها ==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین مناسبت، ماه مبارک رمضان بود که در اردوگاه‌ها برای سحری دال عدس، و وعده ناهار را هم به‌عنوان افطاری می‌دادند. خود [[اسرا]] در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های ثبت‌شده با خمیر و شکر زولبیا می‌پختند. درهمه اردوگاه‌ها، امکان روزه گرفتن در ایام ماه مبارک فراهم بود، طوری‌که زمان توزیع غذا با ایام ماه مبارک تنظیم می‌شد، اما ازنظر مقدار و نوع غذا، هیچ‌گونه فرقی با سایر ایام نداشت؛ فقط زمان توزیع غذا را عوض می‌کردند. گاهی غذای سحری را قبل از بسته شدن درِ آسایشگاه‌ها می‌دادند که ارتباط با درجه امنیتی بودن [[اردوگاه]] داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    برای ایام محرم، خود [[اسرا]] گاهی با خمیر نان و شکر، حلوا می‌پختند. برای عید نوروز هم این امر تکرار می‌شد. با حقوق 1500 فلسی کمی بیسکوئیت و شکر و روغن، از [[حانوت]] تهیه می‌کردند تا با آن حلوا و شیرینی تهیه کنند. در اردوگاه‌های ثبت‌نشده به‌علت آنکه حقوقی به [[اسرا]] تعلق نمی‌گرفت، تقریباً داشتن غذایی غیر از آنچه می‌دادند، ممکن نبود و داشتن اختیار برای خوردن، به‌ندرت پیش می‌آمد؛ طوری‌که در طول [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، به تعداد کمتر از انگشتان یک دست گفته شد که معادل با مقدار خاصی پول عراقی می‌توانید اقلامی ازقبیل شیره خرما خریداری کنید که بعد از تهیه شیره، برخی از [[اسرا]] شیرینی درست می‌كردند و به مناسبت جشن نیمه شعبان بین سایرین پخش می‌شد. این قضیه از دیدگاه عراقی‌ها هم این‌قدر غیرمنتظره بود که بعضی از مسئولین عراقی نسبت به موضوع حساسیت نشان دادند. ازطرف عراقی‌ها برای برخی مناسبت‌ها، که مربوط به خودشان بود، ازقبیل جشن تأسیس ارتش عراق، سالگرد تأسیس حزب بعث، یا سالگرد به قدرت رسیدن صدام، شکلاتی به [[اسیران جنگ|اسیران]] می‌دادند&amp;lt;ref&amp;gt;ایزدی، حجت ، رزم‌خواه، علی (۱۳۸۹). «حقوق اسیران جنگی از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه و اسلام». همایش منطقه‌ای علوم سیاسی و روابط بین‌الملل از دیدگاه اسلام. شهرضا: دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قابل بازیابی از&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.civilica.com/Paper-SHAREZAPOLITIC01-SHAREZAPOLITIC01_049.html http://www.civilica.com/Paper-SHAREZAPOLITIC01][http://www.civilica.com/Paper-SHAREZAPOLITIC01-SHAREZAPOLITIC01_049.html AREZAPOLITIC01_049.html]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نگارش این مقاله براساس گفت‌وگو با آزادگان جنگ تحمیلی آقایان: مجید ازهاری، مرتضی اصلانی، سید خلیل بطحایی، مصطفی بهرامیون، کریم خان‌عمو، محمد رمضانی، تورج ستاریان، محمدحسین صیادیان، مبین غایبلو، و نادر فاضل اللهی انجام شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;.(← [[غذای اسارت در مناسبت ها]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آشپزخانه در اسارت]] &lt;br /&gt;
* [[غذای اسارت]]&lt;br /&gt;
* [[تغذیه اسیران]]&lt;br /&gt;
* [[غذای اسارت در مناسبت ها]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
مرتضی واحدپور&lt;br /&gt;
[[en:Cooking_%26_Kitchen]]&lt;br /&gt;
[[رده:آشپزی و آشپزخانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:غذای اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آشپزخانه در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:غذای اسارت در مناسبت ها]]&lt;br /&gt;
[[en:Cooking &amp;amp; Kitchen]]&lt;br /&gt;
[[ar:الطبخ والمطبخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%AE&amp;diff=11928</id>
		<title>استنساخ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%AE&amp;diff=11928"/>
		<updated>2026-08-13T19:04:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* برای مطالعه بیشتر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;ابزار و شیوه‌های نسخه‌برداری.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب و دور از ذهن نبود که اسیران ایرانی در [[اسارت و اسیران|اسارت]]، شیوه جدیدی از زندگی را در پیش گیرند و کمبودها و سختی‌ها را به فرصتی برای ادامه زندگی تبدیل کنند. آنها ثابت کردند که بدخواهی‌های دشمنان نه تنها سدی مقابل اراده و هدفشان نیست، بلکه باعث شکوفایی و خلاقیت آنها نیز می‌شود. دیری نپایید که متوجه شدند محیط بسته اسارت، فشارهای روحی، تحمل تنهایی و دوری از وطن، دلتنگی‌های مکرر برای [[خانواده]] و [[شکنجه]] دشمن باعث انزوا و افسردگی خواهد شد. ازاین‌رو برای جست‌وجوی معنویت و شاد زیستن بیکار ننشستند و با حداکثر استفاده از توانمندی‌های فکری و خلاقیت‌های ذاتی خود تلاش كردند که ضمن یافتن تصویری جدید از زندگی در این شرایط سخت، با دنیای اطراف خود ارتباط بهتری برقرار كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهم‌ترین راه برقراری ارتباط وجود [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] بود. آنها به این موضوع پی بردند که برای اطلاع از خبرها و حوادث پیش‌آمده، برای متحد شدن و تقویت ایمان خویش به [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] نیاز دارند. داشتن [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] و [[قلم در اسارت|قلم]] برای [[اسرا]] گاه ممنوع و گاه با محدودیت‌ همراه بود؛ [[کاغذ در اسارت|كاغذ]] و [[قلم در اسارت|قلم]] در اردوگاه‌های [[صلیب سرخ]] ندیده تا آخر [[اسارت و اسیران|اسارت]] ممنوع بود و در سایر اردوگاه‌ها نیز، بسته به شرایط مختلف، محدودیت‌ها متفاوت بود. داشتن مدادی پنج سانتی‌متری باعث می‌شد که فرد به مدت طولانی، گاهی تا یک ماه، همراه با ضرب‌وشتم به زندان فرستاده شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  قلم در اسارت ==&lt;br /&gt;
[[قلم در اسارت|قلم]] یکی از ابتدای‌ترین وسایل برای نوشتن بود که اسرای ایرانی در اختیار نداشتند. یکی از راه‌هایی که آنها را به [[قلم در اسارت|قلم]] می‌رساند، عبور از خط قرمز بود. در روزهای پرداخت حقوق، عراقی‌ها برای گرفتن امضا به اسرای ایرانی خودکار می‌دادند که در این فرصت، آنها مغزی خودکار را عوض می‌کردند و برای اینکه عراقی‌ها متوجه خالی بودن خودکار نشوند، از قبل چوبی آتش می‌زدند تا کاملاً زغال شود. سپس این ماده سیاه را درون مغزی خودکار می‌كردند كه تا ته خودکار بالا می‌آمد و فقط نوکش رنگ داشت. این مغزی را سریع جا می‌زدند و امضا می‌کردند. هفت یا هشت نفر که امضا می‌کردند، تمام می‌شد. عراقی‌ها با نگاه به خودکار، فکر می‌کردند که خراب شده، آن را کنار می‌گذاشتند و با خودشان می‌بردند. [[اسرا]] باید این کار را طوری انجام می‌دادند که پنج شش نفر عراقی که دور میز بودند، متوجه نشوند&amp;lt;ref&amp;gt;نوذری، فرامرز (1392). [[خاکریز پنهان]]. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر برداشتن خودکار از نمایندگان [[صلیب سرخ]] بود. یکی از [[اسرا]] با بر[[نامه]] قبلی به جعبه خودکاری که در دست نماینده [[صلیب سرخ]] بود، ضربه‌ای می‌زد و با این حرکت، همه خودکارها روی زمین می‌ریخت و در چشم‌برهم‌زدنی، اثری از خودکارها بر روی زمین نبود. نمایندگان [[صلیب سرخ]] گاهی عصبانی می‌شدند و [[اعتراض]] می‌کردند و گاهی هم از این پیشامد چشم‌پوشی می‌کردند. اما این خودکارها، بعد از مدتی تمام می‌شد و ناچار به تعویض آن می‌شدند. در مواقعی كه اسرا نیاز ضروری به خودکار پیدا می‌کردند، کار را به مسئول نظافت اتاق نگهبان می‌سپردند. او با سرنگ از خودکارِ روی میزِ کار عراقی‌ها جوهر می‌کشید و داخل مغزی خالی خودکار خودشان می‌ریخت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید از قلم‌هایی که با این دردسر به‌دست می‌آمد، به‌خوبی محافظت می‌شد. عده‌ای از [[اسرا]] مسئول مخفی کردن این [[قلم در اسارت|قلم‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها بودند. آنها را داخل تیوپ خمیر دندان‌های مصرف‌شده، داخل قوطی‌های پُر از شیر خشک و همچنین حاشیه پتوها و بعضی وقت‌ها درعصاها مخفی می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). دانستنی‌های آزادگان. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.( [[قلم در اسارت]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کاغذ در اسارت ==&lt;br /&gt;
دومین چیزی که [[اسرا]] برای نوشتن بدان نیاز داشتند [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] بود. شایع‌ترین روش برای تأمین [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] استفاده از پاکت سیگار (کاغذ لف) بود؛ کاغذهایی که در آن توتون پیچیده می‌شد و به‌عنوان سیگار به‌کار می‌رفت. پاکت سیمان یا کارتن‌های پودر لباسشویی و مواد مشابه، از دیگر منابع تأمین کاغذ بود؛ بدین‌شکل که ابتدا [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] پاکت سیمان یا کارتن را در [[آب]] قرار می‌دادند تا کاملاً خیس بخورد، سپس لایه‌های آن را با دقت از هم جدا و در زیر نور خورشید خشک می‌کردند. در نهایت، این [[کاغذ در اسارت|کاغذ]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها را به‌صورت تکه‌های کوچک و به ابعاد گوناگونی مثلاً ده در ده سانتی‌متر می‌بریدند، برای استفاده به‌صورت دفترچه درمی‌آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرای ایرانی بارها اعتراض خود را به مأموران [[صلیب سرخ]] برای ممنوع بودن [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] اعلام كرده بودند، ولی دولت عراق اهمیتی نمی‌داد. سرانجام در اوایل ۱۳۶۴ دولت عراق به کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] اجازه داد تا [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] در اختیار اسرای ایرانی قرار بدهند. البته این اجازه به معنی آزادی مطلق استفاده از [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] نبود. عراقی‌ها، که می‌دانستند [[اسرا]] علاقه زیادی به نوشتن دارند، [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]] را وسیله‌ای برای اذیت و آزار آنها قرار می‌دادند. به بهانه‌های مختلف وسایل نوشتن را به‌عنوان تنبیه از كلّ [[اردوگاه]] جمع می‌کردند و پس از گذشت مدتی، با شرط‌های جدیدی به اسرا می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اردوگاه‌های مفقودین از همین حق نصفه‌ونیمه هم محروم بودند. در هر نوبت مراجعه نمایندگان  [[صلیب سرخ]] به اردوگاه،‌ یک خودکار و یک دفتر چهل‌برگ در اختیار هر اسیر قرار می‌گرفت؛ البته عراقی‌ها قبل از آن، دفتر و خودکار ماه قبل را جمع می‌كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه‌بر [[قلم در اسارت|قلم]] و [[کاغذ در اسارت|کاغذ]]، کتاب‌های قرآن، نهج‌البلاغه، مفاتیح، کتاب‌های درسی دبیرستان و کتاب‌های آموزشی زبان انگلیسی مورد درخواست [[اسرا]] از نمایندگان [[صلیب سرخ]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا به هر آسایشگاه یک جلد قرآن می‌دادند كه با گذشت زمان بیشتر هم شد، اما سربازان عراقی بیشتر مواقع نهج‌البلاغه و مفاتیح را از [[اسرا]] می‌گرفتند و به بهانه‌های واهی به آنها پس نمی‌دادند. به‌همین‌خاطر اسرای ایرانی به فکر [[نسخه برداری]] از کتاب‌ها، دعاها و موضوعات خاصی که از ایران به یاد داشتند افتادند. به‌این‌ترتیب، اگر کتاب‌های منبع را در دست نداشتند، می‌توانستند با دست به دست کردنِ این نسخه‌ها همچنان مطالعه داشته باشند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. در [[اردوگاه موصل، جلد3(کتاب)|اردوگاه موصل]]، زمانی‌که نهج‌البلاغه به دست [[اسرا]] رسید، حاج‌آقا [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]] به عده‌ای پیشنهاد کرد که از روی آن در چند جلد نسخه‌برداری كنند و آنها را زیر خاک مخفی سازند تا زمانی‌که عراقی‌ها نهج‌البلاغه را از اسرا گرفتند، از این نسخه‌ها استفاده شود. افراد خوش‌ذوقی هم در اردوگاه بودند که در جلسات سخنرانی و تفسیر نهج‌البلاغه حاج‌آقا [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]] شرکت و سخنان ایشان را روی کاغذهای لف یادداشت‌برداری می‌كردند و سپس در اختیار اسرا قرار می‌دادند تا در طول سال مطالعه کنند. حاصل دسترنج و نسخه‌برداری آن‌ سال‌ها، اکنون در دو جلد کتاب تحت عنوان [[منشور پاکی و خدمتگزاری]] به چاپ رسیده است که جایگاه خاصی در ادبیات [[مقاومت]] آزادگان دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عده‌ای از [[اسرا]] نیز مسئول نوشتن اخباری بودند که از [[رادیو]] پخش می‌شد و عده‌ای دیگر از روی آن [[نسخه برداری]] و در اردوگاه‌های دیگر پخش می‌کردند. ([[رادیو]] ) بسیاری از خبرها نیز ازطریق بیمارانی که به بیمارستان‌های شهر اعزام می‌شدند به اردوگاه‌های دیگر منتقل می‌شد. خبر را روی کاغذهای لف می‌نوشتند؛ سپس داخل کپسول حاوی خبر دست به دست می‌شد و در اختیار دیگر [[اسرا]] قرار می‌گرفت&amp;lt;ref&amp;gt;رجایی، غلامعلی (1395). سیره ابوترابی. چ دوم. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه كنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[نامه نگاری]]&lt;br /&gt;
* [[نسخه برداری]]&lt;br /&gt;
* [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]]&lt;br /&gt;
* [[رسانه و خبر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای مطالعه بیشتر ==&lt;br /&gt;
حسینی‌پور، سید ناصر (1395). [[پایی که جا ماند]]. چ 46. تهران: سوره مهر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
پروین کاشانی‌زاده&lt;br /&gt;
[[رده:استنساخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:نسخه بردازی از قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:نسخه برداری دروس]]&lt;br /&gt;
[[رده:نسخه برداری مفاتیح و نهج البلاغه]]&lt;br /&gt;
[[رده:قلم در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کاغذ در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[en:Making Copies]]&lt;br /&gt;
[[ar:الاستنساخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11927</id>
		<title>بازجویی در دوران اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11927"/>
		<updated>2026-08-13T18:07:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[بازجویی در اسارت|بازجویی]] از اسیر جنگی فرایندی اطلاعاتی ـ امنیتی است که با هدف کسب اطلاعات نظامی، عملیاتی یا امنیتی از افراد به‌اسارت‌درآمده انجام می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1390). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش&#039;&#039;.&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع بازجویی با بازجویی قضایی تفاوت ماهوی دارد؛ زیرا در بازجویی قضایی، هدف کشف حقیقت درباره یک اتهام در چارچوب قوانین و با رعایت حقوق متهم است، در حالی که در بازجویی نظامی، هدف اصلی دستیابی به اطلاعاتی است که بتواند در تصمیم‌گیری‌های نظامی، امنیتی یا اطلاعاتی مؤثر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق، اسیران ایرانی از نخستین ساعات [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] تا پایان دوران اقامت در اسارتگاه‌ها، در مراحل و مکان‌های مختلف مورد [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] قرار می‌گرفتند. این بازجویی‌ها بسته به زمان، مکان، شرایط عملیاتی، جایگاه نظامی اسیر و اهداف بازجویان، از نظر شیوه اجرا و نوع پرسش‌ها متفاوت بود. [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان نشان می‌دهد که بازجویی تنها به روزهای نخست اسارت محدود نمی‌شد، بلکه در بسیاری از موارد در طول سال‌های اسارت نیز ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه، رفتار با اسیران جنگی تابع مقررات کنوانسیون سوم ژنو (۱۹۴۹)&amp;lt;ref&amp;gt;کنوانسیون سوم ژنو درباره رفتار با اسیران جنگی (۱۹۴۹).&amp;lt;/ref&amp;gt; است. بر اساس این کنوانسیون، اسیر جنگی موظف است تنها اطلاعات هویتی مشخصی را ارائه کند و هرگونه اجبار، [[شکنجه]] یا رفتار تحقیرآمیز برای اخذ اطلاعات ممنوع است. با این حال، در [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] بسیاری از آزادگان، موارد متعددی از اعمال فشار جسمی و روانی در جریان بازجویی‌ها گزارش شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهداف بازجویی ==&lt;br /&gt;
بررسی [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و منابع منتشرشده نشان می‌دهد که بازجویان عراقی بسته به شرایط [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و وضعیت اسیر، اهداف گوناگونی را دنبال می‌کردند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بود از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی اهداف و نتایج عملیات‌های نظامی ایران؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب اطلاعات درباره زمان و محل عملیات‌های آینده؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی سازمان رزم، یگان‌ها و فرماندهان؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهی از میزان نیرو، تجهیزات و [[امکانات]] رزمی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستیابی به اسناد، نقشه‌ها، کالک‌های عملیاتی و رمزهای مخابراتی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اطلاع از تلفات، [[اسیران جنگ|اسیران]] و غنائم جنگی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی نیروهای اطلاعات عملیات، سپاه پاسداران، روحانیون، فرماندهان و افراد مؤثر؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب اطلاعات درباره وضعیت روحیه نیروهای ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره استقرار [[اسیران جنگ|اسیران]] در اسارتگاه‌ها، اهداف [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] تغییر می‌کرد و بیشتر بر کنترل فضای داخلی اسارتگاه متمرکز می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مراحل و مکان‌های بازجویی ==&lt;br /&gt;
[[بازجویی در اسارت|بازجویی]] از [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی را می‌توان به چهار مرحله اصلی تقسیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. بازجویی در محل اسارت ===&lt;br /&gt;
نخستین بازجویی معمولاً در ساعات اولیه پس از اسارت و در خطوط مقدم یا پایگاه‌های مرزی انجام می‌شد. در این مرحله، اسیر غالباً به دلیل خستگی، جراحت، تشنگی، فشار روانی و بی‌اطلاعی از سرنوشت خود، در وضعیت آسیب‌پذیری قرار داشت. به همین دلیل، این مرحله از نظر اطلاعاتی برای بازجویان اهمیت ویژه‌ای داشت&amp;lt;ref&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). [[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] در مراکز اطلاعاتی و [[استخبارات]] ===&lt;br /&gt;
پس از انتقال اسیران، بسیاری از آنان به مراکز اطلاعاتی و امنیتی عراق منتقل می‌شدند. در این مراکز، بازجویی‌ها تخصصی‌تر و با هدف تکمیل اطلاعات نظامی انجام می‌گرفت. در برخی روایت‌ها، اعمال فشارهای جسمی و روانی، تهدید، محرومیت از خواب، استفاده از فریب، وعده‌های دروغین یا تبلیغات روانی از جمله روش‌های مورد استفاده بازجویان گزارش شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] در زندان‌ها ===&lt;br /&gt;
برخی [[اسیران جنگ|اسیران]] پیش از انتقال به اسارتگاه یا به دلیل شرایط خاص، مدتی را در زندان‌های عراق سپری می‌کردند. بازجویی در این مرحله غالباً با هدف تکمیل اطلاعات یا بررسی فعالیت‌های احتمالی اسیر انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۴. [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] در اسارتگاه‌ها ===&lt;br /&gt;
[[بازجویی در اسارت|بازجویی]] در اسارتگاه‌ها معمولاً در پی وقوع رویدادهای خاص انجام می‌شد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلاش برای [[فرار]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف فعالیت‌های فرهنگی یا آموزشی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اعتراض]] یا [[اعتصاب در اسارت|اعتصاب]] [[اسیران جنگ|اسیران]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاری مراسم مذهبی یا مناسبت‌های ملی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف [[رادیو]] یا وسایل ارتباطی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی مسئولان آسایشگاه‌ها یا افراد اثرگذار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله، هدف اصلی بازجویان بیشتر حفظ کنترل اسارتگاه و شناسایی سازمان غیررسمی [[اسیران جنگ|اسیران]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه‌های بازجویی ==&lt;br /&gt;
بر اساس [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان، شیوه‌های [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] متناسب با شرایط زمانی و شخصیت اسیر متفاوت بود. مهم‌ترین روش‌های گزارش‌شده عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش‌های مکرر و تکراری؛ مقایسه پاسخ‌های [[اسیران جنگ|اسیران]] با یکدیگر؛ ایجاد تناقض در پاسخ‌ها؛ تهدید و ارعاب؛ اعمال فشار جسمی و روانی؛ محرومیت از خواب یا استراحت؛ استفاده از تطمیع و وعده‌های مختلف؛ تلاش برای جلب اعتماد اسیر با رفتار دوستانه؛ بهره‌گیری از فیلم‌برداری یا مصاحبه‌های تبلیغاتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازجویی در اسارت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حقوق بین الملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:بازجویی در اسارت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=11926</id>
		<title>حقوق بین الملل و اسیران جنگی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=11926"/>
		<updated>2026-08-13T18:04:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* برای مطالعه بیشتر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مقررات بین‌المللی مرتبط با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]].&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقوق بین‌الملل بشردوستانه شاخه‌ای از حقوق بین‌الملل است که قواعد حاکم بر رفتار طرف‌های جنگ از حیث کاربرد سلاح و حمایت از غیرنظامیان، مجروحان و [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] را مشخص می‌كند. مقررات ناظر بر نحوه رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] و حمایت از آنان، به شکل کنونی و در قالب اسناد بین‌المللی، یک دستاورد مهم بشری است که ریشه تاریخی دارد و به‌ویژه آموزه‌های ادیان الهی از عوامل سازنده آن است. این وضعیت به‌تدریج شکل گرفته است. در دوران باستان و قرون وسطی، [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] به مفهوم امروزی معنی نداشته است و آنان از لحاظ جانی و مالی در اختیار شخص اسیرکننده یا مقامات نظامی کشور اسیرکننده قرار می‌گرفتند. اما امروز به موجب حقوق بین‌الملل، [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر]] در اختیار افراد و نیروهای نظامی اسیرکننده نیست بلکه در اختیار دولت است و هم او باید پاسخگوی وضعیت اسیر باشد. تاریخ گویای این واقعیت تلخ است که رفتار اروپایی‌ها با [[اسیران جنگ|اسیران]] جنگ‌های صلیبی توأم با [[شکنجه]] و ایذا بوده است. این در حالی است که تاریخ اسلام مملو از جریانات و رویدادهایی است که بیانگر رفتار پسندیده و انسانی اسلام در قبال جنگجویان دشمن است که به [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیروهای اسلام درمی‌آمده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ضیایی بیگدلی، محمدرضا (۱۳۹۱). اسلام و حقوق بین‌الملل. تهران: گنج دانش،ص.194-201.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتکار آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] در مقابل [[آموزش]] خواندن و نوشتن در نخستین جنگ مسلمانان، نمونه‌ای از این رویکرد اسلام است. بااین‌حال، نهضت تنظیم اسناد بین‌المللی حمایت از [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] در دوره معاصر از جنگ‌های داخلی اروپا و به مدد جریان بشردوستانه [[صلیب سرخ]] و افراد خیراندیشی چون آنری دونان سوئیسی آغاز شد و نهضت جهانی جمعیت‌های [[صلیب سرخ]] و [[هلال احمر]] را در پی داشت. شروع هر دو جنگ جهانی اول و دوم در اروپا و خسارات مادی و معنوی وصف‌ناپذیر ازجمله [[اسارت و اسیران|اسارت]] میلیون‌ها نفر در این جنگ‌ها، زمینه فکری و عملی استقبال از این جریان بشردوستانه را فراهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع حقوقی ==&lt;br /&gt;
قواعد رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] که ریشه تاریخی داشته و اغلب به‌صورت عرف رایج بود، امروزه در قالب اسناد بین‌المللی مشخص شده است که مهم‌ترین آن به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- عهد[[نامه]] ۷ ژوئیه ۱۹۲۹ ژنو در زمینه بهبود وضعیت [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کنوانسیون سوم ژنو ۱۲ اوت ۱۹۴۹ در مورد رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پروتکل‌های ۱۹۷۷ الحاقی به کنوانسیون‌های چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مجموعه قواعد عرفی حقوق بین‌الملل بشردوستانه. (قواعد ۱۱۸ تا ۱۲۸)، تدوین‌شده توسط هیئت متخصصان [https://unstudies.ir/tag/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87/ حقوق بین‌الملل بشردوستانه] تحت اشراف و مدیریت کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] ==&lt;br /&gt;
مطابق ماده ۲ کنوانسیون سوم ژنو، این سند اختصاص به مخاصمات بین‌المللی یعنی درگیری‌های نظامی بین دولت‌ها دارد، در نتیجه [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] یا زندانی جنگی که از حمایت‌های این معاهده و دیگر اسناد ژنو برخوردار است تنها رزمندگان بازداشت‌شده در مخاصمات بین‌المللی را شامل می‌شود. بنابراین، زندانیان جنگی در مخاصمات مسلحانه داخلی، [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] نیستند و تحت حمایت قوانین داخلی کشور محل درگیری، حقوق بین‌الملل بشر و قواعد عرفی و اصول بشردوستانه هستند. البته درگیری‌های نظامی که جنبش‌های آزادی‌بخش به نمایندگی از یک ملت برای تعیین سرنوشت خود و رهایی از استعمار یا اشغال نظامی یا تبعیض نژادی در آن مشارکت دارند، در حکم یک مخاصمه بین‌المللی است (بند ۴ ماده ۱ پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷) و رزمندگان بازداشت‌شده در این نوع مخاصمه [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] محسوب می‌شوند. براساس ماده ۴ معاهده سوم ۱۹۴۹ ژنو و ماده ۴۳ و ۴۴ پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷ افراد زیر که به دست دشمن بیفتند [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] هستند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.icrc.org/ کمیته بین‌المللی صلیب سرخ]، قواعد اساسی کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل‌های الحاقی ۱۹۷۷ (۱۳۹۰)، هاجر سیاه رستمی (مترجم)، [https://unstudies.ir/tag/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87/ دبیرخانه کمیته ملی حقوق بشردوستانه]، تهران.&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اعضای نیروهای مسلح و نیروهای داوطلب که جزو نیروهای مسلح مزبور باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چریک‌ها و سایر نیروهای داوطلب و اعضای جنبش‌های [[مقاومت]] وابسته به یک طرف مخاصمه مشروط بر اینکه دارای فرماندهی مسئول، علامت مشخصه مانند یونیفورم خاص، حمل علنی سلاح و رعایت قوانین جنگ باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کارکنان غیرنظامی نیروهای مسلح مانند کارکنان هواپیماهای جنگی، نیروهای پشتیبانی و خبرنگاران جنگی و موارد مشابه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کارکنان نیروهای دریایی بازرگانی و هواپیمایی کشوری طرف‌های مخاصمه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اهالی سرزمین‌های اشغال‌شده که به‌صورت ناگهانی و بدون تشکیلات منظم برای مبارزه با دشمن اسلحه به‌دست می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    اشخاص ذیل نیز استحقاق برخورداری از مقررات ناظر بر رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] را دارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اعضای نیروهای مسلح کشور اشغال‌شده که در سرزمین‌های اشغالی بازداشت می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بازداشت‌شدگان نظامی در کشور بی‌طرف. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اعضای پرسنل مذهبی و پزشکی غیررزمنده که بخشی از [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح]] هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چنانچه در مورد وضعیت یک نیروی بازداشتی تردید باشد، دادگاه صالح کشور بازداشت‌کننده تصمیم‌گیری می‌كند. جاسوسان(←[[جاسوسی]] ) و مزدوران از وضعیت [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کسی که در جنگ شرکت کند، اما [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] محسوب نگردد، علاوه‌بر حقوق مصرح وی در کنوانسیون چهارم، باید از حقوق اولیه احترام به شخصیت انسانی برخوردار شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حمایت از [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] ==&lt;br /&gt;
خطوط کلی حمایت از [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] برپایه کنوانسیون سوم ژنو و پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷به شرح زیر است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] در اختیار دولت دشمن هستند نه در اختیار اشخاص یا نیروهایی که آنها را اسیر کرده‌اند. بنابراین قطع‌نظر از مسئولیت شخصی که ممکن است موجود باشد، دولت بازداشت‌کننده مسئول رفتاری است که با [[اسیران جنگ|اسیران]] مزبور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] باید در هر زمان با انسانیت رفتار شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتار انسانی واجد جنبه‌های زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- برخورداری از احترام، شرافت و حیثیت شخصی (ماده ۱۴ کنوانسیون سوم و ماده ۷۵ پروتکل اول الحاقی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- احترام به تمامیت جسمانی و ممنوعیت قتل (ماده ۷۵ پروتکل اول الحاقی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ممنوعیت هر گونه عمل غیرقانونی که موجب فوت یا مخاطره شدید سلامت اسیر شود (ماده ۱۳ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ممنوعیت هر نوع جراحی یا آزمایش پزشکی یا علمی بر اسیر بدون مجوز درمان پزشکی یا منفعت او (ماده ۱۳ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- حمایت در مقابل [[شکنجه در اسارت|شکنجه]] و اعمال [[خشونت در اسارت|خشونت‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;بار(ماده ۱۳ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ممنوعیت اقدامات مقابله‌به‌مثل در تعامل با [[اسیران جنگ|اسیران]] (ماده ۱۳ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رفتار یکسان و بدون تبعیض با [[اسیران جنگ|اسیران]] براساس نژاد، ملیت، مذهب، عقیده سیاسی و مانند آن مگر مزایای ناظر به درجه و جنسیت اسیران (ماده ۱۶ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط نگه‌داری اسیران جنگی ==&lt;br /&gt;
- دولت بازداشت‌کننده مسئولیت نگه‌داری و رفاه اسیران را به‌صورت رایگان بر‌عهده دارد. داشتن سرپناه مناسب، غذا و لباس و برخورداری از مراقبت پزشکی (ماده ۱۵ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- آزادی انجام فرائض مذهبی، فعالیت‌های ورزشی و فکری (ماده ۳۴ و ۳۸ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسرای جنگی به‌استثنای درجه‌داران را می‌توان به‌کار گرفت. [[اسرا]] نباید وادار شوند فعالیت‌های نظامی، کارهای خطرناک که سلامتی آنها را به خطر اندازد یا تحقیر‌آمیز باشد انجام دهند. (ماده ۴۹ و ۵۲ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- حق بر دریافت کمک از موسسات امدادی و بشردوستانه (ماده ۶۳ کنوانسیون سوم).(←[[مقرری ماهانه اسرا|مقرری ماهانه اسرا)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- حق تعیین نمایندگان اسیران جنگی برای همکاری در اداره امور آنان (ماده ۷۹ کنوانسیون سوم).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسرا باید بتوانند اخبار اسارت خود را به خانواده‌هایشان و بخش مرکزی کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] اطلاع دهند. (ماده ۷۰ کنوانسیون سوم ژنو).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسرا حق دارند شکایات و درخواست‌های خود را به نمایندگان نیروهای حمایت‌کننده مانند نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]]، که از [[اردوگاه]] آنان بازدید می‌کنند، ارجاع دهند یا خود به‌طور مستقیم یا ازطریق نماینده خود به گفت‌وگو و مذاکره بپردازند (ماده ۷۸ کنوانسیون سوم ژنو)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قوانین و مقررات نظامی ==&lt;br /&gt;
مطابق ماده ۸۲ کنوانسیون سوم ژنو، [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] مشمول قوانین، مقررات و نظمی خواهند بود که در نیروهای مسلح دولت بازداشت‌کننده اجرا می‌شود. بنابراین، مجازات‌های انضباطی توسط فرمانده بازداشتگاه و طبق مقررات نظامی حاکم اعمال می‌شود. اما مجازات‌های قضایی باید توسط دادگاه نظامی و با تضمینات آیین دادرسی که حقوق قضایی اسیر تحت محاکمه ازجمله حق دفاع را رعایت کند اعمال شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ اسیر جنگی ==&lt;br /&gt;
در صورت فوت [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]]، شرایط تدفین باید با احترام و در صورت امکان برطبق اصول مذهبی خود به خاک سپرده شود و قبور آنان محترم شمرده شود. اطلاعات اسیر متوفی ثبت شده و قبر او دارای علائمی باشد که پیدا کردن آن مقدور باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی و بازگشت اسیران ==&lt;br /&gt;
اسرای جنگی، که برطبق نظر پزشک دارای بیماری شدید یا زخمی هستند، بایستی به‌طور مستقیم به کشور خود اعزام شوند؛ مطابق ماده ۱۱۸ کنوانسیون سوم ژنو، [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] بلافاصله بعد از خاتمه مخاصمات فعال باید آزاد و به کشور خود برگردند. علی‌رغم این، در اغلب جنگ‌ها [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] بعد از سپری شدن مدت‌ها از پایان جنگ در اردوگاه‌های اسارت باقی مانده‌اند؛ چه اینکه همیشه بین دولت‌های طرف مخاصمه، مسائل و اختلافاتی فراتر از آزادی اسیران وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای ملی مقررات حمایت از [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] ==&lt;br /&gt;
درحال‌حاضر، قریب به اتفاق کشورها عضو کنوانسیون‌های چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو هستند و متعهدند برای اجرای مقررات این اسناد اقدامات لازم را در سطح ملی انجام دهند. کنوانسیون سوم راجع به رفتار با اسیران جنگی همین وضع را دارد و به‌عنوان قانون ملی این کشورها محسوب می‌شود. تنظیم و تصویب مقررات ملی در زمینه حمایت از [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]]، ابلاغ دستورالعمل‌های نظامی برای نیروهای مسلح در خصوص رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]]، انعقاد موافقت‌نامه و همکاری با کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] برای بازدید از بازداشتگاه‌های اسرای جنگی، وجود نهاد ملی برای پیگیری اجرای این مقررات، ترتیباتی است که در زمینه اجرای حقوق بشردوستانه ازجمله  مقررات حمایت از اسیران پیش‌بینی شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;حقوق بین‌الملل بشردوستانه ناظر بر حمایت از افراد در درگیری‌های مسلحانه (مجموعه اسناد ژنو)، [https://unstudies.ir/tag/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87/ کمیته ملی حقوق بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران]، سیاه رستمی و دیگران (گرد آوری و ترجمه)، تهران، ۱۳۸۹، [https://uast.rcs.ir/ موسسه آموزش عالی هلال ایران].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سازمان‌های بین‌المللی و [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] ==&lt;br /&gt;
سازمان ملل متحد مهم‌ترین سازمان بین‌المللی جهانی است که انتظار می‌رود در امر نظارت بر اجرای قواعد بین‌المللی مربوط به [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] فعال باشد. در جنگ عراق علیه ایران، به‌سبب مواضع قدرت‌های اصلی عضو شورای [[امنیت]] ملل متحد عملکرد برجسته و حتی قابل‌قبولی در زمینه نظارت بر اجرای مقررات بشردوستانه زمان جنگ مشاهده نمی‌شود. بااین‌حال، در مواردی و تحت تاثیر افکار عمومی و مصالح این اعضا اقداماتی واقع شده است. اعزام هیئت تحقیق این سازمان برای بررسی وضعیت [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] ایران و عراق در سال‌های میانی جنگ از این دست اقدامات است که شرح کوتاهی در این‌باره ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کمیته ویژه [https://www.un.org/ سازمان ملل] در مورد وضعیت [[اسرا|اسیران ایرانی]] و عراقی ==&lt;br /&gt;
بعد از حادثه [[اردوگاه]] اسیران عراقی در گرگان در مورخ هجدهم مهر 1363 (10 اكتبر1984)، دولت عراق در سوم آبان 1363 (25 اكتبر1984) از خاویر پرز دکوئیار دبیركل وقت سازمان ملل متحد تقاضای تحقیق در این مورد را كرد و جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن پذیرش‌ تحقیق، آن را منوط به تحقیق متقابل از اردوگاه‌های اسیران ایرانی در عراق نمود. دبیركل هیئتی را مركب از حقوق‌دانان بین‌المللی و کارشناسان امر تعیین كرده و این هیئت در فاصله روزهای 21 تا 27 دی‌ماه 1363 (11 تا 17 ژانویه 1985) از عراق و از 28 دی‌ماه تا پنجم بهمن 1363 (18 تا 25 ژانویه 1985) از ایران دیدن كرد و گزارش خود را در بیستم بهمن‌ماه 1363 (9 فوریه 1985) به دبیركل [https://www.un.org/ سازمان ملل] ارائه داد و گزارش مزبور با مشخصات زیر منتشر شد&amp;lt;ref&amp;gt;UN.Doc/s/1696, 22 February 1985&amp;lt;/ref&amp;gt;: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    در پاراگراف 115 گزارش 22 فوریه 1985 این هیئت آمده است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما طی بازدیدهای خود از اردوگاه‌های اسرای جنگی در عراق، نمونه‌های فراوانی را مبنی‌بر اعمال [[خشونت های فیزیکی در اسارت|خشونت جسمانی]] و بدرفتاری در اردوگاه‌ها مشاهده كرده و شنیده‌ایم. این [[خشونت در اسارت|خشونت‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها عمدتاً به زندانبانان نسبت داده می‌شد. تناوب و نیز مشابهت این ادعاها ما را به این نتیجه می‌رساند كه خشونت و بی‌رحمی محافظین در اكثر اردوگاه‌های اسرای جنگی در عراق امری معمول است»&amp;lt;ref&amp;gt;UN.DOC/s/16962, 22 February 1985, Para, 115)&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هیئت مزبور همچنین در بندهای 58 تا 62 گزارش خود علت بروز درگیری مورخ 26 ژوئیه 1985 [[اردوگاه موصل 1]] را، كه منجر به كشته شدن دو تن از [[اسرا]] و زخمی شدن تعدادی دیگر شد، ناشی از ازدحام بیش از حد اسیران در آسایشگاه‌ها، بدرفتاری با آنها و نیز محبوس كردن آنها در راهرو‌ها به‌عنوان تنبیه دسته‌جمعی ذكر كرده است&amp;lt;ref&amp;gt;UN.DOC/S/16962, 22 February 1985, Para, 62&amp;lt;/ref&amp;gt;.  درباره حادثه [[اردوگاه موصل 2]] نیز، كه آن هم منجر به شهادت 4 نفر و زخمی شدن تعدادی از [[اسیران جنگ|اسیران]] گردید، هیئت [https://www.un.org/ سازمان ملل] در پاراگراف 62 گزارش خود چنین شرح می‌دهد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«حادثه در [[اردوگاه موصل 2]] زمانی به وقوع پیوست كه تمامی [[اسرا]] بدون غذا و [[آب]] در آسایشگاه‌های خود محبوس بودند.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;گزارش این هیئت در بخش نتیجه‌گیری نهایی نیز، در پارگراف 271 وجود [[تنبیه و شکنجه های جسمی|شكنجه و تنبیه‌های جسمانی]] در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های [[اسیران جنگ|اسیران ایرانی]] در عراق را مورد تأكید قرار می‌دهد و در بند ب پاراگراف 293 بخش نهایی گزارش، آورده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«[[تنبیه و شکنجه های جسمی|تنبیه بدنی]] و هر نوع بدرفتاری جسمانی و همچنین اجرای تنبیه‌های دسته‌جمعی باید ممنوع شود. و اقداماتی باید اتخاذ شود تا از به‌كارگیری گسترده زور توسط نگهبانان اردوگاهی جلوگیری به‌عمل آید.» &amp;lt;ref&amp;gt;The Geneva Conventions and their Additional protocols, available at: https://www.icrc.org/en/document/geneva-conventions-1949-additional-protocols&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سازمان‌های بین‌المللی بشردوستانه ==&lt;br /&gt;
ماده ۹ و ۱۰ کنوانسیون سوم ژنو نظارت، همکاری و فعالیت یک سازمان بشردوستانه بی‌طرف ازجمله کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] را در اجرای مقررات مربوط به اسیران جنگی پیش‌بینی كرده است. کشورهای عضو، به‌علت اصول و عملکرد نسبتاً مستقل و بی‌طرفانه این سازمان در مخاصمات بین‌المللی، جایگاه نظارتی آن را به رسمیت شناخته‌اند. این سازمان، که یک نهاد غیردولتی است، بدون ورود به منشأ مخاصمات و اظهارنظر علنی در باب رفتار دولت‌ها زمینه اعتماد طرف‌های دولتی را فراهم می‌كند و در همه جنگ‌ها برای بازدید از اردوگاه‌های [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] و ارائه خدمات خود حاضر بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محاکم بین‌المللی کیفری ==&lt;br /&gt;
ضمانت اجرای کیفری مقررات بشردوستانه ازجمله در زمینه رفتار با [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]]، وابسته به جرم‌انگاری این رفتارها و پیش‌بینی مجازات برای این اعمال است. محاکم بین‌المللی واجد صلاحیت رسیدگی به این جرائم، در کنار محاکم داخلی نیز اهمیت فوق‌العاده در این موضوع دارد. تأسیس دادگاه کیفری ویژه یوگسلاوی سابق با تعیین جنایات بین‌المللی ازجمله جنایات جنگی در اساسنامه آن، دستاورد مهمی بود که با رسیدگی به جرائم جنگی برخی رهبران و فرماندهان نظامی صرب و مجازات آنها، سابقه‌ای برای شکل‌گیری دادگاه روندا و سایر دادگاه‌های موردی کیفری فراهم كرد. تأسیس دیوان بین‌المللی کیفری به‌عنوان یک دادگاه جهانی نقطه تکامل این حرکت است. ماده ۸ اساسنامه این دیوان جنایات جنگی را مقرر کرده است و به موجب این ماده، کشتار، [[شکنجه در اسارت|شکنجه]]، واداشتن [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] به خدمت در نیروهای نظامی طرف متخاصم، محروم کردن عامدانه [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] از حق دادرسی منصفانه و قانونی، جنایت جنگی تلقی شده است. به‌هرحال، اگرچه احراز صلاحیت و ورود به رسیدگی این دیوان تابع شرایط و مقررات خاصی است لکن در حد خود دستاورد مهمی برای اجرای حقوق بشردوستانه است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی]]&lt;br /&gt;
* [[رفتار با اسیران جنگی در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
* [[کمیته ویژه سازمان ملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
* [[حفظ و نگهداری اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== كتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای مطالعه بیشتر ==&lt;br /&gt;
ضیایی بیگدلی، محمدرضا (۱۳۹۲). حقوق بین‌الملل بشردوستانه. تهران: گنج دانش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قاسمی، غلامعلی (۱۳۹۶). چالش‌های فراروی کنوانسیون سوم ۱۹۴۹ با تاکید بر [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ عراق علیه ایران]]. مجموعه مقالات همایش ایران و حقوق بین‌الملل. قم: [https://qom.ac.ir/ دانشگاه قم].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنکرتز، زان ماری و دوسوالدیک، لوئیس (۱۳۸۷). ترجمه دفتر امور بین‌الملل قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران و [https://www.icrc.org/ کمیته بین‌المللی صلیب سرخ]، تهران: انتشارات مجد/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
غلامعلی قاسمی&lt;br /&gt;
[[رده:حقوق بین الملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیر جنگی در حقوق بین المللی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حفظ و نگهداری اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:تحول تاریخی اسیر جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:منابع حقوقی رفتار با اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کمیته ویژه سازمان ملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:رفتار با اسیران جنگی در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:شرایط زندگی در اردوگاه ها در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:اشتغال اسرا در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:غیر نظامیان در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:فرار اسیران در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:انضباط اسیران جنگی در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:قدرت حامی اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فوت اسیران در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبادله اسیران در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[رده:جراحت و بیماری اسیران در حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
[[en:International law and prisoners of war]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11925</id>
		<title>بازجویی در اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11925"/>
		<updated>2026-08-13T18:02:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* ب) بازجویی‌های اردوگاهی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مقدمه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرهنگ دهخدا &amp;quot; &#039;&#039;&#039;واژه بازجویی به معنای عمل بازجو، تفتیش، تجسس، تحقیق و بازجست معنی شده است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;دهخدا، علی‌اکبر (1402). ذیل‌ واژه&amp;quot;بازجویی&amp;quot; .قابل‌ بازیابی‌ از https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C&amp;lt;/ref&amp;gt; و معادل انگلیسی آن نیز &#039;&#039;&#039;Interrogation&#039;&#039;&#039; است. بازجویی مصاحبه‌ای است که معمولاً توسط افسران پلیس، نیروهای اطلاعاتی و نظامی همچنین مأمورین صلاحیت‌دار قضایی &amp;lt;sup&amp;gt;(بازپرس، دادیار)&amp;lt;/sup&amp;gt; با هدف تحقیق و کشف حقیقت از سوی متهم، شاهد یا قربانی انجام می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1390). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش&#039;&#039;.&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، بازجویی روشی قضایی با رعایت حقوق دفاعی متهم و تشخیص اتهام درست از نادرست است که توسط مقام قضایی یا امنیتی صورت می‌گیرد. به فردی که بازجویی را انجام می‌دهد بازجو یا بازپرس می‌گویند&amp;lt;ref&amp;gt;بازجویی(1402). ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی از&amp;lt;nowiki/&amp;gt;https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرهنگ بزرگ سخن ،بازجویی به معنای سخن پرسش‌کردن از متهم و سؤال و جواب کردن است&amp;lt;ref&amp;gt;انوری، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن . تهران: انتشارات سخن،&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع بازجویی ==&lt;br /&gt;
بازجویی در دوران [[مقاومت]] &amp;lt;sup&amp;gt;(اسارت)&amp;lt;/sup&amp;gt; در مکان‌ها و موقعیت‌های گوناگون انجام می‌شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- در خطوط اول تا سوم جبهه؛ یعنی منطقه [[اسارت و اسیران|اسارت]] و پایگاه‌های مرزی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- [[استخبارات]] (سازمان اطلاعات) و زندان‌های دیگر؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اردوگاه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;خوب نژاد، فریبرز(1402). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف) بازجویی های اولیه ===&lt;br /&gt;
بازجویی اولیه در منطقه [[اسارت و اسیران|اسارت]] ویژگی خاصی داشته است، زیرا اسیر جنگی هنوز در شوک لحظه [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به‌سر می‌برد و به‌قولی در حال خودش نیست و این شوک ممکن است به نفع دشمن تمام شود و به راحتی بتواند اسیر جنگی را تخلیه اطلاعاتی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اسیر جنگی رفته‌رفته در دیگر مکان‌ها و موقعیت‌ها خودش را باز می‌یابد و متوجه موقعیت خود ‌می‌شود. دو ابزار هشیاری و مقاومت اسیر نقش مهمی را در بازجویی ایفا می‌کند. فرد به‌ اسارت‌ درآمده می‌تواند با به کارگیری این دو عنصر از مراحل سخت بازجویی که اغلب با ضرب‌وشتم همراه است عبور کند. گاهی نیز دشمن به تطمیع‌کردن یا مهربانی ساختگی روی می‌آورد و سعی دارد خودش را دلسوز و همراه نشان بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازجو با اعمال فشار روحی و روانی و جسمی، بی‌وقفه سؤالاتی را می‌پرسد تا اسیر خلع‌سلاح‌شده را گیج و به تناقض‌گویی وادارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در کنار کار بازجویی عموماً گروه‌های فیلمبرداری برای استفاده تبلیغاتی از [[اسرا]] مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بازجویی‌ها بسته به نوع منطقه‌ جغرافیایی، سازمان رزم افراد اسیرشونده، عضویت نظامی یا غیرنظامی اسیر، زمان و موقعیت عملیاتی که فرد در آن اسیر شده بود، بسیار متنوع و متفاوت بود. از طرفی نوع سوالات بازجویان بستگی تامی به شرایط بازجویان داشت.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). دانستنی‌های آزادگان. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اعتصام،جانباز و آزاده ای که فروردین 1367 در منطقه شلمچه اسیر شد و در [[اردوگاه تکریت 12]] مستقر شد از خاطره بازجویی خود می گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;quot;روبه‌روی زندان، ساختمان امنیتی دیگری بود که بازجویی‌های انفرادی، در آن انجام می‌شد. البته در آن فضا، فقط مأموران لباس شخصی و مأمورانی که عهده‌دار مسئولیت رفت‌وبرگشت اسرا بودند، لباس نظامی بر تن داشتند و می‌توانستند تردد کنند. با ورود به اتاق بازجویی، فردی که پشت میز نشسته بود، با برگه‌های انفرادی، از افراد با سؤالاتی درموردِ مشخصات فردی، یگان نظامی، منطقه خدمت و اسارت، سن، تأهل یا تجرد و تعداد اولاد، بازجویی می‌کرد. مترجم کار ترجمه را انجام می‌داد و اسیر می‌بایست سرپا بایستد. بعضی اوقات، بازجویی 45 دقیقه و حتی یک ساعت طول می‌کشید و گاهی هم کمتر.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از سؤال‌ها درمورد درجه نظامی اسیر بود. بیشتر بچه‌ها، خودشان را سرباز معرفی می‌کردند، اما مأمور بازجویی قانع نمی‌‌شد، اصرار داشت بگوید: حرس خمینی؟ آیا پاسدار خمینی هستید؟ قبلاً دوستان گفته بودند اینها دنبال پاسداران و بسیجی‌هایی که در یگان رزم مسئولیت داشته‌اند‌، هستند. به شکل‌ و شمایل افراد نگاه می کردند و به کسانی که سن آنها با دوره سربازی همخوانی نداشت، به‌سختی گیر می‌دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ابراهیم اعتصام متولد سال 1338، آن روز که در [[استخبارات]] &amp;lt;sup&amp;gt;(زندان امنیتی عراق)&amp;lt;/sup&amp;gt; محاکمه و بازجویی می‌شدم. در 9 خرداد 1367 وارد بیست‌ونه‌سالگی شده بودم و خوب مشخص بود که در سن سربازی نیستم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن اوضاع، احساس صبوری و قدرت درونی خوبی داشتم. به‌خودم نهیب می‌زدم که در برابر دشمن باید با عزت بود. نمی‌‌دانم چرا عراقی سکوت کرد؟ آیا توسلی که قبل‌از بازجویی به اولیای الهی داشتم او را رام کرده بود؟ نگاهی نه حاکی از مهربانی و نه از روی خشم، به من انداخت و گفت رو! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌روز من با نام &#039;&#039;&#039;ابراهیم، علی، حسین، اعتصام و با رسته بسیجی&#039;&#039;&#039;، در دفتر اسرای ایرانی زندان بغداد ثبت‌نام شدم و تا پایان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، هر موقع حضور و غیاب دفتری انجام می‌شد، با این مشخصات خوانده می‌شدم&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;اعتصام،ابراهیم(1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب بازجویی‌های اولیه به دلائل زیر صورت می‌گرفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پی‌بردن به هدف ایران از عملیات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پی بردن به زمان، مکان، نحوه و چگونگی عملیات آینده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شناسایی موقعیت جنگی طرف مقابل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- دست‌یابی به اطلاعات نظامی (کالک‌های عملیاتی، اطلاعات محرمانه، کدهای رمز بی‌سیم‌ها و ... )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پی‌بردن به تعداد نفرات، تجهیزات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پی‌بردن به تعداد کشته‌ها و [[اسرا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مطلع‌شدن از غنایم جنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شناسایی پاسداران و روحانیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;علی علیدوست (علی قزوینی)  که در مهر 1359 در منطقه قصر شیرین به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] گرفته شد و در [[اردوگاه موصل 1]] و [[اردوگاه موصل 2]] مستقر بود چنین می گوید&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;quot;صبح ساعت هشت و نه بود که نوبت بازجویی من شد. با تجربیاتی که از انقلاب و بازجویی های [https://fa.wikifeqh.ir/%D8%B3%D8%A7%D9%88%D8%A7%DA%A9 ساواک] داشتم، در مقابل آنها دچار دستپاچگی نشدم. آنها هم مانند دستگاه [https://fa.wikifeqh.ir/%D8%B3%D8%A7%D9%88%D8%A7%DA%A9 ساواک]، ابتدا محترمانه برخورد کردند. بعد از چند پرسش، احساس کردند که من قصد فریبشان را دارم و شروع کردند به ضرب و شتم و اهانت و ناسزاگویی. من میدانستم که اگر سست شوم، دیگر از چنگال اینها رهایی نخواهم داشت. از آنجا که تقیه هم یکی از دستورهای اسلام است، به ناچار بر گفته هایم بیشتر پافشاری کردم و مدام برصحتشان تأکید میکردم. روش آنها به این شکل بود که هر کسی که وارد می شد می خواستند به او بقبولانند که میدانند طرف سپاهی، کمیته ای و یا روحانی است. با آنکه من هنوز پوتین و شلوار سپاه تنم بود ولی هر چه تلاش کردند که اعتراف بگیرند جزو نیروهای انقلاب هستم، نپذیرفتم. البته برای اقرار گرفتن ابزار و وسایل مختلفی داشتند. در بازجویی های ابتدایی اغلب از باتوم برقی و مشت و لگد یا [[فلک کردن]] استفاده میکردند ولی اگر به شخص مشکوک میشدند او را در مراحل بعد بازجویی از پنکه آویزان میکردند و در حالیکه پنکه میچرخید چند نفری شروع به کتک زدنش میکردند. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;بعد از پرسش های مرحله اول شروع به پرسیدن از اطلاعات سیاسی کردند. نکته عجیب اینجا بود که برخی از اختلافات و بحث هایی که در کشور تازه مطرح شده بود، آنها به خوبی بر آن واقف بودند و از جزئیات آن می پرسیدند. دیگر اینکه در صحبتهایشان صراحتاً از [https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1 بنی صدر] طرفداری میکردند. در مورد [https://fa.wikishia.net/view/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C شهید بهشتی] و [https://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C حزب جمهوری اسلامی] بسیار حساس بودند. من چون گفته بودم اهل قزوین هستم، از نماینده حزب جمهوری در قزوین پرسیدند. من هم یکی دو اسم جعلی بر زبان آوردم تا خودم را رها کنم و در ضمن مجبور نباشم از افراد حقیقی نام ببرم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از بازجویی مرا انداختند بیرون و در همان راهرو تا حدود ظهر نشستیم. بعد به سالنی که از آنجا تقسیم شده بودیم بردند و دست و چشمهایمان را باز کردند. تعدادی از دوستان برنگشته بودند. آنجا متوجه شدم کسانی را که نتوانسته بودند خوب از عهده جواب دادن برآیند همچنان نگه داشته اند&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست(قزوینی)، علی(1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب) بازجویی‌های اردوگاهی ===&lt;br /&gt;
طبق نظر راویان دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]] بازجویی‌ها معمولاً به دفعات انجام می‌شده است، اما بازجویی خاصِ مرحله ابتدای به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت‌]] درآمدن نبود و هر اسیر جنگی در مدت [[اسارت و اسیران|اسارت]] بارها و بارها به دلایلی همچون دلایل زیر مورد بازجویی قرار می‌گرفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اتفاقات اردوگاهی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مطلع‌شدن از اوضاع داخلی [[اردوگاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- فعالیت‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- نقشه [[فرار]] و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بازجویی‌ها حتی با شدت عمل بیشتری همراه بوده است و [[اسرا]] می‌بایست شکنجه‌های سخت و توان فرسای جسمی و روحی را تحمل کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;علی علیدوست (علی قزوینی)  که در مهر 1359 در منطقه قصر شیرین به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] گرفته شد و در [[اردوگاه موصل 1]] و [[اردوگاه موصل 2]] مستقر بود چنین می گوید:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;دوباره مرا برای بازجویی احضار کردند. داوود جلوی در مقر ایستاده بود. گفت میخواهند از تو بازجویی کنند ولی حواست باشد که بازجو به فارسی مسلط است. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;بازجو از من پرسید: «چرا این قدر لاغر و نحیف شده‌ای؟»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «در دوره [[اسارت و اسیران|اسارت]] چه کسی چاق میشود؟ به هر حال سختی اسارت و غربت آدم را لاغر میکند.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازجو گفت: «پس چرا این داوود لاغر نشده است.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من گفتم: «داوود هم از [[اسارت و اسیران|اسارت]] راضی نیست.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داوود به بازجو گفت: «سیدی من نظامی بودم ارتشی بودم وظیفه ام بود که از کشورم در مقابل حمله دفاع کنم. شما هم مرا به عنوان یک نظامی گرفتید و به اینجا آوردید. ناراحت هم نیستم چون هر کدام به وظیفه مان عمل کردیم. ولی این بنده خدا شخصی بوده و در جاده دستگیرش کردهاید. حق دارد که ناراحت باشد.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از من پرسید: «نظرت درباره رژیم ایران چیست؟»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از اینکه چیزی بگویم گفت: «میدانی رژیم ایران اخیراً چه ادعایی کرده است؟»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «نمیدانم.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «آقای خمینی در صحبتهایشان ادعا کرده است که امام زمان دیگر ظهور نخواهد کرد چون خود من امام زمان و امام دوازدهم شیعیان هستم.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «من خبری از این مباحث ندارم.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «میتوانیم نوارش را بیاوریم تا گوش بدهی.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «از شما ممنون میشوم اگر این کار را بکنید.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «اگر نوارش را بیاوریم که رهبرتان چنین حرفی زده، شما از او میپذیرید؟» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «نه»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «اگر کس دیگری چنین حرفی بزند شما او را مسلمان میدانید؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «نه»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «حتی اگر شخص رهبرتان باشد و بگوید من امام دوازدهم هستم به نظر شما چنین شخصی مسلمان است؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «هرکس چنین ادعایی بکند مسلمان نیست حتی اگر شخص ایشان باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «متشکرم از اینکه شما به‌خوبی به این مسئله آگاه هستید که ایشان امام نیست.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «دلتان میخواهد ایران صلح کند؟»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «من اینجا اسیرم و یک اسیر جز به خلاصی به چیز دیگری فکر نمیکند.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «شما میتوانید، پیامی برای رهبران ایران بفرستید که جنگ را تمام کنند.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: «من در جایگاهی نیستم که چنین پیامی به کسی بدهم.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه حدود چهل دقیقه با این پرسش و پاسخها با آنها گذشت و بعد از آن به اتاق برگشتم&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست(قزوینی)، علی(1395). مصاحبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایت‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شیخ عبدالکریم کریم‌پور ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگی: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: قادر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اسکان: اردوگاه‌های رمادی 6 و 7 و. 9 و تکریت 17&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از بچه‌ها که چند کلمه عربی بلد بود شروع کرد به حرف‌زدن. یک‌ لحظه، همه عراقی‌ها که دور و بر ما بودند ساکت‌ شدند و دست از کتک‌زدن برداشتند تا ببینند چه می‌گوید. آن بنده خدا دو کلمۀ «ما» و «راه»  را به عربی می‌گفت. یعنی می‌گفت «نحنُ» و «طریق» را ولی «گم کردیم» را بلد نبود و به فارسی می‌گفت. عراقی‌ها که اولِ جمله را می‌‌فهمیدند ولی متوجه آخرش نمی‌شدند، عصبانی‌تر شروع کردند به کتک زدنش‌. من طلبه بودم و عربی می‌دانستم ولی کتک‌خوردن او را که دیدم ساكت ماندم. اگر آنها می‌فهمیدند که عربی بلدم، دیگر دست از سرم برنمی‌داشتند، البته همیشه دوست داشتم ساکت باشم ولی نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعداز این [[بازجویی در استخبارات|بازجویی]] و کتک، علاوه‌بر دست، چشم‌هایمان را هم بستند و سوار ماشین‌ کردند و به طرف پایین كوه حركت دادند. در مسیر به هر پایگاه عراقی که می‌رسیدیم، ما را به زور پیاده می‌کردند تا بازجویی کنند. البته در این بازجویی‌ها به جز چند مورد، از كتك خبری نبود. بعضی عراقی‌ها هم بودند که به ما محبت می‌کردند. مثلاً همان بالا مرا طوری زده بودند که دکمه‌های لباسم باز شده بود و از پشت، تا نیمه روی دست‌های بسته‌ام افتاده بود. یك عراقی وقتی آن وضعیت را دید، جلو آمد و لباسم را مرتب كرد و دكمه‌هایم را بست. معلوم بود دوست دارد محبت بیشتری بكند ولی از بقیه می‌ترسید. در یکی از پایگاه‌ها، از ماشین که پیاده شدیم یک نفر به فارسی از من پرسید «چه ساعتی راه افتادین؟» چشم‌هایم بسته بود و نمی‌دیدمش ولی از لهجه‌اش فهمیدم کُرد است. گفتم «بعد از [[نماز]] مغرب.» دوباره پرسید «‌چند ساعت راه رفتین؟» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- هشت‌نُه ساعت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چند نفر بودین؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- یک گردان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چند روز در منطقه مخفی بودین؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چهار روز. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- از کجا اومدین؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- از کنار یک کوه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا این را گفتم، فوری دستور داد چشم‌بندم را باز کنند. چشمم به درجه‌هایش که افتاد فهمیدم فرمانده است. نگاهی به اطراف کرد و گفت «از کنار کدوم کوه؟» من دقیق نمی‌دانستم. همین‌طوری یکی را نشان دادم و گفتم «از کنار اون.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متوجه شدم درجه‌دار عراقی، بیشتر از این که به کوهی که من نشانش داده بودم نگاه کند و دنبال مسیر عبور ما باشد، به چشم‌های من خیره شده. بعد هم نگاه معنی‌داری به من کرد و سر تکان داد. عمیق نگاه می‌کرد. می‌فهمیدم نگاهش از روی تحسین است. نبرد شبانه، حرکت در عمق خطوط دشمن، نفوذ به پشت خط، چهار روز زندگی مخفیانه بین نیروهای عراقی بدون حتی لقمه‌ای غذا! انتظار داشتم افسر عراقی با جواب‌هایی که دادم عصبانی شود و حسابی کتکم بزند ولی آرام و خونسرد به یک سرباز دستور داد مقداری [[آب]] به من بدهد و بعد دوباره چشم‌هایم را ببندد ... . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود تک و توک آدم‌هایی که به ما محبت می‌کردند و یا حداقل اذیتمان نمی‌کردند عصبانیت و خشونت در بیشتر عراقی‌ها شدت داشت. میان مشت‌ها و سُقلمه‌هایی که حوالۀ ما می‌شد دوباره ما را سوار ماشین کردند و چند ساعت بعد در پایگاهی پیاده کردند. دیگر از ارتفاعات دور شده بودیم و زمین مسطح بود. ما را با دست‌ها و چشم‌های بسته، کشان‌کشان بردند و روی یک میله آهنی شبیه ریل قطار نشاندند. چیزی نمی‌دیدم ولی از آهن‌ها و چوب‌های راه‌راهش احساس کردم ریل قطار است. از طرفی صدایی شبیه قطار هم می‌آمد. من چنین احساسی داشتم و یکی از بچه‌ها هم همین را گفت. هنوز با هم بودیم و کسی را از جمع ما جدا نکرده بودند. دلمان به هم گرم بود. در این بین، یکی از رفقا شروع کرد آیه یأس خواندن. صدایم زد و گفت «کریم‌پور! روی ریل به خطمون کردن که قطار از رومون رد بشه و همین‌جا کار رو تموم کنن.» گفتم «توکل بر خدا. آب دیگه از سرِ ما گذشته!» ولی برای دلگرمی‌اش گفتم «اگه عراقی‌ها می‌خواستن ما رو بکُشن خیلی زودتر از اینا ‌کشته بودن. اگه این قصد رو داشتن، بهتر بود تو همون خط مقدم، وقتی اوضاع شیر تو شیر بود این کار رو بکنن.» مطمئن بودم کشتن در کار نیست. در همین صحبت‌ها بودیم که صدای یک عراقی آمد که به فارسی ولی با لهجه عربی پرسید «گشنه‌این؟» او هم لحن آرامی داشت. یکی از بچه‌ها مظلوم گفت «بله.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعا گرسنه بودیم. چهار روز می‌شد که چیزی نخورده بودیم. یک نفر دست‌هایمان را باز کرد و یکی یک نان دستمان داد. هنوز چشم‌هایمان بسته بود. نان‌ها را گرفتیم و با ولع شروع کردیم به خوردن. نان‌ها آن‌قدر ضخیم و خشک بودند که نمی‌توانستیم بخوریم ولی همان هم غنیمت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرباز عراقی صبر کرد تا نانمان را خوردیم. بعد هم دوباره دست‌های‌مان را بست. منتها این‌بار با مقداری نخ. طوری که ظاهرش بسته‌ بود ولی سفت نبود و اذیتمان نمی‌کرد. وقتی متوجه شدم دنبال اذیت و آزار ما نیست ازش پرسیدم «ما رو کجا می‌برن؟» گفت «نترسین! می‌برن‌تون پیش بقیه اسرا.» با یکی دو جمله دیگر، معلوم شد او هم دلِ خوشی از صدام و جنگ ندارد. پشت سرِ صدام بد و بیراه می‌گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود دو ساعت در همان وضع بودیم تا ما را از روی ریل بلند کردند و دوباره سوار ماشین کردند و راه افتادند. چند ساعت بعد به شهر مرزی دیاله، داخل خاک عراق رسیدیم. این را از حرف‌های سربازهای عراقی فهمیدم. قبلاً اسم این شهر را شنیده بودم. بعد از رسیدن، ما را پیاده کردند و با چشم و دستِ بسته به جایی وارد کردند که بعد معلوم شد یک اتاق سه ‌در سه با یک پنجره رو به بیرون است. هرکدام از ما را در گوشه‌ای نشاندند و رفتند. وقتی ما در اتاق بودیم، عراقی‌ها می‌آمدند و از پشت پنجره تماشایمان می‌کردند. صحبت‌کردن‌ها و ناسزاهایی که نثار ما می‌کردند را می‌شنیدیم. بعضی هم وارد اتاق می‌شدند و ما را كتك می‌زدند و مقداری اذیت می‌كردند و می‌رفتند ولی یك سرباز، مدام كنار در نگهبانی می‌داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیمه‌های شب اول، در باز شد و دو سرباز عراقی آمدند تو. آنها دست‌های ما را باز كردند و مقداری آب و شكلات بین ما تقسیم كردند و دوباره دست‌های ما را شُل بستند و رفتند. طوری که می‌توانستیم دستمان را باز کنیم. وقتی عراقی‌ها رفتند، دست خودم را از لای بندها درآوردم و دست بقیه را هم باز کردم ولی طوری که معلوم نباشد. با آن شکلات‌ها بالأخره بعد از چند روز كام ما شیرین شد ولی چه شیرینی‌ای؟! همین‌‌كه این‌ها رفتند چند نفر دیگر آمدند و محبت آنها را با كتك تلافی ‌كردند. آن‌قدر بد زدند که آن شب با ناله و درد گذشت. هوا هم سرد بود و ما لباس گرم نداشتیم. تا صبح از درد و سرما در عذاب بودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز دوم، چشم‌بندها را از چشم‌های ما باز كردند، اما دست‌هایمان هم‌چنان بسته بود. تازه بعد از یک شب، توانستیم نگاهی به دوروبرمان بیندازیم و ببینیم کجاییم. کف اتاقک، موزاییک بود و کثافت از سر و رویش می‌بارید. خیلی دوست داشتم بیرون را تماشا کنم. سربازها نمی‌گذاشتند با خیال راحت بایستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند روز که در دیاله بودیم، بالاخره دست‌مان را باز کردند. آن‌جا روزی سه وعده غذا به ما می‌دادند. صبحانه مقداری آش شله با چند نان، ظهر مقداری برنج نیم‌پخته و شب هم مقداری نان با یك ظرف آبِ گوشت. دست‌ها و صورت‌های ما كثیف بودند و هنوز زخمی و خونی ولی مجبور بودیم با همان وضع غذا بخوریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح و عصر به ما اجازه می‌دادند برویم [[توالت]]. در شبانه ‌روز، دو مرتبه. البته توالت یك چهاردیواری كوچك، پشت اتاقك زندان بود كه چاه نداشت. كف آن بعد از چند نوبت پر از كثافت شد. نمی‌شد توالت نرویم. وقتی هم می‌رفتیم، ته كفش‌مان کثیف می‌شد و با همان وضع باید به اتاق برمی‌گشتیم. هربار، در همان توالت وضو هم می‌گرفتیم تا نمازهای‌مان را با وضو بخوانیم. هروقت بچه‌ها تشنه می‌شدند، یك نفر داوطلب می‌شد که برود و در یک قوطی که برای همین کار به ما داده بودند آب بیاورد. گرچه چندبار در روز اجازۀ آب آوردن داشتیم، اما این کار داوطلب می‌خواست چون هرکس می‌رفت، حتما كتك می‌خورد. آب آوردن را نوبتی کردیم تا کسی از سهمیه کتک بی‌نصیب نماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لب تقی حجتی که همان ساعت‌های اول اسارت با لگد عراقی‌ها شکافته شده بود خوب نمی‌شد و مدام خون می‌آمد. بار اول او با دهان خونی آب خورد و آب نجس شد. بقیه هم بعد از او آب خوردند و دهان همه نجس شد. به تقی گفتم «اگه خون دهنت قطع شد، دفعه بعد تو برو آب بیار. هم ظرف رو آب بکش و هم دهنت رو.» به بچه‌ها هم گفتم که وقتی دستشویی رفتند، دست‌ و صورت‌شان را آب بکشند. قبول کردند. این‌طوری از سرایت نجاست جلوگیری می‌شد. این اولین کلاس آموزشی من به عنوان طلبه در اسارت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خون دهان تقی بند نیامد و نمی‌شد آن را آب بکشد. قرار شد یکی دیگر از بچه‌ها آب بیاورد. به تقی گفتم آخر از همه آب بخورد که دهان کسی نجس نشود. بعد به او گفتم «تو مثل مسلم‌بن‌عقیل شدی.» کنجکاو شد. گفتم «هر دوی شما دهن‌تون خون‌آلود شد ولی فرق‌هایی هم دارین. وقتی آب با خون دهن مسلم نجس شد، او دیگر آب نخورد ولی تو طاقتش رو نداری. از طرفی، مسلم تنها بود ولی تو ما رو داری. سرانجامِ مسلم شهادت بود، اما آخرِ کار تو معلوم نیست.» این‌ها را كه گفتم بچه‌ها گریه کردند. این هم اولین روضه‌ای بود که در اسارت خواندم. با شباهتی که بچه‌ها با یاران امام حسین علیه‌السلام داشتند سوزشان خیلی زیاد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز سوم چهارم، یک سرباز عراقی که فارسی بلد بود آمد سراغ ما. در را باز کرد و آمد تو و از روی ورق، اسم یك نفر را خواند. او از جایش بلند شد. سرباز دستش را از پشت بست. یک تکه پارچه هم روی چشمش گذاشت و گره زد و او را با خودش برد. اضطراب پیدا کردیم که نکند دوباره بازجویی و کتک شروع شده. حدس‌مان درست بود. رفیق ما نیم ساعت بعد که برگشت، سر و صورتش زخمی و كبود بود. تا رسید، همه دورش را گرفتیم که «چی شد؟ كجا بردنت؟!» فقط یک کلمه گفت «بازجویی» و بی‌حال افتاد كف اتاق. برگشتم سر جایم و با خودم گفتم «خدا به خیر بگذرونه!» هنوز خیلی نگذشته بود که دوباره سرباز آمد و یک نفر دیگر را صدا زد و برد. نفر دوم که برگشت، خودش را خیس کرده بود. معلوم بود بدجوری او را کتک زده‌اند و ترسانده‌اند. او هم با سر و لباس خونی آمد و روی زمین افتاد. خلاصه، بچه‌ها رفتند و کتک خورده و داغون برگشتند تا نوبت من شد. سرباز عراقی اسمم را که خواند، نفس عمیقی کشیدم و گفتم «الهی! به ‌امید تو.» و بلند شدم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرباز دستم را از پشت بست و با یک تکه ‌پارچه‌، چشم‌هایم را پوشاند، بعد هم محکم بازویم را گرفت و از اتاقک خارج شدیم. مرا در راهروهایی دنبال خودش کشید تا به اتاق بازجویی رسیدیم. داخل که شدیم چشمم را باز کرد. در اتاق، افسری پشت یک میز نشسته بود و مثل گرگ وحشی، خیره‌خیره به من نگاه می‌کرد. سرباز عراقی مرا روی زمین نشاند و خودش هم طوری نشست که بین من و افسر بازجو قرار گرفت. سرباز خیلی خونسرد و بدون حرف، دست دراز کرد و دو سیمِ لخت برق را که سرشان به شکل حلقه گرد شده بود به گوش‌های من آویزان کرد. تا سیم را دیدم خیلی ترسیدم. با ترس و لرز پرسیدم «این سیم‌ها چیه؟! اینا رو برای چی به گوشم آویزون کردی؟!» سرباز عراقی لحنش را مهربان کرد و به فارسی گفت «نترس، این سیم‌ها دروغ‌سنجه. فقط دروغ نگو. اگه دروغ بگی، معلوم می‌شه.» حرفش را باور نکردم ولی راه فرار هم نداشتم. وقتی وصل کردن سیم‌ها تمام شد، افسر بازجو شروع کرد به داد و فریاد و فحاشی. بعد به سرباز گفت «بگو اگه دروغ گفتی، تو رو می‌کشم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که عربیِ روان و فصیح را می‌فهمیدم و می‌توانستم حرف بزنم ولی لهجۀ عراقی‌ها محلی بود و فهمیدنش سخت. با این حال منظورش را متوجه ‌شدم. پرسید «اسمت چیه؟» جواب دادم «عبدالکریم.» بعد هم به ترتیب اسم پدرم، جدم و فامیلم را پرسید. من هم گفتم «احمدکریم، محمد، کریم‌پور.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نوشت، دوباره شروع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- از کدوم گردانی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- گردان قمربنی‌هاشم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کدوم لشکر؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- لشکر هشت نجف‌اشرف. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شغلت تو گردان چی بود؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از قبل تصمیم گرفته بودم اگر عراقی‌ها از مسئولیت من پرسیدند، چیزی بگویم که ربطی به کُشت و کشتار نداشته باشد تا کم‌تر اذیتم کنند. با برداشتی که از تخریب‌چی داشتم، با خودم گفتم تخریب‌چی خوب است. وقتی افسر بازجو از شغلم پرسید، بدون معطلی گفتم «تخریب‌چی.» تا این کلمه از دهان من خارج شد، افسر فوری دستش را روی کلیدی گذاشت و فشار داد. با فشار دكمه، ناگهان تمام بدنم به‌شدت شروع كرد به لرزیدن. هیچ کنترلی نداشتم، به‌خصوص سرم که احساس می‌کردم یک متر به هر طرف پرتاب می‌شود و می‌رود و برمی‌گردد. هم‌زمان، سوزش شدیدی در اعضا و جوارحم احساس ‌می‌کردم. انگار می‌مردم و زنده می‌شدم تا زجر بکشم و دوباره بمیرم. اختیارم دست خودم نبود و داشتم روی زمین ولو می‌شدم که بالاخره افسر عراقی دستش را از روی کلید برداشت. با این که برق قطع شده بود ولی بدن من از لرزه نمی‌افتاد. با بدنی خرد و مچاله، خودم را سفت گرفتم. سرباز کمک داد تا صاف شدم. در همان حالت ماندم تا بدنم کمی آرام شد. با این که تنم از لرزش افتاده بود ولی انگار از زیر خروارها خاک درآمده‌ بودم. بدنم کوفته بود و به‌سختی نفس می‌کشیدم. خیلی طول کشید تا نفسم بالا آمد. در آن اتاقكِ مرگ و پای میز بازجویی همراه با فحاشی، اذیت و آزار و شكنجۀ افسر عراقی، چیزی که باعث وحشتِ بیش‌ترم می‌شد تنهایی‌ام بود. می‌دیدم توی دست کسانی گیر کرده‌ام که کوچک‌ترین رحمی به من ندارند و کسی هم نیست به دادم برسد. هنوز حلقۀ سیم به گوشم آویزان بود که افسر بازجو دوباره شروع کرد به فحاشی و داد و فریاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- چقدر مواد منفجره همراه داشتی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بریده بریده جواب دادم «م... ن... چی... زی... نداش... تَم!» گفته بودم تخریب‌چی هستم و او فكر می‌کرد تخریب‌چی یعنی یک نیروی نظامی كه آمده پایگاه‌های حساس یا پل‌های ارتباطی آنها را منفجر كند. افسر مرا به باد کتک گرفت و باز پرسید «بگو چقدر مواد منفجره داشتی؟» من زیر دست و پای او داد می‌زدم «كار من... ربطی به انفجار... نداره!» افسر، منظور من را نمی‌فهمید و به فحش و کتک و داد و بیداد خودش ادامه می‌داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- كجا رو می‌خواستی منفجر كنی؟‌ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلی کتک خوردم و فحش شنیدم تا توانستم حالی‌اش کنم در ایران به كسی تخریب‌چی می‌گویند كه مین‌های منطقه را خنثی می‌كند. بعد از این شکنجۀ سخت و دردناک و کلی سوال ریز و درشت دیگر در مورد عملیات و هدف‌هایش، بالاخره بازجویی من تمام شد. با این که داغون بودم و از شدت برق‌گرفتگی لِه و کوبیده، تا بلند شدم اول نگاهی به شلوارم كردم مبادا خودم را خیس كرده باشم. تا دیدم لباسم خشک است توی دلم خدا را شكر کردم. با خودم گفتم نفر قبلی حق داشت خیس کند. واقعا صحنه‌ وحشتناکی بود. این اولین بازجویی سخت ما بود. فهمیدم بازجو‌های خط مقدم نسبت به این‌ها خیلی خوب بودند و ما را اذیتی نکرده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود یك هفته در آن اتاقک زندانی بودیم. هر روز هم یكی‌دو اسیر جدید می‌آوردند و در همان اتاق کوچک جا می‌دادند. ما كه از اخبار بی‌اطلاع بودیم، سؤال‌پیچشان می‌کردیم تا بدانیم در این چند روز چه اتفاق‌هایی افتاده. آنها چیز زیادی نمی‌دانستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شجاعت و سیاست آزادگان در بازجویی‌ها ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سیدحسن میرسید&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگی: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: مرحله دوم بیت‌المقدس&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: اردوگاه‌های [[عنبر]] (الانبار یا کمپ 8) و تکریت 5&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل‌از رفتن برای بازجویی، سرباز عراقی، که داخل سالن نگهبانی می‌داد، صدایم کرد و گفت: «بیا جلو» وقتی مقابلش قرار گرفتم با اشاره به نوشته درشت روی سینه‌ام، اعزامی از حوزۀ علمیه، و گفت: «تو روحانی هستی؟» علاوه‌بر این او می‌دید که بچه‌ها برای پرسیدن احکام و کیفیت نمازخواندن زیاد به من مراجعه می‌کنند؟ در آن اوضاع و شلوغ‌شدن اطرافم، توجه و حساسیت او به من را دوچندان کرده بود و مراقب حرکات من بود. من، که غافل‌گیر شده بودم، برای دفاع از خودم گفتم: «هرکس از قم به جبهه آمده به این معنا نیست که روحانی است.» ولی بعدها متوجه شدم که آن نگهبان آدم خوبی بود و با این سؤال فقط می‌خواست به من بفهماند که این نوشته برایت دردسرساز می‌شود، فکری به حالش بکن؛ چراکه او می‌توانست از همان ابتدا مرا به‌عنوان روحانی به مافوق خود معرفی کند، ولی این کار را نکرد. درعین‌حال، قبل‌ازآنکه بخواهم چاره‌ای بیندیشم، مرا برای بازجویی به مقر فرماندهی یا همان مکان مخصوص احضار کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالأخره نوبت من شد. ازآنجاکه اگر در همان لحظات اولیه متوجه می‌شدند من روحانی‌ام، ممکن بود از دیگر دوستانم جدایم کنند و سرنوشت نامعلومی برایم رقم بخورد، از فرصت استفاده کردم و برای اینكه لو نروم با چفیه‌ای، که یكی از بچه‌ها توی شلمچه از گردنش باز کرده و دستم را باندپیچی كرده بود، دست مجروح و تركش‌خورده‌ام را انداختم گردنم و درست طوری این كار را كردم كه افتاد روی آن قسمت نوشته روی سینه‌ام. طوری وانمود می‌کردم که اوضاع دستم بدتر از این حرف‌هاست. آنها متوجه آرم و نوشته روی سینه‌ام نشدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنجا از من سؤالاتی كردند. یكی از احادیث حضرت علی(ع) یا حضرت رسول(ص) كه «النجات و فصدق» كه آدم باید راست بگوید و این راستگویی باعث نجات می‌شود، به ذهنم رسید، اما حسابی دچار این دودلی شدم كه آیا باید اینجا راست بگویم و اگر راست گفتم باید تا آخر راست بگویم یا ... بعد در آخر جمع‌بندی كردم، آنهایی كه خطر ندارد راست بگویم، ولی آنهایی را كه جنبه اطلاعاتی دارد دروغ بگویم. سؤالاتی که از ما می‌پرسیدند و باید موبه‌مو جواب آنها را می‌دادیم اطلاعاتی درخصوص مشخصاتمان بود، اینکه اهل کجایی، اعزامی از کجا، نام تیپ، لشکر، گردان، گروهان، دسته و همچنین نام فرماندهان آنها، مقر و موقعیت استقرارمان، نوع اسلحه و تجهیزاتمان، تعداد تلفاتمان، علت آمدنمان به جبهه، نحوه اسارتمان و همچنین بیان موقعیت و توان نیروهای عراقی. باید به این سؤالات طوری جواب می‌دادیم و آنها را به خاطر می‌سپردیم تا در بازجویی‌های بعدی تناقض‌گویی و دوگانه‌گویی نکنیم. این اولین بازجویی ما بود که با اعمال شاقه و با خشونت هرچه‌تمام‌تر انجام می‌شد و درطول سال‌های اسارت ده‌ها بار این داستان تکرار شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یكی از مشكلاتی كه بچّه‌های ما داشتند همین بود كه عراقی‌ها در وهله اول می‌پرسیدند هواپیماهای ما كه می‌آمدند و بمب می‌انداختند این بمب كجا می‌افتاد؟ از ما و شما چند نفر كشته می‌شدند؟ بچه‌ها هم که هنوز در حال‌وهوای ایران بودند، می‌گفتند كه از ما 10 تا شهید شدند، ولی از شماها 100 نفر كشته شده‌اند، چون كلمه شهید و كشته را به‌كار می‌بردند، عراقی‌ها هم بدشان می‌آمد و شروع می‌كردند به زدن آنها ... من دیدم اگر بخواهم این طوری حرف بزنم، باید خیلی كتك بخورم. علاوه‌بر این یك سؤال دیگر هم این بود كه ‌یکی بازجوها پرسید: «هواپیماهای ما آمدند؟» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- زمانی كه هواپیماهای شما ‌آمدند من توی سنگر بودم؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- می‌خورد به شما؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- آره تمام آنها می‌خورد به هدف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- از شما خیلی كشته شدند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیلی زیاد كشته شدند و اصلاً قابل شمارش نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا الكی بود، ولی عراقی‌ها از اینكه من می‌گفتم همه خورده به هدف کلی خوشحال می‌شدند، اگر واقعیت را می‌گفتم باعث می‌شد كه آنها تحریك شوند و ما را اذیت كنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. فرمانده ما فرار كرده بود و ما این را دیده بودم كه او برگشت عقب و از ما كه می‌پرسیدند فرمانده شما كیست ما می‌گفتیم امیر حالا نمی‌دانستیم كه این امیر كیست و فرمانده‌ ما كه قبل از محمد رسول‌الله ظاهراً حاج همت بود و بعد هم یك كس دیگر شد و آن زمانی كه ما آمدیم ایشان فرمانده ما نبود ولی به هر حال فرمانده كل ولشگر بود كه آن موقع لشگر نبود و تیپ بود و بعد شد لشگر محمد رسول الله كه تیپ كوچكتر از لشگر است. خلاصه ما جواب‌ها را دادیم و تمام سؤال‌ها را با مشكل نبود جواب دادیم و به هر حال از آن مرحله گذشتیم و برگشتیم توی سالن ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زیروبم‌های یک بازجویی در اسارت ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا البرزی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگی: آزاده و جانباز ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: کربلای 5&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: تکریت 11 و 18 (بعقوبه)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اتاق بی‌سیم ما را آوردند بیرون و بردند پیش عبدالرشید. یک مترجم ایرانی آوردند. عبدالرشید گفت: «پدرت را درمی‌آورم.» هیچی نگفتم. گفت: «بچه کجا هستی؟» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- تهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- کی آمدی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- دیشب آمدیم خط. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- پدرسوخته‌ها همه‌تان دروغ می‌گویید؛ تو چکاره‌ای؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- امدادگرم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شما ایرانی‌ها اصلاً جنگجو ندارید، هرکس را که اسیر می‌گیریم یا می‌گوید تعاون هستم یا امدادگر! پس کی می جنگد، شما این‌همه از ما می‌کشید، پس چه کسانی این کار را می‌کنند؟ شما اصلا رزمنده ندارید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- من کاری به دیگران ندارم، من خودم را می‌گویم،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بسیجی هستی یا ارتشی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدم اگر بگویم ارتشی‌ام دروغ گفتم، اگر بگویم بسیجی می‌زنند. چکار کنم به ذهنم رسید بگویم نه ارتشی و نه بسیجی هستم. عبدالرشید محکم خواباند زیر گوشم، موهایم بلند بود، موهایم را چنگ زد و محکم کوبید به دیوار. دیوار سیمان سفید بود. تکان شدیدی خوردم. چند دقیقه‌ای مخمان سرجای خودش نبود، خوردم زمین، بلند شدم. گفت: «راستش را بگو وگرنه الان می‌دم بکشنت.» گفتم: «خوب شما بپرسید، من راستش را می‌گوییم.» رفت سراغ سؤال‌های سیاسی و اجتماعی. عراقی‌ها دلشان را خوش کرده بودند که از وضعیت داخلی ایران بتوانند اطلاعات بگیرند لذا سؤالاتی را که می‌کرد مربوط به این داستان بود که آیا مردم رضایت دارند یا ندارند، چه جوری می‌آیند جبهه، آنجا گرانی هست، نیست و ... او سؤال می‌کرد و من بیراهه جواب می‌دادم. آنها را دست انداخته بودم. یکی‌دو بار زد توی گوشم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «مردم از جنگ راضی هستند.» گفتم: «الان چند وقت پیش صدهزار نفر به جنگ اعزام شدند.» گفت: «می‌گویند اینها را به زور آوردند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «بگو ادخیل صدام.» گفتم: «بگو ادخیل الخمینی.» فکر کردند من کاره‌ای هستم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== محمدرضا صدیقی ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگی: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: بدر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: اردوگاه‌های‌ رمادی 3 ([[کمپ 9]])، عنبر (الانبار یا کمپ 8) و تکریت 17&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از افسران بلندپایه بعث عراق به اردوگاه ما آمد و دنبال پاسدارها می‌گشت. آنجا متوجه شد که من و برادرم باهم اسیریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سربازانش را فرستاد دنبال من و برادرم عباس. برادرم همان ‌موقع در حمام بود. همین‌طور با یک شورت و کف صابون کشیدند و آوردنش. قیافه‌اش خیلی خنده‌دار شده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی جلوی افسر قرار گرفتم سؤال کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- انتم اخو!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت که برادرید و من جواب دادم بله برادریم. نگاهی به هر دوی ما کرد و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شما را به‌زور آوردن جبهه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم همان صحبت‌هایی که در روز اول اسارت و توی استخبارات در بازجویی گفته بودم، برایش تعریف کردم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس هم گفت که بسیجی بوده و آمده جبهه. افسر عراقی هم خوب به حرف‌های ما گوش می‌داد و داشت باور می‌کرد. ازبس در اسارت مجبور بودم در بازجویی‌ها این دروغ را تکرار کنم که خودم هم باورم شده بود! بلند شد و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- تو خودت به جبهه اومدی چرا این شیب( پیرمرد) را با خودت آوردی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فکر می‌کرد عباس از من بزرگ‌تر است، درصورتی‌که پنج سال از من کوچک‌تر بود. دوباره ادامه داد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شما مهمان ما هستین! صدام حسین گفته انتم ضیوفنا!&amp;lt;sup&amp;gt;[1]&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم از موقعیت استفاده کردم و گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ممنون ولی مهمان آب نمی‌خواد؟! نون نمی‌خواد؟! نظافت نمی‌خواد؟! پس ما چه مهمانی هستیم که این وضع ماست!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشست و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اگه تو جبهه کشته شده بودی بهتر بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با غرور جواب دادم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بله! کشتن‌شدن یه لحظه‌ هستش،‌ ولی تحمل این اوضاع از کشته‌شدن بدتره! ما اینجا ‌آرزو داریم شما ما رو بکشین تا راحت شیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناراحت شد و به عباس برادرم گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- تو برو! هذا دجال! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس را فرستاد رفت و مرا نگه داشت و با خودش برد به اتاق نگهبانان و گفت که برایم آب بیاورند. آوردند و گفت که بخورم. من هم گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- من می‌خورم ولی به بقیه هم بدین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قول داد که همه‌چیز درست شود ولی عمل نکرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== محمدرضا صدیقی ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگی: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: بدر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: اردوگاه‌های [[اردوگاه رمادی 3|رمادی 3]] (کمپ 9)، عنبر ([[الانبار ،اردوگاه(اردوگاه 8 یا عنبر)|الانبار]] یا کمپ 8) و تکریت 17&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسیدیم به سنگری که حدود 90 تا 100 متر مساحت داشت. یکی از درجه‌داران عالی‌رتبه عراقی در آنجا منتظر ما بود. یک نقشه بسیار بزرگ و رنگی خیلی زیبایی، که کل منطقه الصخره و هورالهویزه را نشان می‌داد، روی دیوار نصب شده بود. در همان ‌حال نگاهم روی نقشه بود. درجه‌دار عراقی با چوبی که داشت از روی نقشه شروع کرد به توضیح‌دادن و سؤال پرسیدن. یکی از [[منافقین]] هم به‌عنوان مترجم در کنارش بود. اسم تمام آبراه‌ها، منطقه و مسیرهای حرکت ما را با تمام جزئیات می‌دانست. ولی از روی نقشه نمی‌دانست که این آبراه‌ها کجای منطقه هور است. من هم اظهار بی‌اطلاعی کردم. اسم و مشخصات مرا یادداشت ‌کرد. باید اسم خودم و پدرم و پدربزرگم را می‌گفتم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسید چه مسئولیتی در جبهه داشتم. با خود گفتم خدایا چه جوابی بدهم. چون اگر می‌گفتم سربازوظیفه هستم که با سن و تیپ و قیافه‌ای که داشتم قبول نمی‌کردند. یک لحظه به‌ ذهنم آمد و سریع جواب دادم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- ارتشی‌ام! من اخراجی ارتشم، یعنی منو اخراج کردن از ارتش!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تعجب پرسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- برای چی اخراج شدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعی ‌کردم خودم را عادی جلوه بدهم و جواب دادم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- من راننده ماشین سنگین بودم. از مسیر مأموریتمون خارج شدم برای دیدن خونواده یکی از دوستام که موقع برگشت با یه سواری شخصی تصادف کردم و چهار سرنشین اونا کشته شدن. خب چون من نظامی بودم، میومدم جنگ و مِرفتم؛ اینها از خونشون گذشت کردن، ولی مسیر مأموریتم رو که تغییر دادم ارتش نپذیرفت. من حدود 6 ماه تا 8 ماه باید به زندان مِرفتم که منم افتخاری قبول کردم به‌جایِ زندانم بیام جنگ و کار رانندگی رو انجام بدم. اونا قبول کردن و منم یه سندی رو وثیقه گذاشتم و اومدم جنگ! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالأخره طوری گفتم که هم حضور افتخاریم را رسانده باشم و هم تیپ و گردان را لو نداده باشم. به‌هرحال این اقرار از من پذیرفته شد! خلاصه هرکس را به‌هرطریقی بازجویی کردند. داشتند از بقیه سؤال می‌کردند که یکی از افسرهای دیگر آمد نزد درجه‌دار و پا چسباند و احترام گذاشت و یک چیزی در گوشش گفت. او هم فوراً دستور داد ما را ببرند پایین و جایی دیگر منتقل کنند. همه به‌هم ریخته بودند؛ گویا ایران دوباره در آن منطقه عکس‌العملی نشان داده بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== محمدعلی سلاجقه ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگری: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: مرصاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: [[اردوگاه تکریت 19]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرا بردند قرارگاه لشکر پیش فرمانده. فرمانده لشکر 17 نشسته بود پشت میزش و تعداد زیادی هم از افسرهای ستادش هم آنجا نشسته بودند. فرمانده نگاهی کرد به من و پرسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسمت چیست؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- محمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- درجه‌ات چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- سرهنگ 2.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «سرنوشت متجاوز بهتر از این نمی‌تواند باشد.» گفتم: «متجاوز نیستم، مدافع هستم و سرنوشت من سرنوشت بدی نیست. من انتظار داشتم شهید یا زخمی شوم، ولی متأسفانه اسیر شدم و بعداز مدتی برمی‌گردم کشور خودم.» پرسید: «اگر متجاوز نیستی اینجا چکار می‌کنی؟» گفتم: «من در خاک خودم هستم، مگر اینجا کجاست؟» گفت: «اینجا شهر نفت صدام است.» گفتم: «نه اینجا نفت‌شهر است.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حین صحبت با او بودم که افسر توجیه سیاسی آنجا نشسته بود و عده‌ای دیگر می‌دیدند من به زبان عربی جواب می‌دادم. افسرهای عراقی یک چوبدستی داشتند که داخل آن چوبدستی خنجری بود. افسرعراقی می‌خواست مرا بزند، اما فرمانده به او گفت: «بنشین. تو اگر راست می‌گویی اگر همچین موقعیتی برای تو پیش آمد، همینطور از کشورت دفاع کن. تو توقع داری یک سرهنگ ستاد ارتش ایران که فرمانده تیپ هم بوده بیاید از مواضع ما دفاع کند؟ نه من مردانگی او را می‌ستایم ... .» بعد حرف را عوض کرد و پرسید: «آواره هم بودی؟ گرسنه و تشنه هم بودی؟» گفتم: «خوب بلاخره جنگ است.» صندلی گذاشت تا بنشینم و به سربازش دستور داد که برو یک نوشابه خنک برای ایشان بیاور باز کرد و گفت بخور. بعد مرا بردند در اتاق دیگری و یک سرباز جلوی در گذاشتند. بعداز یک ساعت و نیم برای من ناهار آورند. از من پذیرایی کرد. حتماً به‌علت آن صحبت بود که با او کردم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسعود قربانی ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وضعیت ایثارگری: جانباز و آزاده ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات یا منطقه اسارت: شلمچه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مکان اسکان در اسارت: اردوگاه تکریت 12&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[استخبارات]]، در واقع مکانی، برای کسب و دریافت اطلاعات در مورد منطقه جنگی بود. آنها اطلاعاتی از فرماند‌هان لشکر، گردان‌ها، موقعیت پادگان‌ها، وضعیت نیرو‌ها از طریق بازجویی اسرا، ثبت اسامی و [[آمار]] دقیق آنها کسب می‌کردند و بعد هم برای تعیین‌تکلیف و توزیع آنها به اردوگاه‌ها در شهرهای مختلف عراق برنامه‌ریزی می‌کردند. اسرا را به‌طور موقت به ‌اینجا می‌آوردند. آنها را یکی دو روزی اسکان می‌دادند. پس از دریافت اطلاعات نظامی و ثبت اسامی افراد برای اسکان دائم به اردوگاه‌های مختلف می‌فرستادند. در‌این‌مدت، افسران عالی‌رتبه بعثی از اسرا بازجویی می‌کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما را در کف حیاط به‌صف کردند برای نام‌نویسی و دادن اطلاعات شخصی و اطلاعات نظامی. به‌خوبی از این مساله آگاه بودیم که دادن اطلاعات نظامی یعنی کمک به دشمن. ما اگر چه اسیریم و در چنگال دشمن، ولی هنوز در نبردیم. صحنه نبرد تغییر کرده است و ما در جبهه‌ای دیگر در نبرد اعتقادی و اطلاعاتی با دشمن قرار داریم. بنابراین حفاظت از اسرار نظامی از وظایف مهم‌مان بود. لذا با هماهنگی‌هایی که بینمان صورت گرفت مراقب بودیم اطلاعات درست به‌دست دشمن ندهیم. همین‌طور که در صف می رفتیم جلو، این پیام مهم به نفرات پشت سر گوشزد می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من نوجوانی کم‌سن‌وسال بودم و به لحاظ جسمانی نیز جثه‌ای ضعیف و نحیف داشتم، لذا در جواب سؤالی که چرا با این سن‌وسال به جبهه آمدی، به اجبار بوده یا داوطلبانه، وقتی جواب دادم داوطلب بسیجی هستم و هم در جواب سؤالات دیگر در مورد اطلاعات نظامی که گفتم اطلاعاتی ندارم، با ضربات کابل و سیلی پذیرایی شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از آن افسران که زبان فارسی را تا حدود زیادی می‌دانست سؤال کرد. یکی‌شان هم مطالب را یادداشت می‌کرد. از هر نفر ابتدا اطلاعات و مشخصات فردی و سپس چند سؤال نظامی از‌ این قبیل: بسیجی هستی یا سرباز یا اینکه می‌گفتند حرس خمینی یعنی پاسدار هستی؟ چرا به جبهه آمدی؟ در کدام رسته یا گردان و لشکر هستی؟ «من فوج» یعنی از کدام گردان هستی؟ نام فرماندهان گردان و لشکر چیست؟ اکنون لشکر در چه موقعیتی و در کجا مستقر است؟ بر[[نامه]] عملیاتی آن چیست و کی قراره انجام شود؟ و ... . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بچه‌ها زبل‌تر از این حرف‌ها بودند و جواب دقیقی نمی‌دادند. در آخر هم به کل اسرا برپا دادند و خودشان بین صف می‌گشتند. خوب بچه‌ها را زیر نظر گرفته بودند و بر اساس حدس و گمان از روی ظاهر آنها، افرادی که فکر می‌کردند پاسدارند یا فرمانده‌اند و یا مسئولیت مهمی داشتند را بیرون می‌کشیدند و [[شکنجه]] می‌کردند. آنقدر آزار می‌دادند تا اعتراف کنند چه‌کاره‌اند. اگر یقین می‌کردند آنها را به اردوگاه خاصی می‌فرستادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال‌وروز بسیجی‌ها هم خیلی بد بود. عراقی‌ها به بسیجی‌ها هم حساسیت نشان می‌دادند. ازآنجایی‌که اکثر اسرا در منطقه شلمچه، بسیجی بودند، به هیچ‌کس رحمی نمی کردند. همه را از دم می‌زدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاورقی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[1]. شما مهمان ما هستید.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازجویی در دوران اسارت]]&lt;br /&gt;
* [[استخبارات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
فرزانه قلعه قوند&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اردوگاه]]&lt;br /&gt;
[[رده:استخبارات]]&lt;br /&gt;
[[رده:استخبارات و بازجویی]]&lt;br /&gt;
[[رده:بازجویی در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[ar:الاستجواب في الأسر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11924</id>
		<title>بازجویی در دوران اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11924"/>
		<updated>2026-08-13T18:01:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: صفحه‌ای تازه حاوی «بازجویی از اسیر جنگی فرایندی اطلاعاتی ـ امنیتی است که با هدف کسب اطلاعات نظامی، عملیاتی یا امنیتی از افراد به‌اسارت‌درآمده انجام می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1390). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش&amp;#039;&amp;#039;.&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع بازجویی با باز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بازجویی از اسیر جنگی فرایندی اطلاعاتی ـ امنیتی است که با هدف کسب اطلاعات نظامی، عملیاتی یا امنیتی از افراد به‌اسارت‌درآمده انجام می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1390). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش&#039;&#039;.&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع بازجویی با بازجویی قضایی تفاوت ماهوی دارد؛ زیرا در بازجویی قضایی، هدف کشف حقیقت درباره یک اتهام در چارچوب قوانین و با رعایت حقوق متهم است، در حالی که در بازجویی نظامی، هدف اصلی دستیابی به اطلاعاتی است که بتواند در تصمیم‌گیری‌های نظامی، امنیتی یا اطلاعاتی مؤثر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ ایران و عراق، اسیران ایرانی از نخستین ساعات اسارت تا پایان دوران اقامت در اسارتگاه‌ها، در مراحل و مکان‌های مختلف مورد بازجویی قرار می‌گرفتند. این بازجویی‌ها بسته به زمان، مکان، شرایط عملیاتی، جایگاه نظامی اسیر و اهداف بازجویان، از نظر شیوه اجرا و نوع پرسش‌ها متفاوت بود. خاطرات آزادگان نشان می‌دهد که بازجویی تنها به روزهای نخست اسارت محدود نمی‌شد، بلکه در بسیاری از موارد در طول سال‌های اسارت نیز ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه، رفتار با اسیران جنگی تابع مقررات کنوانسیون سوم ژنو (۱۹۴۹)&amp;lt;ref&amp;gt;کنوانسیون سوم ژنو درباره رفتار با اسیران جنگی (۱۹۴۹).&amp;lt;/ref&amp;gt; است. بر اساس این کنوانسیون، اسیر جنگی موظف است تنها اطلاعات هویتی مشخصی را ارائه کند و هرگونه اجبار، [[شکنجه]] یا رفتار تحقیرآمیز برای اخذ اطلاعات ممنوع است. با این حال، در خاطرات بسیاری از آزادگان، موارد متعددی از اعمال فشار جسمی و روانی در جریان بازجویی‌ها گزارش شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهداف بازجویی ==&lt;br /&gt;
بررسی خاطرات آزادگان و منابع منتشرشده نشان می‌دهد که بازجویان عراقی بسته به شرایط جنگ و وضعیت اسیر، اهداف گوناگونی را دنبال می‌کردند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بود از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی اهداف و نتایج عملیات‌های نظامی ایران؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب اطلاعات درباره زمان و محل عملیات‌های آینده؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی سازمان رزم، یگان‌ها و فرماندهان؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهی از میزان نیرو، تجهیزات و [[امکانات]] رزمی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستیابی به اسناد، نقشه‌ها، کالک‌های عملیاتی و رمزهای مخابراتی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اطلاع از تلفات، اسیران و غنائم جنگی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی نیروهای اطلاعات عملیات، سپاه پاسداران، روحانیون، فرماندهان و افراد مؤثر؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب اطلاعات درباره وضعیت روحیه نیروهای ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره استقرار اسیران در اسارتگاه‌ها، اهداف بازجویی تغییر می‌کرد و بیشتر بر کنترل فضای داخلی اسارتگاه متمرکز می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مراحل و مکان‌های بازجویی ==&lt;br /&gt;
بازجویی از اسیران ایرانی را می‌توان به چهار مرحله اصلی تقسیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. بازجویی در محل اسارت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین بازجویی معمولاً در ساعات اولیه پس از اسارت و در خطوط مقدم یا پایگاه‌های مرزی انجام می‌شد. در این مرحله، اسیر غالباً به دلیل خستگی، جراحت، تشنگی، فشار روانی و بی‌اطلاعی از سرنوشت خود، در وضعیت آسیب‌پذیری قرار داشت. به همین دلیل، این مرحله از نظر اطلاعاتی برای بازجویان اهمیت ویژه‌ای داشت&amp;lt;ref&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). [[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. بازجویی در مراکز اطلاعاتی و [[استخبارات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتقال اسیران، بسیاری از آنان به مراکز اطلاعاتی و امنیتی عراق منتقل می‌شدند. در این مراکز، بازجویی‌ها تخصصی‌تر و با هدف تکمیل اطلاعات نظامی انجام می‌گرفت. در برخی روایت‌ها، اعمال فشارهای جسمی و روانی، تهدید، محرومیت از خواب، استفاده از فریب، وعده‌های دروغین یا تبلیغات روانی از جمله روش‌های مورد استفاده بازجویان گزارش شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. بازجویی در زندان‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی اسیران پیش از انتقال به اسارتگاه یا به دلیل شرایط خاص، مدتی را در زندان‌های عراق سپری می‌کردند. بازجویی در این مرحله غالباً با هدف تکمیل اطلاعات یا بررسی فعالیت‌های احتمالی اسیر انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. بازجویی در اسارتگاه‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازجویی در اسارتگاه‌ها معمولاً در پی وقوع رویدادهای خاص انجام می‌شد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلاش برای فرار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف فعالیت‌های فرهنگی یا آموزشی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اعتراض]] یا اعتصاب اسیران؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاری مراسم مذهبی یا مناسبت‌های ملی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف [[رادیو]] یا وسایل ارتباطی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناسایی مسئولان آسایشگاه‌ها یا افراد اثرگذار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله، هدف اصلی بازجویان بیشتر حفظ کنترل اسارتگاه و شناسایی سازمان غیررسمی اسیران بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه‌های بازجویی ==&lt;br /&gt;
بر اساس خاطرات آزادگان، شیوه‌های بازجویی متناسب با شرایط زمانی و شخصیت اسیر متفاوت بود. مهم‌ترین روش‌های گزارش‌شده عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش‌های مکرر و تکراری؛ مقایسه پاسخ‌های اسیران با یکدیگر؛ ایجاد تناقض در پاسخ‌ها؛ تهدید و ارعاب؛ اعمال فشار جسمی و روانی؛ محرومیت از خواب یا استراحت؛ استفاده از تطمیع و وعده‌های مختلف؛ تلاش برای جلب اعتماد اسیر با رفتار دوستانه؛ بهره‌گیری از فیلم‌برداری یا مصاحبه‌های تبلیغاتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازجویی در اسارت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقوق بین‌الملل بشردوستانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=11923</id>
		<title>استخبارات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=11923"/>
		<updated>2026-08-13T17:10:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;استخبارات عراق، با عنوان عربی «جهاز المخابرات العامة العراقية»، یکی از مهم‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی حکومت حزب بعث عراق در دوره صدام حسین بود. این سازمان در کنار دستگاه‌هایی مانند «مدیریة الأمن العامة» (امن عمومی) و «الاستخبارات العسکریة» (استخبارات نظامی)، بخشی از ساختار گسترده امنیتی حکومت عراق را تشکیل می‌داد. وظیفه اصلی جهاز المخابرات، گردآوری و تحلیل اطلاعات، به‌ویژه درباره تهدیدهای خارجی و مخالفان حکومت در خارج از کشور، و انجام فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی تعیین شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;جهاز المخابرات العامة العراقية، عراق‌پدیا، مدخل «جهاز المخابرات العامة العراقية». https://ar.irakipedia.org/wiki/4020&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
ریشه‌های این سازمان به «الجهاز الخاص» یا «جهاز حُنین» بازمی‌گشت که در دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان تشکیلات امنیتی حزب بعث فعالیت می‌کرد و صدام حسین نیز پیش از رسیدن حزب بعث به قدرت، در اداره آن نقش داشت. پس از بازگشت حزب بعث به قدرت در ژوئیه ۱۹۶۸، این تشکیلات توسعه یافت و دامنه فعالیت‌های امنیتی آن گسترش پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۷۳، پس از تلاش نافرجام ناظم کزار، مدیر وقت [[امنیت]] عمومی عراق، برای انجام کودتا، ساختار دستگاه‌های امنیتی عراق دستخوش تغییر شد و تشکیلات اطلاعاتی جدیدی شکل گرفت که بعدها به «جهاز المخابرات العامة» تبدیل شد. در سال ۱۹۸۳ نیز ساختار و نام این سازمان با عنوان «جهاز المخابرات» تثبیت شد و ارتباط مستقیم آن با ساختار عالی حکومت افزایش یافت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهاز المخابرات در دوره صدام حسین، به‌ویژه در جریان [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق، نقش مهمی در جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران، فعالیت‌های اطلاعاتی برون‌مرزی و مقابله با مخالفان حکومت داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه استخبارات در نظام امنیتی عراق ==&lt;br /&gt;
جهاز المخابرات تنها یکی از چند سازمان امنیتی حکومت صدام حسین بود. در کنار آن، مدیریة الأمن العامة، الاستخبارات العسکریة، جهاز الأمن الخاص و برخی تشکیلات امنیتی دیگر نیز فعالیت می‌کردند. تعدد این سازمان‌ها باعث ایجاد شبکه‌ای چندلایه از نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و حفاظتی شد که هدف اصلی آن حفظ حکومت بعث و سرکوب مخالفان صدام در داخل و ترور آنها در خارج  بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ساختار امنیتی عراق، استخبارات از «مدیریة الأمن العامة» که بیشتر مسئول امنیت داخلی بود، و از «الاستخبارات العسکریة» که بر حوزه‌های نظامی تمرکز داشت، متمایز بود؛ هرچند میان وظایف و فعالیت‌های این دستگاه‌ها در عمل هم‌پوشانی‌هایی وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مکان و مقرهای استخبارات ==&lt;br /&gt;
مرکز اصلی جهاز المخابرات در بغداد قرار داشت و این سازمان در نقاط مختلف عراق نیز مراکز و شعبه‌هایی داشت. یکی از ساختمان‌های وابسته به دستگاه اطلاعاتی عراق در بغداد، پس از سقوط حکومت صدام، به دلیل سابقه بازداشت و بازجویی از مخالفان حکومت به یکی از شناخته‌شده‌ترین مراکز امنیتی دوره بعث تبدیل شد&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از [https://www.hrw.org/report/2005/01/24/new-iraq/torture-and-ill-treatment-detainees-iraqi-custody?utm_source=chatgpt.com https://www.hrw.org/report/2005/]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استخبارات و اسیران ایرانی ==&lt;br /&gt;
در جریان [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق، اغلب [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در آغاز [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در همان خطوط پشت جبهه، از سوی نیروهای استخبارات بازجویی‌های اولیه می‌شدند. در صورت برخورداری از اطلاعات مورد توجه نیروهای عراقی، بعضی از [[اسیران جنگ|اسیران]] را برای بازجویی‌های تخصصی‌تر به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جمله دستگاه استخبارات، تحویل می‌دادند. هدف از این بازجویی‌ها کسب اطلاعات درباره یگان و محل خدمت اسیر، مناطق عملیاتی، فرماندهان، توان و تجهیزات نظامی و همچنین اطلاعات مربوط به عملیات‌های آینده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] منتشرشده از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، در جریان [[بازجویی در استخبارات|بازجویی]]، درباره سوابق و مسئولیت‌های [[اسیران جنگ|اسیران]] نیز پرس‌وجو می‌شد. برخی آزادگان که فرمانده، پاسدار، روحانی یا دارای مسئولیت‌های خاص بودند، به دلیل اطلاعات احتمالی آنان درباره نیروها و عملیات‌ها، مورد توجه ویژه بازجویان استخبارات قرار می‌گرفتند. همچنین، اطلاعات به‌دست‌آمده از [[اسیران جنگ|اسیران]] در تعیین محل نگهداری و نحوه برخورد با آنان مؤثر بود&amp;lt;ref&amp;gt;عطایی، سیامک. [[سفر به شهر آزادی]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ۱۳۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازجویی‌های انجام‌شده در مراکز امنیتی عراق، بنا بر شهادت‌ها و [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] منتشرشده از آزادگان، همراه با خشونت، تهدید و [[شکنجه]] بود. برخی [[اسیران جنگ|اسیران]] نیز در شرایط نامناسب نگهداری می‌شدند و مجروحان از [[امکانات]] کافی پزشکی برخوردار نبودند. گزارش‌های حقوق بشری درباره دستگاه امنیتی حکومت صدام نیز استفاده گسترده از بازداشت، [[بازجویی در استخبارات|بازجویی]] و [[شکنجه]] را در ساختار امنیتی آن حکومت مستند کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا. [[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ۱۳۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان، از جمله آثاری که درباره [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] در زندان‌ها و اردوگاه‌های عراق منتشر شده‌اند، بخش مهمی از اطلاعات درباره نحوه بازجویی و شرایط نگهداری [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در مراکز امنیتی عراق را تشکیل می‌دهند. از جمله این آثار می‌توان به «[[سفر به شهر آزادی]]» نوشته سیامک عطایی و «[[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]» نوشته عبدالرضا سالمی‌نژاد اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] برخی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ایرانی نیز از انتقال [[اسیران جنگ|اسیران]] به مراکز وابسته به استخبارات در بغداد و دیگر مناطق عراق و انجام بازجویی‌های تخصصی در این مراکز یاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به حکومت پیشین منحل شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازجویی در استخبارات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
استخبارات. ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی از&amp;lt;nowiki/&amp;gt;https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
پروین کاشانی‌زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازنویسی شده توسط حسن بهشتی‌پور-مرداد 1405&lt;br /&gt;
[[رده:استخبارات]]&lt;br /&gt;
[[رده:بازجویی در استخبارات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11922</id>
		<title>اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11922"/>
		<updated>2026-08-13T11:11:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* برای مطالعه بیشتر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تعریف [[اسیران جنگ|اسیر]] و معرفی اقشار گوناگون اسرای [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]].&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول قرون گذشته و امروز، جنگ‌ بین کشورها همواره وجود داشته و یکی از مهم‌ترین عوارض آن اسارت بوده است. هدف از به اسارت گرفتن، تضعیف قدرت جنگی طرف مقابل و گرفتن امتیاز از اوست.&lt;br /&gt;
== [[اسیران جنگ|اسیر]] ==&lt;br /&gt;
«[[اسیران جنگ|اسیر]] به معنی گرفتار، بندی، زندانی است و کسی که در جنگ به دست دشمن گرفتار شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیر کبیر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دانش[[نامه]] آزاد گفته شده [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] به شخصی نظامی یا غیرنظامی می‌گویند که در طول جنگ یا بلافاصله پس از پایان جنگ، توسط نیروهای طرف مقابل دستگیر و به اسارت گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
== نظر اسلام در مورد [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و [[اسرا]] ==&lt;br /&gt;
در دوران قدیم، اسارت برابر بود با مرگ یا بردگی. فقط در ایران باستان و بعدها در دوران اسلام، [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] را تحت حمایت قرار می‌دادند. در فقه اسلامی، همه افراد دستگیرشده از جبهه دشمن، که توانایی رزم را داشتند و از نیروهای دشمن به‌شمار می‌آمدند، اسیر نامیده می‌شوند، اگر به‌طور علنی به ‌نفع دشمن فعالیت کنند، به‌صورت غیر‌علنی بجنگند، منظم و تحت فرماندهی فردی معین یا غیر‌معین باشند، با علامت مخصوص یا بدون علامت قابل رؤیت از راه دور به مبارزه پرداخته باشند. ازنظر اسلام، اسیر تا قبل از اسارت، مثل بقیه نیروهاى نظامى دشمن و مبارزه با او شرعى و قانونى است، اما از زمانی‌که به دست سربازان اسیر شد، باید نهایت محبت و رفتار انسانى را نسبت به او درنظر گرفت. نظام حقوقى اسلام در باب اسیر داراى سابقه تاریخى طولا‌نی‌ای است. زمانى‌که اسلام در مورد اسیران مراعات اصولى را به‌صورت قانون الزامى می‌دانست، هنوز در نقاط دیگر دنیا، مقررات حقوقى و قانونى در این زمینه وجود نداشت. قانون اسلامی درباره اسیران جنگی به شکل زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. آزادی بدون قید و شرط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. آزاد شدن در مقابل پرداخت غرامت به‌عنوان فدیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. در صورت لزوم، مبادله با اسیران مسلمان.   &amp;lt;blockquote&amp;gt;«در قانون اسلام، کشتن اسیر به‌هیچ‌وجه جایز نیست. در جنگ بدر، چند تن از اسیران، که خواندن و نوشتن مى‌دانستند، به دستور پیامبر(ص) به [[آموزش]] کودکان مسلمان پرداختند. هر‌یک‌ از اسرا پس از آنکه به ده‌ کودک مسلمان خواندن و نوشتن آموختند، بدون پرداخت فدیه، آزاد ‌شدند و این براى اولین و آخرین‌بار در تاریخ بشر بود که به فرمان پیامبر(ص)، آموزش و دانش به‌‌جاى غنیمت جنگى درنظر گرفته شد.» &amp;lt;ref&amp;gt;نهایة الارب، ج 2، 56&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== [[حقوق اسرا در قوانین بین المللی]] ==&lt;br /&gt;
«اولین حقوق مربوط به اسرا در اوت 1864 یعنی قبل از جنگ جهانی اول وضع شد. این مقررات به شرح زیر بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. رفتار با اصول انسانیت و بدون هیچ‌گونه تبعیض نژاد، عقیده و جنسیت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. این موارد اکیداً ممنوع است: قتل عمد، [[شکنجه]]، رفتار خلاف انسانیت و هرگونه [[تنبیه در اسارت|تنبیه بدنی]]، آزمایش‌های بیولوژیک، لطمه به سلامت، وادار ساختن به خدمت در نیروی دولت خصم، محروم ساختن از حق دادرسی بی‌طرفانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. رعایت حقوق طبیعی ازقبیل مسکن، غذا، لباس و بهداشت و پرستاری و ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. حمایت از اسیران در برابر هرگونه اعمال خشونت‌آمیز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. آزادی مذهب و اجرای آزادانه مراسم مذهبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. تشویق و توسعه فعالیت‌های فکری، تربیتی و تفریحی و ورزشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. رعایت درجه و رتبه اسیران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. استفاده از استعدادهای جسمانی برای کار، با درنظر داشتن درجات نظامی و پرداخت حقوق فوق‌العاده کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9. تأمین منابع مالی [[اسیران جنگ]] و پیش‌پرداخت به‌عنوان حقوق ماهیانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10. ایجاد تسهیلات و [[امکانات]] برای مکاتبه اسیران با خارج و دریافت هدایا و امانات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11. به رسمیت شناختن حق شکایت برای اسیران به‌علت کیفیت اسارت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12. استفاده از استعدادهای مختلف اسیران در کارهای مربوط به خودشان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13. اسیران جنگی در اختیار دولت دشمن هستند، نه در اختیار اشخاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14. اسارت زمان جنگ ازجمله اقدامات جزایی محسوب نمی‌شود. اسیر هیچ‌گونه وظیفه وفاداری در قبال دولت بازداشت‌کننده ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15. اسیر جنگی از کلیه امکانات نیروهای مسلح دولت بازداشت‌کننده در تنبیهات جزایی و انتظامی برخوردار خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16. ممنوعیت انتقال اسیران به مؤسسات تأدیبی مثل زندان، توقیف‌گاه نظامی، زندان با اعمال شاقه و... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17. اسیر فراری که دستگیر شود، تنها یک‌بار مجازات انتظامی شده و در صورت تکرار، مجازات او تشدید نمی‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18. مجازات‌های انتظامی شامل جریمه تا 50 درصد مساعده حقوقی، مزایا و بیکاری‌های کمتر از دو ساعت و توقیف می‌باشد.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;داعی، علی (1387). نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بین المللی دولت عراق. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
   «براساس کنوانسیون سوم ژنو نیز، که در 1949 به امضا رسیده، [[اسیران جنگ|اسیر جنگی]] به مبارزانی گفته می‌شود که تسلیم دشمن شده‌اند و قدرت مبارزه نداشته باشند. شامل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. اعضای نیروهای مسلح یکی از متخاصمین‌، ‌‌چریک‌ها و دسته‌های داوطلب که جزء نیروهای مسلح مزبور باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. چریک‌ها و اعضای سایر دسته‌های داوطلب نهضت‌های [[مقاومت]] متعلق به یک دولت متخاصم که در داخل و یا خارج خاک خود مشغول عملیات باشند ولو آنکه خاک مزبور اشغال شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. اعضای نیروهای مسلح منظم که خود را وابسته به دولت یا مقامی معرفی كنند که ازطرف دولت دستگیرکننده به رسمیت شناخته ‌شده باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. کسانی ‌که همراه نیروهای مسلح هستند، بی آنکه به‌طور مستقیم جزء آن باشند، ازقبیل اعضای غیرنظامی کارکنان هواپیمای جنگی، خبرنگاران جنگی، تهیه‌کنندگان اجناس و اعضای واحد‌های کار یا خدمت که عهده‌دار آسایش نیروهای مسلح هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. کارکنان نیروهای دریایی بازرگانی ازجمله فرماندهان، ناخدا و کارکنان هواپیمایی دولت‌های متخاصم که به‌موجب این مقررات حقوق بین‌الملل از معامله مساعد‌تری برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. اهالی اراضی اشغال‌نشده که موقع نزدیک ‌شدن دشمن، بی آنکه فرصت تشکیل نیرو‌های منظم را داشته باشند، از روی اجبار برای مبارزه با دشمن اسلحه به‌دست می‌گیرند. مشروط به اینکه به‌صورت علنی اسلحه حمل كنند و قوانین جنگ را محترم شمارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. اشخاصی که به نیروهای مسلح کشور اشغال‌شده تعلق دارند و یا متعلق بوده‌اند، درصورتی‌‌که کشور اشغال‌‌کننده به‌علت همین تعلق، اقدام به بازداشت آنها را لازم بداند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;    «طبق کنوانسیون ژنو افراد زیر حق برخورداری از [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] را ندارند:نظامیان مزدور، جاسوس‌ها، خرابکاران، اتباع غیرنظامی دشمن. البته ناگفته نماند که طبق کنوانسیون ژنو، به اسارت گرفتن غیرنظامیان ممنوع است.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== اسارت در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] ==&lt;br /&gt;
خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار نقص عضو می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند. علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسرای جنگی هنوز از بغرنج‌ترین مشکلات جنگ‌ها به‌شمار می‌رود. اولین و مهم‌ترین مسئله درخصوص اسرای جنگی، اثبات اسارتشان به‌وسیله ارتشی است که آنها را اسیر کرده. بعد از این مرحله است که سازمان‌ها و قوانین مربوطه می‌توانند مؤثر واقع شوند. تعیین وضعیت و سرنوشت اسرای جنگی و مفقودین، ازجمله مشکلاتی است که نه تنها در طول جنگ، بلکه سال‌ها بعد از خاموش شدن آتش جنگ هم باقی می‌ماند. کشور ایران نیز در طول قرون و اعصار از موضوع اسارت جدا نبوده است. سی‌و‌یکم شهریور 1359 کشور عراق به ایران اعلام جنگ کرد. البته ناگفته نماند حداقل حدود یك‌سال قبل از آن، تجاوزاتی به داخل مرزهای کشور داشت و به تبع آن عده‌ای را به اسارت گرفت. یکی از ابعاد مهم و انسانی در جنگ تحمیلی هشت ساله، اسیران جنگی بودند که در مناطق درگیری و عملیات پدافندی و آفندی به اسارت درآمدند. در روزهای اول جنگ مجموعه یا سازمان خاصی مسئولیت پیگیری سرنوشت اسرا و [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|مفقودین]] را به‌عهده نداشت. باید مجموعه‌ای به‌صورت تخصصی این امور را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال می‌كرد. به‌همین‌منظور دو مجموعه تشکیل شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی؛]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. اداره جست‌وجوی [https://fa.wikiazadegan.com/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%81%D9%82%D9%88%D8%AF مفقودین] جمعیت [[هلال احمر]] ایران.&amp;lt;blockquote&amp;gt;    «با مطالعه و بررسی خاطرات و سرگذشت‌های به‌جامانده از اسرای ایرانی و عراقی، اسناد غیرقابل انکاری از میزان پایبندی دو طرف به کنوانسیون اسرای جنگی به‌دست می‌آید. شواهد حاکی از آن است که اسیران ایرانی، نه تنها از حداقل [[امکانات]] زندگی یک انسان در اردوگاه‌های عراق برخوردار نبودند، بلکه به دست نگهبانان و مسئولان عراقی اردوگاه‌ها تحت انواع [[شکنجه های جسمی و روحی|شکنجه‌های روحی و جسمی]] قرار می‌گرفتند. گزارش‌های غیررسمی متعددی نشان می‌دهد که تعداد فراوانی از اسرای ایرانی به‌اسارت‌درآمده در طول هشت سال دفاع مقدس در زمان انتقال از خط مقدم تا قرنطینه‌ها و در محل [[قرنطینه در اسارت|قرنطینه]] یا زمان انتقال تا [[اردوگاه]] به‌علت شدت جراحات، [[شکنجه]] و... به شهادت رسیدند و برخی را نیز سربازان عراقی به روش‌های گوناگون در منطقه عملیاتی به شهادت رساندند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معرفی قشرهای مختلف [[اسرا|اسرای ایرانی]] در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رده نظامی ====&lt;br /&gt;
الف) [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح منظم ارتش]] شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به اسارت درآمدند، نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی، به‌علاوه نیروهای شهربانی و ژاندارمری سابق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) نیروهای کادر و وظیفه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) نیروهای مسلح نامنظم: نیروهای چریكی، نیروهای خدماتی، نیروهای جهاد سازندگی، نیروهای امدادگر، و نیروهای بسیجی که در همه رده‌های سنی از دانش‌آموزان راهنمایی تا افراد سالخورده در میان آنها به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
==== رده غیرنظامی ====&lt;br /&gt;
شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های معاند نظام در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند. در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|طول جنگ تحمیلی]]، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به اسارت درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. این افراد به شرح ذیل بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) ساکنان شهرهای مرزی:&#039;&#039;&#039; حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های اسارت به [[شهید و شهادت|شهادت]] رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) پزشکان، بهیاران، اعضای [[هلال احمر|سازمان هلال احمر]]:&#039;&#039;&#039; پزشکان و دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب بسیجی به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) مقامات رسمی ایران:&#039;&#039;&#039; معروف‌ترین اسیران در میان نظامی‌ها سرلشکر شهید [[حسین لشگری]] بود که در آخرین روزهای شهریور 59 و در بین غیرنظامیان شهید مهندس [[محمد جواد تندگویان|محمدجواد تندگویان]] وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 توسط ارتش رژیم بعث به اسارت درآمدند. ابتدا ارتش عراق اسارت [[محمد جواد تندگویان|تندگویان]] را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 26/9/1370 جسد او را تحویل ایران داد. مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها اسارت به وطن برگشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) افراد ولگرد:&#039;&#039;&#039; افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن [[اسیران جنگ|اسیر]] شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه) تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) افرادی که بر اثر مجروحیت به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) برخی از افراد هم بر اثر ورود اشتباهی به مناطق دشمن به دست عراقی‌ها اسیر شدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تعداد قابل توجهی از اسرا در فاصله روزهای 22 تا 25 تیر 1367 و به‌عبارتی چند روز قبل از پذیرش قطعنامه، به اسارت ارتش عراق درآمدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیشترین تعداد [[اسرا|اسرای ایرانی]] از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد اسرای ایرانی متأهل بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به صلیب سرخ جهانی اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان اسارت به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|هشت سال جنگ]]، در یک تقسیم‌بندی کلی، [[اسرا|اسرای ایرانی]] به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] و [[اسرای مفقود|مفقودالاثر]] تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد اسرا ثبت‌نام‌شده در [[صلیب سرخ]] و 52 درصد جزو مفقودین بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به اسارت خود درآوردند و به [[زندان های دوران اسارت|زندان‌های موقت]] فرستادند. تعداد تجاوزهای عراق بر ضد ایران، قبل از آغاز رسمی جنگ، بسیار متعدد است. طبق [[آمار]] [[وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران|وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران]]، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به اسارت درآمدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی [https://www.mfpa.ir/ مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«گروه اول، [[اسرا|اسرایی]] بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] و [[شکنجه]] در [[زندان های دوران اسارت|زندان‌های موقت]] و مدتی پس از ورود به [[اردوگاه]] اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان [[صلیب سرخ|صلیب]] در اختیار [[اسرا]] قرار دادند و با ارسال آن به [[هلال احمر|هلال احمر ایران]]، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان اسارت، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان [[اسرا]] بود. این امر شرایط روحی [[اسیران جنگ|اسیر]] را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به [[اسرای مفقود]] و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفته بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، [[اسرای مفقود|اسرای مفقودالاثر]] بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: دسته اول، اسرایی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از [[اسرا]]، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ گروه دوم، اسرایی بودند که اواخر ۱۳۶۵ و بعدها پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به [[اردوگاه]] اصلی انتقال یافتند، اما دشمن آنها‌ را به کمیته بین‌المللی  [[صلیب سرخ]] معرفی نکرد. این گروه در مدت اسارت خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین [[امکانات]] محروم بودند که در پی این گمنامی، بعثی‌ها به [[شکنجه]] و آزار آنها مبادرت می‌کردند.&lt;br /&gt;
== مکان نگه‌داری [[اسرا]] ==&lt;br /&gt;
همه [[اسرا]] پس از [[اسارت و اسیران|اسارت]] به نزدیک‌ترین پادگان یا مدارس مرزی در عقبه فرستاده می‌شدند؛ سپس به زندان‌های معروف عراق و پس از تخلیه اطلاعاتی به [[اردوگاه]] منتقل می‌شدند. تنها ۵۷ نفر از اسرا، که از افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی بودند، تمام مدت دوران چندساله اسارت خود را در زندان به‌سر ‌بردند.&lt;br /&gt;
== [[اسرا]] با گرایش‌های فکری متعدد ==&lt;br /&gt;
در میان [[اسرا|اسرای ایرانی]]، افراد دارای تفکرات مختلفی بودند، ازجمله: اسرای متعهد و مکتبی، اسرای بسیار سخت‌گیر در انجام مناسک مذهبی، اسرای میهن‌پرست و وفادار، سایر فِرق غیراسلامی، اسرای بی‌خیال و باری‌به‌هرجهت.&lt;br /&gt;
== [[اسرای اقلیت های دینی|اسرای اقلیت‌های دینی]] و تابعیت‌های غیرایرانی ==&lt;br /&gt;
با شروع [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، ازسوی نمایندگان اقلیت‌های دینی شامل: مسیحیان، زرتشتیان، کلیمیان، ‌آشوریان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی و همچنین نهادها، نشریات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته‌شان، بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی برای مشارکت در جنگ و کمک به برادران مسلمان و پاسداری از استقلال کشور صادر شد. گروه مشترک اقلیت‌های دینی نیز از هم‌وطنان خواست با شرکت فعال در سازمان بسیج مستضعفین، اتحاد خود را با سایر برادران ایرانی تحکیم بخشند و دوشادوش مسلمانان ایرانی، تا پای جان از مرزهای میهن خود دفاع كنند. در 1360 شوراهای سه‌گانه خلیفه‌گری ارامنه ایران با انتشار اطلاعیه‌های رسمی، آنان را از برگزاری مراسم جشن سال نو منع کرد. جامعه ارامنه ایران با 35 آزاده در دوران دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان مسلمان علیه دشمن بعثی جنگیدند و از [[آب]] و خاک میهن دفاع کردند. برای نمونه، می‌توان از افراد ذیل به‌عنوان شاخص‌ترین [[اسرای اقلیت های دینی|اسرای اقلیت‌های دینی]] نام برد: «سرباز وظیفه «سرگیز ساید» که یک سال و هشت ماه در اسارت رژیم بعث عراق بود و دچار 65 درصد جانبازی شد. «&#039;&#039;&#039;گارن باباخانیان&#039;&#039;&#039;» 25 ماه در اسارت به‌سر برد. «&#039;&#039;&#039;ورژ میناسیان&#039;&#039;&#039;» 2 سال و 16 ماه و «&#039;&#039;&#039;آنوش اوان طوروسیان درختکی&#039;&#039;&#039;» 98 ماه و 8 روز اسیر بودند.» &amp;lt;ref&amp;gt;عسگری، شاداب (1392). «اتحاد اقلیت‌ها برای مبارزه با تروریسم در منطقه». تهران: [https://www.mfpa.ir/ سایت موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;  [[آمار]] دقیقی از اسرای غیرایرانی در اردوگاه‌های رژیم بعث در دسترس نیست، اما در خاطرات آزادگان از اسرایی با تابعیت لبنانی، افغانی، و عراقی ذكری به میان آمده است.&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
* [[حقوق اسرا در قوانین بین المللی]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
* [[اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
* [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
* [[حقوق بین الملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای مطالعه بیشتر ==&lt;br /&gt;
اشرافی، مرتضی (1393). جنگ، اسرای حقوق بشردوستانه، عهدنامه ژنو، صلح، علوم سیاسی. تهران: [http://rbo.ir/ پژوهشکده باقرالعلوم (ع).]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذكریایی، مریم سادات (1390). خاطرات آزادگان در لحظه تحویل سال. مازندران: [https://ketab.ir/Publisher/6c3b39e2-ba4d-4b98-91e2-d1173cdf6483 کمیته تدوین و انتشارات کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذكریایی، مریم سادات (1395). می‌شود از اینجا هم [[فرار]] کرد؟. خاطرات علی احدی‌نژاد، چ دوم، تهران: امینان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شریفی، اسماعیل (1378). تحول در اسارت. کمیسیون اداره اسرای جنگی، تهران: مؤسسه فرهنگی نشر رامین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزی، مجتبی (1389). «نگاهی به وضعیت اسیران ایرانی در عراق.» تهران: [https://www.noorsoft.org/ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی]، مقاله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عسگری، شاداب (1393). اسارت شقاوت مهرورزی، حدیث عزت و اقتدار. تهران: آتشبار وابسته به [https://www.bonyaddefa.ir/ سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران]محمدی ینگجه، عبداله (1394). تهاجم نرم و جنگ روانی در اسارت. اردبیل: خط هشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حامد سعادتی بیشه‌سری&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران نوجوان و جوان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای مفقود]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای متاهل]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11921</id>
		<title>دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11921"/>
		<updated>2026-08-13T11:01:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌کنند. و به [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند.  در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... ما افتخار می‌کنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;.» (1342/03/09)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص» و «برکت خون‌های پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای [[اسیران جنگ|اسیران]] از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی [[اسیران جنگ|اسیران]] را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«[[اسیران جنگ|اسیران]] در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌کنند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، [[اداره امور اسرا و مفقودین|مفقودین]] و [[اسیران جنگ|اسیران]] دانسته، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما را چه رسد که با این قلم‌های شکسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و [[اداره امور اسرا و مفقودین|مفقودین]] و اسیرانی که در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌کشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt; (1363/06/05) &amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام در پاسخ [[نامه]] یکی از [[اسیران جنگ|اسیران]] در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی کاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«فرزند بسیار عزیزم، از [[نامه]] دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌کنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیک می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌کنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند می‌خواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11920</id>
		<title>اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11920"/>
		<updated>2026-08-13T10:59:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* كتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;دیدگاه‌های امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب درباره اسیران، [[اسارت و اسیران|اسارت]]، و آزادگی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسارت در لغت، یعنی كسى را در بند كشیدن و به اسیرى درآوردن. اسارت و أسْر مصدر «أسَرَ»، به ‌معناى محكم بستن چیزى با قید و طناب است و اسیر را از آن جهت كه او را بسته، محصور مى‌ساختند، اسیر نامیده‌اند؛ سپس این مفهوم به هر كس كه در بند یا حبس درآید، هرچند با چیزى بسته نشده باشد، توسعه یافته است &amp;lt;ref&amp;gt;مفردات،ص.76.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;لسان‌العرب،ج.1،ص.140&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخى معناى این ماده را حبس دانسته، گفته‌اند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اسیر كسى است كه محبوس و تحت سلطه باشد، چه با قیود ظاهرى و چه با تعهدات عرفى و الزامات قانونى، ازاین‌رو بر عبد، زندانى و كسى كه تحت‌نظر باشد نیز اطلاق مى‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق،ج.1،ص.83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بنابر تعریف فوق، اسارت را در سخنان امام خمینی بنیادگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب می‌توان این‌گونه تقسیم‌بندی كرد: در بند نفس و هواهای نفسانی بودن، تحت سیطره و سلطه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی قدرت‌‌های استكباری بودن، وابستگی داشتن اعم‌از «وابستگی فكری»، «وابستگی مغزی»، «وابستگی عقلی»، «وابستگی به شرق و غرب»، «وابستگی به قدرت‌ها»، وابستگی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره، و بالأخره در بند و اسیر دشمن بودن در زمان جنگ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی جهاد و مبارزه و به اسارت رفتن برای دفاع از اسلام و كشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌كنند. در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... ما افتخار می‌كنیم كه مانند سیدالشهدا روز عاشورا كشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر كنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یكی از كسانی كه باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است.» (1342/03/09) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). مجموعه آثار امام خمینی، ج 1، 2، 9، 13، 14، 16، 18، 19 و 20، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام خمینی شهدا، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، ایثارگران و رزمندگان را «... عزم‌ها و اراده‌های استوار و آهنین، نمونه‌ترین بندگان مخلص حق» می‌دانند كه «... مراتب انقیاد و تعبد خویش را به درگاه اقدس حق تعالی، با نثار خون و جان به اثبات رسانیدند؛ و در میدان جهاد اكبر با نفس و جهاد اصغر با خصم، واقعیت پیروزی خون بر شمشیر و غلبه اراده انسان را بر شیطان مجسم كردند، ...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، [[اسرا]] «سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده كرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان كشور اسلامی ایران» و عزیزانی كه «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت كشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداكاری‌ها و اخلاص» و «بركت خون‌های پاك» این «رادمردان» است كه «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاكنون، بر تارك نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;امام آزادی اسرا را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را كه ایشان برای آزادگان از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی اسرا را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌كنند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] دانسته، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما را چه رسد كه با این قلم‌های شكسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی كه در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا كرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی كه در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌كشند چگونه توان تعظیم نمود؟...» (1363/06/05) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;    امام در پاسخ [[نامه]] یكی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب كرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی كاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه كرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌كنم. شما هم ناراحتی پدرتان را كه فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس كنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر كنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیك می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌كنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365 &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. امام از مسئولان و كسانی كه با اسرای عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروكار دارند می‌خواهند كه زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت كنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیكان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان كاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلك مبلغین اسلام و احیاناً فداكاران آن درآیند...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب نیز مانند امام خمینی (ره) در بند نفسانیات بودن را اسارت می‌دانند. ایشان اسارت بیرونی را نتیجه اسارت درونی می‌دانند و می‌فرمایند: «هیچ عاملی از بیرون نمی‌تواند یک انسان را آن‌جور برده کند که یک شهوت درونی، یک هوی‌وهوس درونی او را برده می‌کند... لذا... در دنیا استعمارگران برای اسیر کردن ملت‌ها، برای مطیع کردن شخصیت‌ها حتی مبارزین، از این راه استفاده می‌کنند و آنها را در دام شهوت می‌اندازند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به آدرس [https://www.khamenei.ir khamenei.ir]&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند كه استکبار جنگ‌ را بر ملت‌ ایران تحمیل‌ کرد تا بتواند اسارت را به‌ ایران‌ اسلامی‌ تحمیل‌ کند كه رزمندگان این ترفند دشمن‌ را باطل‌ كردند (1373/06/31)، اما دراین‌میان، عده‌ای از رزمندگان به اسارت دشمن درآمدند. به‌نظر ایشان [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] برای سازندگیِ این عزیزان در بند، این «گوهرهای بازیافته از ذخیره ایمان»، «ذخیره اسلام و مسلمین»، «کوتاه‌شده قرن‌هایی است که انسان‌های بااستعداد را به الماس‌های درخشان تبدیل کرده است». علاوه‌براین، ایشان اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» «محنت زندان دشمن»، «امتحان الهی»، و «صدقه» را برای آزادگانی كه «توفیق سازندگی در جهاد و جنگ و اسارت را داشته‌اند»، دورانی خاص می‌دانند كه «در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی» خودشان، «عزت اسلام، کشور و انقلاب» و «آبروی ملت ایران و آبروی کشور و امام» را حفظ کردند و دشمن را از اینكه بتواند آنها را «ذلیل کند و در هم بشکند و خردشان کند» ناتوان و عاجز نمودند و «به‌علت پایبندی و عمل به آنچه پروردگار فرموده است، سنت صادق الهی درباره آنان محقق شد و سرافراز و پیروزمند به میهن بازگشتند و دشمنان آنان به زباله‌دان تاریخ پیوستند». به عقیده ایشان، «مرارت‌ها و سختی‌های» دوران اسارت «روحیه و اراده آزادگان را برای پیشرفت به‌سمت اهداف انقلاب آماده و قوی کرده» و آنان می‌توانند با این «ذخایر ارزشمندی که به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفکر در سطح جوامع انسانی، محیط خود را روشن كنند.» (1369/06/01) (1378/06/09) (1369/08/05) (1371/05/26) (1368/08/24) (1368/05/23) (1369/05/29) (1371/05/26) (بیست‌وششم رمضان المبارک ۱۴۳۳) (1391/05/25)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام معظم رهبری در دیدار با آزادگان، این «عزیزان نظام» و «افتخارآفرینان» كه «جوانی و زندگی با طراوت دوران شباب را در راه خدا داده‌اند» و در «دوران اسارت، شرایط سختی» را گذرانده‌اند، چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«شما در دوران اسارت، شرایط سختی را گذراندید. اما درعین‌حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب، موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید. شما دلیل دیگری بر مقاومت و توانایی ملت ایران در مقابله با توطئه‌های دشمنان بودید و جمهوری اسلامی ایران با داشتن ذخایر ارزشمندی چون آزادگان مقاوم، هرگز در برابر دشمنان احساس ضعف نخواهد كرد.» (1369/06/05)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر انقلاب در تجلیل مقام اسیران دفاع مقدس می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«احساسات زندانی، آن هم در شرایطی که احساس می‌کند مسئولیتی بر دوش اوست، احساسات مخصوصی است. این را کسانی که خودشان روزی و یا دورانی در اسارت و در بند دشمنی بودند و این مسئولیت را احساس می‌کردند، کم‌وبیش می‌توانند درک کنند... اسرای ما از آن کسانی هستند که نامشان در تاریخ انقلاب و ایران جاودانه خواهد ماند... اینکه اسلام می‌فرماید: «وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ» یک وجه از عزت مؤمنین همین است. مؤمن در سخت‌ترین شرایط هم احساس می‌کند عزیز است و احساس ذلت نمی‌کند و خودش را نسبت به دشمن، خوار احساس نمی‌کند؛ چون اقتدار معنوی و درونی خودش را حفظ کرده است و از دست نداده است. عزیزان ما که در بند هستند، این اتکای به نفس و عزت نفس و قدرت درونی و داخلی را حفظ کردند و توانستند در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی خودشان را حفظ کنند و دشمن از اینکه بتواند آنها را ذلیل کند و در هم شکند و خردشان کند، ناتوان و عاجز شده است... رزمندگان عزیز فقط در میدان جنگ نبود که مثل شیر شجاعت نشان می‌دادند، بلکه در اسارت‌گاه هم همان شیران شجاع و قوی باقی ماندند... افتخاری از این بالاتر وجود دارد که کسی در راه هم‌میهنان و کشور و انقلاب و عقیده‌اش مبارزه کند؟ این، افتخار خیلی بزرگی است. این افتخار، در جبهه‌ها برای رزمندگان گوناگون ما به نقطه‌ انتها رسید، اما نسبت به آن عزیزانِ در بند هنوز ادامه دارد و باید مقاومت بکنند.» (1368/05/22)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار [[خانواده]] شهدا و ایثارگران می‌فرمایند: برای استکبار، هریك از اسرای ما در زندان‌های دولت بعثی «یک خطر بالقوّه و بالفعل به‌حساب می‌آید» و خانواده‌های اسرا هم باید به «این آزادمردان و جوانان آزاده» افتخار کنند. «ما می‌دانیم اینها چقدر مردانگی و قدرت نفس از خود نشان دادند و دشمن نتوانسته آنان را هضم کند. البته، روی اسرای عزیزمان در طول این چند سال سختگیری‌ها و فشارهایی هم داشتند، ولی آنها مردند و مؤمن‌اند و آن همه سختی را تحمل کردند و به‌خاطر اسلام ایستادگی نمودند... درحالی‌که از اوّلی‌ترین و ابتدایی‌ترین خدماتی که باید نسبت به اسرا انجام بشود، خودداری کردند. حتّی اجازه ندادند که اسم‌های آنان روی کاغذ بیاید و در لیست‌های صلیب سرخ درج شود تا مشخص گردد اینها اسیرند. تعداد زیادی از مفقودان ما جزو اسرایند که رژیم عراق هیچ نام و نشانی از آنها نداده است.» (1368/08/24)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در دیدار با طلاب آزاده چنین فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«و در این رابطه مجموعه طلاب و اهل علم زجركشیده در [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] و رزمنده در میدان جنگ، نقش بسیار بزرگی را برعهده دارند. آنها باید ذخایر ارزشمندی را كه به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفكر در سطح جوامع انسانی به‌كار گیرند...» (1369/08/05) &amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار با حجت‌‌الاسلام‌والمسلمین‌ [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]]، پس‌ از آزادی‌ از اسارت‌، می‌فرماید:  &amp;lt;blockquote&amp;gt;«الحمدلله‌ آنچه‌ كه‌ شما گذراندید، فضیلتش‌ كمتر از شهادت‌ نیست‌. خدا را شكر می‌كنیم‌ كه‌ امتحان‌ خیلی‌ خوبی‌ دادید. به‌نظر من‌، كسی‌ مثل‌ شما كه‌ این‌ همه‌ توفیق‌ الهی‌ شامل‌ حالش‌ شده‌، حقیقتاً خیلی‌ باید خدا را شاكر باشد. شما در همه مراحل‌ سختی‌ صبر كردید، خدا را درنظر داشتید، راهتان‌ را خوب‌ شناختید و درست‌ حركت‌ كردید. من‌ می‌دانم‌ در این‌ دوران‌ ده ساله‌ اسارت‌، كه‌ شما ملجأ این‌ جوانان‌ بودید و به‌ شما مراجعه‌ می‌كردند، به‌ شما چه‌ گذشته‌ است‌. واقعاً در زندان‌ این‌گونه‌ است‌. البته‌ محیط اسارت‌، با محیط زندان‌ خیلی‌ فرق‌ دارد؛ قاعدتاً بدتر از زندان‌ است‌. زندانبانان‌ كسانی‌ هستند كه‌ مردن‌ زندانی‌ برایشان‌ اصلاً اهمیتی‌ ندارد... چنانچه‌ واقعه‌‌ مختصری‌ اتفاق‌ بیفتد، ممكن‌ است‌ با تیر بزنند و بكشند. آن‌وقت‌ در چنین‌ محیطی‌، این‌ جوانان‌ در سطوح‌ مختلف‌ فكری‌ و روحیه‌ای‌، دائم‌ جایی‌ می‌خواهند كه‌ به‌ آن‌ پناه‌ ببرند. آقای‌ ابوترابی‌، همان‌ كسی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند. واقعاً از درون‌ به‌ انسان‌ خیلی‌ سخت‌ می‌گذرد و خیلی‌ كاهیده‌ می‌شود؛ چون‌ كسی‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌برند، دلش‌ می‌خواهد كه‌ او هم‌ به‌ جایی‌ پناه‌ ببرد. البته‌ آن‌ كسی‌ كه‌ اهل‌ تقوا و توجه‌ به‌ خدا باشد، به‌ خدا پناه‌ می‌برد و خدا را پیدا می‌كند؛ لیكن‌ خیلی‌ سخت‌ است... آدم‌ وقتی‌ این‌ جوانان‌ را می‌بیند كه‌ با چه‌ بی‌تابی‌ این‌ مدت‌ را گذراندند و به‌ ایشان‌ مراجعه‌ كردند و ایشان‌ هم‌ نرم‌ و ملایم‌ و دلنشین‌ برخورد كرده‌ و هر كسی‌ را به‌ فراخور حال‌ خودش‌ جواب‌ داده‌ و همه‌ را به‌جای خود نشانده‌ و ملاحظه‌شان‌ را كرده‌ است‌، متوجه‌ می‌شود كه‌ به‌ چنین‌ انسان‌ مسئولی‌ چه‌ گذشته‌ است‌. اگر بخواهیم‌ تشبیه‌ ناقصی‌ بكنیم‌، باید بگوییم‌ كه‌ بلاتشبیه‌ مثل‌ حضرت‌ زینب ‌(سلام‌الله‌علیها) رفتار كرده‌ است‌. در دوران‌ اسارت‌، آن‌ بزرگوار واقعاً همین‌طور بوده‌ است؛ یعنی‌ ركنی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند؛ خیلی‌ سخت‌ بوده‌ است‌. الحمدلله‌ شما این‌ سختی‌ها را تحمل‌ كردید و خدا را شكر كه‌ پروردگار متعال‌ تفضل‌ كرد و با جسم‌ و روح‌ و فكر سالم‌ برگشتید، تا ان‌شاالله‌ در بقیه‌‌ مدت‌ عمرتان‌- كه‌ امیدواریم‌ خیلی‌ هم‌ بابركت‌ و طولانی‌ باشد- در خدمت‌ اسلام‌ و كشورتان‌ باشید...» (1369/06/25) &amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار گروه بسیاری از آزادگان [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] با ایشان، آزاد شدن آنان را از بند رژیم مستبد بعث عراق، نشانه قدرت‌نمایی استثنایی خداوند، «تحقق وعده الهی» و «نتیجه پایبندی و عمل آزادگان به فرامین الهی» توصیف كردند و با ذكر اینكه دوران سخت اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» است، معتقدند كه مرارت‌ها و سختی‌های آن، روحیه و اراده آزادگان را برای رسیدن به اهداف انقلاب آماده و قوی كرده است. ایشان آزادگان را جزء «بهترین سربازان انقلاب و آزموده‌ترین فرزندان این ملت و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی» می‌دانند كه «امید و اعتماد نظام» هستند؛ زیرا «در راه حفظ این نظام در روزهای سخت، خود را تجربه كرده و آزمایش دشواری را با سربلندی به انجام رسانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب آزادگان را «ذخیره بزرگ الهی و ثروت عظیم انسانی» «باارزش» «رنج‌دیده»، «[[رمز مقاومت]] و ایستادگی»، «مثل فولاد و كوه استوار» و «تربیت‌شده در دوران سختى»، می‌دانند كه «در دست دشمن غصب» شده بودند دوران اسارت؛ این «انسان‌هاى بااستعداد» را به «الماس‌هاى درخشان» تبدیل كرده است. به‌نظر ایشان «براى اینكه راه را گم نكنیم، برای اینكه دل‌هایمان قرص شود»، زندگی آزادگان در این دنیای در حال تحول همچون «ستاره راهنما» است. (1376/02/31) (1391/05/25) (1377/01/19) (1369/06/07). ایشان «ذلت و ضعف و درماندگی» «دشمن جبار» را نتیجه «صبر و توكل ([[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]) به خدا و استقامت در راه خدا» می‌داند (1369/09/03).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به این گفته‌ مأموران [[صلیب سرخ]] به آزادگان در [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]]، كه در اردوگاه‌هاى اسیران جنگی در كشورهاى دیگر شاهد سرخوردگى و افسردگى و خودزنى و خودكشى و غیره هستند و در میان آزادگان ما این مسائل وجود ندارد، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«وقتى دل با معنویت آشنا نبود، با خدا آشنا نبود، نتیجه‌اش همان است. وقتى دل با خدا آشنا بود، وقتى احساس ارتباط كرد، وقتى احساس اعتماد كرد، وقتى خود را تنها ندید، وقتى در درون سلول‌هاى تنگ و شكنجه‌بار، بهشت معنوى را با خود مشاهده كرد... دیگر افسردگى جایى ندارد» (1391/05/25).&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار امیر خلبان آزاده حسین لشکری، دوران اسارت و سختی‌های آن را «حسنات» و «ذخیره‌های بسیار ارزشمندی» می‌داند كه بسیار قیمتی و نزد خداوند محفوظ است (1377/01/19). به‌نظر ایشان، شایسته‌ترین افراد برای «استقامت قهرمانانه» در میان ملت ایران، رزمندگان و خصوصاً آزادگان هستند كه «رنج و امتحان اسارت را با همه وجودشان، با پوست و گوشت و استخوانشان لمس كرده‌اند» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان خاطرات دوران اسارت «آن شب‌های طولانی و پررنج، آن روزهای پرهراس، آن سختی‌ها و فشارها، آن مرعوبیت‌ها، آن گرسنگی و سرما و گرما، آن دوری و غربت و جفا كشیدن از نااهلان و ایستادگی در مقابل خواست دشمنان خدا و همه این ساعت‌ها و لحظه‌ها و رنج‌ها» را هم «ذخیره» و «سرمایه» كشور می‌دانند و معتقدند كه همین سرمایه‌ها اسلام و شیعه را نگه داشته و جمهوری اسلامی را به قدرت رسانده و ملت ایران را در دنیا سرافراز نموده است (1370/05/28) (1391/05/25).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== كتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
زینب مشتاقی&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]]&lt;br /&gt;
[[رده:صلیب سرخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:سید علی اکبر ابوترابی فرد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11919</id>
		<title>دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11919"/>
		<updated>2026-08-13T10:53:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌کنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند.  در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... ما افتخار می‌کنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;.» (1342/03/09)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص» و «برکت خون‌های پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی آزادی اسیران را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای اسیران از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی [[اسیران جنگ|اسیران]] را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند: «اسیران در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌کنند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و اسیران دانسته، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما را چه رسد که با این قلم‌های شکسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی که در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌کشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt; (1363/06/05) &amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام در پاسخ [[نامه]] یکی از [[اسیران جنگ|اسیران]] در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی کاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌کنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیک می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌کنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند می‌خواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11918</id>
		<title>اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11918"/>
		<updated>2026-08-13T10:49:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;دیدگاه‌های امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب درباره اسیران، [[اسارت و اسیران|اسارت]]، و آزادگی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسارت در لغت، یعنی كسى را در بند كشیدن و به اسیرى درآوردن. اسارت و أسْر مصدر «أسَرَ»، به ‌معناى محكم بستن چیزى با قید و طناب است و اسیر را از آن جهت كه او را بسته، محصور مى‌ساختند، اسیر نامیده‌اند؛ سپس این مفهوم به هر كس كه در بند یا حبس درآید، هرچند با چیزى بسته نشده باشد، توسعه یافته است &amp;lt;ref&amp;gt;مفردات،ص.76.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;لسان‌العرب،ج.1،ص.140&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخى معناى این ماده را حبس دانسته، گفته‌اند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اسیر كسى است كه محبوس و تحت سلطه باشد، چه با قیود ظاهرى و چه با تعهدات عرفى و الزامات قانونى، ازاین‌رو بر عبد، زندانى و كسى كه تحت‌نظر باشد نیز اطلاق مى‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق،ج.1،ص.83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بنابر تعریف فوق، اسارت را در سخنان امام خمینی بنیادگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب می‌توان این‌گونه تقسیم‌بندی كرد: در بند نفس و هواهای نفسانی بودن، تحت سیطره و سلطه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی قدرت‌‌های استكباری بودن، وابستگی داشتن اعم‌از «وابستگی فكری»، «وابستگی مغزی»، «وابستگی عقلی»، «وابستگی به شرق و غرب»، «وابستگی به قدرت‌ها»، وابستگی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره، و بالأخره در بند و اسیر دشمن بودن در زمان جنگ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی جهاد و مبارزه و به اسارت رفتن برای دفاع از اسلام و كشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌كنند. در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... ما افتخار می‌كنیم كه مانند سیدالشهدا روز عاشورا كشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر كنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یكی از كسانی كه باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است.» (1342/03/09) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). مجموعه آثار امام خمینی، ج 1، 2، 9، 13، 14، 16، 18، 19 و 20، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;    امام خمینی شهدا، آزادگان، ایثارگران و رزمندگان را «... عزم‌ها و اراده‌های استوار و آهنین، نمونه‌ترین بندگان مخلص حق» می‌دانند كه «... مراتب انقیاد و تعبد خویش را به درگاه اقدس حق تعالی، با نثار خون و جان به اثبات رسانیدند؛ و در میدان جهاد اكبر با نفس و جهاد اصغر با خصم، واقعیت پیروزی خون بر شمشیر و غلبه اراده انسان را بر شیطان مجسم كردند، ...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، [[اسرا]] «سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده كرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان كشور اسلامی ایران» و عزیزانی كه «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت كشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداكاری‌ها و اخلاص» و «بركت خون‌های پاك» این «رادمردان» است كه «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاكنون، بر تارك نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام آزادی اسرا را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را كه ایشان برای آزادگان از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; .امام خمینی اسرا را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌كنند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و آزادگان دانسته، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما را چه رسد كه با این قلم‌های شكسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی كه در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا كرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی كه در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌كشند چگونه توان تعظیم نمود؟...» (1363/06/05) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;    امام در پاسخ [[نامه]] یكی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب كرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی كاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه كرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: «فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌كنم. شما هم ناراحتی پدرتان را كه فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس كنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر كنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیك می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌كنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365 &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام از مسئولان و كسانی كه با اسرای عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروكار دارند می‌خواهند كه زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت كنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیكان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان كاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلك مبلغین اسلام و احیاناً فداكاران آن درآیند...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب نیز مانند امام خمینی (ره) در بند نفسانیات بودن را اسارت می‌دانند. ایشان اسارت بیرونی را نتیجه اسارت درونی می‌دانند و می‌فرمایند: «هیچ عاملی از بیرون نمی‌تواند یک انسان را آن‌جور برده کند که یک شهوت درونی، یک هوی‌وهوس درونی او را برده می‌کند... لذا... در دنیا استعمارگران برای اسیر کردن ملت‌ها، برای مطیع کردن شخصیت‌ها حتی مبارزین، از این راه استفاده می‌کنند و آنها را در دام شهوت می‌اندازند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به آدرس [https://www.khamenei.ir khamenei.ir]&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند كه استکبار جنگ‌ را بر ملت‌ ایران تحمیل‌ کرد تا بتواند اسارت را به‌ ایران‌ اسلامی‌ تحمیل‌ کند كه رزمندگان این ترفند دشمن‌ را باطل‌ كردند (1373/06/31)، اما دراین‌میان، عده‌ای از رزمندگان به اسارت دشمن درآمدند. به‌نظر ایشان [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] برای سازندگیِ این عزیزان در بند، این «گوهرهای بازیافته از ذخیره ایمان»، «ذخیره اسلام و مسلمین»، «کوتاه‌شده قرن‌هایی است که انسان‌های بااستعداد را به الماس‌های درخشان تبدیل کرده است». علاوه‌براین، ایشان اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» «محنت زندان دشمن»، «امتحان الهی»، و «صدقه» را برای آزادگانی كه «توفیق سازندگی در جهاد و جنگ و اسارت را داشته‌اند»، دورانی خاص می‌دانند كه «در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی» خودشان، «عزت اسلام، کشور و انقلاب» و «آبروی ملت ایران و آبروی کشور و امام» را حفظ کردند و دشمن را از اینكه بتواند آنها را «ذلیل کند و در هم بشکند و خردشان کند» ناتوان و عاجز نمودند و «به‌علت پایبندی و عمل به آنچه پروردگار فرموده است، سنت صادق الهی درباره آنان محقق شد و سرافراز و پیروزمند به میهن بازگشتند و دشمنان آنان به زباله‌دان تاریخ پیوستند». به عقیده ایشان، «مرارت‌ها و سختی‌های» دوران اسارت «روحیه و اراده آزادگان را برای پیشرفت به‌سمت اهداف انقلاب آماده و قوی کرده» و آنان می‌توانند با این «ذخایر ارزشمندی که به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفکر در سطح جوامع انسانی، محیط خود را روشن كنند.» (1369/06/01) (1378/06/09) (1369/08/05) (1371/05/26) (1368/08/24) (1368/05/23) (1369/05/29) (1371/05/26) (بیست‌وششم رمضان المبارک ۱۴۳۳) (1391/05/25)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام معظم رهبری در دیدار با آزادگان، این «عزیزان نظام» و «افتخارآفرینان» كه «جوانی و زندگی با طراوت دوران شباب را در راه خدا داده‌اند» و در «دوران اسارت، شرایط سختی» را گذرانده‌اند، چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«شما در دوران اسارت، شرایط سختی را گذراندید. اما درعین‌حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب، موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید. شما دلیل دیگری بر مقاومت و توانایی ملت ایران در مقابله با توطئه‌های دشمنان بودید و جمهوری اسلامی ایران با داشتن ذخایر ارزشمندی چون آزادگان مقاوم، هرگز در برابر دشمنان احساس ضعف نخواهد كرد.» (1369/06/05)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر انقلاب در تجلیل مقام اسیران دفاع مقدس می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«احساسات زندانی، آن هم در شرایطی که احساس می‌کند مسئولیتی بر دوش اوست، احساسات مخصوصی است. این را کسانی که خودشان روزی و یا دورانی در اسارت و در بند دشمنی بودند و این مسئولیت را احساس می‌کردند، کم‌وبیش می‌توانند درک کنند... اسرای ما از آن کسانی هستند که نامشان در تاریخ انقلاب و ایران جاودانه خواهد ماند... اینکه اسلام می‌فرماید: «وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ» یک وجه از عزت مؤمنین همین است. مؤمن در سخت‌ترین شرایط هم احساس می‌کند عزیز است و احساس ذلت نمی‌کند و خودش را نسبت به دشمن، خوار احساس نمی‌کند؛ چون اقتدار معنوی و درونی خودش را حفظ کرده است و از دست نداده است. عزیزان ما که در بند هستند، این اتکای به نفس و عزت نفس و قدرت درونی و داخلی را حفظ کردند و توانستند در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی خودشان را حفظ کنند و دشمن از اینکه بتواند آنها را ذلیل کند و در هم شکند و خردشان کند، ناتوان و عاجز شده است... رزمندگان عزیز فقط در میدان جنگ نبود که مثل شیر شجاعت نشان می‌دادند، بلکه در اسارت‌گاه هم همان شیران شجاع و قوی باقی ماندند... افتخاری از این بالاتر وجود دارد که کسی در راه هم‌میهنان و کشور و انقلاب و عقیده‌اش مبارزه کند؟ این، افتخار خیلی بزرگی است. این افتخار، در جبهه‌ها برای رزمندگان گوناگون ما به نقطه‌ انتها رسید، اما نسبت به آن عزیزانِ در بند هنوز ادامه دارد و باید مقاومت بکنند.» (1368/05/22)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار [[خانواده]] شهدا و ایثارگران می‌فرمایند: برای استکبار، هریك از اسرای ما در زندان‌های دولت بعثی «یک خطر بالقوّه و بالفعل به‌حساب می‌آید» و خانواده‌های اسرا هم باید به «این آزادمردان و جوانان آزاده» افتخار کنند. «ما می‌دانیم اینها چقدر مردانگی و قدرت نفس از خود نشان دادند و دشمن نتوانسته آنان را هضم کند. البته، روی اسرای عزیزمان در طول این چند سال سختگیری‌ها و فشارهایی هم داشتند، ولی آنها مردند و مؤمن‌اند و آن همه سختی را تحمل کردند و به‌خاطر اسلام ایستادگی نمودند... درحالی‌که از اوّلی‌ترین و ابتدایی‌ترین خدماتی که باید نسبت به اسرا انجام بشود، خودداری کردند. حتّی اجازه ندادند که اسم‌های آنان روی کاغذ بیاید و در لیست‌های صلیب سرخ درج شود تا مشخص گردد اینها اسیرند. تعداد زیادی از مفقودان ما جزو اسرایند که رژیم عراق هیچ نام و نشانی از آنها نداده است.» (1368/08/24)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در دیدار با طلاب آزاده چنین فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«و در این رابطه مجموعه طلاب و اهل علم زجركشیده در [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] و رزمنده در میدان جنگ، نقش بسیار بزرگی را برعهده دارند. آنها باید ذخایر ارزشمندی را كه به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفكر در سطح جوامع انسانی به‌كار گیرند...» (1369/08/05) &amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار با حجت‌‌الاسلام‌والمسلمین‌ [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]]، پس‌ از آزادی‌ از اسارت‌، می‌فرماید: «الحمدلله‌ آنچه‌ كه‌ شما گذراندید، فضیلتش‌ كمتر از شهادت‌ نیست‌. خدا را شكر می‌كنیم‌ كه‌ امتحان‌ خیلی‌ خوبی‌ دادید. به‌نظر من‌، كسی‌ مثل‌ شما كه‌ این‌ همه‌ توفیق‌ الهی‌ شامل‌ حالش‌ شده‌، حقیقتاً خیلی‌ باید خدا را شاكر باشد. شما در همه مراحل‌ سختی‌ صبر كردید، خدا را درنظر داشتید، راهتان‌ را خوب‌ شناختید و درست‌ حركت‌ كردید. من‌ می‌دانم‌ در این‌ دوران‌ ده ساله‌ اسارت‌، كه‌ شما ملجأ این‌ جوانان‌ بودید و به‌ شما مراجعه‌ می‌كردند، به‌ شما چه‌ گذشته‌ است‌. واقعاً در زندان‌ این‌گونه‌ است‌. البته‌ محیط اسارت‌، با محیط زندان‌ خیلی‌ فرق‌ دارد؛ قاعدتاً بدتر از زندان‌ است‌. زندانبانان‌ كسانی‌ هستند كه‌ مردن‌ زندانی‌ برایشان‌ اصلاً اهمیتی‌ ندارد... چنانچه‌ واقعه‌‌ مختصری‌ اتفاق‌ بیفتد، ممكن‌ است‌ با تیر بزنند و بكشند. آن‌وقت‌ در چنین‌ محیطی‌، این‌ جوانان‌ در سطوح‌ مختلف‌ فكری‌ و روحیه‌ای‌، دائم‌ جایی‌ می‌خواهند كه‌ به‌ آن‌ پناه‌ ببرند. آقای‌ ابوترابی‌، همان‌ كسی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند. واقعاً از درون‌ به‌ انسان‌ خیلی‌ سخت‌ می‌گذرد و خیلی‌ كاهیده‌ می‌شود؛ چون‌ كسی‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌برند، دلش‌ می‌خواهد كه‌ او هم‌ به‌ جایی‌ پناه‌ ببرد. البته‌ آن‌ كسی‌ كه‌ اهل‌ تقوا و توجه‌ به‌ خدا باشد، به‌ خدا پناه‌ می‌برد و خدا را پیدا می‌كند؛ لیكن‌ خیلی‌ سخت‌ است... آدم‌ وقتی‌ این‌ جوانان‌ را می‌بیند كه‌ با چه‌ بی‌تابی‌ این‌ مدت‌ را گذراندند و به‌ ایشان‌ مراجعه‌ كردند و ایشان‌ هم‌ نرم‌ و ملایم‌ و دلنشین‌ برخورد كرده‌ و هر كسی‌ را به‌ فراخور حال‌ خودش‌ جواب‌ داده‌ و همه‌ را به‌جای خود نشانده‌ و ملاحظه‌شان‌ را كرده‌ است‌، متوجه‌ می‌شود كه‌ به‌ چنین‌ انسان‌ مسئولی‌ چه‌ گذشته‌ است‌. اگر بخواهیم‌ تشبیه‌ ناقصی‌ بكنیم‌، باید بگوییم‌ كه‌ بلاتشبیه‌ مثل‌ حضرت‌ زینب ‌(سلام‌الله‌علیها) رفتار كرده‌ است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران‌ اسارت‌، آن‌ بزرگوار واقعاً همین‌طور بوده‌ است؛ یعنی‌ ركنی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند؛ خیلی‌ سخت‌ بوده‌ است‌. الحمدلله‌ شما این‌ سختی‌ها را تحمل‌ كردید و خدا را شكر كه‌ پروردگار متعال‌ تفضل‌ كرد و با جسم‌ و روح‌ و فكر سالم‌ برگشتید، تا ان‌شاالله‌ در بقیه‌‌ مدت‌ عمرتان‌- كه‌ امیدواریم‌ خیلی‌ هم‌ بابركت‌ و طولانی‌ باشد- در خدمت‌ اسلام‌ و كشورتان‌ باشید...» (1369/06/25)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار گروه بسیاری از آزادگان جنگ تحمیلی با ایشان، آزاد شدن آنان را از بند رژیم مستبد بعث عراق، نشانه قدرت‌نمایی استثنایی خداوند، «تحقق وعده الهی» و «نتیجه پایبندی و عمل آزادگان به فرامین الهی» توصیف كردند و با ذكر اینكه دوران سخت اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» است، معتقدند كه مرارت‌ها و سختی‌های آن، روحیه و اراده آزادگان را برای رسیدن به اهداف انقلاب آماده و قوی كرده است. ایشان آزادگان را جزء «بهترین سربازان انقلاب و آزموده‌ترین فرزندان این ملت و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی» می‌دانند كه «امید و اعتماد نظام» هستند؛ زیرا «در راه حفظ این نظام در روزهای سخت، خود را تجربه كرده و آزمایش دشواری را با سربلندی به انجام رسانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب آزادگان را «ذخیره بزرگ الهی و ثروت عظیم انسانی» «باارزش» «رنج‌دیده»، «[[رمز مقاومت]] و ایستادگی»، «مثل فولاد و كوه استوار» و «تربیت‌شده در دوران سختى»، می‌دانند كه «در دست دشمن غصب» شده بودند دوران اسارت؛ این «انسان‌هاى بااستعداد» را به «الماس‌هاى درخشان» تبدیل كرده است. به‌نظر ایشان «براى اینكه راه را گم نكنیم، برای اینكه دل‌هایمان قرص شود»، زندگی آزادگان در این دنیای در حال تحول همچون «ستاره راهنما» است. (1376/02/31) (1391/05/25) (1377/01/19) (1369/06/07). ایشان «ذلت و ضعف و درماندگی» «دشمن جبار» را نتیجه «صبر و توكل ([[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]) به خدا و استقامت در راه خدا» می‌داند (1369/09/03).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به این گفته‌ مأموران [[صلیب سرخ]] به آزادگان در [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]]، كه در اردوگاه‌هاى اسیران جنگی در كشورهاى دیگر شاهد سرخوردگى و افسردگى و خودزنى و خودكشى و غیره هستند و در میان آزادگان ما این مسائل وجود ندارد، می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«وقتى دل با معنویت آشنا نبود، با خدا آشنا نبود، نتیجه‌اش همان است. وقتى دل با خدا آشنا بود، وقتى احساس ارتباط كرد، وقتى احساس اعتماد كرد، وقتى خود را تنها ندید، وقتى در درون سلول‌هاى تنگ و شكنجه‌بار، بهشت معنوى را با خود مشاهده كرد... دیگر افسردگى جایى ندارد» (1391/05/25).&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رهبر معظم انقلاب در دیدار امیر خلبان آزاده حسین لشکری، دوران اسارت و سختی‌های آن را «حسنات» و «ذخیره‌های بسیار ارزشمندی» می‌داند كه بسیار قیمتی و نزد خداوند محفوظ است (1377/01/19). به‌نظر ایشان، شایسته‌ترین افراد برای «استقامت قهرمانانه» در میان ملت ایران، رزمندگان و خصوصاً آزادگان هستند كه «رنج و امتحان اسارت را با همه وجودشان، با پوست و گوشت و استخوانشان لمس كرده‌اند» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان خاطرات دوران اسارت «آن شب‌های طولانی و پررنج، آن روزهای پرهراس، آن سختی‌ها و فشارها، آن مرعوبیت‌ها، آن گرسنگی و سرما و گرما، آن دوری و غربت و جفا كشیدن از نااهلان و ایستادگی در مقابل خواست دشمنان خدا و همه این ساعت‌ها و لحظه‌ها و رنج‌ها» را هم «ذخیره» و «سرمایه» كشور می‌دانند و معتقدند كه همین سرمایه‌ها اسلام و شیعه را نگه داشته و جمهوری اسلامی را به قدرت رسانده و ملت ایران را در دنیا سرافراز نموده است (1370/05/28) (1391/05/25).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== كتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
زینب مشتاقی&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]]&lt;br /&gt;
[[رده:صلیب سرخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:سید علی اکبر ابوترابی فرد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11917</id>
		<title>آزادگان در کلام رهبری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11917"/>
		<updated>2026-08-13T10:39:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اسوه‌سازی جامعه از سبک زندگی شهدا و ایثارگران، ترویج فرهنگ و ارزش‌های دفاع مقدس، پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت، پاسداری از یاد و نام شهدا و ایثارگران و همچنین قدردانی از [[خانواده]] بزرگ دفاع مقدس ازجمله دلائل دیدارهای مکرر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اهالی دفاع مقدس است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی سال‌های که از آزادی آزادگان سرافراز می‌گذرد، بیش‌از 10 دیدار رهبر انقلاب و جمعی از آزادگان به ثبت رسیده است، برخی از این دیدارها اختصاصی و برخی دیگر با حضور جمعی از اهالی دفاع مقدس &amp;lt;sup&amp;gt;(خانواده شهدا، ایثارگران ورزمندگان)&amp;lt;/sup&amp;gt; بوده است. در دیدار با مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین، [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|سیدعلی‌اکبر ابوترابی]] و نیز در دیدارهای اهالی دفاع مقدس، حضور آزادگان در سخنان ایشان، حتی قبل‌از آزادی بزرگ [[اسیران جنگ|اسیران]] و پس‌ازآن، بسیار پررنگ و قابل‌تأمل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با آزادگان در تأیید قابلیت‌های آنها می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«آزادگان هم در میدان سازندگی کشور باید مورد تکیه قرار گیرند و هم در میدان دفاع از انقلاب» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;و نیز در دیدار 1391/05/25 وعده پاداش الهی را برای آنان این‌گونه یادآوری می‌کنند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«بدانید لحظه‌لحظه عمر شما در دیوان الهی محفوظ است؛ الان هم بر همان عقیده هستم. این لحظه‌لحظه‌ها پیش خدای متعال محفوظ است، لحظه‌هایی که قابل‌توصیف نیست، با هیچ بیانی نمی‌توان عمق آن را آشکار کرد و شما سال‌ها چنین ساعات و لحظاتی را گذراندید. یک دانه از مجاهدت‌های شما، یک‌لحظه از لحظات سختی شما از دیوان الهی ساقط‌شده نیست.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== 22 ویژگی با موضوع آزادگان در کلام مقام معظم رهبری ==&lt;br /&gt;
*  آزادگان عزیز ما ذخیره بزرگ انقلاب و اسلام؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان ذخیره بزرگ الهی و ثروت عظیم انسانی؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان مایه یأس دشمن و مایه افتخار امت؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان ذخیره‌های ارزشمند؛&lt;br /&gt;
* آزادگان حافظ آبروی ملت؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان پاره تن ملت؛&lt;br /&gt;
* آزادگان حافظ عزت و آبروی اسلام و کشور؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان فرزندان خوب و شجاع و سربلند این کشور و اسلام؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان مجموعه‌ای از نعم الهی و کرامت‌های خدا بر بندگان صالح؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان مجموعه‌ای از امتحان‌های دشوار یک انسان مؤمن؛&lt;br /&gt;
*  آزادگان ذخیره گرانبهای تجربه‌ها، آگاهی‌ها و توانایی‌ها؛&lt;br /&gt;
* آزادگان صاحب سال‌های پُربرکت و پُراَجر دوران زندگی جوانی؛&lt;br /&gt;
* آزادگان نتیجه استقامت در راه خدا؛&lt;br /&gt;
* آزادگان سربازان انقلاب و آزموده‌‌ترین فرزندان ملت؛&lt;br /&gt;
* آزادگان، بهترین سربازان انقلاب؛&lt;br /&gt;
* آزادگان شایسته‌‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری؛&lt;br /&gt;
* آزادگان مورد امید و اعتماد این نظام؛&lt;br /&gt;
* آزادگان باارزش و رنج‌دیده و تربیت‌شده در دوران سختی؛&lt;br /&gt;
* آزادگان رنج‌کشیده‌ترین افراد برای حفظ این نظام؛&lt;br /&gt;
* آزادگان  الماس‌های درخشان؛&lt;br /&gt;
* آزادگان سندهای زنده؛&lt;br /&gt;
* آزادگان ستاره راهنما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خلاصه‌ای از سخنان مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، درخصوص آزادگان و [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دفاع مقدس&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از [https://farsi.khamenei.ir/ https://farsi.khamenei.ir]&amp;lt;/ref&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اقشار مختلف مردم ،1368/08/24&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=357&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
هر یک نفر از جوانان ما در جبهه، براى استکبار یک خطر محسوب می‌شد. هر یک نفر از [[اسرا]]ى ما که امروز در زندان‌هاى دولت بعثى هستند، براى استکبار به‌عنوان یک خطر بالقوه و بالفعل به‌حساب می‌آید؛ &amp;lt;sup&amp;gt;[این را]&amp;lt;/sup&amp;gt; [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى [[اسرا]] بدانند و افتخار کنند. همچنان‌که خانواده‌هاى شهدا به شهداى خودشان افتخار کردند، [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى [[اسرا]] هم به این آزادمردان و جوانان آزاده باید افتخار کنند؛ ما می‌دانیم اینها چقدر مردانگى و قدرت نفْس از خودشان نشان دادند و دشمن نتوانسته اینها را هضم کند. البته روى [[اسرا]]ى عزیزمان درطول این چند سال سخت‌گیری‌ها و فشارهایى هم داشتند؛ ولى آنها مَردند، آنها مؤمن‌اند، تحمل کردند و ایستادگى کردند. حالا همان رژیمى که آن‌قدر نسبت به [[اسرا]] سخت‌گیرى کرده است، براى مصلحت خودش و براى فریب افکار عمومى مردم دنیا می‌گوید مسئله [[اسرا]] یک مسئله انسانى است! این را به‌عنوان یک مسئله انسانى مطرح می‌کند و قبل از عقب‌نشینى می‌گوید بیایید [[اسرا]] را مبادله کنیم! کدام [[اسرا]] را مبادله کنید؟ [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;یى که ثبت‌نام نشده‌اند؟ چندین هزار از [[اسرا]]ى ما در زندان‌ها و [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى رژیم بعثى هنوز ثبت‌نام نشده‌اند و [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]] این‌قدر شجاعت و بی‌طرفى نداشته که برود اینها را ثبت‌نام بکند. &amp;lt;sup&amp;gt;[فقط]&amp;lt;/sup&amp;gt; یک تعدادى از [[اسرا]]ى ما در آنجا ثبت‌نام شده‌اند. می‌گویند بیایید همه [[اسرا]]ى عراقى را که در ایران هستند، به ما بدهید، این تعداد [[اسیران جنگ|اسیر]] را بگیرید! بعد ما بیفتیم دنبال عراق، چند سال مدام التماس &amp;lt;sup&amp;gt;[کنیم]&amp;lt;/sup&amp;gt; که ما چند هزار [[اسیران نوجوان و جوان|اسیر]] دیگر آنجا داریم. آنها دلشان این‌جور چیزى می‌خواهد. مسئله [[اسرا]] را به‌عنوان یک مسئله انسانى مطرح می‌کنند؛ درحالی‌که از اولی‌ترین و ابتدائی‌ترین خدماتى که باید نسبت به [[اسرا]] انجام بشود، خوددارى کردند؛ حتى اجازه ندادند که اسم اینها روى کاغذ و در لیست‌هاى [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]] بیاید که مشخص بشود اینها اسیرند. تعداد زیادى از مفقودین ما جزو اسرائند که رژیم عراق هیچ نام و نشانى از اینها نداده و دستگاه‌هاى استکبار جهانى، همان‌هایى که در دوران جنگ دائماً از عراق حمایت کردند، امروز هم مسئله [[اسرا]] را عَلَم کرده‌اند. ما به سرنوشت [[اسرا]] بیش از آنها علاقه‌مندیم. ما بیش از آنها دلمان می‌خواهد فرزندان ما و عزیزان ما، که در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى عراق هستند، برگردند. هیچ‌کس به قدر ما براى این کار دل نمی‌سوزاند و علاقه ندارد؛ اما ما نمی‌خواهیم فریب دشمن را بخوریم، ما نمی‌خواهیم دستخوش بازیچه سیاسى سیاست‌مداران خبیثى بشویم که در تمام هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]، پشت سر عراق بودند و به او کمک کردند؛ حالا اینجا هم می‌خواهند به او کمک کنند. بله، مسئله [[اسرا]] مسئله انسانى است، اما قدم اول براى حل این مسئله انسانى این است که عراق صادقانه بگوید چقدر [[اسیران جنگ|اسیر]] ایرانى دستش هست؛ [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]]، که یک مؤسسه‌اى است که باید بی‌طرف باشد، تاکنون این کار را انجام نداده. البته این هم به‌خاطر مسلمان‌بودن ما است. ما در راه خدا و براى مسلمان‌بودن، از این چیزها زیاد تحمل کرده‌ایم، باز هم تحمل می‌کنیم و به فضل پروردگار، با استقامتِ خودمان، آخر دشمن را به زانو درخواهیم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى شهداى عزیزمان، هم [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هاى [[اسرا]]ى عزیزمان، هم جانبازان عزیزمان و خانواده‌هاى گرامی‌شان قدر خودشان را بدانند و بدانند که عمل آنها امروز چقدر ارزش داشته و دارد و چقدر براى عظمت اسلام داراى تأثیر بوده. البته همه مردم باید قدر بدانند و دستگاه‌هاى دولتى و مردم معمولى باید بدانند که شهید و خانواده‌اش و جانباز و [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;اش و [[اسیران جنگ|اسیر]] و [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;اش، جزو برجسته‌ترین انسان‌ها و شریف‌ترین و عزیزترینِ آنها هستند و باید همین‌جور هم با آنها معامله بشود. البته معامله خدا و آنچه خدا با شما خواهد کرد، از همه بالاتر، از همه باارزش‌تر و از همه ماندگارتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1369/05/29&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2342&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
آزادگان عزیز ما ذخیره بزرگ انقلاب و اسلام هستند که خداوند آنان را به آغوش ملت قدرشناس ایران اسلامی بازگرداند. تجربه نشان داده است که براثر صبر و [[مقاومت]] همه‌چیز در جهت مصلحت ملت مسلمان و باایمان و بردبار ایران به‌پیش خواهد رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1369/06/01&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=432&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
آن باغبان چیره‌دست و آن پدرمهربان امت اگر امروز در میان ما بود و می‌دید که نهال‌های برومندش و فرزندان دلاورش، بعداز سال‌های متوالی [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دست دشمنان، چگونه بالنده و سربلند و پرشور برگشته‌اند و دست تطاول روزگار نتوانسته کمترین تأثیر منفی بر روی روحیه و جان‌های منور آنان بگذارد چقدر لذت می‌برد و شاد می‌گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این چند روز اخیر، نعم الهی برای ملت ما متوالی بوده است؛ اما غیر از نعمت پیروزی و بازگشت شما فرزندان ملت و نور چشم‌های عزیز ما دو نعمت بزرگ‌تر دیگری نیز وجود دارد، اول‌آنکه شما آن‌چنان بازگشته‌اید که دل هر عاشق اسلام را شاد کرده و دل هر انسان دلسوز و دردمند را امیدوار کرده‌اید و مایه یأس دشمن و مایه افتخار امت شده‌اید و دوم‌آنکه کاملاً احساس کرده‌ایم که دست قدرتمند خداوند پشت سر این ملت، کشور، نظام و انقلاب همچنان وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر ملتی لحظاتی در زندگی خود دارد که در آن همه مردم امتحان می‌شوند. همان‌طورکه یک فرد در سختی‌ها و لحظات حساس دچار امتحان است، یک ملت هم همین‌طور است. اگر ملتی از امتحان‌ها سربلند بیرون آمد، می‌تواند به خود، به قدرت و توانایی‌های خود و به آینده‌اش اعتماد کند. ما ملتی هستیم که به برکت اسلام عزیز و ایمان اسلامی، از خیلی از این گذرگاه‌های امتحان، با سربلندی عبور کرده‌ایم؛ کمتر ملتی را این‌طور سراغ داریم. گذشته تاریخی را کاری ندارم، در دوره‌های قبل تاریخ، فرازونشیب‌ها زیاد بوده، لیکن آنچه که در روزگار ما و به برکت اسلام پیش آمد، یکسره افتخارآمیز بود؛ یکی از آنها، همین مسئله [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] فرزندان ماست که شما عزیزان باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت ما خوب امتحانی دادند. [[اسرا]] هم حقیقتاً آزادمردی نشان دادند. اینکه ما به اسرایمان «آزادگان» می‌گوییم، بی‌وجه نیست. شما که برگشتید، آبرومند و سربلند برگشتید؛ دین و اعتقاد و دلبستگی‌تان به امام و اسلام و انقلاب را حفظ کردید؛ پیش دشمن، آبروی ملت را حفظ نمودید و ملت را سرشکسته نکردید. اینها خیلی ارزش دارد. امروز هم که برگشته‌اید، بحمدالله پیروز برگشته‌اید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما [[نامه|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هایی از بعضی از آزادگان درطول این دو سالِ بعداز آتش‌بس تا امروز داشته‌ایم که به خانواده‌هایشان می‌نوشتند. وقتی [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها می‌فهمیدند که ما مخاطب هستیم، [[نامه های رمزی به مسئولان|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها را می‌آوردند و به ما می‌دادند. من هم برای خیلی از این [[نامه های رمزی به مسئولان|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها جواب می‌نوشتم. می‌نوشتند که شما برای آزادی ما به دشمن باج ندهید. این را [[اسیران جنگ|اسیر]] می‌نوشت. این برای یک ملت خیلی مهم است که [[اسیران جنگ|اسیر]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ش در دست دشمن، به‌جای اینکه مثل انسان‌های بی‌ایمان، مرتب التماس کند که بیایید من را آزاد کنید، [[نامه]] بنویسد که من می‌خواهم با سربلندی آزاد بشوم؛ نمی‌خواهد به‌خاطر آزادی من، پیش دشمن کوچک بشوید. اینها را ما داشتیم؛ اینها جزو اسناد شرف ملی ماست و تا ابد محفوظ خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ازطرف [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها و ملت هم همین‌طور بود. بااینکه پدران، مادران، همسران و فرزندان سخت می‌گذراندند، اما هرگز مشکلی برای مسئولان درست نکردند و فشار نیاوردند. می‌فهمیدند که مسئولان تلاش می‌کنند، تا اسرایشان با سربلندی و افتخار آزاد بشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما آزادگان و عزیزان زندانی و در بند ما و نیز ملت ایران، حجت را بر مسئولان و ما تمام کردید. ما همواره یقین و اعتماد کامل داشته‌ایم که ملت ما در مقابل توطئه‌های دشمنان، یک ملت مقاوم و تواناست. این قضیه هم دلیل دیگری شد. هیچ‌کس در نظام جمهوری اسلامی، با داشتن چنین ذخیره‌های ارزشمندی مثل شماها و مثل بقیه آحاد ملت، که دارای استقامت و قدرت‌اند، در مقابل دشمنان، یک لحظه احساس ضعف نخواهد کرد. ملتی مقاوم، راهی روشن، ابزار حرکتی خدایی و الهی، درمجموع یک آینده قطعی را در مقابل این ملت قرار می‌دهد؛ آن آینده هم پیروزی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما عزیزان، مثل گذشته به خدا توکل کنید؛ با خدا ارتباطتان را حفظ کنید؛ دستاورد دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را، که انس با خدا و قرآن و صبر در مصیبت‌ها و مشکلات است، مثل ذخیره ارزشمندی، برای خودتان نگه دارید. بحمدالله آزادگان ما که برگشتند، از [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها برای من خبر آوردند که عزیزان ما اهل دعا و [[نماز]] و تهجد و رازونیاز و رابطه با خدا هستند؛ اینها را حفظ کنید، اینها خیلی ارزشمند است، مایه پیروزی ما اینهاست. بیچاره آن کسانی که در کشاکش مصیبت‌های دنیا، با خدا رابطه‌ای ندارند. به آنها خیلی سخت می‌گذرد. خوشا به حال آنهایی که در دل با خدا ارتباط دارند. خوشا به حال آنهایی که به خدا اعتماد و اتکا می‌کنند و خدا را پناه و ملجأ خودشان می‌دانند؛ این روحیات را حفظ کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1369/06/04&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2345&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
شما هم پاره تن این ملت هستید که در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های عراق [[مقاومت]] کردید؛ شما هم فرزند خلف این ملت بزرگ هستید که [[شکنجه]] و تحقیر و فشار دشمن نتوانست شما را وادار به تسلیم بکند. امروز، همان‌طور که رفتید، برگشتید. مسلمان و پُرشور و مجاهد فی‌سبیل‌الله رفتید، مسلمان و پُرشور و مجاهد فی‌سبیل‌الله برگشتید. مگر این شوخی است؟ شما هم فرزند همین ملتید. این ملت هم در این ده‌دوازده سال، همین‌طور عمل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== دیدار حجت‌الاسلام ابوترابی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، 1369/06/25&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=437&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار ضمن تمجید و ستایش از حماسه‌های [[مقاومت]] آزادگان میهن اسلامی‌مان از خدمات بسیار ارزنده حجت‌الاسلام [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|ابوترابی]] در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، که مأمن و پناهگاهی معنوی برای آزادگان به‌شمار می‌رفت، تشکر کردند و آن را تفضلی الهی برای آزادگان دانستند. رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار امیدواری کردند که آزادگان عزیز همچون حضورشان در خطوط مقدم جبهه‌ها، در جریان سازندگی کشور نیز در صفوف مقدم، پیشتاز باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1369/06/26&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8840&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
در زیارت و دیدار با شما، احساس می‌کنیم که مجموعه‌ای از نعم الهی و کرامت‌های خدا بر بندگان صالح و مجموعه‌ای از امتحان‌های دشوارِ یک انسان مؤمن را در وجود شما می‌توان مشاهد کرد. ثواب الهی و مشاهده لطف و رأفت و رحمت حق و همچنین تجربه آن حالات و خصوصیاتی که فقط یک بنده مؤمن، آنها را درطول زندگی تجربه می‌کند، بر شما گوارا باد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از شما ده سال، بعضی از شما هشت سال، بعضی از شما هفت سال، بعضی‌تان پنج سال و بعضی‌تان دو سال زجر کشیدید؛ یک روز [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] هم بسیار است، یک ساعت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دست دشمن غدارِ جبارِ بی‌دینِ دست‌شسته از انسانیت هم سخت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما با ذخیره گران‌بهایی برگشته‌اید و تجربه‌ها و آگاهی‌ها و توانایی‌هایی کسب کرده‌اید. این تجربه‌ها باید در خدمت سازندگی کشور به‌کار گرفته بشود. شما ارتشی‌ها در ارتش، شما سپاهی‌ها در سپاه، شما بسیجی‌ها در همه‌جای کشور هستید که باید از این تجربه‌ها و آگاهی‌ها استفاده بشود. خودتان را به‌عنوان کسانی بدانید که خدای متعال بر شما منت گذاشت، شما را زنده نگه داشت، شما را با انواع و اقسام تجربه‌ها و روحیاتی که ناشی از دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] است و صبر و استقامت و حلمی که نتیجه آن دوران و آن روزهاست، به دامان و آغوش ملتتان برگردانده است؛ باید تلاش کنید، کار کنید و در صفوف مقدم باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1369/09/03&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2384&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
با بازگشت آزادگان عزیز به میهن اسلامی آحاد ملت احساس سرور و شادی می‌کنند و ما باید شکرگزار خداوند متعال باشیم، زیرا با الطاف خاص او امروز جمهوری اسلامی در دنیا همانند خورشید تابناکی به جهان نور می‌بخشد و دوست و دشمن به سرافرازی ملت ایران و مسئولین نظام اعتراف می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما امروز نتیجه استقامت در راه خدا را تجربه کردید و در عین جوانی با همه وجودتان این حقیقت را، که خداوند با صابرین است، در عمل شاهد بودید. شما در مقابل زور و جلوه‌های گوناگون آن دل نباختید؛‌ خداوند متعال را فراموش نکردید؛ امام،‌ ملت، انقلاب و کشورتان را از یاد نبردید و خداوند نیز نتایج شیرین صبر و [[مقاومت]] را به شما چشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مرداد سال 1369&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2342&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
این چندروزه، حقیقتاً یکی از شیرین‌ترین ایامِ دوران بعداز انقلاب برای ملت ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما می‌دانیم که شما درطول دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در زندان‌ها، در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های دشوار و در زیر آن فشارها، یکی از چیزهایی که دل‌هایتان را زنده و پرامید نگاه می‌داشت، یاد آن چهره و روحیه پُرصلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد [[اسرا]] بودند؛ حالِ پدری را که فرزندانش با این شکل از او دور شده باشند، راحت می‌شود فهمید. خود آن بزرگوار، در [[نامه|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ای که برای یکی از [[اسرا]] نوشته بودند، این حالت را تشریح کردند. نشان دادند که واقعاً داغدارِ فقدان این عزیزان هستند. حقیقتاً این روزها، جای امام خالی است. البته روحِ بزرگوارِ پُرفتوحِ آن جلیل‌القدر به ما متوجه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما بحمدالله برگشتید. دوران سختی بر شما گذشت. بر خانواده‌های شما هم خیلی سخت گذشت. بر ملت ایران نیز به‌خاطر نداشتن جوانان فداکار و مردان مؤمن و رزمندگان مخلصی مثل شماها و بقیه اسرای آزاده عزیز ما سخت گذشت؛ اما صبر و [[مقاومت]] و توکل به خدا، همه‌چیز را در جهت مصلحت ملت ایران و مصلحت صابران پیش برد. این هم تجربه‌ای شد. خدای متعال فرموده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«انّ مع العسر یسرا»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هر سختی، اگر صبر کنید، یک آسانی به‌دنبال خود دارد. ما ملت، این را در این ده‌دوازده سال، مکرر تجربه کرده‌ایم؛ این هم تجربه دیگری شد. خدا را به این خاطر شکر می‌کنیم. امیدواریم که ان‌شاءالله بقیه [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی عزیز و آزادمردان و آزادگان نور چشم ما و نور چشم ملت ایران زودتر بیایند. شما ذخیره بزرگ الهی و یک ثروت عظیم انسانی هستید که در دست دشمن غصب شده بودید. خدای متعال شما را به ملت و به این کشور اسلامی برگرداند. ان‌شاءالله همه بتوانیم وظایفمان را انجام بدهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== حکم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب به حجت‌الاسلام [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|سیدعلی‌اکبر ابوترابی]] برای نمایندگی ایشان در امور آزادگان ـ سال 1369 ====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بسمه‌تعالی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جناب‌ حجت‌الاسلام‌ آقای‌ [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|سید علی‌اکبر ابوترابی‌]] دامت‌افاضاته‌&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام‌ و تحیت‌، خدا را سپاسگزارم‌ که‌ دوران‌ مرارت‌بار [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت‌]]، آزادگان‌ سرافراز عزیز ما را مستحکم‌تر و آماده‌تر و در مدارج‌ کمال‌ انسانی‌ برتر و والاتر ساخت و شما که‌ قریب‌ ده‌ سال‌ در کوره شداید گداخته‌ و جوهر پاک‌ خود را نمایان‌ ساخته‌ و بر افتخار مجاهدات‌ خود در دوران‌ اختناق‌ و پس‌‌از پیروزی‌ انقلاب‌، فصل‌ جدید و درخشانی‌ افزوده‌اید، بحمدالله‌ سهم‌ وافری‌ از برکات‌ برهه ده‌ساله‌ داشته‌اید و امید است‌ همواره‌ در صراط مستقیم‌ حق‌ و صدق،‌ که‌ پوینده آن‌ می‌باشید، به‌ توفیقات‌ الهی‌ نایل‌ گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجانب‌ با توجه به‌ خدمات‌ جناب‌عالی‌ در دوران‌ ده‌ساله [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت‌]] و آشنایی‌ با مسائل آزادگان‌ عزیز، شما را به‌ نمایندگی‌ خود در [[ستاد رسیدگی به امور آزادگان|امور آزادگان‌]] منصوب‌ می‌کنم تا با ایجاد رابطه‌ای‌ مستمر و منضبط با آزادگان‌ سرافراز به‌ تأمین‌ نیازهای‌ معنوی‌ و فکری‌ و حفظ روحیه انقلابی‌ آنان‌ بپردازید و در سایه همکاری‌ با [[ستاد رسیدگی به امور آزادگان|ستاد امور آزادگان‌]] و سایر مراجع‌ و مراکزی‌ که‌ در امر آزادگان‌ فعال‌اند پیگیر نیازمندی‌های ‌این‌ عزیزان‌ باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ان‌شاءالله‌ آزادگان‌ عزیز، که‌ حقاً ذخایر این‌ ملت‌اند، بتوانند مسئولیت‌ شرکت‌ در بازسازی‌ کشور و همکاری‌ در پیشبرد جامعه انقلابی ‌ما به‌‌سمت‌ اهداف‌ الهی‌ و انقلابی‌ را نیز به‌ بهترین‌ وجه‌ به‌انجام ‌برسانند. توفیقات‌ شما و برادران‌ شاغل‌ را در ستاد مزبور از خداوند متعال ‌خواستارم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا و آزادگان، 1369/08/02&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2372&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
آزادگان کسانی هستند که افتخار سال‌های پُربرکت و پُراَجر دوران زندگی جوانی خودشان را همراه دارند و یاد روزها و ساعت‌ها و لحظه‌های دشوار و پُرخاطره‌ای را برای ما زنده می‌کنند. هر ساعتی که شما گذراندید، پیش خدا محفوظ است. آن شب‌های طولانی و پُررنج، آن روزهای پُرهراس و دشوار، آن سختی‌ها و فشارها، آن مرعوبیت‌ها، آن گرسنگی و سرما و گرما، آن دوری و غربت و جفاکشیدنِ از نااهلان و ایستادگی در مقابل خواست دشمنان خدا و همه این ساعت‌ها و لحظه‌ها و رنج‌ها، در دیوان الهی محفوظ است. خیال نکنید که اینها از بین رفت، همه اینها مثل یک نوار صوت و تصویر مانده است؛ یک لحظه از این لحظات از بین نرفته و پیش خدا موجود است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان استان تهران، 1370/05/28&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2479&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
شما با این تجربه سنگینی که پشت سر گذاشته‌اید، باید هریک همانند ستاره‌ای بدرخشید و مظهر و سرمشق وفاداری به آرمان‌های اسلامی و اصرار بر پیمودن راه انقلاب و کانون روشنگری علیه مطامع استکبار باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای استان لرستان‌، 1370/05/30&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2481&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
در کنار شهدای عزیز ما و خانواده‌هایشان، شهیدان زنده انقلاب، یعنی جانبازان و خانواده‌های آنان هستند؛ آن زجرکشیده‌ها، آن کسانی که سلامت خودشان را در راه خدا داده‌اند. در کنار آنها، این آزادگان عزیز ما هستند که سال‌های متمادی در جبهه مقدم، یعنی در زندان‌ها و اسارتگاه‌های عراق، از شما و از آرمان‌های شما و شهیدانتان دفاع کردند و عزت اسلام را حفظ نمودند. این صبر [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های آزادگان، در پیش پروردگار و اولیائش، چیزی بزرگ و مستوجب ثواب عظیمی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای قم، 1370/11/30&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2589&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
مسئله آزادگان مسئله بزرگی است. به فیلم‌های تبلیغاتی غربی‌ها و دیگران درزمینه مسائل نظامی و مسائل مربوط به اسارت‌هایشان نگاه نکنید. هیچ ملتی نتوانسته است از قشرهای مختلف، مجموعه‌ای جوان و رزمنده به‌وجود آوَرد که در سخت‌ترین شرایطِ [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، شخصیت انقلابی و ایمانی و روح رزمندگی را آن‌چنان حفظ کنند که آزادگان ما در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] حفظ کردند؛ درحالی‌که یقیناً آنچه ملت ایران از حوادث دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] این عزیزان می‌داند، بخشی از مجموعه عظیمی از حوادث است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر می‌شود این حادثه را تشریح کرد؟ مگر رنج‌های لحظه‌لحظه [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را می‌شود در کلمات گنجاند، یا با زبان [[ادبیات و هنر]] تبیین کرد؟ شنیدن، مانند دیدن و لمس‌کردن نیست. اینها ایستادگی و [[مقاومت]] کردند. شاید در آن لحظه‌ای که آزادگان عزیز ما در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هایی با نگهبانان غلاظ و شداد دشمن روبه‌رو بودند و ایستادگی می‌کردند، بعضی از آنها امیدی هم به آزادی خودشان نداشتند. شاید در میان آنها کسانی هم بودند که خسته می‌شدند و می‌گفتند تا کی؟ اما سنت الهی این است که&amp;lt;blockquote&amp;gt;«فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا». &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اگر سختی‌ها را تحمل کردید، خدای متعال درهای فَرَج را خواهد گشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم سومین سالگرد [[رحلت امام خمینی]]&amp;lt;sup&amp;gt;(رحمه‌لله)&amp;lt;/sup&amp;gt; ، 1371/03/14&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2623&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
در این چند سال، پیروزی‌های گوناگونی برای ملت ما پیش آمد. آزادی آزادگان عزیز ما، که اسارتشان یکی از غصه‌های این ملت بود، یکی از این پاداش‌های الهی بود. متجاوز شناخته‌شدن رژیم جنگ‌طلب عراق در محافل جهانی، یکی دیگر از پاداش‌های خدا بود؛ این، حقانیت انقلاب و ملت ایران را ثابت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور ویژه، لازم می‌دانم از خانواده‌های عزیز شهدای عالی‌قدرمان، از جانبازان عزیزمان، از [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های آنها، از آزادگانمان که رنج‌ها کشیدند و [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های آنها، و از [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های مفقودین عزیزمان صمیمانه تشکر کنم. شما بحمدالله در همان موضعی که انقلاب از شما انتظار دارد ایستادید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از آزادگان، 1371/05/26&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2631&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
مرارت‌ها و سختی‌های دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، روحیه و اراده آزادگان را برای پیشرفت به‌سمت اهداف انقلاب آماده و قوی کرده است. آزادگان در زمره بهترین سربازان انقلاب، آزموده‌ترین فرزندان این ملت و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هستند و مورد امید و اعتماد نظام محسوب می‌شوند، زیرا در راه حفظ این نظام در روزهای سخت خود را تجربه کرده و آزمایش دشواری را با سربلندی به انجام رسانده‌اند، لذا در میدان سازندگی کشور و دفاع از انقلاب و ارزش‌های اسلامی باید به‌طورِجدی آزادگان موردِ توجه قرار گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انقلاب اسلامی مربوط به زمان خاصی نیست، انقلاب ما ناشی از ایمان، اعتقاد و دین یک ملت است و فاصله انسان با دین به‌حسبِ زمان کم و زیاد نمی‌شود؛ لذا این تصور که با دورشدن از مبدأ پیروزی انقلاب، انقلابی‌گریِ ما نیز ضعیف خواهد شد برداشتی اشتباه است و آزادگان باید با نشاط، اتکا به خدا و ثابت‌قدمیِ خود در صحنه‌های انقلاب دربرابر این تفکر بایستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادگان به‌عنوان عناصر خودی، اصلی، حقیقی و وابسته به اسلام و انقلاب باید با امید و خوش‌بینی نسبت به آینده همواره در صحنه‌های مختلف انقلاب حضور داشته باشند و با بهره‌گرفتن از ذخیره بزرگ معنوی، که در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] اندوخته‌اند، به مجاهدت خود در راه خدا ادامه دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از آزادگان، 1371/05/26&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی بود که وقتی نام آزادگان و گروگان‌های عزیز ما در دست دشمن، یعنی شما، برده می‌شد، دل را غبار غم و اندوه می‌پوشاند. یک فضای یأس‌آلود بر دل‌ها حاکم بود. واقعاً انسان نمی‌دانست که سرنوشت این عزیزان، این جوانان پاکیزه و مطهر، این فداکاران میدان جنگ، در دست آن رژیم قسى‌القلب و دور از انسانیت، چگونه خواهد شد و به کجا خواهد رسید. من فراموش نمی‌کنم در ماه‌های رمضان، وقتی که این دعای شریف را می‌خواندیم:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اَللهمَ فُک کُل‌ اَسیر»، قلب من مورد هجوم غم‌های گوناگونی قرار می‌گرفت؛ &amp;lt;/blockquote&amp;gt;غمِ [[اسیران جنگ|اسیران]]، غمِ پدران و مادران و همسران و فرزندان؛ غمِ آن لحظه‌هایی که ما به‌تفصیل نمی‌دانستیم چگونه است، اما می‌دانستیم که چقدر تلخ است، قلبمان را می‌فشرد و از اعماق قلب، این دعا را عرض می‌کردیم و فقط امید ما به معجزنمایی ذات مقدس احدیت جلت‌عظمته بود، و الا اسباب عادی، روال قضایا را طور دیگری نشان می‌داد. اینکه اسیرانِ پاک‌نهاد و فداکار ملت ایران، به تعداد ده‌ها هزار، بی‌حرف و بهانه، در مدتی کوتاه، آن‌هم با ابتکار دشمن و با شروع او، راه بیفتند و به داخل کشور بیایند، جزو رؤیاهایی بود که به‌نظر ما، جز با قدرت استثنایی خدا، امکان‌پذیر نبود. و الا، همه‌چیز تابع قدرت خداست. نَفَس‌های ما هم با قدرت الهی آمدورفت می‌کند. این، فقط با یک قدرت‌نمایی استثنایی قابل‌تأمین بود ولاغیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بارها فکر می‌کردیم که اگر روزی جنگ هم تمام شود، این رژیم بهانه‌گیرِ بداخلاقِ قسى‌القلب تا بخواهد پنجاه هزار شصت هزار جوان رزمنده ما را به ما برگرداند، سال‌ها طول خواهد داد. کمااینکه امروز می‌بینید تعدادی از [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ما، به‌احتمالِ‌زیاد، باقی مانده‌اند؛ البته ما تعدادشان را نمی‌دانیم، اما حدس قوی می‌زنیم که تعدادی از عزیزان ما هنوز در چنگ دشمن باشند. همین حالا می‌بینید چطور رفتار می‌کنند، با چه بهانه‌گیری‌هایی، با چه اذیت‌کردن‌هایی و با چه بداخلاقی‌هایی در عرف بین‌المللی! اینها که عادی نیستند. اینها اگر می‌خواستند پنجاه هزار شصت هزار اسیر را در حال عادی برگردانند، چقدر خون دل داشت، چقدر زحمت داشت، چقدر طول می‌دادند! ممکن بود ده سال پانزده سال همین کار را به‌طول بکشانند، اما قدرت‌الهی، پا در میان گذاشت و یک بار دیگر لطف خدا بر ملت ایران چهره روشن خود را نشان داد و کاری به این عظمت، در مدتی کوتاه، با آسان‌ترین شکل انجام گرفت. چند ده هزار از فرزندان و جگرگوشگان این ملت و عزیزان دورازوطن و یوسف‌های دورمانده از یعقوب به فاصله کوتاهی وارد این کشور شدند. این حادثه، درس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یأس موجب می‌شود که بعضی وارد میدان نشوند. یأس را باید از خود دور کرد. شما روزی که در زندان‌های رژیم بعثىِ خشن بودید، هرچه نگاه می‌کردید، جلوی چشمتان تاریکی بود. از آن مأمورِ شلاق‌به‌دستِ خشن و آن درجه‌دار غلیظ بعثی بگیرید تا خودِ صدام حسین، یکی پس‌از دیگری، با شما کأنه دشمن شخصی و خونی و پدری بودند. دست هرکدامشان می‌افتادید، بر شما آزار و [[شکنجه]] و فشاری وارد می‌کردند. این‌طور نبود؟ همه فضا تیره و تار بود. ما هم که اینجا، دور از شما، در خانه نشسته بودیم و غمِ فقدان شما برادران را داشتیم، همه‌مان این‌طور بودیم. من خودم شخصاً همین احساسات را داشتم و می‌دانم که اکثر ملت ایران هم این احساسات را داشتند، حالا چه در خانه یا فامیلشان اسیری بود، چه نبود، همه این احساسات را داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لحظه‌لحظه دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] شما، صدقه است. لحظه‌لحظه صدقه است! آن لحظه‌های پررنجی که شما گذراندید، یک سرمایه شد؛ یعنی، شما به‌عنوان یک آزاده، یازده سال، ده سال، هشت سال، پنج سال، هرچه که در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] بودید، ذخیره‌ای از رنج‌ها، برایتان فراهم آورد، هم از جنبه فردی، هم از جنبه اجتماعی و عمومی. این مطلب قابل‌تأمل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادگان بهترین سربازان انقلاب‌اند، آزادگان آزموده‌ترین فرزندان این ملت‌اند، آزادگان شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی‌اند، آزادگان مورد امید و اعتماد این نظام به‌حساب می‌آیند و باید برای کارهای آینده هم به‌حساب بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر دشمنی در مقابل انقلاب یا در مقابل نظام جمهوری اسلامی قد عَلَم کند، اول کسی که باید مشت بر سینه او بزند آزاده است، چون آزاده بیشتر از همه، برای حفظ این نظام رنج کشیده است، او بیشتر از همه تجربه کرده است، خودش را بهتر می‌شناسد و محنت‌پذیری خود را در روزهای سخت آزمایش کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادگان، هم در میدان سازندگی کشور باید مورد تکیه قرار گیرند و هم در میدان دفاع از انقلاب. این، آن چیزی است که شما به‌عنوان آزاده و به‌عنوان یک مسلمان انقلابی از خودتان باید توقع داشته باشید؛ باید در مقابل دشمنان و بدگویان و طعنه‌زنان انقلاب بایستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌عنوان یک عنصرِ خودىِ اصلىِ حقیقی وابسته به اسلام و انقلاب، همواره در این میدان باید باقی بمانید و بنده می‌دانم که باقی می‌مانید. آن کس که مثل شما این آزمایش‌های سخت را از سر گذرانده است، بیش‌از همه، چشمش به رحمت خدا باز است. چه انسان‌های شایسته و شریفی را ما در بین آزادگانمان مشاهده کردیم و دیدیم! چه روح‌های لطیفی! چه انسان‌های آزموده‌ای!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در حسینیه عاشقان کربلای سارى، 1374/07/22&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9853&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
من نمی‌دانم خدای عظیم، خدایی که همه عظمت‌های عالم از وجود او ناشی می‌شود، وقتی چیزی را عظیم بخواند، آن چیز چقدر عظمت پیدا می‌کند، اجر جانبازان همین است؛ اینها ارزش‌های الهی است. بازماندگان شهدا و کسان جانبازان و افرادی که به‌نحوی مصیبت مجاهدت را چشیده‌اند که لفظ ایثارگران به آنها اطلاق می‌شود و لفظ درستی است، چراکه آزادگان و مفقودان و خانواده‌هایشان واقعاً ایثارگر بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان و اقشار مختلف مردم، 1377/05/27&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2897&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
ایستادگی و [[مقاومت]] آزادگان سرافراز ما درطول سال‌های سخت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، ملت ایران را روسفید و سربلند کرد و ما بازگشت پیروزمندانه آنان به میهن اسلامی را حادثه‌ای می‌دانیم که دست قدرت الهی آن را رقم زد. بنابراین یکایک ملت ایران باید این خاطره و خاطرات شبیه آن را زنده نگه دارند و آنها را قدر بدانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین، فداکارترین، پاک‌ترین، بااخلاص‌ترین و ارزشمندترین فرزندان یک ملت کسانی هستند که در مواقع سختی فداکاری می‌کنند، از خود ایستادگی نشان می‌دهند و از آبروی کشور، استقلال و هویت ملی خویش دفاع می‌کنند و اینها در ایران اسلامی، همان جوانان فداکاری هستند که با ایستادگی در مقابل دشمن، برای ملت خود افتخار و سربلندی به ارمغان آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از آزادگان، 1377/05/27&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
این روزها یکی از خاطره‌های بزرگ تاریخ انقلاب، بلکه تاریخ کشور ایران شکل گرفته است و آن خاطره بازگشت پیروزمندانه آزادگان سرافراز ماست. عقیده بنده این است که یکایک ملت ایران باید این خاطره و خاطره‌های شبیه آن را دائماً در ذهن خودشان داشته باشند. قضیه برگشتن [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ایرانی، که به‌حق لقب &#039;&#039;&#039;«آزاده»&#039;&#039;&#039; را به آنها داده‌اند، یک حادثه الهی بود. دست قدرت پروردگار بود که این حادثه را شکل داد و ایستادگی و مقاومت آزادگان سرافراز ما درطول سال‌های سخت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دست دشمن ملت ایران را روسفید و سربلند کرد. البته اجر این محنت‌ها و سختی‌ها را فقط شکرگزاری خدای متعال می‌تواند بدهد. ما قابل نیستیم که از آزادگان و ایثارگران تشکر کنیم، اجر آنها با خداست، اما درعین‌حال، همه ملت ایران در همه‌جای کشور، باید لحظه‌ای این فداکاری‌ها را فراموش نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ملت ایران وظیفه دارند که از عناصر فداکار و ایثارگر، قلباً و لساناً متشکر باشند. ما همه زیر بار منت این ایثارگران هستیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با آزاده شهید [[حسین لشگری|سرلشکر خلبان لشکری]]، 1377/01/19&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7762&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
خدای متعال را با همه وجود و از اعماق دل و جان سپاسگزارم که بحمداللَّه این نقطه غم‌انگیز همیشگی را در خاطر و ذهن ما و ملت ایران زدود و شما عزیزان میهن و آزادگان عزیز را که در دشوارترین شرایط، حقیقتاً سربازان فداکار انقلاب و اسلام بودید، به آغوش میهن و آغوش خانواده برگرداند. این ساعت که شما را ملاقات میکنم، برای من ساعتی بسیار عزیز و گرامی است. البته شما این را بدانید، شاید هم می‌دانید، که بنده و مسؤولین و شاید بسیاری از ملت ایران، کمتر وقتی بوده که از یادتان غافل باشیم و به‌خاطر ناراحتی شما عزیزان و خانواده‌هایتان، رنج نبریم. حقیقتاً در دل‌های مسؤولین به‌خاطر وجود عزیزان ما در چنگال دشمنانی که حتّی به قواعد جنگ هم پایبند نیستند، یک غصه دائمی وجود داشت؛ ولیکن فعلاً این برای شما اهمیت زیادی ندارد. آن چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد، این است که بدانید لحظه‌لحظه رنج‌های طولانیتان پیش خدای متعال، ثبت و محفوظ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیچ کس نمی‌تواند لحظه‌های ناراحتی طولانی شما را توصیف کند. نه انسان‌هایی که آن چیزها را درک نکردند، می‌توانند بفهمند، نه زبان‌ها می‌توانند آن را درست بیان کنند. لمس ناراحتی‌ها و رنج‌ها چیز دیگری است. شنیدن آنها از زبان دیگران، نمی‌تواند آنچه را که بر انسان رنجدیده گذشته، تصویر کند. اما در پیشگاه خدا این‌طور نیست، در پیش کرام‌الکاتبین این‌گونه نیست. در قیامت، عین عمل شما آنجا حاضر می‌شود &amp;lt;blockquote&amp;gt;«فمن یعمل مثقال ذرّه خیراً یره» (۲۲) یعنی انسان، خودِ عمل را آن‌جا مشاهده می‌کند! &amp;lt;/blockquote&amp;gt;همان ثانیه‌های رنج، همان شب‌های طولانی، همان تنهایی‌ها، همان دوری‌ها و غربت‌ها، همه آن مصیبت‌هایی که برای انسان در زندان دشمن وجود دارد - آن اهانت‌ها، آن تحقیرها، آن بیخبری‌ها، آن نگرانی‌ها و دلهره‌ها، آن یاد زن و فرزند و پدر و مادر و عزیزان، آن امیدهایی که انسان می‌بیند کأنّه رفته‌رفته از افق دیدش، کمرنگ و خاموش می‌شوند و خود این، بزرگترین مصیبت‌هاست. همه این چیزهای غیرقابل تصویر، عیناً در پیش پروردگار و در محضر ذات مقدّس الهی، حضور پیدا می‌کنند. عین آن صبری که شما کردید، حضور پیدا میکند - تجسّم اعمال - عمل پیش خدای متعال محفوظ است. حسنه محفوظ است و خدای متعال، آن حسنه را در قیامت به شما برمی‌گرداند و آن، هنگامی است که شما از همیشه بیشتر به چنین چیزی نیازمندید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها توصیه‌ای که من به شما می‌کنم این است که عزیزان! حسنات را برای خودتان حفظ کنید. مبادا خدای نکرده در طول زندگی به خاطر چیزهایی، چیزی از این حسنات، از دست برود؛ حیف است. اینها - این صبری که شما کردید - ذخیره‌های بسیار ارزشمندی است. تعبیری در عربی هست که میگوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ذهب العنا و بقی الاجر».(۲۳) سختی‌ها مثل همه چیز عالم، گذراست. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;خوشی هم می‌گذرد، سختی هم می‌گذرد. همه زندگی می‌گذرد. خوب؛ این سختی‌ها تمام شد، اما آن اجرها همه باقی مانده است. برای انسان خیلی قیمتی است که ببیند آن اجرها، آن پاداش‌های الهی، آن سپاسی که پروردگار عالم به خاطر تحمّل این صبر و این رنج کشیدن از شما دارد، برای شما باقی است. ان‌شاءاللَّه خداوند اجر شما را زیاد کند، آن را پیش خودش محفوظ بدارد، ثواب‌های زیادی به شما عنایت کند، شما را ان‌شاءاللَّه برای استقبال از یک زندگی شیرین در آینده - در میان عزیزانتان – سال‌های طولانی، مداوم و از همه جهت آماده کند و ان‌شاءاللَّه وسایل رفاه و آسایش و راحتىِ خیال و فکر شما را به جبران آن سختی‌ها فراهم نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه شما، به‌خصوص آنهایی که زیاد ماندند، [[رمز مقاومت]] و ایستادگی هستید. شما نشان دهنده این حقیقت هستید که رنج‌ها می‌گذرد و اجرها می‌ماند. از همه بیشتر غم و رنج این آقای [[حسین لشگری|لشکری]] بود که ما هر وقت به یاد ایشان می‌افتادیم، حقیقتاً غمی دلمان را می‌گرفت. هجده‌نوزده سال، زمان بلندی است؛ زمان کمی نیست که ایشان در چنگ دشمن بودند و بحمداللَّه صبر و استقامت کردند. امیدواریم خدای متعال به همه شما اجر دهد و موفّقتان بدارد و ان‌شاءاللَّه [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های شما، فرزندان و کسان و والدینتان، را مشمول رحمت و خیر کند. عین این ثواب و اجری را که خدای متعال به شما می‌دهد، به کسان شما هم می‌دهد؛ چون آنها هم خیلی رنج کشیدند، خیلی زجر کشیدند. گاهی می‌شود آن کسی که خودش در زندان است و از میهن عزیز و خانواده‌اش دور است، کمتر رنج می‌کشد، تا کسانی که در انتظار او هستند و جای خالی‌اش را دائماً می‌بینند. آنها هم خیلی رنج کشیدند. خداوند ان‌شاءاللَّه به آنها هم اجری وافر عطا کند، که حتماً هم عطا خواهد کرد، ان‌شاءاللَّه موفّق باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به کنگره بزرگداشت آزادگان‌ و حجت‌الاسلام [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|ابوترابی]]، 1381/05/24&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3136&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
سال‌های مجاهدت خاموش و دشوار آزادگان عزیز ما در اسارتگاه‌های عراق ازجمله مقاطع فراموش‌نشدنی تاریخ پرشکوه ما است. لحظه‌لحظه آن روزها و شب‌های فراموش‌نشدنی، سرشار از درس و خاطره و افتخار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت ما از این گنجینه پربار خواهد توانست همچون ذخیره‌ای فرهنگی برای تقویت ایمان و مقاومت و امید برای نسل‌های آینده بهره گیرد. شهیدان مظلومی که در آن دوران پرمرارت جان باختند در شمار سرافرازترین شهدای دوران [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] قرار دارند و یاد گرامی عالم مجاهد بزرگوار مرحوم حجت‌الاسلام آقای [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|سید علی‌اکبر ابوترابی]]، که اردوگاه‌های [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را به مدرسه بزرگی از تقوا و آگاهی و استقامت تبدیل کرده بود، همواره در چشم ملت ایران گرامی و پایدار است. آزادگان عزیز می‌توانند با زنده‌نگه‌داشتن آن ذخائر معنوی و آن خاطره‌های پرشکوه، رسالت دینی و انقلابی خود را همچنان حفظ کنند. توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدای استان کرمان، 1384/02/12&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3281&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
استان کرمان با بیش‌از شش هزار شهید و حدود 25 هزار ایثارگر، شامل شهید و جانباز و آزاده، و با داشتن شهدای عالی‌مقام و نامدار، از قبیل شهید باهنر، و با چهره‌های ماندگاری در میان آزادگان مثل شهید [[شهسواری ،محمد|محمد شهسواری]]، که یاد و خاطره و صدای او همچنان در گوش همه ما هست، و با داشتن روستاها و بخش‌هایی که در تقدیم شهیدان رتبه اول را در کشور احراز کرده‌اند، مثل رابر و روستای گُنجان، یک استان ممتاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خلاصه بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از آزادگان، 1391/05/25&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20751&amp;lt;/ref&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
دوران اسارت، کوتاه‌شده قرن‌هایی است که انسان‌های بااستعداد را تبدیل کرده است به الماس‌های درخشان، آزادگان. خوش‌وقتم از دیدار امروز و متأسفم از اینکه کم توفیق پیدا کردیم شما عزیزان آزاده را در جلساتی شبیه به این زیارت کنیم. به‌وسیله جمع شما در این جلسه معنوی و صمیمی و برادرانه، سلام عرض می‌کنم به همه آزادگان سراسر کشور، قریب چهل هزار آزاده باارزش و رنج‌دیده و تربیت‌شده در دوران سختی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسئله [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] از ابعاد مختلفی قابل‌توجه است، یکی از ابعاد، همین خاطرات باارزشی است که دوستان بیان کردید. البته بنده تعدادی از کتاب‌های مربوط به خاطرات آزادگان را و همچنین آنچه‌که مربوط است به سید عزیز بزرگوار ما، [[سید آزادگان]] مرحوم آقای ابوترابی، مطالعه کرده‌ام. می‌توان حدس زد که آنچه در خلال بیانات و نوشته‌ها درمورد دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] گفته شده است، یک بخش کوچکی است از یک داستان بلند و ما همچنان احتیاج داریم که این داستان بلند را بشنویم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من همین‌جا عرض بکنم که انصافاً درطول این بیست‌ودوسالی که از بازگشت [[اسیران جنگ|اسیران]] عزیز ما و آزادگان بلندآوازه ما می‌گذرد، کم‌کاری صورت گرفته. ما باید چندین‌برابرِ آنچه‌که تاکنون کتاب نوشته شده است، دراین‌خصوص کتاب داشته باشیم؛ ما باید فیلم‌های هنری برجسته‌ای از وضع آزادگانمان در اردوگاه‌ها و زندان‌ها داشته باشیم. شما ببینید غربی‌ها و مؤسسات بزرگ فیلم‌سازی چقدر راجع‌به ماجراهای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هایی که در جنگ دوم یا جنگ اول داشتند، فیلم تهیه کردند، فیلم‌های خوب، فیلم‌های برجسته، درحالی‌که آنچه در آن فیلم‌ها وجود دارد، نشان‌دهنده روحیات مادی آن اسیرانی است که گرفتار شده بودند که در زندگی آنها، در حرفه آنها، در معاملات آنها به‌چشم می‌خورد. همچنان‌که شنیدم مأمور صلیب‌سرخ به آزادگان ما در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] می‌گفته است که ما وقتی به اردوگاه‌های [[اسیران جنگ]] در کشورهای دیگر می‌رویم، سرخوردگی و افسردگی و خودزنی و خودکشی و اینها مشاهده می‌کنیم، چرا شما ندارید؟ او باید این سؤال را می‌کرد. جوابش معلوم است، وقتی دل با معنویت آشنا نبود، با خدا آشنا نبود، نتیجه‌اش همان است. وقتی دل با خدا آشنا بود، وقتی احساس ارتباط کرد، وقتی احساس اعتماد کرد، وقتی خود را تنها ندید، وقتی در درون سلول‌های تنگ و [[شکنجه در اسارت|شکنجه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;بار، بهشت معنوی را با خود مشاهده کرد، آن‌چنان که در بیانات این عزیزان بود و در خاطراتی که نوشته شده هست، دیگر افسردگی جایی ندارد، سرخوردگی جایی ندارد، خودکشی معنا ندارد. این یک بخش از قضیه است که ما باید از ذره‌ذره این بحر عمیق و وسیع، که زندگی آزادگان است، بیشتر از این مطلع باشیم که مطلع نیستیم. فیلم‌های خوبی باید ساخته شود، کتاب‌های خوبی باید نوشته شود، خاطره‌ها باید گفته شود. همین خاطره‌هایی که امروز گفته شد، یک دنیا حرف در اینها هست؛ چقدر خوب است که اینها پخش شود. من نظرم این است که همین خاطراتی که امروز گفته شد، عیناً در صداوسیما منتشر شود، پخش شود تا مردم بشنوند. اینها ذخائر ماست، اینها سرمایه‌های ماست، همین سرمایه‌هاست که اسلام را نگه داشت، شیعه را نگه داشت، جمهوری اسلامی را به قدرت و عزت رساند، ملت ایران را در دنیا سرافراز کرد. این یک بُعد قضیه است، بعد دیگر قضیه، مسئله عبرت و سنت الهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من عقیده دارم و تأکید می‌کنم که حتماً ماجراهای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] گفته شود، نوشته شود، به تصویر کشیده شود، کارهای هنری فاخر بر روی آن انجام بگیرد. این معنایش حمایت از یک قشر، دفاع از یک حادثه نیست، این معنایش امضاکردن و محکم و قطعی‌کردن سند پیروزی ملت ایران است و این کار باید انجام بگیرد. من از هنرمندان کشورمان و از مسئولان رسانه‌ها می‌خواهم که این کار را بکنند و شما باید کمک کنید. خوشبختانه آن‌طور که حالا از بیانات دوستان استفاده شد و بنده هم بی‌اطلاع نیستم، سندهای زیادی وجود دارد، بعلاوه خود شما سندهای زنده هستید، از حافظه‌ها کمک بگیرید، بدون کم‌وزیاد، بدون افراط و تفریط، آنچه‌که واقع شده بگویید. وقتی این با بیان هنری همراه شود، در دل‌ها و روحیه‌ها غوغا می‌کند؛ این هم یک بعد قضیه اسارت شما و آزادگی شماست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بُعد هم، بعد ثواب الهی است. آن روزی که اولْ‌بار آزادگان عزیز وارد کشور شده بودند و یک جماعتی از آنها، شاید چند هزار نفر، در همین حسینیه خدمتشان رسیدیم و آنها را ملاقات کردیم و سید عزیزِ بزرگوارمان مرحوم آقای [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|ابوترابی]] سخنرانی کرد، من از دیدن این منظره و این جوان‌ها و بازیافت این ارزش‌های بزرگ که برگشته بودند، قلبم خیلی متلاطم بود، گفتم که بدانید لحظه‌لحظه عمر شما در دیوان الهی محفوظ است؛ الان هم بر همان عقیده هستم. این لحظه‌لحظه‌ها پیش خدای متعال محفوظ است، لحظه‌هایی که قابل‌توصیف نیست، با هیچ بیانی نمی‌توان عمق آن را آشکار کرد و شما سال‌ها چنین ساعات و لحظاتی را گذراندید. یک دانه از مجاهدت‌های شما، یک‌لحظه از لحظات سختی شما از دیوان الهی ساقط‌شده نیست؛ ما فراموش می‌کنیم، خود شما فراموش می‌کنید، اما کرام‌الکاتبین الهی فراموش نمی‌کنند، آن مجاهدت‌ها محفوظ است. منتها سعی کنید اینها را حفظ کنید؛ این دیگر، هم نصیحت به خود ماست، هم نصیحت به شما عزیزان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجر آزادگان یک طرف، اجر [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها، همسران، فرزندان، پدرها، مادرها و نزدیکان یک طرف. ما گاهی که توفیق پیدا می‌کردیم در خانه شهیدی با پدر و مادر یا کسان [[اسیران جنگ|اسیر]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ملاقات کنیم، انسان می‌فهمید که این [[خانواده]] [[اسیران جنگ|اسیر]] چه حالی دارند، چه احساسی دارند؛ احساس آنها سخت‌تر و تلخ‌تر از احساس خانواده شهید بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر یک [[اسیران جنگ|اسیر]] مفقودالاثری به من گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;شما دیدید که خانواده‌هایی که یک جوانی در جبهه دارند، شب عملیات چه حالی دارند؟&amp;lt;/blockquote&amp;gt;راست می‌گفت دیگر؛ شب عملیات که می‌شد و همه می‌فهمیدند امشب عملیات است، آن خانواده‌هایی که یک جوانی در جبهه داشتند، دلشان متلاطم بود. این برادرِ آن مفقودالاثر به من گفت که برای ما هر شب، شب عملیات است، هر شب دلمان متلاطم است که او در چه حالی است، در چه وضعی است و امروز چه خواهد شد؛ این سختی‌هایی است که [[خانواده انتظار|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها تحمل کردند، لذا اجر آنها هم خیلی والا و بلند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک ملت عزتش، قدرتش، صدرنشینانش در تاریخ به مجاهدت فرزندانش بستگی دارد. این مجاهدت گاهی در جبهه است، گاهی در میدان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] است. با این قهرمانی‌هایی که شماها در میدان اسارت نشان دادید، این استقامت‌ها، این ایستادگی‌ها. خب، کسانی در همان دوران شهید شدند، [[محمد جواد تندگویان|شهید تندگویان]] و بسیاری از شهدای دیگری که از [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] برنگشتند؛ اکثراً هم با سرافرازی برگشتند. امیدواریم خدای متعال اجر شما را محفوظ بدارد و آن کسانی که در این دوران تأثیرگذار بودند، خدمتگزار بودند، دیگران را هدایت کردند و در رأس همه، سید بزرگوار عزیز ما، مرحوم آقای [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|ابوترابی]]، ان‌شاءالله خداوند درجاتشان را عالی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که ستاره صبح امید درخشید، یک بار در انقلاب اسلامی، یک بار در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]]، یک بار در زندگی شما آزادگان، در این قضیه هم قطعاً شفق امید خواهد درخشید و قطعاً فلسطین به دست مردم فلسطین برخواهد گشت و این زائده دروغی و جعلی از صحنه جغرافیا محو خواهد شد؛ در این تردیدی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در بیانات رهبری 1]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در بیانات رهبری 2]]&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در بیانات رهبری 3]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در بیانات رهبری 4]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
دیدار جمعی از آزادگان با رهبر انقلاب در سال ۷۷ قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/wiicv95&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت و عظمت دفاع مقدس در بیانات رهبر معظم انقلاب قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/pwy26yl&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
فرزانه قلعه‌قوند&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11916</id>
		<title>اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%83%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_(%D8%B1%D9%87)_%D9%88_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11916"/>
		<updated>2026-08-13T10:38:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;دیدگاه‌های امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب درباره اسیران، [[اسارت و اسیران|اسارت]]، و آزادگی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسارت در لغت، یعنی كسى را در بند كشیدن و به اسیرى درآوردن. اسارت و أسْر مصدر «أسَرَ»، به ‌معناى محكم بستن چیزى با قید و طناب است و اسیر را از آن جهت كه او را بسته، محصور مى‌ساختند، اسیر نامیده‌اند؛ سپس این مفهوم به هر كس كه در بند یا حبس درآید، هرچند با چیزى بسته نشده باشد، توسعه یافته است &amp;lt;ref&amp;gt;مفردات،ص.76.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;لسان‌العرب،ج.1،ص.140&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخى معناى این ماده را حبس دانسته، گفته‌اند: اسیر كسى است كه محبوس و تحت سلطه باشد، چه با قیود ظاهرى و چه با تعهدات عرفى و الزامات قانونى، ازاین‌رو بر عبد، زندانى و كسى كه تحت‌نظر باشد نیز اطلاق مى‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق،ج.1،ص.83&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    بنابر تعریف فوق، اسارت را در سخنان امام خمینی بنیادگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب می‌توان این‌گونه تقسیم‌بندی كرد: در بند نفس و هواهای نفسانی بودن، تحت سیطره و سلطه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی قدرت‌‌های استكباری بودن، وابستگی داشتن اعم‌از «وابستگی فكری»، «وابستگی مغزی»، «وابستگی عقلی»، «وابستگی به شرق و غرب»، «وابستگی به قدرت‌ها»، وابستگی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره، و بالأخره در بند و اسیر دشمن بودن در زمان جنگ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    امام خمینی جهاد و مبارزه و به اسارت رفتن برای دفاع از اسلام و كشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌كنند. در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: «... ما افتخار می‌كنیم كه مانند سیدالشهدا روز عاشورا كشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر كنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یكی از كسانی كه باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است.» (9/3/1342) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). مجموعه آثار امام خمینی، ج 1، 2، 9، 13، 14، 16، 18، 19 و 20، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    امام خمینی شهدا، آزادگان، ایثارگران و رزمندگان را «... عزم‌ها و اراده‌های استوار و آهنین، نمونه‌ترین بندگان مخلص حق» می‌دانند كه «... مراتب انقیاد و تعبد خویش را به درگاه اقدس حق تعالی، با نثار خون و جان به اثبات رسانیدند؛ و در میدان جهاد اكبر با نفس و جهاد اصغر با خصم، واقعیت پیروزی خون بر شمشیر و غلبه اراده انسان را بر شیطان مجسم كردند، ...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، [[اسرا]] «سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده كرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان كشور اسلامی ایران» و عزیزانی كه «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت كشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداكاری‌ها و اخلاص» و «بركت خون‌های پاك» این «رادمردان» است كه «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاكنون، بر تارك نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; امام آزادی اسرا را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را كه ایشان برای آزادگان از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; .امام خمینی اسرا را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌كنند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و آزادگان دانسته، می‌فرمایند: «ما را چه رسد كه با این قلم‌های شكسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی كه در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا كرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی كه در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌كشند چگونه توان تعظیم نمود؟...» (5/6/1363) &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    امام در پاسخ [[نامه]] یكی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب كرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی كاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه كرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: «فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌كنم. شما هم ناراحتی پدرتان را كه فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس كنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر كنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیك می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌كنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365 &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.امام از مسئولان و كسانی كه با اسرای عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروكار دارند می‌خواهند كه زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت كنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیكان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان كاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلك مبلغین اسلام و احیاناً فداكاران آن درآیند...» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب نیز مانند امام خمینی (ره) در بند نفسانیات بودن را اسارت می‌دانند. ایشان اسارت بیرونی را نتیجه اسارت درونی می‌دانند و می‌فرمایند: «هیچ عاملی از بیرون نمی‌تواند یک انسان را آن‌جور برده کند که یک شهوت درونی، یک هوی‌وهوس درونی او را برده می‌کند... لذا... در دنیا استعمارگران برای اسیر کردن ملت‌ها، برای مطیع کردن شخصیت‌ها حتی مبارزین، از این راه استفاده می‌کنند و آنها را در دام شهوت می‌اندازند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به آدرس [https://www.khamenei.ir khamenei.ir]&amp;lt;/ref&amp;gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند كه استکبار جنگ‌ را بر ملت‌ ایران تحمیل‌ کرد تا بتواند اسارت را به‌ ایران‌ اسلامی‌ تحمیل‌ کند كه رزمندگان این ترفند دشمن‌ را باطل‌ كردند (31/6/1373)، اما دراین‌میان، عده‌ای از رزمندگان به اسارت دشمن درآمدند. به‌نظر ایشان دوران اسارت برای سازندگیِ این عزیزان در بند، این «گوهرهای بازیافته از ذخیره ایمان»، «ذخیره اسلام و مسلمین»، «کوتاه‌شده قرن‌هایی است که انسان‌های بااستعداد را به الماس‌های درخشان تبدیل کرده است». علاوه‌براین، ایشان اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» «محنت زندان دشمن»، «امتحان الهی»، و «صدقه» را برای آزادگانی كه «توفیق سازندگی در جهاد و جنگ و اسارت را داشته‌اند»، دورانی خاص می‌دانند كه «در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی» خودشان، «عزت اسلام، کشور و انقلاب» و «آبروی ملت ایران و آبروی کشور و امام» را حفظ کردند و دشمن را از اینكه بتواند آنها را «ذلیل کند و در هم بشکند و خردشان کند» ناتوان و عاجز نمودند و «به‌علت پایبندی و عمل به آنچه پروردگار فرموده است، سنت صادق الهی درباره آنان محقق شد و سرافراز و پیروزمند به میهن بازگشتند و دشمنان آنان به زباله‌دان تاریخ پیوستند». به عقیده ایشان، «مرارت‌ها و سختی‌های» دوران اسارت «روحیه و اراده آزادگان را برای پیشرفت به‌سمت اهداف انقلاب آماده و قوی کرده» و آنان می‌توانند با این «ذخایر ارزشمندی که به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفکر در سطح جوامع انسانی، محیط خود را روشن كنند.» (1/6/1369) (9/6/1378) (5/8/1369) (26/5/1371) (24/8/1368) (23/5/1368) (29/5/1369) (26/5/1371) (بیست‌وششم رمضان المبارک ۱۴۳۳) (25/5/1391)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    مقام معظم رهبری در دیدار با آزادگان، این «عزیزان نظام» و «افتخارآفرینان» كه «جوانی و زندگی با طراوت دوران شباب را در راه خدا داده‌اند» و در «دوران اسارت، شرایط سختی» را گذرانده‌اند، چنین می‌فرمایند: «شما در دوران اسارت، شرایط سختی را گذراندید. اما درعین‌حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب، موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید. شما دلیل دیگری بر مقاومت و توانایی ملت ایران در مقابله با توطئه‌های دشمنان بودید و جمهوری اسلامی ایران با داشتن ذخایر ارزشمندی چون آزادگان مقاوم، هرگز در برابر دشمنان احساس ضعف نخواهد كرد.» (5/6/1369)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر انقلاب در تجلیل مقام اسیران دفاع مقدس می‌فرمایند: «احساسات زندانی، آن هم در شرایطی که احساس می‌کند مسئولیتی بر دوش اوست، احساسات مخصوصی است. این را کسانی که خودشان روزی و یا دورانی در اسارت و در بند دشمنی بودند و این مسئولیت را احساس می‌کردند، کم‌وبیش می‌توانند درک کنند... اسرای ما از آن کسانی هستند که نامشان در تاریخ انقلاب و ایران جاودانه خواهد ماند... اینکه اسلام می‌فرماید: «وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ» یک وجه از عزت مؤمنین همین است. مؤمن در سخت‌ترین شرایط هم احساس می‌کند عزیز است و احساس ذلت نمی‌کند و خودش را نسبت به دشمن، خوار احساس نمی‌کند؛ چون اقتدار معنوی و درونی خودش را حفظ کرده است و از دست نداده است. عزیزان ما که در بند هستند، این اتکای به نفس و عزت نفس و قدرت درونی و داخلی را حفظ کردند و توانستند در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی خودشان را حفظ کنند و دشمن از اینکه بتواند آنها را ذلیل کند و در هم شکند و خردشان کند، ناتوان و عاجز شده است... رزمندگان عزیز فقط در میدان جنگ نبود که مثل شیر شجاعت نشان می‌دادند، بلکه در اسارت‌گاه هم همان شیران شجاع و قوی باقی ماندند... افتخاری از این بالاتر وجود دارد که کسی در راه هم‌میهنان و کشور و انقلاب و عقیده‌اش مبارزه کند؟ این، افتخار خیلی بزرگی است. این افتخار، در جبهه‌ها برای رزمندگان گوناگون ما به نقطه‌ انتها رسید، اما نسبت به آن عزیزانِ در بند هنوز ادامه دارد و باید مقاومت بکنند.» (22/5/1368)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب در دیدار [[خانواده]] شهدا و ایثارگران می‌فرمایند: برای استکبار، هریك از اسرای ما در زندان‌های دولت بعثی «یک خطر بالقوّه و بالفعل به‌حساب می‌آید» و خانواده‌های اسرا هم باید به «این آزادمردان و جوانان آزاده» افتخار کنند. «ما می‌دانیم اینها چقدر مردانگی و قدرت نفس از خود نشان دادند و دشمن نتوانسته آنان را هضم کند. البته، روی اسرای عزیزمان در طول این چند سال سختگیری‌ها و فشارهایی هم داشتند، ولی آنها مردند و مؤمن‌اند و آن همه سختی را تحمل کردند و به‌خاطر اسلام ایستادگی نمودند... درحالی‌که از اوّلی‌ترین و ابتدایی‌ترین خدماتی که باید نسبت به اسرا انجام بشود، خودداری کردند. حتّی اجازه ندادند که اسم‌های آنان روی کاغذ بیاید و در لیست‌های صلیب سرخ درج شود تا مشخص گردد اینها اسیرند. تعداد زیادی از مفقودان ما جزو اسرایند که رژیم عراق هیچ نام و نشانی از آنها نداده است.» (24/8/1368)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در دیدار با طلاب آزاده چنین فرمودند: «و در این رابطه مجموعه طلاب و اهل علم زجركشیده در دوران اسارت و رزمنده در میدان جنگ، نقش بسیار بزرگی را برعهده دارند. آنها باید ذخایر ارزشمندی را كه به‌دست آورده‌اند، در راه پیشبرد انقلاب به‌سمت اهداف عالی نهضت اسلامی و تعمیق این تفكر در سطح جوامع انسانی به‌كار گیرند...» (5/8/1369) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب در دیدار با حجت‌‌الاسلام‌والمسلمین‌ [[سید علی اکبر ابوترابی فرد]]، پس‌ از آزادی‌ از اسارت‌، می‌فرماید: «الحمدلله‌ آنچه‌ كه‌ شما گذراندید، فضیلتش‌ كمتر از شهادت‌ نیست‌. خدا را شكر می‌كنیم‌ كه‌ امتحان‌ خیلی‌ خوبی‌ دادید. به‌نظر من‌، كسی‌ مثل‌ شما كه‌ این‌ همه‌ توفیق‌ الهی‌ شامل‌ حالش‌ شده‌، حقیقتاً خیلی‌ باید خدا را شاكر باشد. شما در همه مراحل‌ سختی‌ صبر كردید، خدا را درنظر داشتید، راهتان‌ را خوب‌ شناختید و درست‌ حركت‌ كردید. من‌ می‌دانم‌ در این‌ دوران‌ ده ساله‌ اسارت‌، كه‌ شما ملجأ این‌ جوانان‌ بودید و به‌ شما مراجعه‌ می‌كردند، به‌ شما چه‌ گذشته‌ است‌. واقعاً در زندان‌ این‌گونه‌ است‌. البته‌ محیط اسارت‌، با محیط زندان‌ خیلی‌ فرق‌ دارد؛ قاعدتاً بدتر از زندان‌ است‌. زندانبانان‌ كسانی‌ هستند كه‌ مردن‌ زندانی‌ برایشان‌ اصلاً اهمیتی‌ ندارد... چنانچه‌ واقعه‌‌ مختصری‌ اتفاق‌ بیفتد، ممكن‌ است‌ با تیر بزنند و بكشند. آن‌وقت‌ در چنین‌ محیطی‌، این‌ جوانان‌ در سطوح‌ مختلف‌ فكری‌ و روحیه‌ای‌، دائم‌ جایی‌ می‌خواهند كه‌ به‌ آن‌ پناه‌ ببرند. آقای‌ ابوترابی‌، همان‌ كسی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند. واقعاً از درون‌ به‌ انسان‌ خیلی‌ سخت‌ می‌گذرد و خیلی‌ كاهیده‌ می‌شود؛ چون‌ كسی‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌برند، دلش‌ می‌خواهد كه‌ او هم‌ به‌ جایی‌ پناه‌ ببرد. البته‌ آن‌ كسی‌ كه‌ اهل‌ تقوا و توجه‌ به‌ خدا باشد، به‌ خدا پناه‌ می‌برد و خدا را پیدا می‌كند؛ لیكن‌ خیلی‌ سخت‌ است... آدم‌ وقتی‌ این‌ جوانان‌ را می‌بیند كه‌ با چه‌ بی‌تابی‌ این‌ مدت‌ را گذراندند و به‌ ایشان‌ مراجعه‌ كردند و ایشان‌ هم‌ نرم‌ و ملایم‌ و دلنشین‌ برخورد كرده‌ و هر كسی‌ را به‌ فراخور حال‌ خودش‌ جواب‌ داده‌ و همه‌ را به‌جای خود نشانده‌ و ملاحظه‌شان‌ را كرده‌ است‌، متوجه‌ می‌شود كه‌ به‌ چنین‌ انسان‌ مسئولی‌ چه‌ گذشته‌ است‌. اگر بخواهیم‌ تشبیه‌ ناقصی‌ بكنیم‌، باید بگوییم‌ كه‌ بلاتشبیه‌ مثل‌ حضرت‌ زینب ‌(سلام‌الله‌علیها) رفتار كرده‌ است‌. در دوران‌ اسارت‌، آن‌ بزرگوار واقعاً همین‌طور بوده‌ است؛ یعنی‌ ركنی‌ بوده‌ كه‌ همه‌ به‌ او پناه‌ می‌بردند؛ خیلی‌ سخت‌ بوده‌ است‌. الحمدلله‌ شما این‌ سختی‌ها را تحمل‌ كردید و خدا را شكر كه‌ پروردگار متعال‌ تفضل‌ كرد و با جسم‌ و روح‌ و فكر سالم‌ برگشتید، تا ان‌شاالله‌ در بقیه‌‌ مدت‌ عمرتان‌- كه‌ امیدواریم‌ خیلی‌ هم‌ بابركت‌ و طولانی‌ باشد- در خدمت‌ اسلام‌ و كشورتان‌ باشید...» (25/6/69)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار گروه بسیاری از آزادگان جنگ تحمیلی با ایشان، آزاد شدن آنان را از بند رژیم مستبد بعث عراق، نشانه قدرت‌نمایی استثنایی خداوند، «تحقق وعده الهی» و «نتیجه پایبندی و عمل آزادگان به فرامین الهی» توصیف كردند و با ذكر اینكه دوران سخت اسارت «ذخیره بزرگ معنوی» است، معتقدند كه مرارت‌ها و سختی‌های آن، روحیه و اراده آزادگان را برای رسیدن به اهداف انقلاب آماده و قوی كرده است. ایشان آزادگان را جزء «بهترین سربازان انقلاب و آزموده‌ترین فرزندان این ملت و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی» می‌دانند كه «امید و اعتماد نظام» هستند؛ زیرا «در راه حفظ این نظام در روزهای سخت، خود را تجربه كرده و آزمایش دشواری را با سربلندی به انجام رسانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب آزادگان را «ذخیره بزرگ الهی و ثروت عظیم انسانی» «باارزش» «رنج‌دیده»، «[[رمز مقاومت]] و ایستادگی»، «مثل فولاد و كوه استوار» و «تربیت‌شده در دوران سختى»، می‌دانند كه «در دست دشمن غصب» شده بودند دوران اسارت؛ این «انسان‌هاى بااستعداد» را به «الماس‌هاى درخشان» تبدیل كرده است. به‌نظر ایشان «براى اینكه راه را گم نكنیم، برای اینكه دل‌هایمان قرص شود»، زندگی آزادگان در این دنیای در حال تحول همچون «ستاره راهنما» است. (31/2/1376) (25/5/1391) (19/1/1377) (7/6/1369). ایشان «ذلت و ضعف و درماندگی» «دشمن جبار» را نتیجه «صبر و توكل (آزادگان) به خدا و استقامت در راه خدا» می‌داند (3/9/1369).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به این گفته‌ مأموران [[صلیب سرخ]] به آزادگان در دوران اسارت، كه در اردوگاه‌هاى اسیران جنگی در كشورهاى دیگر شاهد سرخوردگى و افسردگى و خودزنى و خودكشى و غیره هستند و در میان آزادگان ما این مسائل وجود ندارد، می‌فرمایند: «وقتى دل با معنویت آشنا نبود، با خدا آشنا نبود، نتیجه‌اش همان است. وقتى دل با خدا آشنا بود، وقتى احساس ارتباط كرد، وقتى احساس اعتماد كرد، وقتى خود را تنها ندید، وقتى در درون سلول‌هاى تنگ و شكنجه‌بار، بهشت معنوى را با خود مشاهده كرد... دیگر افسردگى جایى ندارد» (25/5/1391).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    رهبر معظم انقلاب در دیدار امیر خلبان آزاده حسین لشکری، دوران اسارت و سختی‌های آن را «حسنات» و «ذخیره‌های بسیار ارزشمندی» می‌داند كه بسیار قیمتی و نزد خداوند محفوظ است (19/1/1377). به‌نظر ایشان، شایسته‌ترین افراد برای «استقامت قهرمانانه» در میان ملت ایران، رزمندگان و خصوصاً آزادگان هستند كه «رنج و امتحان اسارت را با همه وجودشان، با پوست و گوشت و استخوانشان لمس كرده‌اند» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    ایشان خاطرات دوران اسارت «آن شب‌های طولانی و پررنج، آن روزهای پرهراس، آن سختی‌ها و فشارها، آن مرعوبیت‌ها، آن گرسنگی و سرما و گرما، آن دوری و غربت و جفا كشیدن از نااهلان و ایستادگی در مقابل خواست دشمنان خدا و همه این ساعت‌ها و لحظه‌ها و رنج‌ها» را هم «ذخیره» و «سرمایه» كشور می‌دانند و معتقدند كه همین سرمایه‌ها اسلام و شیعه را نگه داشته و جمهوری اسلامی را به قدرت رسانده و ملت ایران را در دنیا سرافراز نموده است (28/5/1370) (25/5/1391).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== كتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
زینب مشتاقی&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]]&lt;br /&gt;
[[رده:صلیب سرخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:سید علی اکبر ابوترابی فرد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11915</id>
		<title>دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11915"/>
		<updated>2026-08-13T09:57:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌کنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند.  در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... ما افتخار می‌کنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;.» (1342/03/09)&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص» و «برکت خون‌های پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی آزادی اسیران را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای اسیران از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی [[اسیران جنگ|اسیران]] را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند: «اسیران در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌کنند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و اسیران دانسته، می‌فرمایند: «ما را چه رسد که با این قلم‌های شکسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی که در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌کشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt; (1363/06/05) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام در پاسخ [[نامه]] یکی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی کاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: «فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌کنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیک می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌کنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند می‌خواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11914</id>
		<title>دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C(%D8%B1%D9%87)_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11914"/>
		<updated>2026-08-13T09:55:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: صفحه‌ای تازه حاوی «دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران  امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌کنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند.  در این مورد، ایشان چ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره [[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم می‌دانند و آن را تشویق می‌کنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند.  در این مورد، ایشان چنین می‌فرمایند: «... ما افتخار می‌کنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچه‌های ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است&amp;lt;ref&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt;.» (1342/03/09) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانی‌ترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفت‌زده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت ‌دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان می‌دانند و معتقدند با «رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص» و «برکت خون‌های پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی آزادی اسیران را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند می‌طلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای اسیران از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی اسیران را سرود آزادی دانسته و درباره آنان می‌فرمایند: «اسیران در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند، و احرار جهان آنان را زمزمه می‌کنند.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جای دیگر، قلم‌ها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و اسیران دانسته، می‌فرمایند: «ما را چه رسد که با این قلم‌های شکسته و بیان‌های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی که در جهاد فی سبیل‌الله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست داده‌اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده‌اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندان‌‌‌‌‌‌‌‌های مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌کشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.&amp;lt;/ref&amp;gt; (1363/06/05) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام در پاسخ [[نامه]] یکی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختی‌ها و در بند بودن امام موسی کاظم علیه‌السلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: «فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس می‌کنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسی‌بن جعفر- علیه‌السلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به‌سر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را ان‌شاالله تعالی نزدیک می‌نماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می‌فرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌کنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند می‌خواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت در كلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11913</id>
		<title>فیلم‌شناسی اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11913"/>
		<updated>2026-08-13T09:24:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* اسارت و سینمای ایران */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:1018665.jpg|بندانگشتی|فیلم شناسی اسارت و جنگ|234x234پیکسل]]&lt;br /&gt;
در عصر حاضر [[بازتاب اسارت در سینما|سینما]] پیشروترین هنر است که همه هنرهای دیگر را به خدمت می‌گیرد، اما [[بازتاب اسارت در سینما|سینما]] با همه جاذبه و قابلیت‌هایش در خدمت ارائه تفکرات سینماگران است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب اسلامی ایران در سینمای ما به‌وضوح آثار قابل تأمل و ارزشمندی خلق شد که در مقایسه با سینمای محدود و مبتذل قبل از انقلاب، صاحب سینمایی دارای هویت، اخلاق‌مدار و شریف‌تر شدیم. در سال‌های آغازین دهه ۶۰ مهم‌ترین ژانر فیلم‌های ما ژانر جنگ بود و برخی از خلاقانه‌ترین فیلم‌ها در این دوره ساخته شد. ساخت فیلم‌هایی از این دست در تمام سال‌هایی که کشورمان درگیر دفاع بود ادامه داشت و البته تعدادی از این فیلم‌ها به موضوع مهجور اسارت پرداختند. اسارت به ‌نوعی ضدارزش تلقی می‌شد و با شجاعت و رشادت مردان رزم منافات داشت و شاید به همین دلیل تصویر کردن بسیاری از واقعیت‌هایی که در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های عراق بر جوانان این سرزمین گذشت ممکن نبود و امیدواریم با سپری‌شدن ۲۴ سال از پایان جنگ و انحلال اردوگاه‌ها و زندان‌های مخوف عراق، ظرفیت تصویر کردن و نوشتن از آن حجم تلخی و سیاهی محض که در سایه عزت و باور بزرگ‌مردان‌ ما به ایستادگی و یقین مطلق تبدیل شده بود وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از حقایق [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] متأسفانه تا امروز به قدر کفایت تصویر نشده است و فقط تعداد محدودی فیلم اردوگاهی وجود دارد که مستقیماً زندگی [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ایرانی را تصویر کرده‌اند و تعدادی از فیلم‌ها نیز به ‌نوعی مضمون [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را دستمایه قرار داده‌اند. تفاوت سینمای دفاع مقدس با فیلم‌های جنگی سینمای جهان در این است که بنابر مستندات تاریخی، ما آغازگر جنگ نبودیم و در مقام دفاع از خاک و سرزمینمان برآمدیم. اگر جنگ در سینمای دیگر کشورها به معنای مناقشات و جدال سیاسی کشورها است و در برخی فیلم‌ها ابزاری برای تبلیغ میهن‌پرستی، قدرت‌طلبی و نشان دادن وحشی‌گری‌های نیروهای دشمن است، در کشور ما با مضمون دفاع از خاک و سرزمینی که سهم ما است معنی می‌شود و اختلاف بنیادین سینمای دفاع ما با سینمای جنگ جهان همین است&amp;lt;ref&amp;gt;ده نمکی، مسعود(1392). فیلم شناسی [[اسارت و اسیران|اسارت]]. در فرهنگ‌[[نامه]] [[اسارت و اسیران|اسارت]] و آزادگان، جلد ۸. تهران: کتاب نشر،   قابل بازیابی از [https://dehnamaki.com/%da%a9%d8%aa%d8%a8/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86/ https://dehnamaki.com/]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[بازتاب اسارت در سینما|اسارت]] در سینمای جهان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Cliw1286605860.jpg|بندانگشتی|فیلم آنکه گریخت|287x287پیکسل]]&lt;br /&gt;
سینمای جنگ همواره یکی از پرطرفدارترین بخش سینما بوده است و امروز که سال‌ها از جنگ‌های جهانی می‌گذرد، باز هم می‌توانیم ردپای آن را در سینمای روز جهان ببینیم. در این میان موضوع اسارت، که به موضوع زندان نیز معروف است، جایگاه ویژه‌ای در سینمای جهان دارد. &amp;lt;blockquote&amp;gt;«یکی از معروف‌ترین فیلم‌های سینمایی که در ایران نیز به نمایش درآمده است، فیلم «آن‌که‌گریخت» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فیلم «یک خلبان آلمانی به نام «فریتس روا» در سال‌های جنگ جهانی دوم اسیر می‌شود و پس‌از اعزام به هر اردوگاهی که جهت نگهداری اسرای جنگی در نظر گرفته شده است، از آنجا می‌گریزد.»&amp;lt;ref&amp;gt;ده‌نمکی، مسعود (1384). فیلم‌نگار [[اسارت و اسیران|اسارت]]. تهران: مؤسسه فرهنگی‌هنری شهید آوینی، ص.156.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اردوگاه‌های مردگان؛ آزمایشگاه شیطان؛ پاپیون؛ اسیرجنگی؛ فرار؛ اسرای هانوی هیلتون؛ اعدام؛ انتقام با عصبانیت؛ اندرسونویل؛ پیرهای بیابان؛ بسان ویتور؛ برق کفش؛ حفره؛ بزرگترین افتخار؛ بهشت جدید؛ پرچم ستارگان؛ پسران سرباز؛ پسران دونرا؛ پسران بریل‌کریم؛ پلی برجهنم؛ پرنده‌باز آلکاتراز؛ پل روی رودخانه ‌کوای؛ پیش به‌سوی مارسی؛ تالارهای مونته زوما؛ تپه؛ جنگ جهانی دوم؛ قطار افسارگسیخته؛ جنگ‌های شبانه؛ جنگ مخفی هری فریگ؛ چاتا هوچی؛ چای باموسولینی؛ حمله عقاب‌ها در بامداد، [[فرار]] از زندان و ... . ازجمله فیلم‌هایی هستند که با موضوع [[اسارت و اسیران|اسارت]] و زندان در جهان به نمایش درآمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه مسلم است تلاش برای گریختن از سلول اصلی‌ترین وجه مشترک و دستمایه همه این فیلم‌هاست. بیننده در سراسر تماشای فیلم با یک زندانی یا گروهی، که درصدد اجرای نقشه برای فرار از زندان هستند، همذات‌پنداری می‌کند. حادثه، زدوخورد و درگیری از مهم‌ترین عناصر این‌گونه فیلم‌هاست. در بهترین آثار دنیا در این ژانر، با زندانیانی مواجه هستیم که اغلب افرادی خشن، خلافکار با رفتاری غیرانسانی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[بازتاب اسارت در سینما، تئاتر و تلویزیون|اسارت]] و سینمای ایران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:61730182.jpg|بندانگشتی|فیلم های سینمایی ایرانی در موضوع اسارت و جنگ|194x194پیکسل]]&lt;br /&gt;
از سال‌های نخستین پس‌از پیروزی انقلاب علاوه‌بر صنعت نشر، صنعت [[بازتاب اسارت در سینما|سینما]] نیز تحت‌تأثیر انقلاب و جنگ قرار گرفت و آثاری در این زمینه خلق شد. جنگ، شهادت، اسارت و جانبازی، واژه‌هایی خشن و تلخ هستند، اما ادبیات و سینمای دفاع‌مقدس چهره دیگری نیز دارد که آن را از سایر جنگ‌های دنیا متمایز می‌کند و آن ویژگی‌های اخلاقی و معنوی و اتفاقات ریز و درشت [[اسارت و اسیران|دوران اسارت]] است که در هیچ جنگ دیگری تا این حد شدت ندارد یا اصلاً به چشم نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گفته یک ادعای صرف نیست، بلکه می‌شود آنها را در جای‌جای اسناد به‌جا مانده از دفاع مقدس لمس کرد؛ بازماندگان جبهه و جنگ و [[اسارت و اسیران|اسارت]] اکنون بین ما و در این جامعه زندگی می‌کنند و اسناد به‌جا‌مانده از شهدا نیز آنقدر قابل‌دفاع است که علی‌الظاهر جایی برای شک‌وشبهه باقی نمی‌ماند، اما بیم آن می‌رود که گذشت زمان و نگاه سودجویانه افرادی درصدد باشد تا فرمان ماشین دفاع مقدس را در جهتی دیگر بچرخاند و آفت مبالغه و غلو و خلاف‌گویی گریبان آینده دفاع مقدس را بگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین اتفاقات و بخش‌های گوناگون دفاع‌مقدس، [[اسارت و اسیران|اسارت]] و آزادگان همواره از جایگاه ویژه‌ای برای فیلمسازان برخوردار بوده‌اند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در 25 مرداد 1391 نیز با تأکید روی حوزه [[اسارت و اسیران|اسارت]] در دیدار با [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من عقیده دارم و تأكید می‌كنم كه حتماً ماجراهای اسارت گفته شود، نوشته شود، به تصویر كشیده شود، كارهای هنری فاخر بر روی آن انجام بگیرد. این معنایش حمایت از یك قشر، دفاع از یك حادثه نیست؛ این معنایش امضا‌كردن و محكم و قطعی‌كردن سند پیروزی ملت ایران است ... .»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اگرچه همچنان تا فیلم‌هایی در طراز فیلم‌های مشهور دنیا مانند بازداشتگاه شماره 17&amp;lt;sup&amp;gt;[1]&amp;lt;/sup&amp;gt;، [[فرار]] بزرگ&amp;lt;sup&amp;gt;[2]&amp;lt;/sup&amp;gt;، سریال بازداشتگاه کلدیتز&amp;lt;sup&amp;gt;[3]&amp;lt;/sup&amp;gt; و ... فاصله داریم، اما بازهم سریال‌ها و فیلم‌های نسبتاً قابل قبولی در این حوزه ساخته شده است، فیلم‌هایی که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های جذاب اکشن یا کمدی بخشی از داستان‌های ایثار، [[مقاومت]]، ابتکار، ایمان و روزهای صبر و حماسه را به‌تصویر می‌کشد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سینمای اسارت از نگاه هنرمندان و سینماگران ==&lt;br /&gt;
سیروس مقدم کارگردان [[بازتاب اسارت در مجموعه‌های تلویزیونی و مستند|تلویزیون]]: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ساخت فیلم درباره آزادگان نیاز به تحقیق دارد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;احمد مهران‌فر بازیگر [[بازتاب اسارت در سینما|سینما]]:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این موضوع نیاز به یک کار کارشناسی‌شده و تحقیق و بررسی زیاد دارد. فکر می‌کنم این موضوع مقوله‌ای است که سیاست‌گذاران [[بازتاب اسارت در سینما|سینما]] و [[بازتاب اسارت در مجموعه‌های تلویزیونی و مستند|تلویزیون]] باید آن را بررسی کنند. به‌هرحال همه ما مدیون این عزیزان هستیم و باید به بهترین و درست‌ترین شکل از آن‌ها نام برده و فیلم ساخته شود. خود من صددرصد تمایل برای همکاری در این زمینه دارم و می‌توانم بگویم که یکی از آرزوهای من است. باید توجه داشت اثری که ساخته می‌شود قابل‌تامل و در شأن این عزیزان باشد ... .» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، شهیدان،‌ مفقودین و ... از تاثیرگذارترین انسان‌ها در این مرز و بوم هستند و ما باید احساس دین کنیم و به هر شکلی حرمت آن‌ها را به جا آوریم. این اشخاص از فاخرترین آدم‌های مملکت ایران هستند و سختی‌های فراوانی برای آسایش امروز ما کشیده‌اند، پس ارزش‌ این را دارند که تعدادی فیلم در مدح و ستایش آن‌ها ساخته و ماندگار شود. پس بیاییم با یک عزم راسخ و توجه بیشتر فیلم‌هایی که لایق و شایسته این افراد است را بسازیم. مسئولان امر کوتاهی کرده‌اند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt; امیرحسین علم‌الهدی، کارشناس سینما: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هر روز [[اسارت و اسیران|اسارت]] خودش گنجینه‌ای است که باید اطلاع‌رسانی شود. متأسفانه در حوزه ادبیات این مقوله کم‌کاری شده است و امیدوارم در ابتدا خاطرات به صورت مکتوب بیرون بیاید و داستان‌نویسی اوج بگیرد و با کمک ابزارهای تشویقی دولت بهترین اتفاقات در جهت ساخت آثار در مدح این بزرگان بیفتد که قطعا می‌توانیم شاهد تولید فیلم‌هایی در رابطه با [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] عزیز در سینما باشیم ... .»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خشایار الوند، فیلنمامه‌نویس فقید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسیاری از آزادگان پس‌از برگشت به وطن خاطراتشان را چاپ کردند. البته در تیراژ محدود. کتاب‌هایی جذاب که منبع بسیار خوبی برای اقتباس می‌توانند باشند اما باید سرمایه‌ای در کار باشد تا بتوان به فیلمنامه و سپس به فیلم تبدیل شود. با این وضعیت اکران فیلم‌ها در کشور باید با برنامه‌ریزی و فکر جلو برویم. متولیان این عرصه باید بودجه‌ای را برای دعوت از آزادگان که کتاب چاپ کرده‌اند یا خاطراتی دارند اختصاص دهد که فیلمنامه‌نویس مطمئن شود آن فیلم ساخته خواهد شد ... .»&amp;lt;ref&amp;gt;https://akharinkhabar.ir/cinema&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فیلم‌های سینمایی ایرانی با محوریت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
در جدول زیر فهرستی از فیلم های سینمایی ایران با محوریت آزادگان ارائه شده است و مروری بر این فیلم ها انجام شده است:&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;نام فیلم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال تولید&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;کارگردان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|بازداشتگاه&lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|کوپال مشکوه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|پایگاه جهنمی&lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|اکبر صادقی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|پرچمدار &lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|شهریار بحرانی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|در اسارت&lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|عبدالرضا ساعتچی فرد، داود اسماعیلی، حسین کامران، علیرضا  برخورداری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دوله‌تو&lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|رحیم رحیمی‌پور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اتاق یک&lt;br /&gt;
|1365&lt;br /&gt;
|رحیم رحیمی‌پور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|گذرگاه&lt;br /&gt;
|1365&lt;br /&gt;
|شهریار بحرانی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|افق&lt;br /&gt;
|1367&lt;br /&gt;
|رسول ملاقلی‌پور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|بازگشت قهرمان&lt;br /&gt;
|1369&lt;br /&gt;
|شاپور قریب&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|پوتین &lt;br /&gt;
|1370&lt;br /&gt;
|عبدالله باکیده&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|بازی بزرگان&lt;br /&gt;
|1371&lt;br /&gt;
|کامبوزیا پرتوی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|حماسه مجنون&lt;br /&gt;
|1371&lt;br /&gt;
|جمال شورجه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|پرواز از [[اردوگاه]]&lt;br /&gt;
|1372&lt;br /&gt;
|حسن کاربخش&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مسافر غریب&lt;br /&gt;
|1372&lt;br /&gt;
|یوسف حمادی (عرب)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|معصوم&lt;br /&gt;
|1372&lt;br /&gt;
|داود توحیدپرست&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[کیمیا]]&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|احمدرضا درویش&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|منطقه ممنوعه&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|رضا جعفری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|خط آتش&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|علی سجادی‌حسینی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|کوسه‌ها&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|حمیدرضا آشتیانی پور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دیدار&lt;br /&gt;
|1374&lt;br /&gt;
|محمدرضا هنرمند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دشمن&lt;br /&gt;
|1374&lt;br /&gt;
|عباس بابویهی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|پاتک&lt;br /&gt;
|1374&lt;br /&gt;
|علی اصغر شادرروان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[بوی پیراهن یوسف]]&lt;br /&gt;
|1374&lt;br /&gt;
|ابراهیم حاتمی‌کیا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|بازگشت پرستوها&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|ابوالقاسم طالبی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[مردی شبیه باران]]&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|سعید سهیلی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|قاصدک&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|قاسم جعفری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ارابه مرگ&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|رضا قهرمانی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ستاره‌های سربی&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|مهدی ودادی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|سجده بر[[آب]]&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|حمید خیرالدین&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|سرزمین خورشید&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|احمدرضا درویش&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|فرار مرگبار&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|تورج منصوری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|لحظه ناب&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|حمید بهمنی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|تا آخرین نفس (نجات‌یافتگان)&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|رسول ملاقلی‌پور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|سفر شبانه&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|خسرو معصومی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شمارش معکوس&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|اکبر حر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|فرار بزرگ&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|ناصر محمدی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاس‌های وحشی&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|محسن محسنی‌نسب&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یورش&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|محسن محسنی‌نسب&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مجروح جنگی&lt;br /&gt;
|1377&lt;br /&gt;
|اصغر نصیری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|رنجر&lt;br /&gt;
|1378&lt;br /&gt;
|احمد مرادپور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|عیسی می‌آید&lt;br /&gt;
|1380&lt;br /&gt;
|علی ژکان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دوئل&lt;br /&gt;
|1382&lt;br /&gt;
|احمدرضا درویش&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اتوبوس شب&lt;br /&gt;
|1385&lt;br /&gt;
|کیومرث پوراحمد&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دست‌های خالی&lt;br /&gt;
|1385&lt;br /&gt;
|ابوالقاسم طالبی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[نفوذی]]&lt;br /&gt;
|1387&lt;br /&gt;
|احمد کاوری و محمد فیروزی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|بیداری رویا‌ها&lt;br /&gt;
|1388&lt;br /&gt;
|محمدعلی باشه‌آهنگر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|اخراجی‌های۲&lt;br /&gt;
|1388&lt;br /&gt;
|مسعود ده‌نمکی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|خرس&lt;br /&gt;
|1390&lt;br /&gt;
|خسرو معصومی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳ نفر&lt;br /&gt;
|1397&lt;br /&gt;
|مهدی جعفری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره ۱۰&lt;br /&gt;
|1401&lt;br /&gt;
|حمید زرگرنژاد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سریال های ایرانی با محوریت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
در جدول زیر فهرستی از سریال های ساخته شده ایرانی با محوریت آزادگان ارائه شده است و مروری بر این سریال های ایرانی انجام شده است:&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;نام فیلم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال تولید&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;کارگردان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|گل پامچال&lt;br /&gt;
|1370&lt;br /&gt;
|محمدعلی طالبی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|نبردی دیگر&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|عبدالله باکیده&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|دولت مخفی&lt;br /&gt;
|1392&lt;br /&gt;
|عبدالحسن ورزیده&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|زیرخاکی&lt;br /&gt;
|1398&lt;br /&gt;
|جلیل سامان&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازتاب اسارت در سینما، تئاتر و تلویزیون]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازتاب اسارت در سینما]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاورقی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[1].&amp;lt;/small&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;به کارگردانی بیلی وایلدر در سال ۱۹۵۳ میلادی ساخته شد. این فیلم روایت نیروی هوایی امریکا در اردوگاهی در آلمان است.&amp;lt;/small&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[2]. به کارگردانی جان استرجس، محصول سال ۱۹۶۳ است. این فیلم روایت 76 زندانی انگلیسی در کشور آلمان را بیان می‌کند که برای فرار نقشه کشیدند.&amp;lt;/small&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[3]. سریالی انگلیسی که داستان آن درباره [[اسرا]] و زندانیان جنگی متفقین است که بیشترشان درجه‌دار و افسرند.&amp;lt;/small&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به فیلم [https://telewebion.com/episode/0x1b98579 آنکه گریخت]. قابل بازیابی از https://telewebion.com/episode/0x1b98579&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
فرزانه قلعه قوند&lt;br /&gt;
[[رده:فیلم‌شناسی اسارت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11912</id>
		<title>اسیران جنگ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11912"/>
		<updated>2026-08-12T19:04:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
«اسیر به معنی گرفتار، بندی، زندانی است و کسی که در جنگ به دست دشمن گرفتار شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیر کبیر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دانش[[نامه]] آزاد گفته شده اسیر جنگی به شخصی نظامی یا غیرنظامی می‌گویند که در طول جنگ یا بلافاصله پس از پایان جنگ، توسط نیروهای طرف مقابل دستگیر و به [[اسارت و اسیران|اسارت]] گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قشرهای مختلف [[اسرا|اسرای]] ایرانی در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====رده نظامی====&lt;br /&gt;
الف) [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح منظم ارتش]] شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند، نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی، به‌علاوه نیروهای شهربانی و ژاندارمری سابق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) نیروهای کادر و وظیفه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) نیروهای مسلح نامنظم: نیروهای چریكی، نیروهای خدماتی، نیروهای جهاد سازندگی، نیروهای امدادگر، و نیروهای بسیجی که در همه رده‌های سنی از دانش‌آموزان راهنمایی تا افراد سالخورده در میان آنها به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
====رده غیرنظامی====&lt;br /&gt;
شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های معاند نظام در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند. در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|طول جنگ تحمیلی]]، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. این افراد به شرح ذیل بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) ساکنان شهرهای مرزی:&#039;&#039;&#039; حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های [[اسارت و اسیران|اسارت]] به شهادت رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) پزشکان، بهیاران، اعضای سازمان [[هلال احمر]]:&#039;&#039;&#039; پزشکان و دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب بسیجی به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) مقامات رسمی ایران:&#039;&#039;&#039; معروف‌ترین اسیران در میان نظامی‌ها سرلشکر شهید [[حسین لشگری]] بود که در آخرین روزهای شهریور 59 و در بین غیرنظامیان شهید مهندس [[محمد جواد تندگویان|محمدجواد تندگویان]] وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 توسط ارتش رژیم بعث به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند. ابتدا ارتش عراق [[اسارت و اسیران|اسارت]] [[محمد جواد تندگویان|تندگویان]] را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 26 آذر 1370 جسد او را تحویل ایران داد. مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها [[اسارت و اسیران|اسارت]] به وطن برگشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) افراد ولگرد:&#039;&#039;&#039; افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه) تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) افرادی که بر اثر مجروحیت به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) برخی از افراد هم بر اثر ورود اشتباهی به مناطق دشمن به دست عراقی‌ها اسیر شدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;داعی، علی (1387). نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بین المللی دولت عراق. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تعداد قابل توجهی از [[اسرا]] در فاصله روزهای 22 تا 25 تیر 1367 و به‌عبارتی چند روز قبل از پذیرش قطعنامه، به [[اسارت و اسیران|اسارت]] ارتش عراق درآمدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیشترین تعداد اسرای ایرانی از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد [[اسرای متاهل|اسرای ایرانی متأهل]] بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به [[صلیب سرخ|صلیب سرخ جهانی]] اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان [[اسارت و اسیران|اسارت]] به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، در یک تقسیم‌بندی کلی، اسرای ایرانی به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] و [[اسرای مفقود|مفقودالاثر]] تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد [[اسرا]] ثبت‌نام‌شده در [[صلیب سرخ]] و 52 درصد جزو [[اسرای مفقود|مفقودین]] بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به [[اسارت و اسیران|اسارت]] خود درآوردند و به زندان‌های موقت فرستادند. تعداد تجاوزهای عراق بر ضد ایران، قبل از آغاز رسمی جنگ، بسیار متعدد است. طبق [[آمار]] [[وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران|وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران]]، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به [[اسارت و اسیران|اسارت]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;درآمدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی [https://www.mfpa.ir/ مؤسسه پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 «گروه اول، اسیرانی بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] و [[شکنجه]] در زندان‌های موقت و مدتی پس از ورود به [[اردوگاه]] اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان [[صلیب سرخ|صلیب]] در اختیار اسرا قرار دادند و با ارسال آن به هلال احمر ایران، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان [[اسارت و اسیران|اسارت]]، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان [[اسرا]] بود. این امر شرایط روحی اسیر را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به [[اسرای مفقود]] و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفته بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    گروه دوم، [[اسرای مفقود|اسرای مفقودالاثر]] بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: دسته اول، اسرایی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از [[اسرا]]، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ گروه دوم، اسرایی بودند که اواخر ۱۳۶۵ و بعدها پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به اردوگاه اصلی انتقال یافتند، اما دشمن آنها‌ را به کمیته بین‌المللی  [[صلیب سرخ]] معرفی نکرد. این گروه در مدت [[اسارت و اسیران|اسارت]] خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین [[امکانات]] محروم بودند که در پی این گمنامی، بعثی‌ها به [[شکنجه]] و آزار آنها مبادرت می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای مفقود|اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[اسرای مفقود]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حامد سعادتی بیشه سری&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11911</id>
		<title>اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11911"/>
		<updated>2026-08-12T19:02:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار [[نقض حقوق اسرای قطع نخاع|نقص عضو]] می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسیران جنگی هنوز از بغرنج‌ترین مشکلات جنگ‌ها به‌شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین و مهم‌ترین مسئله درخصوص اسیران جنگی، اثبات اسارتشان به‌وسیله نیروهای مسلحی است که آنها را اسیر کرده‌اند. بعد از این مرحله است که سازمان‌ها و قوانین مربوطه می‌توانند مؤثر واقع شوند. تعیین وضعیت و سرنوشت اسیران جنگی و مفقودین، ازجمله مشکلاتی است که نه تنها در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]، بلکه سال‌ها بعد از خاموش شدن آتش [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] هم باقی می‌ماند. سی‌و‌یکم شهریور 1359 به دستور صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق ، ارتش این کشور به ایران حمله کرد. البته از فروردین 1358 ، تجاوزات مکرر نیروهای عراقی به داخل مرزهای ایران ثبت شده و به تبع آن عده‌ای را به اسارت گرفته شده بودند. طبق [[آمار]] وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است. در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به اسارت درآمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابعاد مهم و انسانی در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] هشت ساله، اسیران جنگی بودند که در مناطق درگیری و عملیات پدافندی و آفندی به اسارت درآمدند. در روزهای اول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] مجموعه یا سازمان خاصی مسئولیت پیگیری سرنوشت [[اسیران جنگ|اسیران]] و مفقودین را به‌عهده نداشت. باید مجموعه‌ای به‌صورت تخصصی این امور را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال می‌كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همین‌منظور دو مجموعه تشکیل شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|کمیسیون حمایت از اسیران و مفقودین ایرانی]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. اداره جست‌وجوی [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|مفقودین]] جمعیت [[هلال احمر]] ایران. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مطالعه و بررسی [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] و سرگذشت‌های به‌جامانده از [[اسیران جنگ|اسیران]] در می یابم که اسیران ایرانی، نه تنها از حداقل [[امکانات]] زندگی یک انسان در [[اردوگاه]] های عراق برخوردار نبودند، بلکه به دست نگهبانان و مسئولان عراقی اردوگاه‌ها تحت انواع شکنجه‌های روحی و جسمی قرار می‌گرفتند. گزارش‌های غیررسمی متعددی نشان می‌دهد که تعداد فراوانی از اسیران ایرانی به‌اسارت‌درآمده در طول هشت سال دفاع مقدس در زمان انتقال از خط مقدم تا قرنطینه‌ها و در محل قرنطینه یا زمان انتقال تا اردوگاه به‌علت شدت جراحات، [[شکنجه]] در مواردی به شهادت رسیدند و برخی دیگر نیز مستقیما توسط سربازان عراقی به روش‌های گوناگون در منطقه عملیاتی به شهادت رسیدند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معرفی قشرهای مختلف [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف:رده نظامی ===&lt;br /&gt;
1. [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح]] منظم ارتش شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و ماه‌های آخر [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] به اسارت درآمدند، سربازان نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. نیروهای [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسدران انقلاب اسلامی]] نیروهای کادر و وظیفه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] و بسیج که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نیروهای شهربانی، ژاندارمری و کمیته های انقلاب اسلامی این نیروها بعدها در هم ادغام و تحت عنوان به نیروی انتظامی به فعالیت خود ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح]] نامنظم و پشتیبانی کننده مانند نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب: رده غیرنظامی ===&lt;br /&gt;
1. نیروهای جهاد سازندگی تین نیورهای غیر نظامی کارشان سنگر سازی و پشتیبانی لجستکی از ارتش و سپاه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. نیروهای امدادگر هلال احمر این نیروهای داوطلب به منظور خدمت رسانی در بیمارستان‌های صحرایی در نزدیک میدان جنگ یا [[درمانگاه]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های پشت جبهه به خدمات رسانی مشغول بودند. شامل پزشکان، بهیاران، اعضای سازمان [[هلال احمر]]، دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نیروهای خدماتی مانند رانندگان آمبولانس، رانندگان کامیون ها و وسایل حمل و نقل غیر نظامی ، نیروهای غیر نظامی داوطلب برای خدماتی نظیر آشپزی و... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. شهروندان غیر نظامی مقیم شهرها و روستاهای اشغال شده شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، بعد از اشغال شهرها و روستاهای ایرانی، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]]، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به اسارت درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تعدادی از ساکنان شهرهای مرزی ایران حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های اسارت به شهادت رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند. علاوه بر این تعدادی از افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن اسیر شدند. تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. مقام های رسمی ایرانی ازجمله شهید مهندس [[محمد جواد تندگویان|محمدجواد تندگویان]] وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 به همراه دو نفر از همکاران خود توسط ارتش رژیم بعث به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] درآمدند. ابتدا ارتش عراق اسارت [[محمد جواد تندگویان|تندگویان]] را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 1370/9/26 پیکر او را تحویل ایران داد. دو همکاری وزیر نفت به اسامی مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها اسارت در سال 1369 به وطن برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. افراد غیر نظامی که اشتباهی وارد خاک عراق شدند برخی از افراد غیر نظامی بر اثر ورود اشتباهی به مناطق اشغالی دشمن یا در اثر مجروح شدن اتفاقی با مین به دست عراقی‌ها اسیر شدند. میانگین سنی رده‌های مختلف نظامی اسیران ایرانی در عراق «بیشترین تعداد اسیران ایرانی از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد اسیران ایرانی متأهل بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به [[صلیب سرخ]] جهانی اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان اسارت به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]، در یک تقسیم‌بندی کلی، [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] و مفقودالاثر تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد اسیران ثبت‌نام‌شده در [[صلیب سرخ]] و 52 درصد جزو مفقودین بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به اسارت خود درآوردند و به زندان‌های موقت فرستادند&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه اول، اسیرانی بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف بازجویی و [[شکنجه]] در زندان‌های موقت و مدتی پس از ورود به اردوگاه اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان صلیب در اختیار [[اسیران جنگ|اسیران]] قرار دادند و با ارسال آن به [[هلال احمر]] ایران، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان اسارت، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان اسیران بود. این امر شرایط روحی اسیر را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به اسیران مفقود و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفته بودند&amp;lt;ref&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی مؤسسه فرهنگی هنری [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، اسیران مفقودالاثر بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دسته اول، اسیرانی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از اسیران، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، اسیرانی بودند که از اواخر ۱۳۶۵ و به ویژه پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به اسارتگاه‌های مخفی انتقال یافتند، و تا زمان آزادی به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ معرفی نشدند. این گروه در مدت اسارت خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین امکانات اسیران ثبت نام شده محروم بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مکان نگه‌داری [[اسیران جنگ|اسیران]] ==&lt;br /&gt;
همه [[اسیران جنگ|اسیران]] پس از اسارت به نزدیک‌ترین پادگان یا مدارس مرزی در عقبه فرستاده می‌شدند؛ سپس به زندان‌های معروف عراق و پس از تخلیه اطلاعاتی به اردوگاه منتقل می‌شدند. تنها ۵۷ نفر از [[اسیران جنگ|اسیران]]، که از افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی بودند، تمام مدت دوران چندساله اسارت خود را در زندان به‌سر ‌بردند. اسیران با گرایش‌های فکری متعدد در میان اسیران ایرانی، افراد دارای تفکرات مختلفی بودند، ازجمله: اسیران متعهد و مکتبی، [[اسیران جنگ|اسیران]] بسیار سخت‌گیر در انجام مناسک مذهبی، اسیران میهن‌پرست و وفادار، سایر فِرق غیراسلامی، [[اسیران جنگ|اسیران]] بی‌خیال و باری‌به‌هرجهت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[اسیران جنگ|اسیران]] [[اسرای اقلیت های دینی|اقلیت‌های دینی]] و تابعیت‌های غیرایرانی ==&lt;br /&gt;
با شروع [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، ازسوی نمایندگان [[اسرای اقلیت های دینی|اقلیت‌های دینی]] شامل: مسیحیان، زرتشتیان، کلیمیان، ‌آشوریان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی و همچنین نهادها، نشریات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته‌شان، بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی برای مشارکت در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و کمک به برادران مسلمان و پاسداری از استقلال کشور صادر شد. گروه مشترک [[اسرای اقلیت های دینی|اقلیت‌های دینی]] نیز از هم‌وطنان خواست با شرکت فعال در سازمان بسیج مستضعفین، اتحاد خود را با سایر برادران ایرانی تحکیم بخشند و دوشادوش مسلمانان ایرانی، تا پای جان از مرزهای میهن خود دفاع كنند. در 1360 شوراهای سه‌گانه خلیفه‌گری ارامنه ایران با انتشار اطلاعیه‌های رسمی، آنان را از برگزاری مراسم جشن سال نو منع کرد. جامعه ارامنه ایران با 35 آزاده در دوران دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان مسلمان علیه دشمن بعثی جنگیدند و از [[آب]] و خاک میهن دفاع کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه، می‌توان از افراد ذیل به‌عنوان شاخص‌ترین اسیران اقلیت‌های دینی نام برد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سرباز وظیفه «سرگیز ساید» که یک سال و هشت ماه در اسارت رژیم بعث عراق بود و دچار 65 درصد جانبازی شد. «گارن باباخانیان» 25 ماه در اسارت به‌سر برد. «ورژ میناسیان» 2 سال و 16 ماه و «آنوش اوان طوروسیان درختکی» 98 ماه و 8 روز اسیر بودند.» آمار دقیقی از [[اسیران جنگ|اسیران]] غیرایرانی در اردوگاه‌های رژیم بعث در دسترس نیست، اما در [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان از اسیرانی با تابعیت لبنانی، افغانی، و عراقی ذكری به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;عسگری، شاداب (1392). «اتحاد اقلیت‌ها برای مبارزه با تروریسم در منطقه». تهران: سایت جامع آزادگان.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
* [[نقش اقلیت‌های دینی در دفاع از ایران در جنگ تحمیلی]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حقوق اسرا در قوانین بین المللی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران جنگ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11910</id>
		<title>اسارت و اسیران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11910"/>
		<updated>2026-08-12T18:57:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تعریف [[اسیران جنگ|اسیر]] و معرفی اقشار گوناگون اسرای [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]].&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول قرون گذشته و امروز، جنگ‌ بین کشورها همواره وجود داشته و یکی از مهم‌ترین عوارض آن اسارت بوده است. هدف از به اسارت گرفتن، تضعیف قدرت جنگی طرف مقابل و گرفتن امتیاز از اوست.&lt;br /&gt;
== [[اسیران جنگ|اسیر]] ==&lt;br /&gt;
«[[اسیران جنگ|اسیر]] به معنی گرفتار، بندی، زندانی است و کسی که در جنگ به دست دشمن گرفتار شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیر کبیر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دانش[[نامه]] آزاد گفته شده [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] به شخصی نظامی یا غیرنظامی می‌گویند که در طول جنگ یا بلافاصله پس از پایان جنگ، توسط نیروهای طرف مقابل دستگیر و به اسارت گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
== نظر اسلام در مورد [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و [[اسرا]] ==&lt;br /&gt;
در دوران قدیم، اسارت برابر بود با مرگ یا بردگی. فقط در ایران باستان و بعدها در دوران اسلام، [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] را تحت حمایت قرار می‌دادند. در فقه اسلامی، همه افراد دستگیرشده از جبهه دشمن، که توانایی رزم را داشتند و از نیروهای دشمن به‌شمار می‌آمدند، اسیر نامیده می‌شوند، اگر به‌طور علنی به ‌نفع دشمن فعالیت کنند، به‌صورت غیر‌علنی بجنگند، منظم و تحت فرماندهی فردی معین یا غیر‌معین باشند، با علامت مخصوص یا بدون علامت قابل رؤیت از راه دور به مبارزه پرداخته باشند. ازنظر اسلام، اسیر تا قبل از اسارت، مثل بقیه نیروهاى نظامى دشمن و مبارزه با او شرعى و قانونى است، اما از زمانی‌که به دست سربازان اسیر شد، باید نهایت محبت و رفتار انسانى را نسبت به او درنظر گرفت. نظام حقوقى اسلام در باب اسیر داراى سابقه تاریخى طولا‌نی‌ای است. زمانى‌که اسلام در مورد اسیران مراعات اصولى را به‌صورت قانون الزامى می‌دانست، هنوز در نقاط دیگر دنیا، مقررات حقوقى و قانونى در این زمینه وجود نداشت. قانون اسلامی درباره اسیران جنگی به شکل زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. آزادی بدون قید و شرط.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. آزاد شدن در مقابل پرداخت غرامت به‌عنوان فدیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. در صورت لزوم، مبادله با اسیران مسلمان.   &amp;lt;blockquote&amp;gt;«در قانون اسلام، کشتن اسیر به‌هیچ‌وجه جایز نیست. در جنگ بدر، چند تن از اسیران، که خواندن و نوشتن مى‌دانستند، به دستور پیامبر(ص) به [[آموزش]] کودکان مسلمان پرداختند. هر‌یک‌ از اسرا پس از آنکه به ده‌ کودک مسلمان خواندن و نوشتن آموختند، بدون پرداخت فدیه، آزاد ‌شدند و این براى اولین و آخرین‌بار در تاریخ بشر بود که به فرمان پیامبر(ص)، آموزش و دانش به‌‌جاى غنیمت جنگى درنظر گرفته شد.» &amp;lt;ref&amp;gt;نهایة الارب، ج 2، 56&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== [[حقوق اسرا در قوانین بین المللی]] ==&lt;br /&gt;
«اولین حقوق مربوط به اسرا در اوت 1864 یعنی قبل از جنگ جهانی اول وضع شد. این مقررات به شرح زیر بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. رفتار با اصول انسانیت و بدون هیچ‌گونه تبعیض نژاد، عقیده و جنسیت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. این موارد اکیداً ممنوع است: قتل عمد، [[شکنجه]]، رفتار خلاف انسانیت و هرگونه [[تنبیه در اسارت|تنبیه بدنی]]، آزمایش‌های بیولوژیک، لطمه به سلامت، وادار ساختن به خدمت در نیروی دولت خصم، محروم ساختن از حق دادرسی بی‌طرفانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. رعایت حقوق طبیعی ازقبیل مسکن، غذا، لباس و بهداشت و پرستاری و ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. حمایت از اسیران در برابر هرگونه اعمال خشونت‌آمیز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. آزادی مذهب و اجرای آزادانه مراسم مذهبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. تشویق و توسعه فعالیت‌های فکری، تربیتی و تفریحی و ورزشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. رعایت درجه و رتبه اسیران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. استفاده از استعدادهای جسمانی برای کار، با درنظر داشتن درجات نظامی و پرداخت حقوق فوق‌العاده کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9. تأمین منابع مالی [[اسیران جنگ]] و پیش‌پرداخت به‌عنوان حقوق ماهیانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10. ایجاد تسهیلات و [[امکانات]] برای مکاتبه اسیران با خارج و دریافت هدایا و امانات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11. به رسمیت شناختن حق شکایت برای اسیران به‌علت کیفیت اسارت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12. استفاده از استعدادهای مختلف اسیران در کارهای مربوط به خودشان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13. اسیران جنگی در اختیار دولت دشمن هستند، نه در اختیار اشخاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14. اسارت زمان جنگ ازجمله اقدامات جزایی محسوب نمی‌شود. اسیر هیچ‌گونه وظیفه وفاداری در قبال دولت بازداشت‌کننده ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15. اسیر جنگی از کلیه امکانات نیروهای مسلح دولت بازداشت‌کننده در تنبیهات جزایی و انتظامی برخوردار خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16. ممنوعیت انتقال اسیران به مؤسسات تأدیبی مثل زندان، توقیف‌گاه نظامی، زندان با اعمال شاقه و... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17. اسیر فراری که دستگیر شود، تنها یک‌بار مجازات انتظامی شده و در صورت تکرار، مجازات او تشدید نمی‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18. مجازات‌های انتظامی شامل جریمه تا 50 درصد مساعده حقوقی، مزایا و بیکاری‌های کمتر از دو ساعت و توقیف می‌باشد.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;داعی، علی (1387). نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بین المللی دولت عراق. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
   «براساس کنوانسیون سوم ژنو نیز، که در 1949 به امضا رسیده، [[اسیران جنگ|اسیر جنگی]] به مبارزانی گفته می‌شود که تسلیم دشمن شده‌اند و قدرت مبارزه نداشته باشند. شامل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. اعضای نیروهای مسلح یکی از متخاصمین‌، ‌‌چریک‌ها و دسته‌های داوطلب که جزء نیروهای مسلح مزبور باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. چریک‌ها و اعضای سایر دسته‌های داوطلب نهضت‌های [[مقاومت]] متعلق به یک دولت متخاصم که در داخل و یا خارج خاک خود مشغول عملیات باشند ولو آنکه خاک مزبور اشغال شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. اعضای نیروهای مسلح منظم که خود را وابسته به دولت یا مقامی معرفی كنند که ازطرف دولت دستگیرکننده به رسمیت شناخته ‌شده باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. کسانی ‌که همراه نیروهای مسلح هستند، بی آنکه به‌طور مستقیم جزء آن باشند، ازقبیل اعضای غیرنظامی کارکنان هواپیمای جنگی، خبرنگاران جنگی، تهیه‌کنندگان اجناس و اعضای واحد‌های کار یا خدمت که عهده‌دار آسایش نیروهای مسلح هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. کارکنان نیروهای دریایی بازرگانی ازجمله فرماندهان، ناخدا و کارکنان هواپیمایی دولت‌های متخاصم که به‌موجب این مقررات حقوق بین‌الملل از معامله مساعد‌تری برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. اهالی اراضی اشغال‌نشده که موقع نزدیک ‌شدن دشمن، بی آنکه فرصت تشکیل نیرو‌های منظم را داشته باشند، از روی اجبار برای مبارزه با دشمن اسلحه به‌دست می‌گیرند. مشروط به اینکه به‌صورت علنی اسلحه حمل كنند و قوانین جنگ را محترم شمارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. اشخاصی که به نیروهای مسلح کشور اشغال‌شده تعلق دارند و یا متعلق بوده‌اند، درصورتی‌‌که کشور اشغال‌‌کننده به‌علت همین تعلق، اقدام به بازداشت آنها را لازم بداند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;    «طبق کنوانسیون ژنو افراد زیر حق برخورداری از [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر جنگی]] را ندارند:نظامیان مزدور، جاسوس‌ها، خرابکاران، اتباع غیرنظامی دشمن. البته ناگفته نماند که طبق کنوانسیون ژنو، به اسارت گرفتن غیرنظامیان ممنوع است.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== اسارت در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] ==&lt;br /&gt;
خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار نقص عضو می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند. علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسرای جنگی هنوز از بغرنج‌ترین مشکلات جنگ‌ها به‌شمار می‌رود. اولین و مهم‌ترین مسئله درخصوص اسرای جنگی، اثبات اسارتشان به‌وسیله ارتشی است که آنها را اسیر کرده. بعد از این مرحله است که سازمان‌ها و قوانین مربوطه می‌توانند مؤثر واقع شوند. تعیین وضعیت و سرنوشت اسرای جنگی و مفقودین، ازجمله مشکلاتی است که نه تنها در طول جنگ، بلکه سال‌ها بعد از خاموش شدن آتش جنگ هم باقی می‌ماند. کشور ایران نیز در طول قرون و اعصار از موضوع اسارت جدا نبوده است. سی‌و‌یکم شهریور 1359 کشور عراق به ایران اعلام جنگ کرد. البته ناگفته نماند حداقل حدود یك‌سال قبل از آن، تجاوزاتی به داخل مرزهای کشور داشت و به تبع آن عده‌ای را به اسارت گرفت. یکی از ابعاد مهم و انسانی در جنگ تحمیلی هشت ساله، اسیران جنگی بودند که در مناطق درگیری و عملیات پدافندی و آفندی به اسارت درآمدند. در روزهای اول جنگ مجموعه یا سازمان خاصی مسئولیت پیگیری سرنوشت اسرا و [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|مفقودین]] را به‌عهده نداشت. باید مجموعه‌ای به‌صورت تخصصی این امور را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال می‌كرد. به‌همین‌منظور دو مجموعه تشکیل شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. [[کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی|کمیسیون حمایت از اسرا و مفقودین ایرانی؛]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. اداره جست‌وجوی [https://fa.wikiazadegan.com/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D9%81%D9%82%D9%88%D8%AF مفقودین] جمعیت [[هلال احمر]] ایران.&amp;lt;blockquote&amp;gt;    «با مطالعه و بررسی خاطرات و سرگذشت‌های به‌جامانده از اسرای ایرانی و عراقی، اسناد غیرقابل انکاری از میزان پایبندی دو طرف به کنوانسیون اسرای جنگی به‌دست می‌آید. شواهد حاکی از آن است که اسیران ایرانی، نه تنها از حداقل [[امکانات]] زندگی یک انسان در اردوگاه‌های عراق برخوردار نبودند، بلکه به دست نگهبانان و مسئولان عراقی اردوگاه‌ها تحت انواع [[شکنجه های جسمی و روحی|شکنجه‌های روحی و جسمی]] قرار می‌گرفتند. گزارش‌های غیررسمی متعددی نشان می‌دهد که تعداد فراوانی از اسرای ایرانی به‌اسارت‌درآمده در طول هشت سال دفاع مقدس در زمان انتقال از خط مقدم تا قرنطینه‌ها و در محل [[قرنطینه در اسارت|قرنطینه]] یا زمان انتقال تا [[اردوگاه]] به‌علت شدت جراحات، [[شکنجه]] و... به شهادت رسیدند و برخی را نیز سربازان عراقی به روش‌های گوناگون در منطقه عملیاتی به شهادت رساندند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معرفی قشرهای مختلف [[اسرا|اسرای ایرانی]] در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رده نظامی ====&lt;br /&gt;
الف) [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح منظم ارتش]] شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به اسارت درآمدند، نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی، به‌علاوه نیروهای شهربانی و ژاندارمری سابق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) نیروهای کادر و وظیفه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) نیروهای مسلح نامنظم: نیروهای چریكی، نیروهای خدماتی، نیروهای جهاد سازندگی، نیروهای امدادگر، و نیروهای بسیجی که در همه رده‌های سنی از دانش‌آموزان راهنمایی تا افراد سالخورده در میان آنها به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
==== رده غیرنظامی ====&lt;br /&gt;
شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های معاند نظام در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند. در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|طول جنگ تحمیلی]]، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به اسارت درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. این افراد به شرح ذیل بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) ساکنان شهرهای مرزی:&#039;&#039;&#039; حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های اسارت به [[شهید و شهادت|شهادت]] رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) پزشکان، بهیاران، اعضای [[هلال احمر|سازمان هلال احمر]]:&#039;&#039;&#039; پزشکان و دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب بسیجی به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) مقامات رسمی ایران:&#039;&#039;&#039; معروف‌ترین اسیران در میان نظامی‌ها سرلشکر شهید [[حسین لشگری]] بود که در آخرین روزهای شهریور 59 و در بین غیرنظامیان شهید مهندس [[محمد جواد تندگویان|محمدجواد تندگویان]] وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 توسط ارتش رژیم بعث به اسارت درآمدند. ابتدا ارتش عراق اسارت [[محمد جواد تندگویان|تندگویان]] را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 26/9/1370 جسد او را تحویل ایران داد. مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها اسارت به وطن برگشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) افراد ولگرد:&#039;&#039;&#039; افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن [[اسیران جنگ|اسیر]] شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه) تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) افرادی که بر اثر مجروحیت به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) برخی از افراد هم بر اثر ورود اشتباهی به مناطق دشمن به دست عراقی‌ها اسیر شدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تعداد قابل توجهی از اسرا در فاصله روزهای 22 تا 25 تیر 1367 و به‌عبارتی چند روز قبل از پذیرش قطعنامه، به اسارت ارتش عراق درآمدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیشترین تعداد [[اسرا|اسرای ایرانی]] از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد اسرای ایرانی متأهل بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به صلیب سرخ جهانی اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان اسارت به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|هشت سال جنگ]]، در یک تقسیم‌بندی کلی، [[اسرا|اسرای ایرانی]] به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] و [[اسرای مفقود|مفقودالاثر]] تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد اسرا ثبت‌نام‌شده در [[صلیب سرخ]] و 52 درصد جزو مفقودین بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به اسارت خود درآوردند و به [[زندان های دوران اسارت|زندان‌های موقت]] فرستادند. تعداد تجاوزهای عراق بر ضد ایران، قبل از آغاز رسمی جنگ، بسیار متعدد است. طبق [[آمار]] [[وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران|وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران]]، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به اسارت درآمدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot;&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی [https://www.mfpa.ir/ مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«گروه اول، [[اسرا|اسرایی]] بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] و [[شکنجه]] در [[زندان های دوران اسارت|زندان‌های موقت]] و مدتی پس از ورود به [[اردوگاه]] اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان [[صلیب سرخ|صلیب]] در اختیار [[اسرا]] قرار دادند و با ارسال آن به [[هلال احمر|هلال احمر ایران]]، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان اسارت، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان [[اسرا]] بود. این امر شرایط روحی [[اسیران جنگ|اسیر]] را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به [[اسرای مفقود]] و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفته بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:22&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، [[اسرای مفقود|اسرای مفقودالاثر]] بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: دسته اول، اسرایی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از [[اسرا]]، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ گروه دوم، اسرایی بودند که اواخر ۱۳۶۵ و بعدها پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به [[اردوگاه]] اصلی انتقال یافتند، اما دشمن آنها‌ را به کمیته بین‌المللی  [[صلیب سرخ]] معرفی نکرد. این گروه در مدت اسارت خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین [[امکانات]] محروم بودند که در پی این گمنامی، بعثی‌ها به [[شکنجه]] و آزار آنها مبادرت می‌کردند.&lt;br /&gt;
== مکان نگه‌داری [[اسرا]] ==&lt;br /&gt;
همه [[اسرا]] پس از [[اسارت و اسیران|اسارت]] به نزدیک‌ترین پادگان یا مدارس مرزی در عقبه فرستاده می‌شدند؛ سپس به زندان‌های معروف عراق و پس از تخلیه اطلاعاتی به [[اردوگاه]] منتقل می‌شدند. تنها ۵۷ نفر از اسرا، که از افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی بودند، تمام مدت دوران چندساله اسارت خود را در زندان به‌سر ‌بردند.&lt;br /&gt;
== [[اسرا]] با گرایش‌های فکری متعدد ==&lt;br /&gt;
در میان [[اسرا|اسرای ایرانی]]، افراد دارای تفکرات مختلفی بودند، ازجمله: اسرای متعهد و مکتبی، اسرای بسیار سخت‌گیر در انجام مناسک مذهبی، اسرای میهن‌پرست و وفادار، سایر فِرق غیراسلامی، اسرای بی‌خیال و باری‌به‌هرجهت.&lt;br /&gt;
== [[اسرای اقلیت های دینی|اسرای اقلیت‌های دینی]] و تابعیت‌های غیرایرانی ==&lt;br /&gt;
با شروع [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، ازسوی نمایندگان اقلیت‌های دینی شامل: مسیحیان، زرتشتیان، کلیمیان، ‌آشوریان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی و همچنین نهادها، نشریات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته‌شان، بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی برای مشارکت در جنگ و کمک به برادران مسلمان و پاسداری از استقلال کشور صادر شد. گروه مشترک اقلیت‌های دینی نیز از هم‌وطنان خواست با شرکت فعال در سازمان بسیج مستضعفین، اتحاد خود را با سایر برادران ایرانی تحکیم بخشند و دوشادوش مسلمانان ایرانی، تا پای جان از مرزهای میهن خود دفاع كنند. در 1360 شوراهای سه‌گانه خلیفه‌گری ارامنه ایران با انتشار اطلاعیه‌های رسمی، آنان را از برگزاری مراسم جشن سال نو منع کرد. جامعه ارامنه ایران با 35 آزاده در دوران دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان مسلمان علیه دشمن بعثی جنگیدند و از [[آب]] و خاک میهن دفاع کردند. برای نمونه، می‌توان از افراد ذیل به‌عنوان شاخص‌ترین [[اسرای اقلیت های دینی|اسرای اقلیت‌های دینی]] نام برد: «سرباز وظیفه «سرگیز ساید» که یک سال و هشت ماه در اسارت رژیم بعث عراق بود و دچار 65 درصد جانبازی شد. «&#039;&#039;&#039;گارن باباخانیان&#039;&#039;&#039;» 25 ماه در اسارت به‌سر برد. «&#039;&#039;&#039;ورژ میناسیان&#039;&#039;&#039;» 2 سال و 16 ماه و «&#039;&#039;&#039;آنوش اوان طوروسیان درختکی&#039;&#039;&#039;» 98 ماه و 8 روز اسیر بودند.» &amp;lt;ref&amp;gt;عسگری، شاداب (1392). «اتحاد اقلیت‌ها برای مبارزه با تروریسم در منطقه». تهران: [https://www.mfpa.ir/ سایت موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;  [[آمار]] دقیقی از اسرای غیرایرانی در اردوگاه‌های رژیم بعث در دسترس نیست، اما در خاطرات آزادگان از اسرایی با تابعیت لبنانی، افغانی، و عراقی ذكری به میان آمده است.&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
* [[حقوق اسرا در قوانین بین المللی]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
* [[اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
* [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
* [[حقوق بین الملل و اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای مطالعه بیشتر ==&lt;br /&gt;
اشرافی، مرتضی (1393). جنگ، اسرای حقوق بشردوستانه، عهدنامه ژنو، صلح، علوم سیاسی. تهران: [http://rbo.ir/ پژوهشکده باقرالعلوم (ع).]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذكریایی، مریم سادات (1390). خاطرات آزادگان در لحظه تحویل سال. مازندران: [https://ketab.ir/Publisher/6c3b39e2-ba4d-4b98-91e2-d1173cdf6483 کمیته تدوین و انتشارات کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذكریایی، مریم سادات (1395). می‌شود از اینجا هم [[فرار]] کرد؟. خاطرات علی احدی‌نژاد، چ دوم، تهران: امینان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شریفی، اسماعیل (1378). تحول در اسارت. کمیسیون اداره اسرای جنگی، تهران: مؤسسه فرهنگی نشر رامین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزی، مجتبی (1389). «نگاهی به وضعیت اسیران ایرانی در عراق.» تهران: [https://www.noorsoft.org/ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی]، مقاله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عسگری، شاداب (1393). اسارت شقاوت مهرورزی، حدیث عزت و اقتدار. تهران: آتشبار وابسته به [https://www.bonyaddefa.ir/ سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران]محمدی ینگجه، عبداله (1394). تهاجم نرم و جنگ روانی در اسارت. اردبیل: خط هشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حامد سعادتی بیشه‌سری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران نوجوان و جوان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای مفقود]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرای متاهل]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11909</id>
		<title>اسیران جنگ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11909"/>
		<updated>2026-08-12T18:51:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
«اسیر به معنی گرفتار، بندی، زندانی است و کسی که در جنگ به دست دشمن گرفتار شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیر کبیر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در دانش[[نامه]] آزاد گفته شده اسیر جنگی به شخصی نظامی یا غیرنظامی می‌گویند که در طول جنگ یا بلافاصله پس از پایان جنگ، توسط نیروهای طرف مقابل دستگیر و به [[اسارت و اسیران|اسارت]] گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قشرهای مختلف [[اسرا|اسرای]] ایرانی در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====رده نظامی====&lt;br /&gt;
الف) [[وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح|نیروهای مسلح منظم ارتش]] شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند، نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی، به‌علاوه نیروهای شهربانی و ژاندارمری سابق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) نیروهای کادر و وظیفه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) نیروهای مسلح نامنظم: نیروهای چریكی، نیروهای خدماتی، نیروهای جهاد سازندگی، نیروهای امدادگر، و نیروهای بسیجی که در همه رده‌های سنی از دانش‌آموزان راهنمایی تا افراد سالخورده در میان آنها به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
====رده غیرنظامی====&lt;br /&gt;
شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های معاند نظام در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند. در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|طول جنگ تحمیلی]]، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. این افراد به شرح ذیل بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) ساکنان شهرهای مرزی:&#039;&#039;&#039; حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های [[اسارت و اسیران|اسارت]] به شهادت رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) پزشکان، بهیاران، اعضای سازمان [[هلال احمر]]:&#039;&#039;&#039; پزشکان و دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب بسیجی به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) مقامات رسمی ایران:&#039;&#039;&#039; معروف‌ترین اسیران در میان نظامی‌ها سرلشکر شهید [[حسین لشگری]] بود که در آخرین روزهای شهریور 59 و در بین غیرنظامیان شهید مهندس [[محمد جواد تندگویان|محمدجواد تندگویان]] وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 توسط ارتش رژیم بعث به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند. ابتدا ارتش عراق [[اسارت و اسیران|اسارت]] [[محمد جواد تندگویان|تندگویان]] را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 26 آذر 1370 جسد او را تحویل ایران داد. مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها [[اسارت و اسیران|اسارت]] به وطن برگشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) افراد ولگرد:&#039;&#039;&#039; افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ه) تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) افرادی که بر اثر مجروحیت به دست دشمن اسیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) برخی از افراد هم بر اثر ورود اشتباهی به مناطق دشمن به دست عراقی‌ها اسیر شدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;داعی، علی (1387). نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بین المللی دولت عراق. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تعداد قابل توجهی از [[اسرا]] در فاصله روزهای 22 تا 25 تیر 1367 و به‌عبارتی چند روز قبل از پذیرش قطعنامه، به [[اسارت و اسیران|اسارت]] ارتش عراق درآمدند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیشترین تعداد اسرای ایرانی از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد [[اسرای متاهل|اسرای ایرانی متأهل]] بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به [[صلیب سرخ|صلیب سرخ جهانی]] اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان [[اسارت و اسیران|اسارت]] به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، در یک تقسیم‌بندی کلی، اسرای ایرانی به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] و [[اسرای مفقود|مفقودالاثر]] تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد [[اسرا]] ثبت‌نام‌شده در [[صلیب سرخ]] و 52 درصد جزو [[اسرای مفقود|مفقودین]] بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به [[اسارت و اسیران|اسارت]] خود درآوردند و به زندان‌های موقت فرستادند. تعداد تجاوزهای عراق بر ضد ایران، قبل از آغاز رسمی جنگ، بسیار متعدد است. طبق [[آمار]] [[وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران|وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران]]، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به [[اسارت و اسیران|اسارت]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;درآمدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی [https://www.mfpa.ir/ مؤسسه پیام آزادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 «گروه اول، اسیرانی بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] و [[شکنجه]] در زندان‌های موقت و مدتی پس از ورود به [[اردوگاه]] اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان [[صلیب سرخ|صلیب]] در اختیار اسرا قرار دادند و با ارسال آن به هلال احمر ایران، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان [[اسارت و اسیران|اسارت]]، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان [[اسرا]] بود. این امر شرایط روحی اسیر را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به [[اسرای مفقود]] و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] قرار گرفته بودند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    گروه دوم، [[اسرای مفقود|اسرای مفقودالاثر]] بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: دسته اول، اسرایی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی [[صلیب سرخ]] خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از [[اسرا]]، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ گروه دوم، اسرایی بودند که اواخر ۱۳۶۵ و بعدها پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به اردوگاه اصلی انتقال یافتند، اما دشمن آنها‌ را به کمیته بین‌المللی  [[صلیب سرخ]] معرفی نکرد. این گروه در مدت [[اسارت و اسیران|اسارت]] خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین [[امکانات]] محروم بودند که در پی این گمنامی، بعثی‌ها به [[شکنجه]] و آزار آنها مبادرت می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
* [[پناهندگی]]&lt;br /&gt;
* [[صلیب سرخ]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای مفقود]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حامد سعادتی بیشه سری&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11908</id>
		<title>اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=11908"/>
		<updated>2026-08-12T18:34:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: صفحه‌ای تازه حاوی «خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار نقص عضو می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند.   علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسیران جنگی هنوز از بغرنج‌تر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار [[نقض حقوق اسرای قطع نخاع|نقص عضو]] می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسیران جنگی هنوز از بغرنج‌ترین مشکلات جنگ‌ها به‌شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین و مهم‌ترین مسئله درخصوص اسیران جنگی، اثبات اسارتشان به‌وسیله نیروهای مسلحی است که آنها را اسیر کرده‌اند. بعد از این مرحله است که سازمان‌ها و قوانین مربوطه می‌توانند مؤثر واقع شوند. تعیین وضعیت و سرنوشت اسیران جنگی و مفقودین، ازجمله مشکلاتی است که نه تنها در طول جنگ، بلکه سال‌ها بعد از خاموش شدن آتش جنگ هم باقی می‌ماند. سی‌و‌یکم شهریور 1359 به دستور صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق ، ارتش این کشور به ایران حمله کرد. البته از فروردین 1358 ، تجاوزات مکرر نیروهای عراقی به داخل مرزهای ایران ثبت شده و به تبع آن عده‌ای را به اسارت گرفته شده بودند. طبق [[آمار]] وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است. در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به اسارت درآمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابعاد مهم و انسانی در جنگ تحمیلی هشت ساله، اسیران جنگی بودند که در مناطق درگیری و عملیات پدافندی و آفندی به اسارت درآمدند. در روزهای اول جنگ مجموعه یا سازمان خاصی مسئولیت پیگیری سرنوشت اسیران و مفقودین را به‌عهده نداشت. باید مجموعه‌ای به‌صورت تخصصی این امور را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال می‌كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همین‌منظور دو مجموعه تشکیل شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. کمیسیون حمایت از اسیران و مفقودین ایرانی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. اداره جست‌وجوی مفقودین جمعیت [[هلال احمر]] ایران. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مطالعه و بررسی خاطرات و سرگذشت‌های به‌جامانده از اسیران در می یابم که اسیران ایرانی، نه تنها از حداقل [[امکانات]] زندگی یک انسان در [[اردوگاه]] های عراق برخوردار نبودند، بلکه به دست نگهبانان و مسئولان عراقی اردوگاه‌ها تحت انواع شکنجه‌های روحی و جسمی قرار می‌گرفتند. گزارش‌های غیررسمی متعددی نشان می‌دهد که تعداد فراوانی از اسیران ایرانی به‌اسارت‌درآمده در طول هشت سال دفاع مقدس در زمان انتقال از خط مقدم تا قرنطینه‌ها و در محل قرنطینه یا زمان انتقال تا اردوگاه به‌علت شدت جراحات، [[شکنجه]] در مواردی به شهادت رسیدند و برخی دیگر نیز مستقیما توسط سربازان عراقی به روش‌های گوناگون در منطقه عملیاتی به شهادت رسیدند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]. اردوگاه‌های اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معرفی قشرهای مختلف اسیران ایرانی در اردوگاه‌های عراق ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف:رده نظامی ===&lt;br /&gt;
1. نیروهای مسلح منظم ارتش شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به اسارت درآمدند، سربازان نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. نیروهای سپاه پاسدران انقلاب اسلامی نیروهای کادر و وظیفه سپاه پاسداران و بسیج که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نیروهای شهربانی، ژاندارمری و کمیته های انقلاب اسلامی این نیروها بعدها در هم ادغام و تحت عنوان به نیروی انتظامی به فعالیت خود ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. نیروهای مسلح نامنظم و پشتیبانی کننده مانند نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب: رده غیرنظامی ===&lt;br /&gt;
1. نیروهای جهاد سازندگی تین نیورهای غیر نظامی کارشان سنگر سازی و پشتیبانی لجستکی از ارتش و سپاه بود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. نیروهای امدادگر هلال احمر این نیروهای داوطلب به منظور خدمت رسانی در بیمارستان‌های صحرایی در نزدیک میدان جنگ یا [[درمانگاه]] ها ی پشت جبهه به خدمات رسانی مشغول بودند. شامل پزشکان، بهیاران، اعضای سازمان هلال احمر، دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نیروهای خدماتی مانند رانندگان آمبولانس، رانندگان کامیون ها و وسایل حمل و نقل غیر نظامی ، نیروهای غیر نظامی داوطلب برای خدماتی نظیر آشپزی و... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. شهروندان غیر نظامی مقیم شهرها و روستاهای اشغال شده شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، بعد از اشغال شهرها و روستاهای ایرانی، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک [[خانواده]] بودند. در طول جنگ تحمیلی، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به اسارت درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این افراد به شرح ذیل بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین تعدادی از ساکنان شهرهای مرزی ایران حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های اسارت به شهادت رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند. علاوه بر این تعدادی از افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن اسیر شدند. تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. مقام های رسمی ایرانی ازجمله شهید مهندس محمدجواد تندگویان وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 به همراه دو نفر از همکاران خود توسط ارتش رژیم بعث به اسارت درآمدند. ابتدا ارتش عراق اسارت تندگویان را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 26/9/1370 پیکر او را تحویل ایران داد. دو همکاری وزیر نفت به اسامی مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها اسارت در سال 1369 به وطن برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. پناهندگان تعدادی از اسیران ایرانی برنگشتند و به عراق یا کشورهای اروپایی یا سازمان مجاهدین خلق پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. افراد غیر نظامی که اشتباهی وارد خاک عراق شدند برخی از افراد غیر نظامی بر اثر ورود اشتباهی به مناطق اشغالی دشمن یا در اثر مجروح شدن اتفاقی با مین به دست عراقی‌ها اسیر شدند. میانگین سنی رده‌های مختلف نظامی اسیران ایرانی در عراق «بیشترین تعداد اسیران ایرانی از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد اسیران ایرانی متأهل بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به [[صلیب سرخ]] جهانی اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان اسارت به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول هشت سال جنگ، در یک تقسیم‌بندی کلی، اسیران ایرانی به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و مفقودالاثر تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد اسیران ثبت‌نام‌شده در صلیب سرخ و 52 درصد جزو مفقودین بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به اسارت خود درآوردند و به زندان‌های موقت فرستادند&amp;lt;ref&amp;gt;پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه اول، اسیرانی بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف بازجویی و شکنجه در زندان‌های موقت و مدتی پس از ورود به اردوگاه اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان صلیب در اختیار اسیران قرار دادند و با ارسال آن به هلال احمر ایران، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان اسارت، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان اسیران بود. این امر شرایط روحی اسیر را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به اسیران مفقود و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی صلیب سرخ قرار گرفته بودند&amp;lt;ref&amp;gt;آرشیو بانک اطلاعاتی مؤسسه فرهنگی هنری [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، اسیران مفقودالاثر بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دسته اول، اسیرانی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از اسیران، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه دوم، اسیرانی بودند که از اواخر ۱۳۶۵ و به ویژه پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به اسارتگاه‌های مخفی انتقال یافتند، و تا زمان آزادی به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ معرفی نشدند. این گروه در مدت اسارت خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین امکانات اسیران ثبت نام شده محروم بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکان نگه‌داری اسیران همه اسیران پس از اسارت به نزدیک‌ترین پادگان یا مدارس مرزی در عقبه فرستاده می‌شدند؛ سپس به زندان‌های معروف عراق و پس از تخلیه اطلاعاتی به اردوگاه منتقل می‌شدند. تنها ۵۷ نفر از اسیران، که از افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی بودند، تمام مدت دوران چندساله اسارت خود را در زندان به‌سر ‌بردند. اسیران با گرایش‌های فکری متعدد در میان اسیران ایرانی، افراد دارای تفکرات مختلفی بودند، ازجمله: اسیران متعهد و مکتبی، اسیران بسیار سخت‌گیر در انجام مناسک مذهبی، اسیران میهن‌پرست و وفادار، سایر فِرق غیراسلامی، اسیران بی‌خیال و باری‌به‌هرجهت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسیران [[اسرای اقلیت های دینی|اقلیت‌های دینی]] و تابعیت‌های غیرایرانی با شروع [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]، ازسوی نمایندگان اقلیت‌های دینی شامل: مسیحیان، زرتشتیان، کلیمیان، ‌آشوریان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی و همچنین نهادها، نشریات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته‌شان، بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی برای مشارکت در جنگ و کمک به برادران مسلمان و پاسداری از استقلال کشور صادر شد. گروه مشترک اقلیت‌های دینی نیز از هم‌وطنان خواست با شرکت فعال در سازمان بسیج مستضعفین، اتحاد خود را با سایر برادران ایرانی تحکیم بخشند و دوشادوش مسلمانان ایرانی، تا پای جان از مرزهای میهن خود دفاع كنند. در 1360 شوراهای سه‌گانه خلیفه‌گری ارامنه ایران با انتشار اطلاعیه‌های رسمی، آنان را از برگزاری مراسم جشن سال نو منع کرد. جامعه ارامنه ایران با 35 آزاده در دوران دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان مسلمان علیه دشمن بعثی جنگیدند و از [[آب]] و خاک میهن دفاع کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه، می‌توان از افراد ذیل به‌عنوان شاخص‌ترین اسیران اقلیت‌های دینی نام برد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سرباز وظیفه «سرگیز ساید» که یک سال و هشت ماه در اسارت رژیم بعث عراق بود و دچار 65 درصد جانبازی شد. «گارن باباخانیان» 25 ماه در اسارت به‌سر برد. «ورژ میناسیان» 2 سال و 16 ماه و «آنوش اوان طوروسیان درختکی» 98 ماه و 8 روز اسیر بودند.» آمار دقیقی از اسیران غیرایرانی در اردوگاه‌های رژیم بعث در دسترس نیست، اما در خاطرات آزادگان از اسیرانی با تابعیت لبنانی، افغانی، و عراقی ذكری به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;عسگری، شاداب (1392). «اتحاد اقلیت‌ها برای مبارزه با تروریسم در منطقه». تهران: سایت جامع آزادگان.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[نقش اقلیت‌های دینی در دفاع از ایران در جنگ تحمیلی]]&lt;br /&gt;
* [[اسرای اقلیت های دینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=11907</id>
		<title>اسارت و خانواده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=11907"/>
		<updated>2026-08-12T16:41:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بر کسی پوشیده نیست که [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در اسارتگاه‌های عراق، در واقع ایثارگرانی هستند که در جریان حراست از دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی، با صدمات روحی و جسمی مختلفی روبرو شده‌اند. این صدمات می‌تواند در روند زندگی فردی و اجتماعی آن‌ها در [[خانواده]] تأثیرگذار باشد و حتی در مواردی، در جریان [[ارتباط اسیران با یکدیگر|ارتباطات]] خانوادگی نیز خلل ایجاد کند. از آنجا که پدر، رکن مهم و نقش‌آفرین در خانه است، این موضوع در جریان روابط عاطفی با همسر و تربیت فرزندان بیشتر نمایان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] پس از آزادی، علاوه بر مشکلات بین‌فردی، با چالش‌های متعددی در برقراری روابط صمیمی با دیگران، به‌ویژه [[خانواده]]، مواجه می‌شوند. گرفتار شدن در دست دشمن به شکل [[اسیران جنگ|اسیر]] و سلب آزادی، همراه با زندگی پرتنش و مبهم برای مدتی نامعلوم، پرفشارترین و رنج‌آورترین دوران زندگی یک رزمنده در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] محسوب می‌شود. در این دوران، اسیر آزادی خود را از دست‌رفته می‌بیند و خود را در چنگال دشمن گرفتار می‌یابد، بدون آنکه راه گریزی داشته باشد. در ابتدای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، دل کندن از تعلقات فردی مانند جدایی از [[خانواده]]، دوستان و وطن، و همچنین عدم اطلاع از آینده و نحوه برخورد دشمن، فشار روانی فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند که تأثیرات آن تا مدتها باقی می‌ماند. البته هرچه [[اسیران جنگ|اسیران]] خودساخته‌تر باشند و با توکل بر خدا و تکیه بر آرمان‌های اسلامی و انقلابی، بهتر می‌توانند این مشکلات را پشت سر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مراحل اصلی دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] شامل آغاز [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، طول دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و مرحله پس از آزادی است که هرکدام مشکلات خاص خود را در [[ارتباطات|ارتباط]] با [[خانواده]] ایجاد می‌کنند. [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها در جریان جنگ، عزیزان خود را از دست می‌دهند، در مواردی بی‌حرمتی به اعضای [[خانواده]] حتی در مقابل چشم‌شان صورت می‌گیرد، و اساس زندگی خانوادگی‌شان به دلیل [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] همسران از هم می‌گسلد. گاهی فرزندان والدین خود را از دست می‌دهند، و زمانی که پدران به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] می‌روند و با بدترین شرایط در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها روبرو می‌شوند، تأثیر این برخوردها در دوران پس از [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] با آن‌ها همراه خواهد بود. در این دوران، [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها نقش بسیار مهمی در کاهش آلام ناشی از [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] برای [[اسیران جنگ|اسیران]] دارند. آن‌ها با رفتارهای مناسب و در صورت نیاز، کمک گرفتن از درمانگران، می‌توانند این دوره حساس را به‌خوبی مدیریت کنند تا [[اسیران جنگ|اسیران]] به شرایط عادی زندگی بازگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دوره حساس بسته به شرایط دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، طول مدت آن، میزان موفقیت [[اسیران جنگ|اسیر]] در مدیریت مشکلات ناشی از [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، و همچنین میزان همکاری [[خانواده]]، می‌تواند کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا حتی طولانی‌مدت باشد. [[خانواده]] کوچکترین واحد اجتماعی است که ثبات جامعه به ثبات آن وابسته است. روابط مناسب در جامعه بر اساس روابط سالم بین اعضای [[خانواده]] شکل می‌گیرد. بنابراین، هرچه روابط درون [[خانواده]] مناسب‌تر و صمیمی‌تر باشد، [[خانواده]] از ثبات و استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها، نقش‌ها و مسائل آن‌ها، روابط درونی و بیرونی و استحکام پیوندهای عاطفی در آن، دستخوش دگرگونی‌ها و تحولات بسیاری شده‌اند. به‌گونه‌ای که [[خانواده]] بیشتر تحت تأثیر تحولات فناوری دیجیتال و روابط [[خانواده]] هسته‌ای قرار گرفته است. در این شرایط، پدر و مادر جایگاه سنتی خود را از دست داده‌اند و هرکدام تحت تأثیر تحولات ناخواسته‌ای قرار گرفته‌اند که شرایط اجتماعی روز برای آن‌ها تعیین‌کننده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شرایطی که انتظار می‌رود هر [[خانواده]] خشت بنای جامعه و کانون اصلی حفظ سنت‌ها و ارزش‌های والای انسانی و اخلاقی باشد، [[اسیران جنگ|اسیران]] بازگشته از دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، ارزش‌های اخلاقی و معنوی را با خود به [[خانواده]] می‌آورند. اما می‌بینند که این ارزش‌ها تحت تأثیر تحولات روز جامعه قرار گرفته و تفاوت‌های ناخواسته‌ای ایجاد شده است که کنار آمدن با آن‌ها برای [[اسیران جنگ|اسیران]] دشوار است. در اینجا نقش [[خانواده]] بسیار مهم است. اگر همسر، فرزندان، پدران و مادران آن‌ها موقعیت جدید را به‌خوبی درک کنند، می‌توانند به مرور زمان شرایط را برای پذیرش واقعیت‌های تغییرکرده فراهم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بخواهیم [[خانواده]] را با توجه به عوامل ژرف مؤثر بر آن از بعد تاریخی و در مقیاسی جهانی مورد مطالعه قرار دهیم، به اشکال و گونه‌های مختلفی از آن دست می‌یابیم که هرکدام پیچیدگی خاص خود را دارد. باید ملاک‌ها و ضوابطی مانند مورفولوژی، اکولوژی، ساختار و سازمان [[خانواده]]، نقش‌ها، ارزش‌ها، روحیه و رفتار (در سطح فردی و جمعی) و... را مدنظر قرار داد. همچنین تغییرات تاریخی کوتاه‌مدت (مانند جنگ، انقلاب و حوادث) و درازمدت (مانند تحول نظام صنعتی و دگرگونی در نوع تمدن) و اثرات ساختاری و تعادلی مؤثر بر آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد. [[خانواده]]، این واحد به‌ظاهر کوچک انسانی، نه‌تنها از نظر شکل ظاهری بازتاب‌دهنده بخشی از بنیان‌های روابط اجتماعی است، بلکه در فرآیند تأثیرات ژرف فرهنگ، جامعه، تاریخ و کیفیت رشد و تحول آن قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشکلاتی که پس از آزادی [[اسیران جنگ|اسیر]] با او همراه است، خواه‌ناخواه [[خانواده]] او را نیز درگیر می‌کند. در یک [[خانواده]]، رفتار اجتماعی اعضا چه در درون و چه در بیرون [[خانواده]] اهمیت دارد و بر شخصیت افراد تأثیر می‌گذارد. حال در [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ای که فردی با تجربه سختی‌های دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و زندگی در شرایط بسته حضور دارد، همسویی و همراهی اعضای [[خانواده]] با [[اسیران جنگ|اسیر]]، بیش از هر چیز دیگری در دوران پس از آزادی اهمیت و حساسیت پیدا می‌کند. زیرا پدر [[خانواده]] دو نوع رابطه دارد: رابطه با فرزندان و رابطه با همسر. به عبارت دیگر، او نقش مدیر [[خانواده]] را ایفا می‌کند. نوع رابطه او با همسر و فرزندان بر روابط و رفتار اجتماعی آن‌ها تأثیر بسزایی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله ارتباط عاطفی با همسر و فرزندان و احیاناً پدران و مادران، از موضوعات مهمی است که در بین [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های [[اسیران جنگ|اسیران]] نمود بیشتری دارد. ممکن است نوعی عدم درک متقابل یا رنجش‌های رفتاری ایجاد شود که در شرایط بحرانی، اگر مدیریت نشود، به احساس محرومیت، ناکامی، ناامنی، ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی [[خانواده]] بینجامد. سازش و همفکری همسر و فرزندان، و برقراری روابط میان‌فردی در [[خانواده]] و اجتماع، از عوامل اصلی کمک‌کننده به [[اسیران جنگ|اسیران]] برای بازگشت به زندگی اجتماعی پس از [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] است. حتی تجربه‌های مثبت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] مانند قناعت و پایداری در برابر سختی‌ها می‌تواند به [[خانواده]] منتقل شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سال‌ها از [[خانواده]] و فرزندان دور بوده و در محیطی نامأنوس با شرایط کاملاً متفاوت زندگی کرده است. علاوه بر مشکلات زندگی در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها و محرومیت‌های دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، او از بسیاری از تغییرات و تحولات بی‌اطلاع بوده است. از سوی دیگر، فرزندان در غیاب پدر، مسائل و مشکلاتی را تحمل کرده‌اند که بر روحیه آن‌ها تأثیر گذاشته است (در برخی موارد، پدر خانواده بیش از ۵ یا ۶ سال در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] بوده است). از نظر ارزش‌هایی که در تکامل شخصیت آن‌ها مؤثر بوده، با پدر فاصله گرفته‌اند و شاید نقش همسالان یا رسانه‌های گروهی پررنگ‌تر شده باشد. حال پس از بازگشت پدر به [[خانواده]]، برقراری [[ارتباطات|ارتباط]] با فرزندان، به‌ویژه در سال‌های اول آزادی، دشوار می‌شود. تضادهایی در طرز تفکر، سبک زندگی، ارزش‌ها و اهداف به وجود می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ارتباط اسیران با یکدیگر|ارتباطات]] سرد خانوادگی، فاصله بین اعضا را افزایش می‌دهد و احساس تعلق را کاهش می‌دهد. درجه سازگاری بین اعضای [[خانواده]] از طریق مرزهای روشن بین‌فردی تعیین می‌شود که نه خیلی نزدیک است و نه خیلی دور. عملکرد مؤثر [[خانواده]] در سازگاری با شرایط جدید می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وضعیت اقتصادی [[خانواده]] نیز از دیگر عوامل مؤثر بر استحکام روابط [[اسیران جنگ|اسیران]] با [[خانواده]] است. زمانی که پدر در خانواده حضور نداشته (دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]])، مشکلات اقتصادی به شکلی نمایان می‌شود و پس از آزادی نیز به شکل دیگری خود را نشان می‌دهد، چرا که پدر فرصت‌های کسب درآمد در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را از دست داده است. بنابراین، کمک‌های قانونی برای جبران عقب‌افتادگی‌های دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به‌شکل معقول و منطقی می‌تواند راهگشا باشد. این کمک‌ها می‌توانند به [[اسیران جنگ|اسیران]] کمک کنند تا هرچه سریع‌تر مانند دیگران به کار و فعالیت بپردازند و [[خانواده]] نیز از این طریق بتواند نیازهای اقتصادی خود را برطرف کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به فرزندان در [[خانواده]] و مدرسه نیز موضوع دیگری است که در انسجام [[خانواده]] نقش دارد. توجه مشاوران مدرسه به وضعیت روحی و تحصیلی فرزندان آزاده از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، برنامه‌های فرهنگی و فراغتی و کارگاه‌های آموزشی می‌توانند توانایی روحی و فکری این فرزندان را افزایش داده و امر تحصیل را برای آن‌ها آسان‌تر کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متأسفانه تعداد معدودی از آزادگان و جانبازان به دلیل مصرف داروها یا مواد مخدر معتاد شده‌اند. این مسأله بر روابط خانوادگی آن‌ها تأثیر گذاشته و به مشکلات خانوادگی دامن زده است. این موضوع می‌تواند ناشی از عدم درمان مشکلات روحی مانند افسردگی، پایین بودن سطح آگاهی فرد یا دیگر عوامل باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه ==&lt;br /&gt;
[[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] تمام جنبه‌های زندگی [[اسیران جنگ|اسیر]] را تحت تأثیر قرار می‌دهد و زندگی افرادی که این دوران را پشت سر گذاشته‌اند، کاملاً متفاوت است. طرز تفکر، علایق، سبک زندگی، وضعیت روحی و جسمی و... آن‌ها دگرگون شده و در مواردی، پذیرش این افراد توسط خانواده دشوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادگان و خانواده‌هایشان بیشترین آسیب را از جنگ دیده‌اند. به بیان دیگر، گاهی [[خانواده|خانواده‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها حتی بیش از خود آزادگان آسیب دیده‌اند (به‌ویژه فرزندان). برخی از [[اسیران جنگ|اسیران]] پس از آزادی از مشکلات رفتاری، عدم توانایی در ابراز احساسات، ناتوانی در تطبیق با جامعه، ناامیدی و... رنج می‌برند. آستانه تحمل آن‌ها پایین است و پس از آزادی با چالش‌های فراوانی روبرو می‌شوند. در این شرایط، اگر همکاری و همدلی اعضای [[خانواده]] شامل پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و فرزندان نباشد، آن‌ها نمی‌توانند دوران گذار از زندگی در اسارتگاه‌های عراق به زندگی عادی و موفق در جامعه را پشت سر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، اکثریت [[اسیران جنگ|اسیران]] سرفراز پس از بازگشت به میهن، در سطوح مختلف دانشگاهی و فعالیت‌های اقتصادی موفق عمل کرده‌اند و نشان داده‌اند که دارای تجربیات ارزشمندی هستند. امروزه می‌توان از این تجربیات در عرصه‌های مختلف، از جمله تقویت ارزش‌های فرهنگی، انتقال ارزش‌ها به نسل جدید و ترویج فرهنگ مقاومت، بهره برد.&amp;lt;ref&amp;gt;باقری، آیدین، آهنگران، مهدی(1396). [[جنگ، خانواده، اسارت(کتاب)|جنگ، اسارت، خانواده]]، تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[جنگ، خانواده، اسارت(کتاب)|جنگ، اسارت، خانواده]]&lt;br /&gt;
* [[مشکلات اسرا و خانواده ها]]&lt;br /&gt;
* [[خانواده]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
[[رده:خانواده]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:مشکلات اسرا و خانواده ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11906</id>
		<title>ارتباط اسیران با یکدیگر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11906"/>
		<updated>2026-08-12T16:40:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نویسنده مقاله */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;فرایند انتقال اطلاعات از [[اسیران جنگ|اسیری]] به [[اسیران جنگ|اسیر]] دیگر به‌کمک صدا، علامت یا رفتار قابل رؤیت و ترکیبی از اینها.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود ارتباطات بین [[اسرا|اسرای ایرانی]] در زندان‌‌های عراق در طی سال‌‌های 1359-1369 از بحث‌‌های علمی خوبی است که کمتر موردتوجه تحقیقات علمی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم ==&lt;br /&gt;
ارتباط مصدر باب افتعال از ریشه‌ی عربی ربط است (به معنای پیوند دادن، مرتبط کردن). در معنای عام آن هر گونه پیوند یا مرتبط کردن را شامل می شود اما در معنای خاص آن در اسارتگاه های عراق، عبارت است از عمل انتقال، اظهار، بیان و گفت‌وگو بین یک فرد با افراد دیگر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;گیل، دیوید، بریجت ادمز (1384). الفبای ارتباطات. ترجمه رامین کریمیان و دیگران. تهران: نژده،&amp;lt;/ref&amp;gt;. به بیان دیگر، ارتباط را می‌توان انتقال مفاهیم از شخصی به شخص دیگر، براساس تجربه و فرهنگ خاص دانست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;معتمدنژاد، کاظم (1365). وسایل ارتباط جمعی. ج 1. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[[آباد، معصومه]] (1391). [[من زنده ام|من زنده‌‌ام]]. چ ششم. تهران: بروج،ص.244.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آنچه در این نوع ارتباط اهمیت دارد این است که ارتباط از طریق نمادهایی برقرار می‌شود که طرفین ارتباط در آن‌ها با یکدیگر اشتراک دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجزای ارتباط ==&lt;br /&gt;
در جریان ارتباط میان انسان‌ها، چهار جزء وجود دارد: ارسال کننده پیام، محتوای پیام، گیرنده پیام (مخاطب) و وسیله‌ای که پیام با آن انتقال داده می شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع ارتباط ==&lt;br /&gt;
ارتباط به انواع مختلفی از جمله مستقیم یا غیر مستقیم، آشکار یا پنهان، عمیق یا سطحی ، و... تقسیم کرد اما از نظر نمادی که در اسارت به کار گرفته می شد، می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;1. ارتباط کلامی&#039;&#039;&#039;. در این نوع ارتباط، کلمات که واحد زبان هستند، به‌صورت نوشتاری یا گفتاری در خدمت برقرار ارتباط قرار می گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;2. ارتباط غیرکلامی&#039;&#039;&#039;. هرگاه برای انتقال پیام از نمادی غیر از کلمات استفاده می شود ، ارتباط غیرکلامی برقرار شده است. نماد غیرکلامی می‌تواند به‌صورت نقاشی، حرکات بدن، زبان اشاره یا هر نماد دیگری باشد. عموماً ارتباط غیرکلامی را به «زبان نشانه‌ها»، «زبان اشیاء» و «زبان حرکت‌ها» تقسیم می‌کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گونه‌های ارتباط میان اسیران ==&lt;br /&gt;
ازآنجاکه ارتباط میان اسیران دربرگیرنده همه‌ی روابط بین آنها بود، پیچیدگی فراوانی داشت و ازاین‌لحاظ انواع گوناگونی به خود گرفت: برپایه‌ی وسیله‌ی برقراری ارتباط، می‌توان آن را به ارتباط کلامی، غیرکلامی، و بصری (مانند استفاده از نقاشی یا نشانه) تقسیم کرد. اما براساس محیط و بستری که ارتباط در آن شکل می‌گرفت، عمده‌ی این ارتباط از نوع ارتباط میان‌فردی بود؛ یعنی ارتباطی که خود شامل استفاده از کلام، نشانه و نمایه، و نیز ارتباط چهره‌به‌چهره و رودررو می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارتباط بین اسیران ==&lt;br /&gt;
ارتباط بین [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در اسارتگاه‌های عراق، عمدتاً از نوع میان‌فردی (کلامی و غیرکلامی) بود و بیشتر ازطریق صدا و گاه نیز نوشتار صورت می‌گرفت. در ارتباط ازطریق صدا، نسبت به راه‌های دیگر مانند نشانه و نماد، امتیازهای ویژه‌ای وجود داشت: فرستنده‌ی پیام به‌طور دقیق مشخص نبود و نگهبانان نمی‌توانستند پیام‌دهنده را شناسایی کنند، مگر ازطریق خبرچینانی که گمارده بودند؛ همچنین با تغییر زیر یا بم صدا و همراه با تغییر چهره، امکان پدید آمدن رمزهای خاصی میان [[اسیران جنگ|اسیران]] فراهم می‌شد. علاوه‌براین، به‌دلیل کمبود امکانات، مانند در دسترس نبودن خودکار یا کاغذ، صدا اهمیت ویژه‌ای در ارتباط بین اسیران داشت؛ با این‌ حال، در مواردی نیز برای انتقال مفاهیم ازطریق ارتباط غیرکلامی، از نماد و نشانه استفاده می‌شد؛ برای نمونه، در سال‌روز تولد با فرستادن هدیه برای یکدیگر، ارتباط برقرار می‌کردند و ازاین‌طریق تبریک خود را اظهار می‌داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوارنویسی نوع دیگری از ارتباط میان‌فردی اسیران بود. در این نوع از ارتباط، حرف‌زدن یا سخن‌گفتن میان چند اسیر که مباحثه (گفتمان) نامیده می‌شد، مهم‌ترین نوع رابطه بود؛ در آن نقش فرستنده و گیرنده‌ی پیام جابه‌جا می‌شد و هیچ‌گاه گیرنده و فرستنده ثابت نبود. گاهی نیز این ارتباط با حالت و اداهای خاصی (مانند تعجب یا خشم‌آلود و با داد زدن) منتقل می‌شد. نوشتنِ اطلاعات، شکل دیگری از ارتباط بین اسیران ایرانی در اردوگاه‌های عراق بود که در میان اسیرانی که سال‌های طولانی در زندان بودند، کاربرد بیشتری داشت؛ در این روش، اسیران با نوشتن مشخصات خود روی دیوار، به اسیران جدید اطلاع می‌دادند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ارتباط میان‌فردی بین اسیران، به‌کاربردنِ اصطلاح و ضرب‌المثل بود؛ برای نمونه، هنگامی‌که اسیری تازه به زندان آورده می‌شد، با به‌کار بردن ضرب‌المثل ایرانی به او اطلاع می‌دادند که در این اسارتگاه اسیران ایرانی هستند. کارسازترین نوع ارتباط بین اسیران، صحبت‌کردن بود؛ در این نوع، گاهی [[اسیران جنگ|اسیران]] با مجاب‌کردن نگهبانان عراقی برای برقراری ارتباط با افراد دیگر، به آسایشگاه های آنان می‌رفتند. نمونه‌ی بارز این نوع ارتباط مربوط به سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد، [[سید آزادگان]] جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;رحمانیان، عبدالمجید (1383). [[منشور پاکی و خدمتگزاری]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.26-27.&amp;lt;/ref&amp;gt;. گاه نیز ارتباط ازطریق گوش‌ کردن از دیوار برقرار می‌شد؛ این نوع، که شاید سخت‌ترین شکل ارتباط میان اسیران بود، مستلزم آن بود که ساعت‌های متمادی گوش به دیوار بگذارند تا از آسایشگاه همجوار اطلاعاتی به‌دست آورند؛ سپس با اندک اطلاعات به‌دست‌آمده میان خود تفسیر می‌کردند و براساس قاعده‌ی مورس در تلگراف، از ریتم ضرب با آسایشگاه همجوار خود ارتباط برقرار می‌کردند و از احوال یکدیگر باخبر می‌شدند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. خواندن و نوشتن، شکل دیگری از ارتباط بود که میان اسیران کاربرد داشت؛ در این روش، اطلاعات به‌صورت مخفی و جاسازی‌شده، مثلاً زیر سینی [[غذای اسارت|غذا]] یا میان سبزی یا نان، بین اسیران تبادل می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از انواع دیگر ارتباط می‌توان به ارتباط مستقیم و چهره‌به‌چهره اشاره کرد. در این نوع، علاوه‌براینکه اسیران در درون یک آسایشگاه با هم ارتباط داشتند، گاه بدون واسطه با اسیران آسایشگاه دیگر نیز ارتباط مستقیم برقرار می‌کردند؛ این کار عمدتاً ازطریق پرت‌کردن یک کلمه‌ی فارسی یا خواندن دعاهای خاصِ پس از [[نماز]] با صدای بلند انجام می‌شد؛ به‌طوری‌که اسیرانی که برای بازجویی می‌بردند، از این‌طریق ایرانی‌بودن خود را به اسیرِ در حال بازجویی اطلاع می‌دادند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. در این روش، گاه با خواندن [[دعا و توسل|دعا]] یا نوحه، کلماتی با پیام مشخص به اسیران دیگر منتقل می‌شد؛ برای نمونه، با شعرخوانیِ بلند، اطلاعات را به هم می‌رساندند. شکل دیگری از ارتباط که میان اسیران رواج داشت، استفاده از سخنرانی و خطابه بود؛ در این روش، یک فرد با ایراد سخنرانی درباره‌ی موضوعات گوناگون، اطلاعات را به‌شیوه‌ای خاص به شنوندگان می‌رساند. از نمونه‌های بارز این نوع ارتباط می‌توان به [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|علی‌اکبر ابوترابی‌فرد]] اشاره کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگری از ارتباط میان [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در [[درمانگاه]] یا [[بیمارستان]] صورت می‌گرفت. درصورتی‌که امکان درمان بیمار در [[درمانگاه]] میسر نبود، او را به [[بیمارستان]] شهر، و در صورت وضعیت حاد، به [[بیمارستان نظامی الرشید بغداد|بیمارستان]] الرشید بغداد منتقل می‌کردند. این جابه‌جایی فرصتی فراهم می‌کرد تا بیمارانی از اسارتگاه‌های مختلف با یکدیگر برخورد کنند و هنگام معاینه توسط پزشک یا توزیع غذا، ازطریق ارتباط کلامی یا [[نامه]]، یکدیگر را از اخبار اسارتگاه خود باخبر سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نیز نگاه كنید به==&lt;br /&gt;
*[[رسانه و خبر]]&lt;br /&gt;
*[[جابجایی و انتقال اسیران]]&lt;br /&gt;
*[[نامه]]&lt;br /&gt;
==كتابشناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
جمالی، حمیده (1384). «ارتباط». دانش[[نامه]] ایران، ج 2، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره‌‌المعارف بزرگ اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساروخانی، باقر (1373). جامعه‌‌شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
علی ذبیحی علی‌‌تپه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازنویسی توسط دکتر بهشتی‌پور-مرداد 1405&lt;br /&gt;
[[رده:رسانه و خبر]]&lt;br /&gt;
[[رده:نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=11905</id>
		<title>اسارت در یک نما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D9%86%D9%85%D8%A7&amp;diff=11905"/>
		<updated>2026-08-12T16:33:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* اسارت در مقاطع زمانی پس‌از استقرار نظام جمهوری اسلامی[2] */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هر جنگ کشته‌شدن، مجروح‌شدن، اسیرشدن، ویرانی و تبعات زیادی را به‌دنبال دارد، اما بدون تردید یکی از سخت‌ترین تجربه‌های جنگی همان [[اسارت و اسیران|اسارت]] است و به‌طورقطع یکی از حوزه‌های اجتناب‌ناپذیر در همه جنگ‌های دنیا، [[اسارت و اسیران|اسارت]] است.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اسارت و اسیران|اسارت]] را می‌توان یکی از پراضطراب‌ترین رویداد دوران جنگ نامید. «مگر جنگ سخت تر از لحظه [[اسارت و اسیران|اسارت]] هم دارد؟»&amp;lt;ref&amp;gt;قلعه‌قوند، فرزانه (1398). زمان ایستاده بود، تهران[https://www.mfpa.ir : پیام آزادگان]، ص.19.&amp;lt;/ref&amp;gt;. شوک روحی لحظه اسارت، آن‌قدر فرساینده است، که برای تخریب‌شدن روحی و جسمی تمام عمر یک اسیر جنگی کافی است؛ البته، به گفته آزادگان، تمام محرومیت‌ها، کمبودها، انواع و اقسام [[شکنجه|شکنجه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;های دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]] و صدمات ناشی از آن، هرگز با لحظه به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدن برابری نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ‌های جهانی اول و دوم، جنگ‌های فرانسه، ژاپن، آلمان، روسیه و... هیچ‌کدام از حضور اسیران جنگی خالی نبوده‌اند. یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که عنوان [[اسارت و اسیران|اسارت]] را متمایز و افتخارآمیز معنی می‌کند، اسارت در جنگ کربلاست. با نگاهی به واقعه کربلا می‌بینیم که اسیران کربلا چگونه توانستند با فریاد حق‌طلبی و عدالت‌خواهی و ایجاد موجی ماندگار، در همیشه تاریخ جاودان بمانند. در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ هشت‌ساله عراق با ایران]] نیز، بنابر اظهارات افراد [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]] جهانی، [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی، متفاوت‌ترین اسیران جنگی در همه دنیا بودند؛ اسیرانی که با [[مقاومت]] مؤمنانه خود، اسارت را به بند کشیده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ایران ناقوس بی‌هنگام جنگ در وضعیتی نواخته شد، که هنوز میهن انقلابی غرق در مسرت فروپاشی حکومت دو هزار و پانصدساله شاهنشاهی بود. شهد پیروزی خیلی زود جایش را به تلخی جنگ سپرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ چهره کریهی دارد، اما جنگ نابرابر عراق با ایران، برای ما جنگی دفاعی بود؛ دفاعی مقدس و زیبا. در این دفاع، بزرگ و کوچک و زن و مرد، به‌پا خاستند و برای حفظ دین و میهن با همه [[امکانات]] خود مبارزه کردند. حفظ دین و میهن و یک وجب خاکی، که از دست ندادیم، به آسانی میسر نبود و برای حفظ آنها تاوان‌های سختی پرداخت شد، زیرا برای براندازی نظام و شکست انقلاب نورسته، که هنوز آمادگی لازم در مقابل این یورش ازپیش‌طراحی‌شده را نداشت، جهانی متحد و هم‌صدا شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مسیر برای تعدادی شهادت یا جانبازی رقم خورد؛ بعضی‌ها نیز به [[اسارت و اسیران|اسارت]] رفتند و سال‌های طلایی عمر خود را در اردوگاه‌های مخوف رژیم بعث گذراندند.&amp;lt;blockquote&amp;gt;«چگونگی و چراییِ به‌اسارت‌درآمدن حدود 40 هزار اسیر جنگی دلائل بسیاری دارد؛ اما نقش ستون پنجم&amp;lt;sup&amp;gt;[1]&amp;lt;/sup&amp;gt;، ناآشنایی رزمندگان با فنون جنگی، اشتباهات فردی و غافلگیری، اشتباهات ستادی و اجرایی، ناکافی بودن تجهیزات، دسترسی‌نداشتن به تجهیزات مدرن و... را در ناکامی‌های موردی، هرگز نمی‌توان نادیده گرفت.»&amp;lt;ref&amp;gt;قلعه‌قوند، فرزانه (1398). [[زمان ایستاده بود]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.11.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;داستان [[اسارت و اسیران|اسارت]] لایه‌های پنهان و حرف‌های ناگفته فراوان دارد. در بین اسیران جنگی افراد گوناگونی دیده می‌شوند از مرزنشین و [[خانواده]] تا افراد بسیجی، ارتشی، سپاهی، روحانی، هنرمند، امدادگر، اما آنچه مسلم است تعداد زیادی از اسیران جنگی در نابرابری اوضاع به اسارت درآمدند، اما در دوران اسارت آزاده شدند و سال‌های [[اسارت و اسیران|اسارت]] خود را با سربلندی به پایان رساندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسیران ایرانی همچون حضرت زینب(س)، که رسالت انتقال پیام نهضت حسینی و مکتب شیعه را به عهده داشت، توانستند با صبر و صلابت، تأمل در احادیث و روایات و در سایه [[مدیریت و رهبری]] صحیح و مستمر، علاوه بر خودشناسی و خودسازی، در انتقال پیام انقلاب اسلامی به جهان نیز نقش به‌سزایی ایفا کنند و آزاده شوند.&lt;br /&gt;
===اسارت بعداز پیروزی انقلاب اسلامی و قبل‌از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران===&lt;br /&gt;
«حکومت عراق پس از انعقاد قرارداد 1975 الجزایر. برای افزایش قدرت خود در برابر حکومت وقت ایران و تحقق بخشیدن به ادعای حاکمیت خود بر اروندرود تقویت توان رزمی و گسترش  ساختار ارتش را در دستور کار قرارداد&amp;lt;ref&amp;gt;رشید، محسن(1389). اطلس جنگ ایران و عراق، چاپ دوم، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص.20.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] به‌طور رسمی از 31 شهریور 1359 آغاز شد، اما پس‌از پیروزی انقلاب اسلامی؛ یعنی از زمستان 1357 تا نیمه اول سال 1359 نیز تحرکاتی صورت گرفته است و قبل از شروع رسمی جنگ تعدادی به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند. طبق [[آمار]] وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است.» &amp;lt;ref&amp;gt;علاماتی، غلامرضا، منوچهری، علی (1398). [[اسناد تبادل اسرا]] ([[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] (1367-1359). تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس با همکاری مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تعداد اسرا قبل از شروع رسمی جنگ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;آرشیو اسناد و اطلاعات مؤسسه [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]»&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ردیف&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال اسارت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;تعداد اسرا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|1358&lt;br /&gt;
|86&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|نیمه اول سال 1359 (1 فروردین تا 31 شهریور)&lt;br /&gt;
|2506&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|جمع کل&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; |2592  نفر&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
====[[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در آغاز [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] تا پذیرش قطعنامه====&lt;br /&gt;
وقتی سایه جنگ در ایران گسترانده شد، مردم مرزنشین و نیروهای نظامی به صورت خودجوش به دفاع و مقابله پرداختند و بسیاری از هموطنان ما که غافلگیر شده بودند، به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند. جمهوری اسلامی ایران در نیمه دوم سال 1359 فقط 4 عملیات انجام داد و تعدادی در این عملیات‌ها، که معمولاً موفقیت‌آمیز نبود، به [[اسارت و اسیران|اسارت]] درآمدند، باتوجه به آمار اسیران در این مقطع، اغلب آنها از مرزنشینان بودند، سیدحسین هاشمی، از اسیران هفته اول جنگ، روایت می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«برای تهیه گزارشی از اوضاع مرزهای غرب ایران، رفتم کرمانشاه و از آنجا به قصرشیرین. کار اصلی ام تهیه برنامه‌های مستند فرهنگی و هنری بود. به کرمانشاه که رسیدیم، اوضاع بدتر از آنچه بود که فکر می‌کردیم. عراق یک ارتش کامل و مجهز را نشانده بود پشت دروازه‌های ما. آنها با کلی سرباز و ادوات، مثل ماری چمباتمه زده بودند و آماده حمله بودند، فقط کمی از مردم در شهر باقی مانده بودند؛ آن هم بدون سازماندهی و نظم. اوضاع قصرشیرین تلخ بود. گلوله‌های توپ، مثل زلزله می‌آمدند و داروندار مردم را زیر و رو می‌کردند. تعدادی از اهالی، هرجور که بود، [[فرار]] را بر قرار ترجیح داده بودند و از شهر رفته بودند. عده‌ای هم پناه برده بودند، به زیرزمین‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;قلعه‌قوند، فرزانه (1398). زمان ایستاده بود، تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.271.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;حمید امینی‌فر یکی دیگر از اسیران ابتدای جنگ 1359 از چگونگی اسیرشدنش می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«وقتی که عراق حمله کرد تقریباً 24 ساعت یا 32 ساعت با تعداد اندکی توی پاسگاه خان‌اینلو مقاومت کردیم؛ یعنی تنها جایی که آنها نتوانسته بودند وارد شوند و اگر وارد می شدند گیلان‌غرب را هم رد کرده بودند، همان محور خان‌اینلو بود. پاسگاه بالای مکان قرار داشت. رودخانه عظیمی هم در آنجا جریان داشت که پلی روی آن بسته بودند، آن طرفش هم تا سمت بالا سطح شیب‌داری بود. تعداد کمی ‌از نیروهای ما آنجا بودند. عراقی ها با نیروهای پیاده آمدند. فرمانده دستور داد که آتش‌به‌اختیار عمل کنیم. آن 7و 8نفری که هستند خودشان تصمیم بگیرند که چه کنند. فرمانده آن قسمت اشاره کرد که صبر کنید تا بیایند روی پل. عراقی‌ها آمدند روی پل. از بالای تپه که نگاه میکردم خدا شاهد است با تعداد 3000 یا 4000 نفر مثل لشکرهای مورچه بودند و شاید 200 یا 250 تانک داشتند؛ در مقابل ما که 6 و 7 تا تانک بودیم با 40 یا 50 نفر، اسارتمان قطعی بود.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اسرای آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تا پذیرش قطعنامه&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ردیف&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال اسارت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;تعداد اسرا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|از  31 شهریور تا پایان اسفند 1359&lt;br /&gt;
|2341&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|1360&lt;br /&gt;
|780&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|1361&lt;br /&gt;
|4232&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|4&lt;br /&gt;
|1362&lt;br /&gt;
|2764&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|5&lt;br /&gt;
|1363&lt;br /&gt;
|632&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|6&lt;br /&gt;
|1364&lt;br /&gt;
|834&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|7&lt;br /&gt;
|1365&lt;br /&gt;
|3495&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|8&lt;br /&gt;
|1366&lt;br /&gt;
|1051&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|9&lt;br /&gt;
|1367   از 1 فروردین تا 26  تیرماه)&lt;br /&gt;
|12423&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;جمع&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;28552&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
====[[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] بعداز پذیرش قطعنامه 598  شورای [[امنیت]]====&lt;br /&gt;
پس‌از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل، رژیم بعث عراق علی‌رغم پایبندی به تعهدات خود و مفاد قطعنامه، برای گرفتن اسیر بیشتر و تعادل در مبادله [[اسرا]] بدعهدی کرد و حملات گسترده‌ای را به خاک ایران انجام داد که به [[اسارت و اسیران|اسارت]] تعداد قابل‌توجهی از ایرانیان انجامید. پنج عملیات پدافندی و یک عملیات آفندی، به نام عملیات مرصاد طی سال‌های پس‌از پذیرش قطعنامه 598 انجام شد که منجر به شهید و اسیرشدن تعدادی از هموطنان ما شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات‌‌های بعداز پذیرش قطعنامه 598&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|ردیف&lt;br /&gt;
|نام عملیات&lt;br /&gt;
|تاریخ&lt;br /&gt;
|ملاحظات&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|تمرچین&lt;br /&gt;
|29/04/1367&lt;br /&gt;
|در روزهای پایانی جنگ دقیقاً بعد از 48 ساعت از اعلان پذیرش و موافقت ایران با قطعنامه 598 شورای  امنیت سازمان ملل متحد در 29 تیر سال 1367 چهار تیپ از یگان‌های عراقی مستقر در منطقه عمومی تمرچین و ارتفاعات سه کانیان به منظور دستیابی به ارتفاعات حساس  منطقه به مواضع نیروهای ایران حمله و بعد از 5 روز نبرد شدید بدون دستیابی به  موفقیت مجبور به عقب نشینی شدند ... &amp;lt;ref&amp;gt;جعفری،  مجتبی (1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز، ص. 156.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|پدافند  طلائیه کوشک&lt;br /&gt;
|31/04/1367&lt;br /&gt;
|عراق با احساس اینکه ایران در ناتوانی مطلق نظامی است و حتی با تکیه بر پذیرش قطعنامه تصور تداوم حملات از طرف مقابل را نیز ندارد اقدام به حمله ناجوانمردانه‌ای کرد تا شاید بتواند اهداف به‌دست‌نیامده در هجوم سراسری هشت سال گذشته را جامع عمل بپوشاند  ...&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، مجتبی (1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز،  ص.157.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|پدافندی  قصرشیرین&lt;br /&gt;
|31/04/1367&lt;br /&gt;
|عراقی ها که بیشتر قصد جمع‌آوری اسیر و ایجاد تعادل در مبادله اسرا را داشتند، پس از واردآوردن ضربات خود و به اسارت‌گرفتن تعداد قابل توجهی از نیروهای ایرانی منطقه را مهیا نمودند تا [[منافقین]] را برای ایجاد نبرد داخلی و ضربه به پیکره نظام  جمهوری اسلامی ایران به داخل مرزهای ایران گسیل نمایند&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، مجتبی (1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز،  ص.158.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|4&lt;br /&gt;
|پدافندی شمال  مهران&lt;br /&gt;
|31/04/1367&lt;br /&gt;
|در تداوم  عملیات آفندی دشمن که با استفاده از حجم سنگین آتش توپخانه و پشتیبانی نیروی  هوایی و بمباران بی‌وقفه شیمیایی انجام گردید، یگان‌های عراق در منطقه میمک و  مهران نیز به قصد تصرف صالح‌آباد و قطع جاده مواصلاتی منطقه غرب تک خود را آغاز  کردند&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، مجتبی (1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز،  ص.159&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|5&lt;br /&gt;
|آفندی مرصاد&lt;br /&gt;
|03/05/1367&lt;br /&gt;
|پذیرش  قطعنامه 598 «باور عراقی‌ها را تقویت کرده بود که اوضاع به نفع نیروهای مخالف  جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است، لذا با انجام اقدامات نظامی و سیاسی می‌توان دگرگونی نظام را در ایران پیگیری کرد، براین اساس اقدامات نظامی گسترده‌ای در منطقه جنوب، غرب و شط‌العرب [اروندرود] صورت گرفت ... لذا ایران با آمادگی قبلی منطقه  قصرشیرین را تخلیه کرده و با حمایت هوایی و توپخانه‌ای، عناصر فریب‌خورده [[منافقین]] را در یک ستون شبه‌نظامی به طرف خاک ایران گسیل داشت ...&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، مجتبی(1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز،  ص.160.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|6&lt;br /&gt;
|پدافندی  شرهانی&lt;br /&gt;
|30/05/1367&lt;br /&gt;
|در این  عملیات با تدبیر فرمانده ایرانی که به [[اسارت و اسیران|اسارت]] دشمن درآمده بود با تماس به وسیله بیسیم بایگان‌های خودی و صدور پیام لازم حدود 1800 نفر از نیروهای ایرانی از  رودخانه دویرج عبور نموده و در ساحل شرقی مواضع پدافندی اتخاذ کردند و در نتیجه تعداد [[اسرا]] تقلیل یافت. به جز [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیروهای ایرانی تلفات و ضایعاتی در این  عملیات به وجود نیامد&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، مجتبی (1393). اطلس نبردهای ماندگار. تهران: انتشارات سوره سبز،  ص.161.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
|}محمد سلیمان‌زاده، آزاده ثبت‌نام‌نشده [[اردوگاه تکریت 16]]، که اول شهریور 1367به اسارت درآمده بود، می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پذیرش قطعنامه 598 تازه انجام شده بود؛ اما نمی‌شد به دشمن بعثی ‎اعتماد کرد. مقر گردان مهندسی لشکر 77 خراسان، سه­راه فکه بود. قبل از اجرای رسمی، قرار شده بود در مرزها اجرای مراحل آتش­بس اعمال شود. ما در حال اجرای این مأموریت بودیم؛ البته با حضور نیروهای یونیماگ&amp;lt;sup&amp;gt;[2]&amp;lt;/sup&amp;gt;. صبح اول شهریور 1367 بود ... بی‌سیمی به پشتم بستم و با محمد فرنقی&amp;lt;sup&amp;gt;[3]&amp;lt;/sup&amp;gt; از تپه‌ای رفتیم بالا. محمد با دوربین همه‌جا را به‌دقت کنترل می­کرد ... به‌لحظه ای نکشید که محمد سراسیمه از حضور نیروهای زرهی و تانکی خبر داد. نیروهای دشمن، بی‌توجه به آتش‌بس، سرازیر شده بودند ‎توی منطقه. فوری خبر را با بی‌سیم مخابره کردم. دستور صریح بود: حتی اگه عراقیا اومدن و با تانک از روتون رد شدند، عکس­العملی نشون ندید؛ چون قرار نیست ما ناقضِ آتش­بس باشیم ... ناچار تا رسیدن نیروهای ارشد باید همان‌جا صبر می­ کردیم؛ بالأخره رسیدند. دستور عقب­نشینی که آمد، حرکت کردیم ... قرار بود برگردیم و تعدادی از بچه‌های جدید را که با منطقه آشنایی نداشتند، ببریم عقب. با سرگرد گلمکانی&amp;lt;sup&amp;gt;[4]&amp;lt;/sup&amp;gt; سوار کمپرسی شدیم و رفتیم ... بعثی‌ها تا هشت کیلومتر نیرو مستقر کرده بودند. ساعت دو بعدازظهر بود و روز عاشورا. راهمان را با دو تانک و چهار ‌نفربر بستند و مثل مور و ملخ از هر طرف ریختند دورمان.. منطقه عملیاتی شُرهانی پایان ما بود. ما نمی­خواستیم ناقض آتش‌بس باشیم؛ فقط همین!»&amp;lt;ref&amp;gt;قلعه‌قوند، فرزانه (1398). زمان ایستاده بود، تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص.140.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آمار آزادگان بعداز پذیرش قطعنامه 598 تا 22 مرداد 1369&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ردیف&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال اسارت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;تعداد اسرا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|از 27 تیرماه 1367 تا پیایان سال&lt;br /&gt;
|12790&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|1368&lt;br /&gt;
|45&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|22 مرداد 1369&lt;br /&gt;
|63&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;جمع&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;12,898 نفر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
====آمار آزادگان پس‌از آزادی بزرگ [[اسیران جنگ]] تحمیلی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ردیف&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;سال اسارت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;تعداد اسرا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|1370&lt;br /&gt;
|33&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|1371&lt;br /&gt;
|25&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|1372&lt;br /&gt;
|14&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|4&lt;br /&gt;
|1373&lt;br /&gt;
|13&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|5&lt;br /&gt;
|1374&lt;br /&gt;
|6&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|6&lt;br /&gt;
|1375&lt;br /&gt;
|4&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|7&lt;br /&gt;
|1376&lt;br /&gt;
|16&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|8&lt;br /&gt;
|1377&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|9&lt;br /&gt;
|1378&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|10&lt;br /&gt;
|1379&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|11&lt;br /&gt;
|1380&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|12&lt;br /&gt;
|1381&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|13&lt;br /&gt;
|1382&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|14&lt;br /&gt;
|1383&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;جمع&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;124&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|}&#039;&#039;&#039;آمار تفکیک شده و پایانی آزادگان مفقودالاثر&amp;lt;sup&amp;gt;[5]&amp;lt;/sup&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ردیف&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;[[اردوگاه]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;آمار پایانی اسرا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|1&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 11|تکریت 11]]&lt;br /&gt;
|2667&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|2&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 12|تکریت 12]]&lt;br /&gt;
|2914&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|3&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 14|تکریت 14]]&lt;br /&gt;
|1695&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|4&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 15|تکریت 15]]&lt;br /&gt;
|2334&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|5&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 16|تکریت 16]]&lt;br /&gt;
|3225&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|6&lt;br /&gt;
| [[اردوگاه بعقوبه|18 بعقوبه]]&lt;br /&gt;
|5155&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|7&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 19|تکریت 19]]&lt;br /&gt;
|391&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|8&lt;br /&gt;
|[[اردوگاه تکریت 20|تکریت 20]]&lt;br /&gt;
|1297&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;جمع&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;19678&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|}چند نمونه از خاطرات لحظه اسارت در ذیل آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نمونه 1&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرهنگ محمدعلی سلاجقه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: مرصاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: [[اردوگاه تکریت 19]]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;عملیات مرصاد آغاز شده بود. من معاون تیپ بودم. نیروهای عراقی از زمین و هوا [داخل خاک ایران در صالح‌آباد ایلام] شروع کرده بودند ما را کوبیدن، اما ما مقاومت میکردیم. در مواضع تیپ من، که تیپ 1 لشکر 58 ذوالفقار بود، هیچ‌گونه رخنه‌ای نکرده بودند. یکیدو نفر از فرماندهان گردان ما شهید شده بودند و ما جانشین برایشان انتخاب کرده بودیم. تا ساعت پنج الی پنج و نیم عصر مقاومت کردیم. بعد با فرمانده لشکر تماس گرفته بودم قبلاً فرمانده لشکر به من گفتند که شما از مواضعتان دفاع کنید تا ما دستور جدیدی به شما بدهیم. دیگر ارتباط ما با فرمانده قطع شد، ولی درهمین‌حین که نیروهای سمت چپ ما خودشان را کشیدند عقب، تغییر موضع دادند، اما به ما هیچ دستوری ندادند. ما ماندیم تا ساعت هفت و نیم الی نه شب. دیگر آتش دشمن هم قطع و مواضع ما آرام شده بود. همچنان ارتباط ما با لشکر قطع بود. هرچه تلاش کردیم با لشکر تماس بگیریم نشد&amp;lt;sup&amp;gt;[6]&amp;lt;/sup&amp;gt;. [ازآنجایی‌که بیسیم‌های 106 برد بلند داشت] موفق شدم با ستاد نیروی زمینی در تهران تماس بگیرم. ستاد نیروی زمینی ابتدا به من گفت یگان‌های سمت چپ و راست و قرارگاه غرب همه عقب‌نشینی کردند و هفتاد کیلومتر رفتند عقب. گفتم من آذوقه دارم، [[آب]] دارم و تا حدودی مهمات دارم و میتوانم تا مدتی مقاومت کنم. گفتند ما هیچ کاری نمیتوانیم برای شما انجام دهیم. شما از تاریکی شب استفاده کنید و ترک موضع کنید و خودتان را بسپارید به خدا. ما هم شب دستور ترک موضع دادیم به واحدمان. از چهار طرف محاصره بودیم. دشمن هفتاد کیلومتر پشت سرمان بود. شب هم تا صبح تا حد توان خودروها و سلاح‌هایمان را نابود کردیم. بعضیها توانستند فرار کنند و بعضیها هم اسیر شدند. تقریباً یکی از تیپ های لشگر 17 زرهی عراق به ما حمله کرده بود. زمانی که من خودم را به قرارگاه گردان مهندسی خودمان رساندم دیدم عراقیها رسیده‌اند و مستقر شده‌اند. و من ساعت 10 صبح به دست دشمن اسیر شدیم..&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 2&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سیدحسن میرسید&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: مرحله دوم بیت‌المقدس&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: اردوگاه‌های رمادی 8 (الانبار و معروف به [[عنبر]]) و [[اردوگاه تکریت 5|تکریت 5]]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ساعت 9 شب 16 اردیبهشت 1361، مصادف با 13 رجب، شب ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود که مرحله دوم عملیات با رمز یا علی‌بن‌‌ابی‌طالب آغاز شد. ستون نظامی در صف واحد درحالی‌که نم‌نم باران می‌بارید از زیر قرآن کریم رد شدیم. ما در گردان شهیدبهشتی و در تیپ محمد رسول‌الله مستقر بودیم. آن‌موقع هنوز لشکر شکل نگرفته بود. باتوجه‌به ابری و بارانی‌بودن هوای آن شب، تاریکی مخوفی سرتاسر محور را گرفته بود. هرچه به‌طرف دشمن نزدیک‌تر می‌شدیم، صدای غرش توپ‌خانه، رگبار پی‌درپی گلوله، که فضا را می‌شکافت، منورهایی که ظلمات شب را مانند روز روشن می‌کردند، بیشتر می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدای جابه‌جایی تانک‌ها و نفربرها همه‌وهمه آرامش شب را درهم می‌شکست. سایه وحشت همه‌جا را برداشته بود. بچه‌ها زیر صوت وحشتناکِ خمپاره‌ها، که پیوسته در اطرافمان منفجر می‌شد، آرام و مطمئن درحالی‌که آهسته زیر لب ذکر یا الله و یا زهرا و یا مهدی داشتند به سمت مسلخ عشق می‌رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رسیدن به اولین خاک‌ریز دشمن و شلیک آر.پی.‌جی به تانک‌هایشان و هم‌زمان با فریاد الله‌اکبر رزمندگان، عراقی‌ها فرار را بر قرار ترجیح دادند و با به‌جاگذاشتن تانک‌های آتش‌گرفته زدند به چاک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما این پایان کار نبود. طبق دستور فرماندهان پیشروی به‌طرف شلمچه ادامه داشت. در بین راه به دو نفر از عراقی‌ها برخوردیم که از ترس دست‌های خود را بالا گرفته بودند و ندای دخیل خمینی سر می‌دادند. به حکم وظیفه دینی از کشتن آنها صرف‌نظر کردیم. دست‌های آنها را بستیم و آنها را اسیر کردیم. حالا باید از آب و غذایی که همراه داشتیم به آ‌نها هم می‌دادیم. آنها هم که بسیار هیکلی و درشت‌اندام بودند هرچه می‌خوردند سیر نمی‌شدند. به‌هرحال درطول شب که در حرکت بودیم اسیرها هم همراه ما بودند، هرچه جلوتر می‌رفتیم اثری از نیروهای عراقی نمی‌دیدیم. آنها کیلومترها عقب‌نشینی کرده بودند. از دشت‌ وسیعی عبور کردیم که در آن تانک‌های نیمه‌سوخته و سنگرهای بعضاً بتونی و مستحکم، که بیانگر سنگرهای فرماندهی بود، و در میان آنها عکس‌های مستهجن و بطری‌های مشروب مشاهده می‌شد. تمام شب را در حرکت بودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با روشن‌شدن هوا تیمم کردیم و [[نماز]] صبح را در حال حرکت خواندیم، طوری‌که رکوع و سجده را با سر اشاره می‌کردیم. با بالاآمدن آفتاب و روشن‌شدن هوا کم‌کم خط خاک‌ریز عراقی‌ها نمایان شد. بین خاکریز عراقیها و ما حدوداً 100 متر فاصله بود. درعرضِ دشت به‌طرف چپ و راست که نگاه می‌کردیم خاک‌ریزهای بلند و لوله‌های تانک پیدا بود که همه به‌طرف ما نشانه رفته بودند. منطقه‌ای که ما در آن قرار گرفته بودیم شلمچه بود، محلِ‌ تلاقی با عراقی‌ها. آنها بعداز فرار از جاده اهواز–‌خرمشهر در اینجا موانع خود را مستحکم کرده بودند. انگار منتظر بودند تا برسیم و ما را محاصره و قیچی کنند. با استقرار در پشت خاک‌ریزها منتظر دستور فرمانده محور بودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ساعت 8 صبح بود که به نیروها اطلاع دادند که ما محاصره شده‌ایم و هرکس می‌تواند خود را از محاصره نجات دهد و به عقب برگردد. این در حالی بود که عراقی‌ها از سه طرف با تانک، خمپاره و تیرهای مستقیم ما را آماج حملات سنگین خود قرار داده بودند. هرلحظه عرصه بر ما تنگ‌تر می‌شد. گلوله‌باران ادامه داشت. تعداد شهدا و مجروحان رو به افزایش بود. فقط تعداد کمی از رزمندگان توانستند از محاصره نجات پیدا کنند و به عقب برگردند. خمپاره‌های زمانی، که بالای سرمان منفجر می‌شد، امانمان را بریده بود. با اصابت ترکش به دست چپم کلاشینکفی که از خود عراقی‌ها به غنیمت گرفته بودم و در دستم بود به‌طرفی دیگر پرتاب شد. بعدازاینکه از سه قسمت بدن ترکش خوردم، در شیارهای که در آن بیابان بود، افتادم. یکی از بسیجی‌ها به‌سرعت آمد سمتم و دستم را بست تا از خون‌ریزی آن جلوگیری کند. نمی‌دانم چند ساعت از پناه گرفتنم درون چاله و شیاری کوچک گذشته بود که ناگهان صدای الله‌اکبر به گوشم خورد. با شنیدن این صدا جان تازه‌ای گرفتم. گمان کردم که نیروهای خودی به کمک ما آمده‌اند تا ما را از محاصره نجات دهند. به‌زحمت نیم‌خیز سر زانوهایم ایستادم تا ببینم چه خبر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه خبر بود! به جای نیروهای خودی این عراقی‌ها بودند که داشتند با شعار الله‌اکبر مثل موروملخ، به‌صورت نعل‌اسبی پاکسازی می‌کردند و پیش می‌آمدند. اینها با کلک می‌خواستند بچه‌های ما از داخل چاله‌هایی که در آن افتاده بودند، بیایند بالا تا ببینند چه کسانی زنده‌اند ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمدند بالای سرمان و ما دیگر راهی جز اسارت نداشتیم. تقریباً 20 نفر می‌شدیم&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 3&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سیدفاضل موسوی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: - (بعداز قطعنامه اسیر شد.)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: [[اردوگاه نهروان]] و [[اردوگاه تکریت 20|تکریت 20]]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;از لحظه‌ای که شهید محرابیان از واحد خودش و من از واحد خودمان خارج شدیم و با اتومبیل ایشان به سمت قرارگاه کربلا (منطقه‌ای در اهواز به نام گلف) رفتیم ماجرا شروع شد. به شهر رفتیم و من ناراحت نیروهای آنجا بودم. بعداز پیمودن راهی که در حالت معمولی بیست و پنج دقیقه طول می کشید و ما به مدت دو ساعت آنجا را طی کردیم، چیزهایی آنجا دیدم که قادر به تعریف آن نیستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دو بار از ماشین پیاده شدم. من که هیچ‌گاه اسلحه برنمیداشتم و گاهی کلت به همراه داشتم، این بار گلنگدن کشیده و آماده بودم که شلیک کنم. محرابیان مرا قسم داد که سید تو را به خدا کوتاه بیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وضع آن روز مثل وضعیت روز عاشورا بود. وقتی توپ به ماشین ما برخورد کرد، یک طرف صورت این بنده خدا از بین رفت و رو به من گفت: «سید من خیلی درد دارم.» من با پایم شیشه جلوی ماشین را درآوردم، از ماشین خارج شدم و ایشان را بیرون آوردم. درحالیکه اسلحه در دست دیگرم بود و قسمت قابل‌توجهی از لباسم خونی شده بود. خاک منطقه هم روی لباس‌های من نشسته بود. در این حالت به‌سمت عراقیها جلو میرفتم، اما آنها عقب میرفتند. وقتی من به عقب میرفتم آنها جلو می‌آمدند. آنها میترسیدند که مبادا نیروهای جلوی خط آماده باشند و به‌سمت آنها بیایند. در این میان من فریاد زدم که باید این مجروح را به دکتر برسانم. گفتند: «اسلحه‌ات را زمین بینداز تا ما او را نجات دهیم.» برای تصمیم‌گیری زمان نداشتم. فقط ده ثانیه طول کشید تا من فکر کردم که این کار را انجام دهم یا نه. اگر این کار را انجام نمی دادم محرابیان از دست میرفت و خودم هم با اسلحه فرار میکردم که معلوم نبود زنده بمانم یا نه، اما اگر تسلیم عراقی ها می شدم حداقل تلاشم را برای بهبودی محرابیان انجام داده بودم. بالأخره اسلحه را انداختم. هنوز اسلحه به زمین نرسیده بود که آنها مرا محاصره کردند یکی از آنها ترک بود و به زبان عربی صحبت می کرد. پرسید: «از نیروهای شما چه خبر؟» گفتم: «نیروها آماده هستند و تانک‌ها به این سمت در حرکتند!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد کمک کردند و ما را پشت خاکریز بردند. ماشین ما که از بین رفته بود ما را با ماشین دیگر اسیر کردند و بردند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 4&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مهدی توتونچیان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: [[اردوگاه رمادی 10]] و [[اردوگاه تکریت 17|تکریت 17]]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;عملیات فاو که شروع شد در سپاه شور و شوقی عجیب بود که بچه ها بروند جبهه. با توجه به اینکه در منطقه خودمان منطقه کردستان منطقه عملیاتی بود مسئولان نمیگذاشتند برویم، چون منطقه خطرناکی بود هر چند که پاکسازی شده بود. تلاش فراوانی کردیم  تا برویم. نهایتاَ مسئول فرهنگیمان گفتند قبل‌از اعزام مسئولیت تبلیغات کل تیپ را به‌عهده بگیر و به‌عنوان مسئول تبلیغات برویم آنجا. قبول کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعزام که شروع شد، ما به همراه تیپ اعزامی ‌رفتیم در منطقه عملیاتی و تعدادی به‌عنوان گردان جمع کردیم. یک گردان منسجم، که مسئولان لشکر در منطقه عملیات جنوب آماده کردند، تشکیل دادیم و جز آن گردان شدیم. در گردان هم تقسیم‌بندی کار شد و من به‌عنوان جانشین گروهان تعیین شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودمان را برای عملیات آماده کرده بودیم. یک روز یا دو روز قبل از عملیات ما، که یک گروه 9 نفره بودیم، بردند منطقه کارخانه نمک به منطقه عملیاتی تا با منطقه آشنا شویم. فردا شبش عازم اجرای عملیات منطقه‌ای شدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقع اجرای عملیات بچه‌ها از آب رد شدند. قبلاَ اعلام کرده بودند که آب کم است و عمق آب کم است ولی اینطور نبود. در هنگام عملیات آب درست تا بالای سر بچه‌ها بود، چون چاله‌های انفجاری زیادی بود، این اتفاق افتاد. ما در منجلاب بدی گیر کرده بودیم. با توجه به این مسائل بچه‌ها خودشان را نگه داشتند و انند ستون حرکت کردذند. ستون داشت به آن‌طرف آب میرسید. عراق‌ ها متوجه ما شدند و تیراندازی شروع شد. بچه‌ها هم، که اکثراَ داخل آب بودند، خودشان را با هزار مصیبت زیر رگبار دشمن به خط ساحل رساندند. وضعیت خیلی بدی بود. نه راه برگشتی داشتیم و نه راه دفاع. خط دفاعی داخل آب داشتیم و خودمان را با تلفات زیاد به ساحل رساندیم. من آخرین نفر بودم چون باید از قسمت عقب بچه‌ها حرکت میکردم که بچه‌ها در آب نمانند. همه را باید جمع میکردیم. رسیدیم کنار ساحل. در ساحل شهدا مشخص شدند و مسیر بچه‌هایی که سالم بودند را مشخص کردیم که از کدام مسیر‌ها حرکت کنند تا به هدف اصلی خودمان برسیم .هدف اصلی ما هم الحاق یک خط 90 درجه بود با 90 درجه سمت چپ‌مان که این دو گردان را به هم ملحق کنیم تا خط عملیاتی از دست عراقی ها خارج ‌شود. ما با گروهی سی‌چهل نفری کارمان را شروع کردیم. با گروه اولیه داخل سنگرهای عراقی شدیم. چون خودم رمز عملیات دستم بود باید خودم را طرف گردان سمت چپ میرساندم تا رمز عملیات را اعلام و رمز الحاق را اعلام کنم تا گردان به گردان و خط‌ها وصل شوند و محور کلاَ دست بچه‌های ما بیفتد. من سنگر به سنگر تنهایی رفتم تا خطی که باید میرسیدیم. داخل یک سنگر رو باز شدم. یک مرده عراقی آنجا بود روی او نشستم. فردی بود که درازکش خودش را به مردگی زده بود. عراقی بود نشستم روی شکمش. با منورهایی که عراقیها پرت میکردند به نقشه‌ام نگاه میکردم تا ببینم چقدر مانده است تا من به منطقه موردنظر برسم همان لحظه یکی از بچه‌های بسیجی به نام سروان اسماعیلی، که بچه میاندوآب بود، رسید گفتم بیا داخل. او هم داخل شد. پشت به پشت نشستیم و حالا خیالم راحت‌تر بود که کسی از پشت ما را غافلگیر نمیکند. چند لحظه گذشت سروان اسماعیلی گفت این زنده است ،چون او به‌طرف سر عراقی نشسته بود و من روی سینه اش. ایشان حرکت چشم و پلک عراقی را که دید، گفت: «حاجی این زنده است.» گفتم: «نترس من خیلی وقته اینجا هستم اگر زنده بود حداقل با یک چاقو حساب مرا میرسید.» چند لحظه گذشت ظاهراَ این عراقی متوجه صحبت‌های ما شده بود خواست خودش را بلند کند. ما با هزار زحمت خودمان را نجات دادیم و با یک گلوله کارش را ساختیم. بعد دوتایی حرکت کردیم به همان زاویه 90 درجه. بعداَ یکی از بچه‌های کمک بیسیمچی هم رسید. سه نفر شدیم و رسیدیم به زاویه موردنظر، اما در آن نقطه خبری از رمز نبود. نگو گردان به آن جا وصل نشده و ما خبر نداشتیم. و از طریق بیسیم به ما اعلام نشده بود که آن گردان آن جا را نگرفته و به ما اعلام نشده بود. حالا ما به خیال اینکه بچه های خودمان دارند تیراندازی میکنند هوا تاریک بود، خواستیم رمز را بهشون بگوئیم اینها برگشتند و ما را دیدند و ما منتظر جواب شدیم که اعلام نشد. مشکوک نشسته بودیم که دیدیم عراقی ها دورمان را گرفتند و منور بالای سرمان. فاصله 2 تا 3 متری بود و دیگر سنگر هم نبود کنار خاکریز نشسته بودیم. با این وضعیت تا آن لحظه برای گرفتن خط و الحاق موفق شده بودیم اما در آن جا به اسارت نیروهای بعثی در آمدیم. همان لحظه یکی از بچه ها گفت حاجی ما اسیر شویم یا شلیک کنیم تصمیم گیری خیلی سخت بود. مسئولیتشان با من بود اگر میگفتم تیراندازی کنید تیراندازی میکردند و خوب شهادتشان حتمی و صد در صد بود و ما باید حفظ نیرو میکردیم برای هم خودشان هم جامعه مان و هم برای دینمان و هم برای خانواده شان. ناچاراَ گفتیم تیراندازی نکنید. تصمیم خیلی مشکلی بود با هزار مصیبت تصمیم را در عرض چند ثانیه گرفتیم و عراقی ها میگفتند بلند شوید بلند شوید. . . نهایتاَ ما سه نفر اسیر شدیم و بردن سنگر عقبشان و ساعت 3:30 - 4 شب بود که اسیر شدیم و صبح اش ما را سوار جیپ کردند با 2 و 3 اسیری که از آن گوشه محور مستقر شده بودند. از آن جا هم چند تا از بچه های هم گردان خودمان بودند که داخل جیپ کردند و ما را بردند به پادگان عقبشان&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 5&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا صدیقی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: بدر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: اردوگاه‌های‌ [[اردوگاه رمادی 3|رمادی 3]] ([[کمپ 9]])، [[اردوگاه الانبار|اردوگاه 8 (الانبار]] معروف به عنبر) و [[اردوگاه تکریت 17|تکریت 17]]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;روز بیست‌وسوم اسفند فرارسید. روی جاده‌ای که در کناره هور کشیده شده بود، صدها تانک، مثل گله فیل‌ هر یک به فاصله تقریبی ده متر به‌سرعت به پیش می‌آمدند تا به عجله خود را به قتلگاه برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ساعت شش تا هشت صبح بی‌وقفه زیر آتش شدید گیر افتاده بودیم. جهنمی به پا شده بود. خمپاره‌ها، توپ، تیرهای کالیبر و تیربار وجب‌به‌وجب به زمین می‌نشستند و مدام صدای یا مهدی، یا فاطمه و یا حسین بچه‌ها به گوش می‌رسید و خاموش می‌شد. خاک و دود همه‌جا را فراگرفته بود. در هر گوشه‌ای یکی افتاده بود و می‌نالید. هیچ راهی نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک متری ما آب بود و داخل آن پر از سیم‌خاردار و انواع موانع جورواجور. نمی‌شد کاری کرد. آتش آن‌قدر سنگین بود که جز فرورفتن در سنگر حفره‌روباهی کاری دیگر از دست بچه‌ها بر نمی‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدای شنی تانک‌ها هرلحظه بیشتر می‌شد. هنوز خبری از نیروهای تازه‌نفس نبود. مهمات و تدارکات هم نداشتیم. قمقمه‌ها همه خالی بود و دشمن از اواخر شب تا به صبح آرایش خاصی اتخاذ کرده بود مثل اینکه‌ قرار بود تا ظهر نشده کار را یکسره کنند. عراقی‌ها با تمام توانش حمله کرده بود. از زمین و هوا بر سرمان گلوله می‌بارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت هشت صبح، دوباره شیپور جنگ نواخته شد و ساحل هور پر شد از پیکرهای پاره‌پاره بسیجی‌ها. حوضچه‌های خون کوچک و بزرگ در کناره آب‌های هور جلوه‌نمایی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت 8 و نیم صبح بود که مرتب از احرامیان درخواست نیرو می‌کردم. شعبانعلی صادقیان&amp;lt;sup&amp;gt;[7]&amp;lt;/sup&amp;gt; تیربارش را برداشت و آمد تا سمت چپ را زیر آتش بگیرد. همین‌که می‌خواست از دهنه خاکریز بپرد آن‌طرفِ خاکریز که راحت بتواند تیراندازی کند تیر کالیبر تانک‌های روبه‌رو به او اصابت کرد و پرت شد جلوی سنگر من. داشت ذکر می‌گفت که چندتا تیر مستقیم هم به تنش خورد. زبانش خاموش شد. همان‌طور او را می‌پاییدم و با خود گفتم که شعبانعلی هم شهید شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پشت سر او هم امینی آمد و او هم شهید شد. نمی‌دانم چطور بود همه می‌آمدند و شهید می‌شدند الا من بیچاره که از همه جلوتر بودم. محمدعلی دشتی هم شهید شد. دیگر خجالت می‌کشیدم به کسی دستور بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید کاری می‌کردم. نمی‌شد دست ‌روی ‌دست گذاشت و شهادت بچه‌ها را تماشا کرد. حبیب‌الله حسن‌آبادی، حسین رضاپور، باقر حیدری و چند تا از بچه‌ها را برداشتم و به هر کلکی پریدیم آن‌طرفِ خاکریز. با آرپی‌جی و کلاش و خمپاره 60 شروع کردیم به آتش روی عراقی‌هایی که این‌طرفِ خاکریز مستقر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صادق پیشداد، از بچه‌های کم‌سن‌وسال، یکی از خمپاره‌های کماندویی 60 و یک جعبه مهمات پیدا کرد و دوان‌دوان به‌طرف‌‌ ما آمد. کار من شد خمپاره‌زدن. بعداز‌این، با تعجب متوجه شدم عراقی‌ها انگار از آتش یک‌باره ما ترسیدند و کمی عقب رفتند، ولی دوباره جلو ‌آمدند. بلند شدم و با آرپی‌جی تانک را نشانه رفتم. موشک به بدنه تانک خورد و تکه‌تکه شد، ولی تانک منفجر نشد! تانک تی۷۲ بود و آرپی‌جی هفت حریفش نبود! تیر کالیبر تانک از زیر دست من رد شد و خورد به‌صورت‌ و فک باقر حیدری&amp;lt;sup&amp;gt;[8]&amp;lt;/sup&amp;gt; و فکش وارونه شد. صحنه دلخراشی بود. گوشت‌های صورتش بیرون زده بود و چیزی از صورتش مشخص نبود. از لب تا گوشش دریده شده بود. دوتا از بچه‌های گردان امام‌علی بلند شدند و گوشت‌ها را جمع کردند و گذاشتند روی صورتش و با ارگال بستند. باقر حیدری افتاده بود روی زمین و از درد به خودش می‌پیچید ولی نمی‌توانست داد بزند. باقر حیدری، به‌هرطریقی که می‌توانست، کمکم کرده بود، هم تیراندازی و هم موشک‌گذاری می‌کرد و برای شلیک به من می‌داد یا خودش شلیک می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوباره دست‌به‌کار شدم و آرپی‌جی زدم. ازبس آرپی‌جی زده بودم گوش‌هایم درد گرفته بود. هلی‌کوپتر و هواپیما از بالای سرمان شلیک می‌کردند و تانک‌های تی‌۷۲ هم از روبه‌رو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بچه‌های الغدیر، که با امام خود عهد بسته بودند و حاضر نبودند از روی جنازه رفیقانشان به عقب برگردند، همچنان مقاومت می‌کردند. صدای شهید جعفرزاده در گوشم طنین‌انداز بود که می‌گفت: «مقاومت کنید، نیروهای فرهنگ‌دوست می‌رسند!» ولی بعداز گذشت یک روز، هنوز خبری از نیرویی نبود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باقر حیدری و حسین آخوندزاده را&amp;lt;sup&amp;gt;[9]&amp;lt;/sup&amp;gt;، که تیری زیر قلبش خورده بود، کشیدم گوشه‌ای که در تیررس عراقی‌ها نباشند. حسین رضاپور از بچه‌های نعیم‌آباد، خشابش را عوض کرد و بلند شد تا به طرف عراقی‌ها رگبار بگیرد که تیر کالیبری آمد و مستقیم خورد به چشمش. تخم چشمش به بیرون آویزان شده بود. اصلاً صحنه عجیبی بود که نمی‌شود توصیف کرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقاماشاء‌الله حیدری خیلی شهامت به خرج داد و بلند شد چندتا آرپی‌جی شلیک کرد. سید بود. نمی‌دانم چه دعایی روی این موشک‌ها می‌خواند که همه‌اش عمل می‌کرد. عراقی‌ها دوباره حدود 300 متر عقب‌نشینی کردند. ارتباط بی‌سیمی ما قطع شده بود. همینطور درگیر بودیم. علی عربی آمد کنارم و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- برادر صدیقی از اینور هم داره تیر میاد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگاهی به آن سمت کردم و گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اشتباه مِکنی بابا! کجا؟ خبری خو نیس!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رگبار می‌زدند و دوباره ساکت می‌شدند. می‌خواستند که گوشه مثلثی را بگیرند و مستقر بشوند تا بعد راحت آتش بریزند و ما را اسیر کنند. از این‌طرف هم ما دشمن را تعقیب می‌کردیم از آن‌طرف هم آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عراقی‌ها شروع کردند به رگباربستن. خیلی از بچه‌های ما همین جا شهید شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دور چشمم افتاد به احرامیان؛ یکهو تیر خورد به پایش و افتاد روی زمین. پیش خودم گفتم که احرامیان هم شهید شد. از کادر گردان فقط من مانده بودم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آتش موقتاً قطع شد. عراقی‌هایی را که داشتیم تعقیبشان می‌کردیم دوباره برگشتند. گلوله‌ها از همه ‌طرف به‌سویمان شلیک می‌شد. تانک‌ها آرام آرام جلو می‌آمدند. کالیبر تانک تی۷۲ حتی یک‌لحظه هم خاموش نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسابی افتاده بودیم توی محاصره. درهمین‌حین، یک تیر کالیبر به بازوی راستم خورد. آتش به‌جانم افتاد. انگار دستم قطع شده بود. امدادگری رسید و آن را با پد جنگی محکم بست. با اینکه درد داشتم ولی چاره‌ای نبود باید می‌جنگیدم و راهی برای گریز از محاصره پیدا می‌کردم. می‌خواستم حداقل جان بچه‌های باقی مانده را نجات بدهم. سه‌طرفمان عراقی‌ها بودند و یک‌طرفمان هم باتلاق. کاری نمی‌شد کرد. از همه طرف بدجوری گیر افتاده بودیم. بچه‌ها با عراقی‌ها قاطی شدند. عجب اوضاعی شد. هرکس به‌هرطرفی شلیک می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لشکر امام‌حسین کاملاً عقب‌نشینی کرده بود و چندتا از بچه‌های ما توانسته بودند همراه آنها‌ عقب بروند. لشکر امام‌حسین، فقط یک گردان را برای [[مقاومت|مقاومت‌]] کردن آنجا گذاشت تا بقیه بتوانند عقب بکشند. ولی دیگر عقب‌نشینی محال بود. هیچ راهی نبود. هیچ امیدی هم برای نجات نداشتیم. توکل به خدا کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بچه‌ها تقریباً جنگ تن‌به‌تن را شروع کردند، اگرچه اکثراً مجروح بودند و نمی‌شد کاری کرد. بچه‌ها یکی یکی داشتند اسیر می‌شدند. دوست نداشتم اسیر بشوم. دوتا حکم مسلح حفاظت سپاه و کالک عملیات همراهم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطب‌نما هنوز به کمرم بسته بود. هیچ‌جوره دلم راضی نمی‌شد اینها را از خودم جدا کنم. آقاماشاء‌الله حیدری آمد کنارم و دست برد تا قطب‌نما را از من جدا کند. قطب‌نما را درآورد و پرت کرد توی باتلاق سمت راست ولی کیف قطب‌نما توی سوراخ‌های فانسقه گیر کرده بود و بیرون نمی‌‌آمد. کیف پولی که [[عکس]] بچه‌هایم و حکم سپاه در آن بود را درآوردم و پرتاب کردم توی باتلاق‌ها. وقت نشد برای آخرین بار عکس دختر و پسرم را ببینم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عراقی‌ها ریختند دور و برمان. اشاره می‌کردند که سلاح‌ها را بیندازیم. نفربری به‌سرعت آمد کنارمان ایستاد. یکی از عراقی‌ها، که احتمالاً مرا در حال آرپی‌جی‌زدن دیده بود، آمد و به افسر عراقی چیزی گفت و به من اشاره ‌کرد. ناگهان یکی از آنها‌ سلاحش را کشید که مرا شهید کند. افسر عراقی مانع شد ولی خودش آمد جلو و کشیده محکمی توی گوشم زد. می‌خواستند سوار نفربر شویم. هنوز همین‌طور ایستاده بودیم. درد بازویم هرلحظه زیادتر می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقاماشاء‌الله حیدری هنوز تفنگ بی‌فشنگ دستش بود. سرباز عراقی به‌زور‌‌ سلاحش‌‌ را گرفت. آقاماشاء‌الله، که احتمال داده بود مرا اعدام صحرایی کنند، سریع هُلم داد به‌طرف‌‌ درِ باز نفربر عراقی. خودشم هم پشت سرم پرید داخل. آمدند توی نفربر و دستانمان را بستند. بازویم کشیده شد و درد در جانم افتاد&amp;lt;ref&amp;gt;یزدانی، کرامت (1401). ارشد سلطنتی. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص. 194-201.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 6&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمد خطیبی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌نشده (مفقودالاثر)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: کربلای7&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: [[اردوگاه تکریت 11]] و 18&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;آخرین اعزام ما در 21 بهمن 1365با سپاه مهدی&amp;lt;sup&amp;gt;(ع)&amp;lt;/sup&amp;gt; بود. بعداز تقسیم شدن در 22 یا 23 بهمن وارد خوزستان شدیم. در لشکر 25 کربلا به گردان مالک اشتر رفتیم. البته این گردان مالک اشتر 2 بود، چون گردان قبلی در عملیات کربلای 4 از بین رفته بود. من هم امام جماعت بودم و هم کمک آرپی‌جی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2 روز قبل از عملیات از گروهان چند نفر انتخاب کرده بودند که برای شرکت در مراسم ختم یکی از فرماندهان به کاشان بروند. یکی از آنهایی که انتخاب شده بود، من بودم. رفتیم و داخل ماشین نشستیم، گفتم خوب ما که داریم به کاشان می‌رویم، آیا برای عملیات می رسیم یا نه؟ گفتند ممکن است عملیات زودتر بشود. من از رفتنم به کاشان منصرف شدم و از ماشین بیرون آمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن شب یعنی در 12 اسفند 1365 ما عملیات کردیم، هنگام عملیات قبل‌از رسیدن به منطقه موردنظر در یک میدان مین گیر افتادیم. نفربرهای ما آنجا منهدم شده بودند. مین‌های ضدنفر فراوانی آنجا بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متأسفانه راهمان را به محل عملیاتمان گم کرده بودیم و از ساعت 10 شب که وارد عملیات شدیم، تا حدود نزدیکی‌های صبح به جای اینکه به طرف ایران بیاییم، به طرف عراق می‌رفتیم. هنگام صبح دیدیم که بین خط اول و دوم عراق هستیم، نکته جالبش این است که همان شب ما تقریباً بعد از اینکه باران شدیدی آمده بود، وارد سنگرهای عراقی شده بودیم. بعد از آن که باران آرام گرفته بود و جلوتر رفته بودیم، آنجا چند تا تانک دیدیم. بچه‌ها رفته بودند و زیر تانک سنگر گرفته بودند، وقتی صبح هوا روشن شد فهمیدیم که داخل تانک عراقی‌ها بودند. آنها از ترس ما چیزی نگفته بودند و بچه‌ها هم داخل تانک نشده بودند و همین بیرون زیر تانک سنگر گرفته بودند. گفتیم تانک خالی است و همین جوری افتاده است و احتمال می‌دادیم که شاید مال بچه‌های ما باشد. تقریباً تاریک بود. بچه‌ها چون راه را گم کرده بودند و بلد نبودند که به کجا می‌روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیکی‌های صبح، که هوا روشن شد، متوجه شدیم از دو طرف در محدوده عراقی‌ها هستیم. بچه‌ها شروع کردند به دفاع‌کردن و بعضی‌ها هم که راه‌هایی بلد بودند فرار کردند. از جمع ما ظاهراً فقط علی مهدیان، طلبه مازندرانی، توانست فرار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا صبح در آنجا سرگردان بودیم. صبح‌هنگام، عراقی‌ها دیگر پس‌از شناسایی بچه‌ها خیلی دقیق به ما که داشتیم ستونی حرکت می‌کردیم با قناصه تیراندازی می‌کردند. گلوله‌ای خورده بود به گردن معاون گروهان و شهید شد. یک گلوله هم مستقیم خورده بود به من، منتها سرم کلاه خود بود. یک تیر هم خورده بود قسمت سمت راست سرم و از گوشم هم خیلی خون می‌آمد. گوشه‌ای افتادم و شروع کردم به گفتن ذکر لا اله الا الله گفتم دارم شهید می‌شوم، اما نه خبری از شهادت نبود، دوباره به طرف جلوتر حرکت کرده بودیم. بالای تپه‌ای نشستم. دومین گلوله آمده بود به سمت راستم و به گوش راستم اصابت بود. تقریباً 4-5 انگشت به گردن من مانده بود. افتاده بودم روی زمین. در همین حال بودم که یکی از دوستان آملی، که با ما در هفت‌تپه بودیم، گفت: «حاج آقا مثل اینکه دوستان راه پیدا کردند، بیا برویم.» گفتم: «من مجروح هستم، خون هم از بدنم می‌آید، نمی‌توانم شما بروید، من هم ببینم قضیه چه می‌شود، کم‌کم دنبالتان می آیم.» لنگان‌لنگان دنبالشان رفتم، اما از راه خبری نبود و به جایش سربازهای عراقی دور ما را گرفتند. دشمن با اسلحه‌ زیاد در حال تفتیش بچه‌ها بود. تا چشمشان به من افتاد آمدند و جیب‌های مرا گشتند. در جیب سمت راستم قرآن بود، که کمی خونی شده بود، قرآن را در آورد و بوسید. می‌خواست بگیرد. گفتم: «من این قرآن را لازم دارم.» این سرباز قرآن را بوسید و گفت: «خون نجس است و نباید اینجا باشد.» سپس قرآن را گرفت و در جیب سمت چپم گذاشت. دوستان را جمع کرده بودند آنجا، آنهایی که سالم‌تر بودند، دست‌ها و چشم‌هایشان را بسته بودند. یک نفربر آورده بودند و ما را وارد نفربر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارد نفربر که شدیم نگاهی به جیبم و اطرافم کردم. دیدم که یک کتاب زیارت عاشورا بود و یک [[نامه]] که از فیضیه گرفته بودم، عکسی هم با لباس [[روحانیت]]. گفتم اگر این دست عراقی‌ها بیفتد مشکل درست می‌کند. همان جا آنها را مچاله کردم و گذاشتم زیر صندلی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از گروهان 80 نفری حدود 30-40 نفرمان به اسارت درآمدیم، بقیه هم که در همان درگیری‌ها به شهادت رسیده بودند.12 اسفند 1365 بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 7&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عباس شهریاری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عملیات: خیبر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: [[اردوگاه موصل 2]] (خیبری‌ها)&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;من و علی داخل یک سنگر بودیم. علی، سوره الرحمان و زیارت عاشورا را خواند و به من گفت: «اگرشهید شدم و تو برگشتی وسایل شخصی‌ام را به خانواده‌ام برسان و هنگامی که دخترم بزرگ شد (آن زمان شش ماهه بود) به او بگو بابات خیلی دوستت داشت.» تقریباً ساعت نه صبح بود که فرمانده گردان دستور مقابله با دشمن را صادر کرد. من و علی مسئول شکار تانک و زدن خمپاره بودیم. مهمات ما به خاطر ناامن بودن جاده جزیره محدود بود و در خرج‌کردن آن خیلی احتیاط می‌کردیم، ولی چاره‌ای نبود جایــی که لازم بود می‌بایست مصرف می‌کردیم. گلوله خمپاره تمام شد. مشغول زدن تانک با آرپی‌جی ۷ شدیم. یکی، دو تا از تانک‌های دشمن را زدیم. آن‌ها اقدام به عقب‌نشینی کردند. ما تلاش بیشتری کردیم تا ازآن‌ها تلفات بگیریم. نوای الله‌اکبر بچه‌ها با نتیجه این تلاش‌ها در هم آمیخته شد. ساعتی نگذشته بود که دشمن دوباره اقدام به پیشروی کرد. متوجه شدیم که با این اقدام می‌خواست مهمات ما را هدر بدهد پیشروی دشمن به دویست‌متری ما رسیده بود. بچه‌ها با چنگ و دندان از مواضع خود دفاع می‌کردند. من و علی دوباره به شکار تانک‌ها ادامه دادیم. پس‌از زدن یک دستگاه تانک همین که خواستیم جای خود را عوض کنیم تا دشمن به طرف ما شلیک نکند، علی آهی کشید و آرام‌آرام به پشت روی زمین افتاد. نگاه کردم، تیر کالیبر به پشت سر علی اصابت کرده و از پیشانی او خارج شده بود سریع امدادگران‌ گردان را صدا کردم و دستم را محکم روی پیشانی او گذاشتم. دقیقاً تا مچ من خونی شده بود. امدادگر رسید و سر او را باندپیچی کرد. دیگر حالم را نمی‌فهمیدم. تمام خاطرات آن‌شبی که در سنگرش بودیم، برایم زنده شد. نمی‌خواستم باور کنم، ولی خدایا انگار داشت اتفاق می‌افتاد! یادآوری آن عهد و قول در آنشب بر سرم آوار شد. این‌بار با تعصب و جدیـت بیشتر به طرف تانک‌های عراقی نشانه می‌رفتم. طولی نکشید که صدایی مرا متوجه علی کرد. برگشتم؛ کمربند او از فشار جان‌دادن پاره شد. سریع او را رو به قبله کشیدم. به خاطر اینکه خاک جزیره روی پیکرش نشیند با پلاستیک‌های ضخیمی که توی سنگر پهن می‌کردیم جسم مطهرش را پوشاندم تا در فرصت مناسب به عقب برگردانیم. علی و شوخی‌های به موقع‌اش همچنان با من بود. دلم خون بود ولی جنگ با کسی شوخی نداشت. زمانی برای عزاداری نبود؛ باید ادامه می‌دادم. جنگ تمام عیار با دشمن ادامه داشت. ظهر شد. زیر آتش دشمن به حالت نشسته و سریع، به نوبت نماز خواندیم. آن روز دیگر از ناهار خبری از نبود. کسی به گرسنگی فکر نمی‌کرد. زمانی برای تعلل نبود باید می‌جنبیدیم. تنها فکر و ذکر بچه‌ها این بود که دشمن را عقب برانند؛ ولی متأسفانه با امکانات دشمن، حلقه محاصره هر لحظه تنگ و تنگ‌تر می‌شد تا جایی که برای از بین بردن سنگرها از گلوله تانک استفاده می‌کردنـد. پس از محاصره کامل ما (زمینی و هوایی) فرمانده عراقی دستور پیاده شدن نیروها را از نفربرها صادر کرد، عین مور و ملخ از نفربرها با تجهیزات پیاده شدند و با علامت دست فرمانده توی سنگرها نارنجک پرتاب می‌کرد تا سنگرها را پاک‌سازی کنند، به نفر بغل دستیم گفتم: «دیگه لحظه‌های آخره دارند سنگرها را پاک‌سازی می‌کنند اگه نارنجکی داخل سنگر ما انداختند 30ثانیه فرصت داریم آن را به بیرون پرتاب کنیم.» داود قاسمی از لا‌به‌لای گرد و خاکی که از شلیک توپ‌خانه دشمن به پا شده بود، به طرف خاکریز ما آمد. او به دستور فرمانده در جای دیگری از خط، مشغول دفاع بود و به لحاظ کمبود نیروی آرپی‌جی‌زن به کمک ما آمد. به داود گفتم: علی شهید شد. لحظاتی بعد هنگام آرپی زدن ،گلوله توپ مستقیم دشمن او را نیز چهار تکه کرد. هر تکه‌اش چندین متر به هوا پرتاپ کرد. خاطره شب گذشته یک لحظه رهایم نمی‌کرد. از سه هم‌پیمان دو نفر به شهادت رسیدند! من ماندم و بوی سنگر، عطر ستاره‌های پاره‌پاره و زمزمه‌هایی از جنس نور در نیمه‌شب! دشمن همچنان پافشاری می‌کرد و از ما تلفات می‌گرفت. کم‌کم نیروی هوایی عراق نیز وارد عمل شد. از آسمان، بچه‌ها را تیر باران می‌کرد. فرمانده گردان هر چه تلاش کرد با پشت جبهه تماس بگیرد و درخواست نیروی کمکی کند، تماس برقرار نشد. خودم از [[رادیو]] شنیدم که حضرت امام&amp;lt;sup&amp;gt;(ره)&amp;lt;/sup&amp;gt; فرمودند جزایر مجنون را به‌هرشکلی که هست حفظ کنید. کسی فکر عقب‌نشینی هم به سرش نمی‌زد. شعار بچه‌ها پیروزی یا شهادت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چه تعداد مجروحان زیاد می‌شد، امید کمک از پشت جبهه کم و کم‌تر و بألاخره قطع شد. فرمانده گردان گفت هر کدام از مجروحان که می‌تواند برگردد تا فرصت کمی وجود دارد برگردد. آن‌هایی که قادر به حرکت بودند سینه‌خیز به عقب حرکت کردند. زمانی نگذشته بود که دشمن آن‌ها را به رگبار بست. به نظر می‌رسید که به هر کدام حداقل ده تا بیست گلوله شلیک کرد. مجروحان مظلومانه وسط راه جان دادند. دیگر هیچ‌کس حتی افراد سالم هم قادر به عقب نشینی نبودند. ازطرف دیگر مهمات ما رو به اتمام بود. فرمانده گردان سینه به سینه اطلاع داد هرکس هرکاری از دستش بر می‌آید، انجام دهد، از این به بعد هر کس فرمانده خودش است و منتظر فرمان من نباشید. دشمن متوجه شد که دیگر ما امکاناتی برای دفاع از خود نداریم. تانک‌ها حرکت کردند تا صدمتری ما پیش آمدند و دیدند عکس‌العملی از طرف ما صورت نمی‌گیرد. کم‌کم فاصله را تا پنجاه‌متری نزدیک کردند. ما سه نفر داخل یک سنگر بودیم. نوبتی چند تیری که در خشاب داشتیم به طرف دشمن شلیک می‌کردیم. نوبت پیرمردی که کارگر کارخانه چیت‌ری بود رسید. همین که بلند شد به طرف دشمن شلیک کند، از ناحیه سر مورد اصابت قرارگرفت و شهید شد. محاصره ما هی تنگ و تنگ‌تر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه‌ای نگذشته بود که نارنجکی به داخل سنگر ما پرتاب شد و رفت زیر پای نفر بغل‌دستی تا آمد نارنجک رو پیدا کند بیشتر از فرصت 30 ثانیه طول کشید و نارنجک منفجر شد. گویا دو تا سیم برق سه فاز با هم اتصالی کند چنان برقی زد و موج انفجاری ایجاد کرد که چیزی متوجه نشدم من مدتی بیهوش بودم وقتی کم‌کم به هوش آمدم و چشمانم را باز کردم دیدم بغل دستیم شهید شده و تمام اعضا و جوارح او بیرون ریخته شده است من هم از ناحیه دست چپ و پهلوی و گونه چپ مجروح شده بودم و حالت موج‌گرفتگی داشتم سرم را کمی بالا آوردم که اوضاع و احوال را بررسی کنم، دیدم چند متری من یک تانک ایستاده، تا دیدند زنده‌ام شروع به تیراندازی به سمت من کردند. یکی از تیرها به کلاه‌خودم خورد و آن را سوراخ کرد. تیراندازی تانک قطع شد؛ چند دقیقه بعد از پشت سر عراقی‌ها سر اسلحه خود را روی سینه من گذاشتند و یک نفر از آنجا چفیه‌ای که دور گردنم بود را کشید و کشان‌کشان منو به سمت تانکی که چند متری ما ایستاده بود، برد. ابتدا فکر می‌کردم قصد دارند تانک را از روزی بدن من حرکت دهند ولی این کار رو نکردند و دست و پایم را گرفتن روی تانک پرتاب کردند روی تانک بسیار داغ بود، تحمل آن بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود تانک به طرف جبهه دشمن باز گشت و پس از طی چند صدمتر داخل گل گیر کرد و از حرکت باز ایستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عراقی‌ها مرا از روی تانک به پشت وانت تویوتا انتقال دادند، چشم گرداندم تعدادی از هم گردانی‌هایم را داخل ماشین دیدم. تنها دو نفر از آنان سالم بودند&amp;lt;ref&amp;gt;شهریاری، عباس (1397). [[من، داود، علی]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص.31-36.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نمونه 8&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سیداحمد قشمی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جانباز و آزاده ثبت‌نام‌شده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;منطقه اسارت: تیله‌کوه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محل اسکان: اردوگاه‌های [[اردوگاه موصل 3|موصل 3]] و [[اردوگاه موصل 4|4]] و رمادی 6&#039;&#039;&#039;&amp;lt;blockquote&amp;gt;خبرهای ریز و درشتی از مرزهای غربی به ‌‌گوش می­رسید. عراق به بخش ­هایی از مناطق مرزی خسروی و سرپل‌ذهاب حمله کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برنامه‌ریزی شده بود که تعدادی از بچه­ های سپاه، بروند سمت مرزهای غربی. بیشتر مأموریت ما، بازدید و ارزیابی مناطق مرزی بود. می‌خواستیم اوضاع قصرشیرین و همین‌طور پاسگاه‌های بین‌راهی، مثل پاتاق و تیله ­کوه را رصد کنیم. مأموریت بچه­ های سپاه همدان، استقرار در پاسگاه ­های تیله­ کوه و گردنو در سرپل‌ذهاب بود. از بیست نفرمان، سیزده نفر حرکت کردیم ‎سمت قصرشیرین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی رسیدیم، رفتیم پاسگاه تیله­کوه و آنجا مستقر شدیم. تیله­کوه در منطقه سر­پل­ذهاب، پاسگاهی قدیمی، مخروبه و متروکه بود. این منطقه تا سیم‌خاردارهای مرزی عراق، حدوداً دویست ‎سیصد متر بیشتر فاصله نداشت. بعد از ما، یک گروهان از تیپ سه زرهی سرپل‌ذهاب، با چهار دستگاه تانک آمدند آنجا. گروهان با تانک‌هایشان مستقر شدند پشت خاکریزهایی که از قبل آماده شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستیم بعد از ارزیابی منطقه، برگردیم؛ حمله سراسری عراق امان نداده بود. عراق با چند لشکر منظم و بهترین وسایل نظامی و تسلیحات پیشرفته، از زمین و هوا هجوم آورده بود ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسگاه تیله‌کوه، بسیار فرسوده و مخروبه بود. حاج حمید نوروزی&amp;lt;sup&amp;gt;[10]&amp;lt;/sup&amp;gt; دستور داده بود سنگری دسته‌جمعی به‌صورت حفره‌روباهی&amp;lt;sup&amp;gt;[11]&amp;lt;/sup&amp;gt; درست کنیم. سه‌روزی می‌شد که آنجا بودیم. هیچ‌کس خبر نداشت عراق چه خوابی برایمان دیده است. آخرین شب شهریور بود. صدای رفت‌وآمد خودروهای نظامی عراقی، تا خود صبح به گوش می‌رسید. فکر می‌کردیم آنها نیروهای گشت ‌شب‌اند؛ نمی­دانستیم در طول شب، چهار لشکر زرهی با تمام تجهیزات و آرایش نظامی مستقر شده‌اند در دره‌ای که بینمان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسگاه فرسوده تیله‌کوه، همین‌جوری هم، حال زاری داشت. نیازی به خمپاره نبود؛ پاسگاه خودش در حال فروریختن بود. با شلیک خمپاره‌های پی‌درپی، آخرین رمق پاسگاه هم از دست رفت. بهترین راه، تخلیه پاسگاه بود و نجات همان ادوات جنگی ناچیزی که همراه داشتیم! وسایل را به سنگر حفره‌ روباهی منتقل کردیم. چند نفر از بچه­ ها، پشت خاکریزهای پاسگاه نگهبانی می­دادند. تا صبح روز اول مهر، حتی یک لحظه هم صدای شلیک خمپاره­ها قطع نمی­شد. چهارستون پاسگاه، از صدای بارش خمپاره ­ها می ­لرزید. جنگ مهمان ناخوانده بود. چه می‌دانستیم این‌‌طوری می‌شود؟ آن حوالی، پناهگاه مطمئنی هم برای بچه‌ها پیدا نمی‌شد. همه پناهگاه ما همان سنگر حفره‌روباهی بود. بی‌خوابی و صدای به‌هم‌پیوسته خمپاره ‎ها، توان ‌و رمق بچه ­ها را گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آفتاب مهر، هنوز گرمای تابستانه داشت و برای رفتن دودل بود. برعکس خودروهای عراقی که مجهز در دشت تیله ‎کوه ایستاده بودند، پاسگاه ما خالی از تجهیزات جنگی و نیروهای خودی بود. ساعت، یازده قبل‌ازظهر بود که حمله عراقی‌ها شروع شد. گلوله‌ها با هم مسابقه می‌دادند. آسمان تیله‌کوه دیگر آبی نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غرش تانک‌های عراقی همه‌جا را برداشته بود. سینه دشت از شدت گلوله‌باران دشمن، جای سالمی نداشت. تیله‌کوه پر شده بود از صدها تانک، نفربر، توپ مستقیم و ده‌ها نوع از دیگر ادوات زرهی. چهار لشکر عراق، گوش‌تاگوش صف‌آرایی کرده بودند، در برابر سیزده نفر سپاهی و یک گروهان ارتشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط چند سلاح ژسه به‌دردنخور داشتیم با سه یا چهار قبضه تفنگ سالم. حاج‌حمید نوروزی هم یک قبضه کلاش داشت. غیر از آن، مهم‌ترین سلاحی که داشتیم، یک قبضه آر.پی.‌جی، در دست شهید مرتضی اولنج&amp;lt;sup&amp;gt;[12]&amp;lt;/sup&amp;gt; بود؛ چون او تنها کسی بود که روش استفاده از آن را به ­خوبی می دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از حمله عراق، همان گلوله‌ها و مهمات اندکمان هم تمام شد؛ فقط شهید اولنج هنوز چند گلوله آر.پی.‌جی داشت. هرچه ما مقتصد و حساب‌شده شلیک می‌کردیم، بریزوبپاش عراقی‌ها بی‌حساب‌وکتاب بود. ما هم اگر جای آنها بودیم، شاید همین کار را می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمین‌گیر شده بودیم. سواره‌نظام و پیاده‌نظام دشمن، نفسمان را قبضه کرده بودند. پاسگاه تیله‌کوه، با تعداد کم نفراتش، محاصره شده بود. تمام شب، تا زمان محاصره کامل پاسگاه و تا آخرین تیر شلیک کرده بودیم. دیگر گلوله‌ای نمانده بود. هر کداممان فقط یک سلاح و یک خشاب‌ خالی داشتیم. به‌ناچار سنگر گرفتیم در حفره‌روباه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در راسته منطقه، قدم‌به‌قدم نیروهای پیاده ایستاده بودند. این تعداد کم، در برابر چهار لشکر مسلح، فرصت و امکان هیچ مقاومتی نداشت. نیرو و مهمات دشمن بر ما چربیده بود&amp;lt;ref&amp;gt;قلعه‌قوند، فرزانه (1398). زمان ایستاده بود. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص. 197.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
[1]. &amp;lt;small&amp;gt;ستون پنجم به گروهی از مردم در داخل جامعه اصلی گفته می‌شود که در نهان به همکاری با دشمنان یا تضعیف گروه بزرگتری که ظاهراً باید به آن وفادار باشند می‌پردازند. این اصطلاح از زمان جنگ داخلی اسپانیا در عرصه نظامی و سیاسی رایج شده‌است. اصطلاح ستون پنجم از نظر معنی و مفهوم مجازی همان [[جاسوسی]] است؛ منتها با این تفاوت که جاسوس به ضرر و زیان بیگانه کار می‌کند و نفع و مصلحت ملت و کشور خویش را ولو به قیمت جان از نظر دور نمی‌دارد؛ در حالی که ستون پنجم این معنی را افاده نمی‌کند بلکه افراد این ستون، دانسته یا ندانسته به زیان و ضرر خودی و نفع بیگانگان کار می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;برگرفته از ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85 https://fa.wikipedia.org/wiki/]&amp;lt;/ref&amp;gt;. ستون‌پنجم دشمن در طول جنگ تحمیلی، به مزدوران خودفروخته و احزاب و گروهک های چپ و راست التقاطی و انحرافی داخلی که به‌عنوان نیروهای [[نفوذی]] دشمن عمل میکردند و... . اطلاق می شد. نمونه بارز ستون‌پنجم دشمن، گروه های سیاسی محارب جمهوری اسلامی ایران از جمله سازمان [[منافقین]] خلق، دمکرات، کومله و سلطنت‌طلب‎ها بودند. این گروهک‎ها علاوه بر جمع‌آوری اطلاعات به نفع دشمن، مبادرت به اقدامات نظامی در کردستان و کرمانشاه می کردند&amp;lt;ref&amp;gt;(سایت اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم.)&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[2]. نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[3]. شهید غریب اسارت، محمد فرنقی، اهالی یکی از روستاهای خمین بود. ما با هم در گردان مهندسی لشکر 77 پیروز خراسان بودیم و با همدیگر به اسارت درآمدیم. او در سال 1368 که بیماری‌های واگیردار به جان بچه‌های [[اردوگاه تکریت 16]] افتاده بود، به‌سختی بیمار شد. محمد بر اثر بی‌توجهی عراقی‌ها و دیر اعزام‌شدن به بیمارستان، بدنش آن‌چنان ضعیف شد تا سرانجام به لقاء‌الله پیوست.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[4]. آزاده مرحوم، داود گلمکانی، فرمانده گردان مهندس و از نیروهای ارشد خراسانی بود که در سال 1390 به رحمت خدا رفت.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[5]. در قسمت پنهانی از اردوگاه‌ تکریت 5 و نیز اردوگاه کوتاه مدت نهروان اسرای مفقودالاثر بودند که قبل از آزادی و حضور نمایندگان [[صلیب سرخ]] به اردوگاه‌های دیگر منتقل شدند.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[6]. بعداً متوجه شدیم که ستاد لشکر در محاصره کامل عراقی‌ها افتاده و هیچ امکان تماس با آنها وجود نداشته است؛ درواقع فرماندهان تیپ‌ها و گردان‌ها مستقلاً عمل می‌کردند.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[7]. شعبانعلی صادقیان، درحالی‌که قطع نخاع شده بود، به اسارت درآمد.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[8]. برادر جانباز و آزاده، باقر حیدری، در همین عملیات درحالی‌که مجروح بود اسیر شد.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[9]. شهید حسین آخوندزاده، بعداز آزادی، به‌دلیل همین جراحت شهید شد.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[10]. فرمانده وقت سپاه همدان&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[11]. این نوع سنگر از دو طرف، راه ورود و خروج دارد.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;[12]. شهید مرتضی اولنج اولین سنگربان، اولین دیده­بان و اولین شهید سپاه همدان، با تنها سلاح آر.پی.جی تا آخرین لحظه و تا آخرین تیری که در ترکش داشت جنگید و بعد از شلیک همه گلوله ­هایش، خودش را به قلب دشمن زد و آن‌قدر به مبارزه ادامه داد تا در آخر به مقام والای شهادت نائل آمد. از این شهید بزرگوار هیچ اثری به دست نیامده است. در طول ده سال اسارت، بارها با شیوه‌های مختلف خبر شهادتش را به خانواده­اش نوشتیم اما باور نکردند و چشم انتظار ماندند.&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نیز نگاه کنید به==&lt;br /&gt;
*[[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[اسیران جنگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[اردوگاه]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
لحظه اسارت قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/i758o30&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لحظه اسارت رزمندگان عملیات والفجر6 قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/jlr7567&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
فرزانه قلعه قوند&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=11904</id>
		<title>استخبارات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=11904"/>
		<updated>2026-08-12T16:17:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سازمان اطلاعات و امنیت رژیم بعث عراق.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از مکان‌هایی که در تاریخ [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] برای آزادگان خاطرات دردآوری را زنده می‌کند، سازمان اطلاعات و [[امنیت]] عراق یا استخبارات است. این سازمان در دوران هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] محل شهادت و [[شکنجه]] بسیاری از اسیران ایرانی بود. استخبارات نام سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی عراق است، که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت در زمان [https://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%A8%D8%B9%D8%AB_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 حزب بعث] بود و از هرگونه ترور و [[شکنجه در اسارت|شکنجه]] علیه مخالفین خودداری نمی‌کرد. [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C#:~:text=%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86%20%D8%A7%D9%84%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%20(%D8%A8%D9%87,%D9%88%20%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB%20%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%A7%20%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF. برزان تکریتی]، برادر ناتنی صدام حسین، در زمان حکومت حزب بعث، [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C#:~:text=%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86%20%D8%A7%D9%84%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%20(%D8%A8%D9%87,%D9%88%20%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB%20%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%A7%20%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF. رئیس استخبارات عراق] بود که از جهت بی‌رحمی و ظلم بی‌نظیر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  مکان استخبارات ==&lt;br /&gt;
مرکز اصلی استخبارات در شهر بغداد بود که در حفاظت شدید بعثی‌های عراق قرار داشت. کارگزاران و افسران این سازمان، متعصب و خشن و جنایتکار بودند. عملکرد مأموران این سازمان چنان وحشیانه و ددمنشانه بود که مردمِ عراق و حتی نیروهای بعثی با شنیدنِ نام آن، دچار وحشت می‌شدند. زندان‌های استخبارات علاوه‌بر اسرای ایرانی، عناصر سیاسی و مبارز عراقی را هم پذیرا بود. درحالی‌که مأموران این سازمان در بازجویی و شکنجه، حتی به مردم کشور خود رحم نمی‌کردند، رفتارهای وحشیانه و ظالمانه آنها‌ با اسرای ما دور از ذهن نبود&amp;lt;ref&amp;gt;عطایی، سیامک (1388). [[سفر به شهر آزادی]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    عراقی‌ها برای شناسایی افسران و عالی‌رتبه‌های جنگ، جمع‌آوری اطلاعات از جبهه‌ها و وضعیت مردم در ایران اسیران را بازجویی می‌کردند و زمانی‌كه در مراحل اولیه بازجویی به اطلاعات اسیری مشکوک می‌شدند، او را به مأموران استخبارات تحویل می‌دادند. بازجوها در استخبارات، در [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] از [[اسرا]] چند هدف را دنبال می‌کردند: یکی از هدف‌ها، اطلاع پیدا کردن از مشخصات منطقه عملیاتی اسیر بود. سربازانی که در هنگام عملیات اسیر می‌شدند، [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] و شکنجه می‌شدند تا اطلاعاتی ازقبیل نام لشکر و فرمانده عملیات، تعداد سربازان، تجهیزات و... را در اختیار عراقی‌ها بگذارند تا آنها در اسرع وقت این اطلاعات را به اطلاع فرماندهان خود در خط مقدم برسانند. دومین هدف مهمی که دنبال می‌کردند، گرفتن اطلاعات از نیروهای اسیرشده در شناسایی‌ها درباره عملیات احتمالی بود که در آینده انجام می‌شد؛ زیرا از این طریق می‌توانستند از اطلاعات و جزئیات عملیاتی که به‌زودی انجام می‌گرفت، آگاه شوند و آن را خنثی سازند. این کار برای آنها جنبه حیاتی داشت. هدف دیگری که همواره در بازجویی‌ها دنبال می‌شد، پیدا کردن افراد مهم و مؤثر در عملیات جنگی ایران بود. فرماندهان، پاسداران و روحانیونی که اطلاعات مهمی داشتند، در تیررس بودند؛ هم برای اینکه با اذیت و آزار در حین [[شکنجه در اسارت|شکنجه]] اطلاعات خاص آنها را بفهمند و هم اینکه این اشخاص مهم شناسایی شوند و بعد از انتقال به اردوگاه، نارضایتی اسرا را رهبری نکنند. ضمن آنكه این بازجویی‌ها با هدف مشخص كردن [[اردوگاه]] اسرا انجام می‌شد؛ عراقی‌ها اسرای ایرانی را به ارتشی، روحانی، پاسدار و بسیجی تقسیم می‌کردند و برای هریك شرایط و [[اردوگاه]] ویژه‌ای درنظر می‌گرفتند. حتی بعضی‌ها را در سلول انفرادی قرار می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[بازجویی در استخبارات]] ==&lt;br /&gt;
[[اسرا]] در این دوره از [[بازجویی در اسارت|بازجویی]] در استخبارات در بدترین وضعیت ممکن نگه‌داری می‌شدند. خبری از [[بهداشت و درمان]] زخمی‌ها نبود. [[اسرا]] را به تعداد زیاد در اتاق‌های مثلثی‌شکل با زور و[[خشونت در اسارت|خشونت]] جای می‌دادند. این سلول‌ها تاریک و نمناک و خالی از هر گونه [[امکانات]] اولیه بود. بوی تعفن و رطوبت حاصل از زخم‌های چرک‌کرده [[اسرا]] تمام فضا را پُر می‌کرد و در بیشتر مواقع [[اسرا]] با لباس‌های خونی و پاره و بدون اینکه جهت صحیح قبله را بدانند، [[نماز]] می‌خواندند. اکثر مواقع برای تضعیف روحیه [[اسرا]] چراغ کم‌نور یا قرمز روشن می‌کردند و به هیچ‌یک از خواسته‌های آنها پاسخ نمی‌دادند. ازاین‌رو خیلی از [[اسرا]] در حین [[شکنجه در اسارت|شکنجه]] در این سازمان مخوف بر اثر زخم‌هایشان شهید می‌شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). دانستنی‌های آزادگان. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بازجویی در استخبارات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
استخبارات. ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی از&amp;lt;nowiki/&amp;gt;https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
پروین کاشانی‌زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازنویسی شده توسط حسن بهشتی‌پور-مرداد 1405&lt;br /&gt;
[[رده:استخبارات]]&lt;br /&gt;
[[رده:بازجویی در استخبارات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11903</id>
		<title>اجبار اسیران به کتک زدن یکدیگر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11903"/>
		<updated>2026-08-12T16:02:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از شیوه های [[تنبیه و شکنجه های روحی]] [[اسرا]]، اجبار [[اسرا]] به کتک زدن یکدیگر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مأموران بعثی [[اسرا]] را وادار می‌کردند همدیگر را کتک بزنند و اگر کسی استنکاف می‌ورزید، به‌شدت [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;شورای علمی [[دانشنامه آزادگان]].(1399).[[دانشنامه آزادگان]]: اسیران ایرانی آزاد شده در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ عراق علیه ایران]].تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ [https://www.mfpa.ir/fa/library پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسارتگاه‌های رژیم بعث عراق، یکی از روش‌های تحقیر و [[شکنجه]] اسیران ایرانی این بود که در مواردی به دلیل تعداد بالای اسیران، آن‌ها را دو به دو در برابر هم قرار می‌دادند و وادار می‌کردند به یکدیگر سیلی بزنند یا به صورت هم ضربه وارد کنند. این روش پیامدهای روانی و اخلاقی عمیقی داشت که در ادامه به آن‌ها خواهم پرداخت.&lt;br /&gt;
==این روش خشونت بار و تحقیرکننده، چندلایه بود==&lt;br /&gt;
۱. شکستن اتحاد: [[اسیران جنگ|اسیران]] را در موقعیتی قرار می‌داد که مجبور بودند به هم‌وطن خود آسیب بزنند، که این خود بزرگترین پیروزی روانی برای عراقی‌ها و تلاش برای ایجاد گسست بین [[اسیران جنگ|اسیران]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. بازی با زمان: تأخیر و کش دادن اجرای حکم، خود [[شکنجه|شکنجه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ای دیگر بود؛ چون [[اسیران جنگ|اسیران]] می‌دانستند عاقبت یا باید بزنند یا زیر [[شکنجه|شکنجه‌]] شدیدتر بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. دلخوری و گناه: حتی اگر [[اسیران جنگ|اسیران]] می‌فهمیدند که مجبور هستند، این عمل باعث احساس شرم، گناه درونی [[اسیران جنگ|اسیران]] می شد و حتی در مواردی به ایجاد کینه پنهان بین دوستان دامن می زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. راهکار [[مقاومت]] منفعلانه: [[اسیران جنگ|اسیران]] هوشمندانه عمل می‌کردند؛ یعنی ظاهرِ امر را حفظ می‌کردند (برای [[فرار]] از [[شکنجه|شکنجه‌]] مستقیم) اما در باطن ضربات را آرام می‌زدند یا فقط ادای ضربه زدن را درمی‌آوردند تا هم [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] نشوند  و هم کمتر به رفیق خود آسیب برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نمونه‌ی بارز [[مقاومت]] اخلاقی در سخت‌ترین شرایط بود. در یک مورد پائیز سال 1367 در اسارتگاه [[اردوگاه تکریت 12|تکریت 12]] آسایشگاه 6 عبدالرضا در آن زمان، بیست و یک سال بیشتر نداشت و یک جوان خیلی با انرژی و دانشجو بود که سال اول دانشگاه را به صورت داوطلبانه رها کرده بود و رفته بود به جبهه تا ادای دینی به کشور خودش در برابر تجاوز ارتش عراق داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در [[اعتراض]] به این نوع تنبیه در برابر عراقی‌ها ایستاد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر]] هستیم و اینجا هم اسارتگاه است و شما موظفید خودتان ما را [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] کنید، نه اینکه ما را به جان هم بیندازید.&amp;lt;ref&amp;gt;نکوئیان، عبدالرضا. خاطره نگاشت&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این حرکت عبدالرضا روحیه‌ای به بقیه‌ی افرادی که آنجا داشتند [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] می‌شدند داد. انگار که این حرکت او یک انرژی مضاعفی در آنها ایجاد کرد و همه یک‌باره تکبیر گفتند و محکم ایستادند در برابر عراقی‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها به محض اینکه اتحاد این بچه‌ها را دیدند، یک‌باره این شیوه‌ی [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] را متوقف کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالرضا با وجود سن کم، شجاعت مثال‌زدنی از خود نشان داد. او با یک موضع‌گیری اصولی و انسانی، نه تنها کرامت خود را حفظ کرد، بلکه اتحاد و همبستگی را در میان سایر [[اسیران جنگ|اسیران]] زنده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریاد تکبیر جمعی [[اسیران جنگ|اسیران]]، نشان‌دهنده‌ی انرژی مضاعف و [[مقاومت]] دسته‌جمعی در برابر ذلت‌پذیری بود که از حرکت عبدالرضا الهام گرفت و به یک حرکت اعتراضی موثر معنا بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عراقی‌ها وقتی اتحاد و ایستادگی [[اسیران جنگ|اسیران]] را دیدند، عقب‌نشینی کردند و آن روش تحقیرآمیز را متوقف ساختند. زیرا می دیدند اگر به این روش ادامه دهن با واکنش های جمعی بیشتری روبرو می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یک نمونه‌ی بسیار الهام‌بخش از [[مقاومت]] اخلاقی و جمعی در سخت‌ترین شرایط ممکن بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این درس بزرگی برای همهٔ ما بود که شجاعت یک فرد می‌تواند هم به خودش و هم به دیگران درس [[مقاومت]] در برابر دشمن بدهد.»&lt;br /&gt;
==تحلیل و گسترش معنا==&lt;br /&gt;
۱. شجاعت فردی، جرقه جمعی می‌زند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  یک نفر با یک «نه» به‌موقع، می‌تواند زنجیره خاموشی و انفعال را بشکند. عبدالرضا نشان داد که جسارت اخلاقی گاهی از سلاح موثرتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. [[مقاومت]]، مسری است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی اسیران تکبیر گفتند و ایستادگی کردند، ثابت شد که امید و همبستگی در شرایط [[اسارت و اسیران|اسارت]] هم قابل انتشار است؛ دشمن از اتحاد می‌ترسد، نه از تنهایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. قدرت الگوسازی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  این حرکت نه‌تنها در آن لحظه تأثیر داشت، بلکه به عنوان یک الگوی رفتاری برای سایر [[اسیران جنگ|اسیران]] و نسل‌های بعد ثبت شد که حتی در اوج فشار، می‌توان کرامت را حفظ کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. پیام به امروز ما&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این  آدرس فقط محدود به [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیست؛ در هر عرصه‌ای که با ناعدالتی، زورگویی یا تحقیر مواجهیم، شجاعت یک نفر می‌تواند سرآغاز تغییر باشد.&lt;br /&gt;
==نیز نگاه کنید به==&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه های روحی]]&lt;br /&gt;
*[[تنبیه در اسارت]]&lt;br /&gt;
*[[شکنجه در اسارت]]&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه های جسمی]]&lt;br /&gt;
==کتابشناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
عبدالرضا نکوئیان&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه های جسمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه های روحی]]&lt;br /&gt;
[[ar:إجبار الأسرى على ضرب بعضهم بعضًا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11902</id>
		<title>اجبار اسیران به کتک زدن یکدیگر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11902"/>
		<updated>2026-08-12T15:55:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از شیوه های [[تنبیه و شکنجه های روحی]] [[اسرا]]، اجبار [[اسرا]] به کتک زدن یکدیگر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مأموران بعثی [[اسرا]] را وادار می‌کردند همدیگر را کتک بزنند و اگر کسی استنکاف می‌ورزید، به‌شدت [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;شورای علمی [[دانشنامه آزادگان]].(1399).[[دانشنامه آزادگان]]: اسیران ایرانی آزاد شده در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ عراق علیه ایران]].تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ [https://www.mfpa.ir/fa/library پیام آزادگان]،&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسارتگاه‌های رژیم بعث عراق، یکی از روش‌های تحقیر و [[شکنجه]] اسیران ایرانی این بود که در مواردی به دلیل تعداد بالای اسیران، آن‌ها را دو به دو در برابر هم قرار می‌دادند و وادار می‌کردند به یکدیگر سیلی بزنند یا به صورت هم ضربه وارد کنند. این روش پیامدهای روانی و اخلاقی عمیقی داشت که در ادامه به آن‌ها خواهم پرداخت.&lt;br /&gt;
==این روش خشونت بار و تحقیرکننده، چندلایه بود==&lt;br /&gt;
۱. شکستن اتحاد: [[اسیران جنگ|اسیران]] را در موقعیتی قرار می‌داد که مجبور بودند به هم‌وطن خود آسیب بزنند، که این خود بزرگترین پیروزی روانی برای عراقی‌ها و تلاش برای ایجاد گسست بین [[اسیران جنگ|اسیران]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. بازی با زمان: تأخیر و کش دادن اجرای حکم، خود [[شکنجه|شکنجه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ای دیگر بود؛ چون [[اسیران جنگ|اسیران]] می‌دانستند عاقبت یا باید بزنند یا زیر [[شکنجه|شکنجه‌]] شدیدتر بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. دلخوری و گناه: حتی اگر [[اسیران جنگ|اسیران]] می‌فهمیدند که مجبور هستند، این عمل باعث احساس شرم، گناه درونی [[اسیران جنگ|اسیران]] می شد و حتی در مواردی به ایجاد کینه پنهان بین دوستان دامن می زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. راهکار [[مقاومت]] منفعلانه: [[اسیران جنگ|اسیران]] هوشمندانه عمل می‌کردند؛ یعنی ظاهرِ امر را حفظ می‌کردند (برای [[فرار]] از [[شکنجه|شکنجه‌]] مستقیم) اما در باطن ضربات را آرام می‌زدند یا فقط ادای ضربه زدن را درمی‌آوردند تا هم [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] نشوند  و هم کمتر به رفیق خود آسیب برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نمونه‌ی بارز [[مقاومت]] اخلاقی در سخت‌ترین شرایط بود. در یک مورد پائیز سال 1367 در اسارتگاه [[اردوگاه تکریت 12|تکریت 12]] آسایشگاه 6 عبدالرضا در آن زمان، بیست و یک سال بیشتر نداشت و یک جوان خیلی با انرژی و دانشجو بود که سال اول دانشگاه را به صورت داوطلبانه رها کرده بود و رفته بود به جبهه تا ادای دینی به کشور خودش در برابر تجاوز ارتش عراق داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در [[اعتراض]] به این نوع تنبیه در برابر عراقی‌ها ایستاد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما [[اسیر جنگی در حقوق بین المللی|اسیر]] هستیم و اینجا هم اسارتگاه است و شما موظفید خودتان ما را [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] کنید، نه اینکه ما را به جان هم بیندازید.&amp;lt;ref&amp;gt;نکوئیان، عبدالرضا. خاطره نگاشت&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این حرکت عبدالرضا روحیه‌ای به بقیه‌ی افرادی که آنجا داشتند [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] می‌شدند داد. انگار که این حرکت او یک انرژی مضاعفی در آنها ایجاد کرد و همه یک‌باره تکبیر گفتند و محکم ایستادند در برابر عراقی‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها به محض اینکه اتحاد این بچه‌ها را دیدند، یک‌باره این شیوه‌ی [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] را متوقف کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالرضا با وجود سن کم، شجاعت مثال‌زدنی از خود نشان داد. او با یک موضع‌گیری اصولی و انسانی، نه تنها کرامت خود را حفظ کرد، بلکه اتحاد و همبستگی را در میان سایر [[اسیران جنگ|اسیران]] زنده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریاد تکبیر جمعی [[اسیران جنگ|اسیران]]، نشان‌دهنده‌ی انرژی مضاعف و [[مقاومت]] دسته‌جمعی در برابر ذلت‌پذیری بود که از حرکت عبدالرضا الهام گرفت و به یک حرکت اعتراضی موثر معنا بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عراقی‌ها وقتی اتحاد و ایستادگی [[اسیران جنگ|اسیران]] را دیدند، عقب‌نشینی کردند و آن روش تحقیرآمیز را متوقف ساختند. زیرا می دیدند اگر به این روش ادامه دهن با واکنش های جمعی بیشتری روبرو می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یک نمونه‌ی بسیار الهام‌بخش از [[مقاومت]] اخلاقی و جمعی در سخت‌ترین شرایط ممکن بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این درس بزرگی برای همهٔ ما بود که شجاعت یک فرد می‌تواند هم به خودش و هم به دیگران درس [[مقاومت]] در برابر دشمن بدهد.»&lt;br /&gt;
==تحلیل و گسترش معنا==&lt;br /&gt;
۱. شجاعت فردی، جرقه جمعی می‌زند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  یک نفر با یک «نه» به‌موقع، می‌تواند زنجیره خاموشی و انفعال را بشکند. عبدالرضا نشان داد که جسارت اخلاقی گاهی از سلاح موثرتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. [[مقاومت]]، مسری است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی اسیران تکبیر گفتند و ایستادگی کردند، ثابت شد که امید و همبستگی در شرایط [[اسارت و اسیران|اسارت]] هم قابل انتشار است؛ دشمن از اتحاد می‌ترسد، نه از تنهایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. قدرت الگوسازی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  این حرکت نه‌تنها در آن لحظه تأثیر داشت، بلکه به عنوان یک الگوی رفتاری برای سایر [[اسیران جنگ|اسیران]] و نسل‌های بعد ثبت شد که حتی در اوج فشار، می‌توان کرامت را حفظ کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. پیام به امروز ما&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این  آدرس فقط محدود به [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیست؛ در هر عرصه‌ای که با ناعدالتی، زورگویی یا تحقیر مواجهیم، شجاعت یک نفر می‌تواند سرآغاز تغییر باشد.&lt;br /&gt;
==نیز نگاه کنید به==&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه های روحی]]&lt;br /&gt;
*[[تنبیه در اسارت]]&lt;br /&gt;
*[[شکنجه در اسارت]]&lt;br /&gt;
*[[تنبیه و شکنجه های جسمی]]&lt;br /&gt;
==کتابشناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
عبدالرضا نکوئیان&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه های جسمی]]&lt;br /&gt;
[[رده:تنبیه و شکنجه های روحی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_4&amp;diff=11901</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 4</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_4&amp;diff=11901"/>
		<updated>2026-08-12T15:31:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ بهترین سربازان انقلاب اسلامی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در منظومه فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب اسلامی جایگاهی فراتر از [[اسیران جنگ|اسیران]] آزادشده [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بخش با بررسی بیانات و پیام‌های ایشان از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به عنوان «بهترین سربازان انقلاب»، «آزموده‌ترین فرزندان ملت»، «رمز پایداری ملت ایران» و سرمایه‌ای فرهنگی و معنوی برای آینده کشور معرفی شده‌اند. در این دیدگاه، دوران اسارت نه پایان مجاهدت، بلکه مرحله‌ای از تربیت ایمانی، خودسازی، استقامت و آمادگی برای ایفای مسئولیت‌های بزرگ‌تر اجتماعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بررسی بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب در فاصله ۲۶ مرداد ۱۳۷۱ تا ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، مهم‌ترین محورهای این دیدگاه عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف) جایگاه الهی و معنوی آزادگان ===&lt;br /&gt;
۱. [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]]، عرصه آزمون الهی و رشد معنوی انسان مؤمن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را یکی از دشوارترین آزمون‌های الهی می‌داند که [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] با صبر، ایمان و استقامت از آن سربلند بیرون آمدند و به همین دلیل از آنان به عنوان انسان‌هایی آزموده و شایسته یاد می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2631&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7762&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20751&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. لحظه‌لحظه رنج‌های دوران اسارت در پیشگاه خداوند محفوظ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات مختلف تأکید شده است که هیچ‌یک از سختی‌ها، صبرها و مجاهدت‌های [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از دیوان الهی ساقط نمی‌شود و همه آنها در پیشگاه خداوند ثبت و دارای پاداش اخروی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. رنج‌های اسارت سرمایه‌ای برای فرد و جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به باور ایشان، سال‌های [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] تنها تحمل سختی نبود، بلکه ذخیره‌ای از تجربه، صبر، ایمان و سرمایه اجتماعی برای [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و جامعه ایران پدید آورد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب) [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]]؛ جلوه قدرت الهی ===&lt;br /&gt;
۱. آزادی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] برخلاف محاسبات عادی، جلوه‌ای از قدرت و لطف الهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب آزادی ده‌ها هزار اسیر ایرانی را حادثه‌ای فراتر از محاسبات سیاسی دانسته و آن را نتیجه قدرت و اراده الهی معرفی می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2897&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] یکی از خاطره‌های بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] را از بزرگ‌ترین خاطرات تاریخ انقلاب و حتی تاریخ معاصر ایران می‌داند و بر ضرورت زنده نگه داشتن این خاطره در حافظه ملی تأکید می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پ) جایگاه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در جامعه اسلامی ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] بهترین سربازان انقلاب و آزموده‌ترین فرزندان ملت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دیدگاه، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به دلیل تحمل سال‌های اسارت و حفظ ایمان و هویت انقلابی، شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی معرفی شده‌اند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. آزادگان رمز پایداری ملت ایران به شمار می‌آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان [[مقاومت]] آزادگان را موجب سربلندی ملت ایران دانسته و آنان را نماد استقامت ملی معرفی می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از برجسته‌ترین مصادیق ایثارگران هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات سال ۱۳۷۴، آزادگان، مفقودان و خانواده‌های آنان از مصادیق حقیقی ایثارگران معرفی شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9853&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ت) رسالت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] پس از آزادی ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] باید در صف مقدم سازندگی کشور قرار گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب تأکید می‌کند که تجربه، استقامت و سرمایه معنوی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] باید در خدمت پیشرفت کشور و سازندگی قرار گیرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. دفاع از انقلاب و مقابله با دشمنان، ادامه رسالت آزادگان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین دیدگاه، مسئولیت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] با پایان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] خاتمه نمی‌یابد، بلکه آنان باید همچنان در دفاع از ارزش‌های انقلاب و مقابله با تبلیغات دشمن نقش‌آفرین باشند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3136&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ث) خانواده‌های آزادگان ===&lt;br /&gt;
۱. خانواده‌های آزادگان در رنج اسارت شریک بودند و از اجر الهی برخوردارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب بارها از صبر و استقامت همسران، والدین و فرزندان [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] تجلیل کرده و آنان را در پاداش معنوی این مجاهدت سهیم دانسته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. انتظار [[خانواده]] اسیر از دشوارترین تجربه‌های دوران جنگ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با اشاره به نگرانی مستمر خانواده‌های [[اسیران جنگ|اسیران]]، این وضعیت را از تلخ‌ترین تجربه‌های جنگ توصیف می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ج) [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ سرمایه فرهنگی و حافظه تاریخی ملت ===&lt;br /&gt;
۱. تجربه اسارت گنجینه‌ای فرهنگی برای نسل‌های آینده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۸۱ به بعد، در بیانات رهبر انقلاب، تجربه آزادگان به عنوان ذخیره‌ای فرهنگی برای تقویت ایمان، امید و [[مقاومت]] نسل‌های آینده معرفی می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ثبت خاطرات اسارت یک ضرورت ملی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با انتقاد از کم‌کاری در ثبت [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، بر تولید کتاب، فیلم، آثار هنری و پژوهش‌های مستند درباره اسارت تأکید می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. روایت هنری اسارت، بخشی از سند پیروزی ملت ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد ایشان، بازنمایی صحیح تجربه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در آثار هنری و رسانه‌ای، تثبیت‌کننده حافظه تاریخی و بیانگر پیروزی ملت ایران در دفاع مقدس است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چ) امید، استقامت و آینده ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نمونه غلبه امید بر یأس هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب با اشاره به شرایط سخت اردوگاه‌های اسارت، تأکید می‌کند که آزادگان با حفظ امید و ایمان، بریأس غلبه کردند و همین ویژگی آنان را به الگویی برای جامعه تبدیل کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. زندگی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] می‌تواند راهنمای نسل‌های آینده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آخرین دیدار با [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، ایشان زندگی آنان را «ستاره راهنما» در عبور جامعه از تحولات آینده توصیف می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی ==&lt;br /&gt;
در منظومه فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] صرفاً اسیران آزادشده [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] نیستند، بلکه نماد ایمان، استقامت، صبر، امید و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به شمار می‌آیند. در این دیدگاه، [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به مدرسه‌ای برای خودسازی و رشد معنوی، [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] جلوه‌ای از لطف الهی، و تجربه آنان سرمایه‌ای فرهنگی برای تداوم هویت تاریخی و انتقال ارزش‌های دفاع مقدس به نسل‌های آینده تلقی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[ar:الأحرار في بيانات قائد الثورة الإسلامية 4]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_4&amp;diff=11900</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 4</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_4&amp;diff=11900"/>
		<updated>2026-08-12T15:17:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ بهترین سربازان انقلاب اسلامی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در منظومه فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب اسلامی جایگاهی فراتر از [[اسیران جنگ|اسیران]] آزادشده [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بخش با بررسی بیانات و پیام‌های ایشان از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به عنوان «بهترین سربازان انقلاب»، «آزموده‌ترین فرزندان ملت»، «رمز پایداری ملت ایران» و سرمایه‌ای فرهنگی و معنوی برای آینده کشور معرفی شده‌اند. در این دیدگاه، دوران اسارت نه پایان مجاهدت، بلکه مرحله‌ای از تربیت ایمانی، خودسازی، استقامت و آمادگی برای ایفای مسئولیت‌های بزرگ‌تر اجتماعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بررسی بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب در فاصله ۲۶ مرداد ۱۳۷۱ تا ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، مهم‌ترین محورهای این دیدگاه عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف) جایگاه الهی و معنوی آزادگان ===&lt;br /&gt;
۱. [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]]، عرصه آزمون الهی و رشد معنوی انسان مؤمن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را یکی از دشوارترین آزمون‌های الهی می‌داند که [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] با صبر، ایمان و استقامت از آن سربلند بیرون آمدند و به همین دلیل از آنان به عنوان انسان‌هایی آزموده و شایسته یاد می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2631&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7762&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20751&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. لحظه‌لحظه رنج‌های دوران اسارت در پیشگاه خداوند محفوظ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات مختلف تأکید شده است که هیچ‌یک از سختی‌ها، صبرها و مجاهدت‌های [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از دیوان الهی ساقط نمی‌شود و همه آنها در پیشگاه خداوند ثبت و دارای پاداش اخروی است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. رنج‌های اسارت سرمایه‌ای برای فرد و جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به باور ایشان، سال‌های [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] تنها تحمل سختی نبود، بلکه ذخیره‌ای از تجربه، صبر، ایمان و سرمایه اجتماعی برای [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و جامعه ایران پدید آورد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب) [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]]؛ جلوه قدرت الهی ===&lt;br /&gt;
۱. آزادی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] برخلاف محاسبات عادی، جلوه‌ای از قدرت و لطف الهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب آزادی ده‌ها هزار اسیر ایرانی را حادثه‌ای فراتر از محاسبات سیاسی دانسته و آن را نتیجه قدرت و اراده الهی معرفی می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2897&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] یکی از خاطره‌های بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] را از بزرگ‌ترین خاطرات تاریخ انقلاب و حتی تاریخ معاصر ایران می‌داند و بر ضرورت زنده نگه داشتن این خاطره در حافظه ملی تأکید می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پ) جایگاه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در جامعه اسلامی ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] بهترین سربازان انقلاب و آزموده‌ترین فرزندان ملت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دیدگاه، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به دلیل تحمل سال‌های اسارت و حفظ ایمان و هویت انقلابی، شایسته‌ترین افراد برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی معرفی شده‌اند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. آزادگان رمز پایداری ملت ایران به شمار می‌آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان [[مقاومت]] آزادگان را موجب سربلندی ملت ایران دانسته و آنان را نماد استقامت ملی معرفی می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از برجسته‌ترین مصادیق ایثارگران هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات سال ۱۳۷۴، آزادگان، مفقودان و خانواده‌های آنان از مصادیق حقیقی ایثارگران معرفی شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9853&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ت) رسالت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] پس از آزادی ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] باید در صف مقدم سازندگی کشور قرار گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب تأکید می‌کند که تجربه، استقامت و سرمایه معنوی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] باید در خدمت پیشرفت کشور و سازندگی قرار گیرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. دفاع از انقلاب و مقابله با دشمنان، ادامه رسالت آزادگان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین دیدگاه، مسئولیت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] با پایان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] خاتمه نمی‌یابد، بلکه آنان باید همچنان در دفاع از ارزش‌های انقلاب و مقابله با تبلیغات دشمن نقش‌آفرین باشند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3136&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ث) خانواده‌های آزادگان ===&lt;br /&gt;
۱. خانواده‌های آزادگان در رنج اسارت شریک بودند و از اجر الهی برخوردارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب بارها از صبر و استقامت همسران، والدین و فرزندان [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] تجلیل کرده و آنان را در پاداش معنوی این مجاهدت سهیم دانسته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. انتظار [[خانواده]] اسیر از دشوارترین تجربه‌های دوران جنگ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با اشاره به نگرانی مستمر خانواده‌های [[اسیران جنگ|اسیران]]، این وضعیت را از تلخ‌ترین تجربه‌های جنگ توصیف می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ج) [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ سرمایه فرهنگی و حافظه تاریخی ملت ===&lt;br /&gt;
۱. تجربه اسارت گنجینه‌ای فرهنگی برای نسل‌های آینده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۸۱ به بعد، در بیانات رهبر انقلاب، تجربه آزادگان به عنوان ذخیره‌ای فرهنگی برای تقویت ایمان، امید و [[مقاومت]] نسل‌های آینده معرفی می‌شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ثبت خاطرات اسارت یک ضرورت ملی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با انتقاد از کم‌کاری در ثبت [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، بر تولید کتاب، فیلم، آثار هنری و پژوهش‌های مستند درباره اسارت تأکید می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. روایت هنری اسارت، بخشی از سند پیروزی ملت ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد ایشان، بازنمایی صحیح تجربه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در آثار هنری و رسانه‌ای، تثبیت‌کننده حافظه تاریخی و بیانگر پیروزی ملت ایران در دفاع مقدس است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چ) امید، استقامت و آینده ===&lt;br /&gt;
۱. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نمونه غلبه امید بر یأس هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب با اشاره به شرایط سخت اردوگاه‌های اسارت، تأکید می‌کند که آزادگان با حفظ امید و ایمان، بریأس غلبه کردند و همین ویژگی آنان را به الگویی برای جامعه تبدیل کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. زندگی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] می‌تواند راهنمای نسل‌های آینده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آخرین دیدار با [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، ایشان زندگی آنان را «ستاره راهنما» در عبور جامعه از تحولات آینده توصیف می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی ==&lt;br /&gt;
در منظومه فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] صرفاً اسیران آزادشده [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] نیستند، بلکه نماد ایمان، استقامت، صبر، امید و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به شمار می‌آیند. در این دیدگاه، [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به مدرسه‌ای برای خودسازی و رشد معنوی، [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت آزادگان]] جلوه‌ای از لطف الهی، و تجربه آنان سرمایه‌ای فرهنگی برای تداوم هویت تاریخی و انتقال ارزش‌های دفاع مقدس به نسل‌های آینده تلقی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_3&amp;diff=11899</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 3</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_3&amp;diff=11899"/>
		<updated>2026-08-12T15:11:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039; آزادگان، بهترین سربازان انقلاب اسلامی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات رهبر معظم انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نه‌تنها بندگان صالح، بلکه «بهترین سربازان انقلاب»، «آزموده‌ترین فرزندان ملت» و «شهیدان زنده» معرفی شده‌اند که دوران اسارت آنان، مقطعِ افتخارآمیزِ «سال‌های پربرکت و پُراَجر جوانی» به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بررسی بیانات مقام معظم رهبری در فاصله  25 شهریور 1369 تا  26 مرداد 1371 می توان موارد زیر را به عنوان مهم ترین نکات مورد توجه قرار داد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف: جایگاه الهی‑معنوی آزادگان (ارزش اخروی رنج‌ها) ===&lt;br /&gt;
1. تمامی لحظات اسارت (شب‌های طولانی، ترس، گرسنگی، سرما و گرما، غربت، جور نااهلان و ایستادگی در برابر دشمنان خدا) در دیوان الهی همچون نوار صوت و تصویر محفوظ است و یک لحظه از آن از بین نرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2372&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، مجموعه‌ای از نعم الهی و کرامت‌های خدا بر بندگان صالح و نیز مجموعه‌ای از امتحان‌های دشوار یک انسان مؤمن به شمار می‌روند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8840&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.خداوند با آنان «إنّ اللّهَ مَعَ الصّابِرین» را در عمل نشان داد و نتایج شیرین صبر را به آنان چشاند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2384&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. رهایی آزادگان از چنگ رژیم بعث، نشانه‌ای از قدرت‌نمایی استثنایی خداوند و یکی از پاداش‌های الهی به ملت ایران بود&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2623&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب: ارزش و سنگینی یک لحظه اسارت (عظمت تحمل) ===&lt;br /&gt;
1. یک روز اسارت بسیار است و یک ساعت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دست دشمن غدّارِ جبّارِ بی‌دینِ دست‌شسته از انسانیت، سخت و طاقت‌فرسا است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.  رنج‌های لحظه‌به‌لحظه اسارت، قابل گنجاندن در کلمات یا تبیین کامل با هنر و ادبیات نیست؛ شنیدنِ آن، مانند دیدن و لمس کردن نیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2589&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پ: نقش تاریخی و هویتی آزادگان (زنده‌نگه‌داشتن مقاومت) ===&lt;br /&gt;
1. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] یاد روزها و ساعت‌ها و لحظه‌های پُرخاطره را زنده می‌کنند و حافظهٔ تاریخی [[مقاومت]] را در جامعه جاری می‌سازند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.آنان در سخت‌ترین شرایط [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، شخصیت انقلابی، ایمانی و روح رزمندگی را چنان حفظ کردند که در هیچ ملتی مشابه ندارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آزادگان، مظهر وفاداری به آرمان‌های اسلامی و کانون روشنگری علیه مطامع استکبار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2479&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ت: آزادگان در عرصهٔ سازندگی و آینده‌سازی کشور (کارویژهٔ پس از اسارت) ===&lt;br /&gt;
1. آزادگان با ذخیرهٔ گران‌بهایی از تجربه، آگاهی، توانایی، صبر، استقامت و حلم بازگشته‌اند و این سرمایه‌ها باید در خدمت سازندگی کشور به‌کار گرفته شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. آنان باید در صفوف مقدم جریان سازندگی کشور و در همهٔ عرصه‌ها (ارتش، سپاه، بسیج و جامعه) پیشتاز باشند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. مرارت‌های اسارت، ارادهٔ آنان را برای پیشرفت به‌سوی اهداف انقلاب قوی‌تر کرده و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از نظام هستند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2631&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ث: وظیفهٔ استمرار انقلابی‌گری (مقابله با یأس و تحریف) ===&lt;br /&gt;
1. انقلاب اسلامی مربوط به زمان خاصی نیست؛ با گذشت زمان، انقلابی‌گری ضعیف نمی‌شود. آزادگان باید با نشاط، اتکا به خدا و ثبات‌قدم در برابر این توهم ضعیف شدن انقلاب بایستند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. یأس و ناامیدی بزرگ‌ترین دشمن انسان‌های آرمان‌خواه است؛ آزادگان با ذخیرهٔ بزرگ معنوی اسارت، با امید به آینده به مجاهدت ادامه دهند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی پایانی ==&lt;br /&gt;
در منظومهٔ فکری رهبر معظم انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نه یک پدیدهٔ تاریخیِ تمام‌شده، بلکه گنجینهٔ زندهٔ ایمان، صبر و بصیرت برای همیشهٔ انقلاب اسلامی هستند. رنج آنان در پیشگاه خداوند «موجود» و «محفوظ» است؛ بازگشت آنان، پاداشی الهی؛ و حضور آنان در صحنهٔ سازندگی و دفاع از ارزش‌ها، تداوم همان حماسهٔ [[مقاومت]] در قالبی نوین به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[ar:الأحرار في بيانات قائد الثورة الإسلامية 3]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_3&amp;diff=11898</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 3</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_3&amp;diff=11898"/>
		<updated>2026-08-12T14:57:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039; آزادگان، بهترین سربازان انقلاب اسلامی.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانات رهبر معظم انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نه‌تنها بندگان صالح، بلکه «بهترین سربازان انقلاب»، «آزموده‌ترین فرزندان ملت» و «شهیدان زنده» معرفی شده‌اند که دوران اسارت آنان، مقطعِ افتخارآمیزِ «سال‌های پربرکت و پُراَجر جوانی» به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بررسی بیانات مقام معظم رهبری در فاصله  25 شهریور 1369 تا  26 مرداد 1371 می توان موارد زیر را به عنوان مهم ترین نکات مورد توجه قرار داد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== الف: جایگاه الهی‑معنوی آزادگان (ارزش اخروی رنج‌ها) ===&lt;br /&gt;
1. تمامی لحظات اسارت (شب‌های طولانی، ترس، گرسنگی، سرما و گرما، غربت، جور نااهلان و ایستادگی در برابر دشمنان خدا) در دیوان الهی همچون نوار صوت و تصویر محفوظ است و یک لحظه از آن از بین نرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2372&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، مجموعه‌ای از نعم الهی و کرامت‌های خدا بر بندگان صالح و نیز مجموعه‌ای از امتحان‌های دشوار یک انسان مؤمن به شمار می‌روند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8840&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.خداوند با آنان «إنّ اللّهَ مَعَ الصّابِرین» را در عمل نشان داد و نتایج شیرین صبر را به آنان چشاند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2384&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. رهایی آزادگان از چنگ رژیم بعث، نشانه‌ای از قدرت‌نمایی استثنایی خداوند و یکی از پاداش‌های الهی به ملت ایران بود&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2623&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ب: ارزش و سنگینی یک لحظه اسارت (عظمت تحمل) ===&lt;br /&gt;
1. یک روز اسارت بسیار است و یک ساعت [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در دست دشمن غدّارِ جبّارِ بی‌دینِ دست‌شسته از انسانیت، سخت و طاقت‌فرسا است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.  رنج‌های لحظه‌به‌لحظه اسارت، قابل گنجاندن در کلمات یا تبیین کامل با هنر و ادبیات نیست؛ شنیدنِ آن، مانند دیدن و لمس کردن نیست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2589&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پ: نقش تاریخی و هویتی آزادگان (زنده‌نگه‌داشتن مقاومت) ===&lt;br /&gt;
1. [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] یاد روزها و ساعت‌ها و لحظه‌های پُرخاطره را زنده می‌کنند و حافظهٔ تاریخی [[مقاومت]] را در جامعه جاری می‌سازند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.آنان در سخت‌ترین شرایط [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، شخصیت انقلابی، ایمانی و روح رزمندگی را چنان حفظ کردند که در هیچ ملتی مشابه ندارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آزادگان، مظهر وفاداری به آرمان‌های اسلامی و کانون روشنگری علیه مطامع استکبار هستند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2479&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ت: آزادگان در عرصهٔ سازندگی و آینده‌سازی کشور (کارویژهٔ پس از اسارت) ===&lt;br /&gt;
1. آزادگان با ذخیرهٔ گران‌بهایی از تجربه، آگاهی، توانایی، صبر، استقامت و حلم بازگشته‌اند و این سرمایه‌ها باید در خدمت سازندگی کشور به‌کار گرفته شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. آنان باید در صفوف مقدم جریان سازندگی کشور و در همهٔ عرصه‌ها (ارتش، سپاه، بسیج و جامعه) پیشتاز باشند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. مرارت‌های اسارت، ارادهٔ آنان را برای پیشرفت به‌سوی اهداف انقلاب قوی‌تر کرده و شایسته‌ترین افراد برای دفاع از نظام هستند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2631&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ث: وظیفهٔ استمرار انقلابی‌گری (مقابله با یأس و تحریف) ===&lt;br /&gt;
1. انقلاب اسلامی مربوط به زمان خاصی نیست؛ با گذشت زمان، انقلابی‌گری ضعیف نمی‌شود. آزادگان باید با نشاط، اتکا به خدا و ثبات‌قدم در برابر این توهم ضعیف شدن انقلاب بایستند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. یأس و ناامیدی بزرگ‌ترین دشمن انسان‌های آرمان‌خواه است؛ آزادگان با ذخیرهٔ بزرگ معنوی اسارت، با امید به آینده به مجاهدت ادامه دهند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی پایانی ==&lt;br /&gt;
در منظومهٔ فکری رهبر معظم انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] نه یک پدیدهٔ تاریخیِ تمام‌شده، بلکه گنجینهٔ زندهٔ ایمان، صبر و بصیرت برای همیشهٔ انقلاب اسلامی هستند. رنج آنان در پیشگاه خداوند «موجود» و «محفوظ» است؛ بازگشت آنان، پاداشی الهی؛ و حضور آنان در صحنهٔ سازندگی و دفاع از ارزش‌ها، تداوم همان حماسهٔ [[مقاومت]] در قالبی نوین به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_2&amp;diff=11897</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 2</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_2&amp;diff=11897"/>
		<updated>2026-08-12T14:41:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;آزادگان، «ذخیره بزرگ الهی» و «ثروت ملی».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازگشت [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در سال ۱۳۶۹، یکی از افتخارآمیزترین رویدادهای پس از [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] بود. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طی چند روز در سه دیدار جداگانه (05/29، ۰6/۰1 و 1369/۰۶/04) با جمعی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، به تبیین ابعاد شخصیتی، عملکرد و پیام‌های آنان برای جامعه پرداختند. در این مدخل، محورهای سخنان ایشان که مستقیماً به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] مربوط می‌شود، دسته‌بندی شده است&amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری ([https://www.Leader.ir Leader.ir]): آرشیو بیانات سال 1369 و موضوعات مربوط به دیدار با خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان. قابل بازیابی از https://www.leader.ir/fa/speech/343&amp;lt;nowiki/&amp;gt;، https://www.leader.ir/fa/content/346  &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور اول: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، «ذخیره بزرگ الهی» و «ثروت ملی» ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] عزیز ما ذخیره بزرگ انقلاب و اسلام هستند که خداوند آنان را به آغوش ملت قدرشناس بازگرداند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبر انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را نه صرفاً افرادی بازگشته از اسارت، بلکه سرمایه‌های معنوی و ملی معرفی کردند که بقای نظام و انقلاب به وجود آنان وابسته است. این نگاه، جایگاه آنان را از سطح یک رویداد انسانی، به سطح یک گنجینه الهی ارتقا می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2342&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور دوم: حفظ عزت و سربلندی در اوج [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما که برگشتید، آبرومند و سربلند برگشتید؛ دین و اعتقاد و دلبستگی‌تان به امام و اسلام و انقلاب را حفظ کردید؛ پیش دشمن، آبروی ملت را حفظ نمودید و ملت را سرشکسته نکردید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: این محور، مهم‌ترین ویژگی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را «عزت‌مداری» در سخت‌ترین شرایط ممکن معرفی می‌کند. تأکید بر اینکه آنان در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، نه‌تنها ایمان خود را حفظ کردند، بلکه اجازه ندادند دشمن از آنان بهره‌برداری تبلیغاتی کند، نشان‌دهنده درک عمیق آنان از مسئولیت ملی و اسلامی است&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=432&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور سوم: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و «نامه‌های افتخارآمیز» از دل اردوگاه‌ها ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «ما [[نامه|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هایی از بعضی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در طول این دو سالِ بعد از آتش‌بس داشته‌ایم... می‌نوشتند که شما برای آزادی ما به دشمن باج ندهید. این را اسیر می‌نوشت... اینها جزو اسناد شرف ملی ماست و تا ابد محفوظ خواهد بود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبرشهید انقلاب با افشای این مکاتبات، نبوغ اخلاقی و سیاسی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را به رخ می‌کشند. آنان درحالی که در بند دشمن بودند، از مسئولان نظام می‌خواستند که برای آزادی‌شان ذلت نپذیرند. این اقدام، نشان‌دهنده اولویت‌دادن به عزت ملی بر رهایی فردی است که والاترین سطح از «غیرت دینی» و «وطن‌دوستی» را به تصویر می‌کشد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2345&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور چهارم: دستاوردهای معنوی دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] (الگوی مقاومت فردی) ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ما که برگشتند، از اردوگاه‌ها برای من خبر آوردند که عزیزان ما اهل دعا و [[نماز]] و تهجد و راز و نیاز و رابطه با خدا هستند؛ اینها را حفظ کنید، اینها خیلی ارزشمند است، مایه پیروزی ما اینهاست.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: ایشان با تأکید بر عبادت، تهجد و انس با قرآن در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها، نشان می‌دهند که آزادگان چگونه از بستر [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، به قله‌های معنویت دست یافتند. این دستاورد، آنان را به الگویی برای تمام اقشار جامعه تبدیل می‌کند که در بحران‌ها، تکیه‌گاه اصلی را خداوند بدانند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور پنجم: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به‌عنوان «معیار امتحان» برای ملت و مسئولان ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]... حجت را بر مسئولان و ما تمام کردید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبر انقلاب، صبر و [[مقاومت]] آزادگان را عاملی برای «حجت‌بودن» بر مسئولان معرفی می‌کنند؛ به این معنا که آنان ثابت کردند که می‌توان با عزت زیست و هیچ‌گاه برای رسیدن به اهداف، کرامت انسانی را فدا نکرد. این رویه، سنجه‌ای برای ارزیابی عملکرد مسئولان در مواجهه با بحران‌هاست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور ششم: توصیه‌های رهبر انقلاب به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] برای آینده ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما عزیزان، مثل گذشته به خدا توکل کنید؛ با خدا ارتباطتان را حفظ کنید؛ دستاورد دوران اسارت را، که انس با خدا و قرآن و صبر در مصیبت‌ها و مشکلات است، مثل ذخیره ارزشمندی، برای خودتان نگه دارید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: ایشان از آزادگان می‌خواهند که هویت معنوی به‌دست‌آمده در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را پس از آزادی نیز حفظ کنند. این توصیه، دلالت بر آن دارد که افتخار [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، فقط به گذشته آنان محدود نمی‌شود، بلکه وظیفه آنان در قبال جامعه، انتقال این روحیه مقاومت به نسل‌های آینده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی نهایی ==&lt;br /&gt;
[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، نماد «عزت ملی» و «قدرت ایمان»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر رهبر انقلاب در سال ۱۳۶۹، با توجه به سه سخنرانی مورد اشاره، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از سه ویژگی شاخص زیر برخوردار بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. عزت‌آفرینی در سخت‌ترین شرایط؛ با حفظ کرامت خود در برابر دشمن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ایمان‌محوری و تبدیل [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به فرصتی برای تعالی روح؛ از طریق عبادت و انس با قرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. آگاهی سیاسی که با نگارش نامه‌های تأثیرگذار، از نظام خواستار حفظ کرامت ملی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این محورها، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را به الگویی تمام‌عیار برای جامعه ایرانی تبدیل می‌کند که در آن، «اسارت جسم» هرگز به معنای «شکست روح» نیست و «پیروزی حقیقی» در حفظ عقیده و عزت در برابر دشمن خلاصه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[ar:الأحرار في بيانات قائد الثورة الإسلامية 2]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_2&amp;diff=11896</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 2</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_2&amp;diff=11896"/>
		<updated>2026-08-12T14:38:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;آزادگان، «ذخیره بزرگ الهی» و «ثروت ملی».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازگشت [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در سال ۱۳۶۹، یکی از افتخارآمیزترین رویدادهای پس از [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] بود. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طی چند روز در سه دیدار جداگانه (05/29، ۰6/۰1 و 1369/۰۶/04) با جمعی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، به تبیین ابعاد شخصیتی، عملکرد و پیام‌های آنان برای جامعه پرداختند. در این مدخل، محورهای سخنان ایشان که مستقیماً به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] مربوط می‌شود، دسته‌بندی شده است&amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری ([https://www.Leader.ir Leader.ir]): آرشیو بیانات سال 1369 و موضوعات مربوط به دیدار با خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان. قابل بازیابی از https://www.leader.ir/fa/speech/343&amp;lt;nowiki/&amp;gt;، https://www.leader.ir/fa/content/346  &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور اول: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، «ذخیره بزرگ الهی» و «ثروت ملی» ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] عزیز ما ذخیره بزرگ انقلاب و اسلام هستند که خداوند آنان را به آغوش ملت قدرشناس بازگرداند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبر انقلاب، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را نه صرفاً افرادی بازگشته از اسارت، بلکه سرمایه‌های معنوی و ملی معرفی کردند که بقای نظام و انقلاب به وجود آنان وابسته است. این نگاه، جایگاه آنان را از سطح یک رویداد انسانی، به سطح یک گنجینه الهی ارتقا می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2342&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور دوم: حفظ عزت و سربلندی در اوج [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما که برگشتید، آبرومند و سربلند برگشتید؛ دین و اعتقاد و دلبستگی‌تان به امام و اسلام و انقلاب را حفظ کردید؛ پیش دشمن، آبروی ملت را حفظ نمودید و ملت را سرشکسته نکردید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: این محور، مهم‌ترین ویژگی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را «عزت‌مداری» در سخت‌ترین شرایط ممکن معرفی می‌کند. تأکید بر اینکه آنان در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، نه‌تنها ایمان خود را حفظ کردند، بلکه اجازه ندادند دشمن از آنان بهره‌برداری تبلیغاتی کند، نشان‌دهنده درک عمیق آنان از مسئولیت ملی و اسلامی است&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=432&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور سوم: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و «نامه‌های افتخارآمیز» از دل اردوگاه‌ها ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «ما [[نامه|نامه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;هایی از بعضی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در طول این دو سالِ بعد از آتش‌بس داشته‌ایم... می‌نوشتند که شما برای آزادی ما به دشمن باج ندهید. این را اسیر می‌نوشت... اینها جزو اسناد شرف ملی ماست و تا ابد محفوظ خواهد بود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبرشهید انقلاب با افشای این مکاتبات، نبوغ اخلاقی و سیاسی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را به رخ می‌کشند. آنان درحالی که در بند دشمن بودند، از مسئولان نظام می‌خواستند که برای آزادی‌شان ذلت نپذیرند. این اقدام، نشان‌دهنده اولویت‌دادن به عزت ملی بر رهایی فردی است که والاترین سطح از «غیرت دینی» و «وطن‌دوستی» را به تصویر می‌کشد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2345&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور چهارم: دستاوردهای معنوی دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] (الگوی مقاومت فردی) ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ما که برگشتند، از اردوگاه‌ها برای من خبر آوردند که عزیزان ما اهل دعا و [[نماز]] و تهجد و راز و نیاز و رابطه با خدا هستند؛ اینها را حفظ کنید، اینها خیلی ارزشمند است، مایه پیروزی ما اینهاست.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: ایشان با تأکید بر عبادت، تهجد و انس با قرآن در [[اردوگاه|اردوگاه‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ها، نشان می‌دهند که آزادگان چگونه از بستر [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، به قله‌های معنویت دست یافتند. این دستاورد، آنان را به الگویی برای تمام اقشار جامعه تبدیل می‌کند که در بحران‌ها، تکیه‌گاه اصلی را خداوند بدانند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور پنجم: [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به‌عنوان «معیار امتحان» برای ملت و مسئولان ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]... حجت را بر مسئولان و ما تمام کردید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: رهبر انقلاب، صبر و [[مقاومت]] آزادگان را عاملی برای «حجت‌بودن» بر مسئولان معرفی می‌کنند؛ به این معنا که آنان ثابت کردند که می‌توان با عزت زیست و هیچ‌گاه برای رسیدن به اهداف، کرامت انسانی را فدا نکرد. این رویه، سنجه‌ای برای ارزیابی عملکرد مسئولان در مواجهه با بحران‌هاست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محور ششم: توصیه‌های رهبر انقلاب به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] برای آینده ==&lt;br /&gt;
عبارت کلیدی: «شما عزیزان، مثل گذشته به خدا توکل کنید؛ با خدا ارتباطتان را حفظ کنید؛ دستاورد دوران اسارت را، که انس با خدا و قرآن و صبر در مصیبت‌ها و مشکلات است، مثل ذخیره ارزشمندی، برای خودتان نگه دارید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل: ایشان از آزادگان می‌خواهند که هویت معنوی به‌دست‌آمده در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را پس از آزادی نیز حفظ کنند. این توصیه، دلالت بر آن دارد که افتخار [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، فقط به گذشته آنان محدود نمی‌شود، بلکه وظیفه آنان در قبال جامعه، انتقال این روحیه مقاومت به نسل‌های آینده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جمع‌بندی نهایی ==&lt;br /&gt;
[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، نماد «عزت ملی» و «قدرت ایمان»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر رهبر انقلاب در سال ۱۳۶۹، با توجه به سه سخنرانی مورد اشاره، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] از سه ویژگی شاخص زیر برخوردار بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. عزت‌آفرینی در سخت‌ترین شرایط؛ با حفظ کرامت خود در برابر دشمن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ایمان‌محوری و تبدیل [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] به فرصتی برای تعالی روح؛ از طریق عبادت و انس با قرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. آگاهی سیاسی که با نگارش نامه‌های تأثیرگذار، از نظام خواستار حفظ کرامت ملی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این محورها، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را به الگویی تمام‌عیار برای جامعه ایرانی تبدیل می‌کند که در آن، «اسارت جسم» هرگز به معنای «شکست روح» نیست و «پیروزی حقیقی» در حفظ عقیده و عزت در برابر دشمن خلاصه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_1&amp;diff=11895</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 1</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_1&amp;diff=11895"/>
		<updated>2026-08-12T14:27:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ سرمایه‌های ایمان و مایه‌ افتخار ملت.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیدار با اقشار مختلف مردم در تاریخ 1368/08/24، آیت‌الله خامنه‌ای با قدردانی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و خانواده‌های آنان، بر شجاعت، استقامت و جایگاه اخلاقی و ملی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] تاکید کردند و نسبت به تلاش‌های سیاسی دشمن برای بهره‌برداری از مسئله [[اسیران جنگ|اسیران]] هشدار دادند&amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری (Leader.ir): آرشیو بیانات سال 1368 و موضوعات مربوط به دیدار با خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان. قابل بازیابی از https://www.leader.ir/fa/content/206&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ستایش از [[مقاومت]] [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در برابر استکبار ==&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب با اشاره به جایگاه رزمندگان و [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی، آنان را نه تنها برای رژیم بعث عراق، بلکه برای کل جبهه استکبار، خطری بالفعل و بالقوه معرفی می‌کنند. ایشان بر این نکته تأکید دارند که جوانان آزاده، با ایستادگی و مردانگی خود، درسی بزرگ به دشمنان داده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را نمونه‌ای از مردانگی و استقامت خواند که در شرایط سخت [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیز [[مقاومت]] نشان دادند. رهبر انقلاب تأکید کردند هر یک از [[اسیران جنگ|اسیران]] برای نظام استکباری دشمن خطر بالقوه به شمار می‌آمده و همین ایستادگی، ارزش ملی و اخلاقی آنان را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افتخار خانواده‌ها به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب خانواده‌های [[اسیران جنگ|اسیران]] را فراخواند تا به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] خود افتخار کنند، هم‌ردیف و موازات خانواده‌های شهدا. ایشان تأکید کردند که صبر و شرافت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] دست‌کم به اندازه فداکاری شهدا و جانبازان، شایسته تکریم است و خانواده‌های آنان نیز باید همچون خانواده‌های شهدا، به این عزیزان افتخار کنند. این نگاه، [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را نه یک نقطه‌ضعف، که عرصه‌ای برای نمایش قدرت ایمان و شکست دشمن دادن دشمنان در سنگر پنهان [[اسارت و اسیران|اسارت]] می‌داند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایمان، مردانگی و قدرت نفس [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
در این بیانات، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به‌عنوان الگوهای «مردانگی» و «قدرت نفس» معرفی شدند که در سال‌های اسارت، علی‌رغم انواع فشارها و سخت‌گیری‌های رژیم بعث، تسلیم نشدند. رهبر انقلاب بر این نکته تاکید کردند که دشمن، با وجود اعمال شکنجه‌ها و محدودیت‌ها، نتوانست روحیه و هویت ایمانی و انقلابی این اسیران را «هضم» و در خود حل کند. در طول سال‌های اسارت، رژیم بعث رفتارهای سخت‌گیرانه و فشارهای فراوانی علیه اسیران اعمال کرده بود. با این حال، آزادگان با ایمان و تحمل توانستند در مقابل  فشارها استقامت کنند و دشمن را از تخریب روحیه آنان ناتوان ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افشای رفتار غیرانسانی دشمن؛ از پنهان‌کاری تا بهره‌برداری سیاسی ==&lt;br /&gt;
در بخش مهمی از این بیانات، ماهیت دوگانه و غیرانسانی رژیم بعث و حامیان غربی آن افشا می‌شود. ایشان با اشاره به اینکه هزاران اسیر ایرانی در اسارتگاه‌های عراق حتی ثبت‌نام نشده‌اند و [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]] نیز در این زمینه کوتاهی کرده، این اقدامات را محکوم کردند. در مقابل، طرح موضوع [[اسیران جنگ|اسیران]] به‌عنوان یک «مسئله انسانی» از سوی دشمن، یک حرکت فریبکارانه و سیاسی ارزیابی می‌شود که هدف آن، فراموش‌سازی جنایت‌های هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و جلوگیری از پیگیری سرنوشت مفقودین و [[اسیران جنگ|اسیران]] ثبت‌نشده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تکریم جایگاه والای ایثارگران و خانواده‌هایشان ==&lt;br /&gt;
در پایان این بیانات، جایگاه رفیع شهدا، جانبازان و به‌ویژه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و خانواده‌های آنان، به‌عنوان «برجسته‌ترین و شریف‌ترین انسان‌ها» مورد تأکید قرار می‌گیرد. رهبر معظم انقلاب، قدردانی از این عزیزان را وظیفه همگان، از مردم تا دستگاه‌های دولتی می‌دانند و در عین حال، پاداش و معامله خدا با این بزرگان را فراتر از هر تقدیر و ارزش مادی و ماندگارترین پاداش معرفی می‌فرمایند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=357&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[ar:الأحرار في بيانات قائد الثورة الإسلامية 1]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_1&amp;diff=11894</id>
		<title>آزادگان در بیانات رهبری 1</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_1&amp;diff=11894"/>
		<updated>2026-08-12T14:27:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;[[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]؛ سرمایه‌های ایمان و مایه‌ افتخار ملت.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیدار با اقشار مختلف مردم در تاریخ 1368/08/24، آیت‌الله خامنه‌ای با قدردانی از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و خانواده‌های آنان، بر شجاعت، استقامت و جایگاه اخلاقی و ملی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] تاکید کردند و نسبت به تلاش‌های سیاسی دشمن برای بهره‌برداری از مسئله [[اسیران جنگ|اسیران]] هشدار دادند&amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری (Leader.ir): آرشیو بیانات سال 1368 و موضوعات مربوط به دیدار با خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان. قابل بازیابی از https://www.leader.ir/fa/content/206&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ستایش از [[مقاومت]] [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] در برابر استکبار ==&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب با اشاره به جایگاه رزمندگان و [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی، آنان را نه تنها برای رژیم بعث عراق، بلکه برای کل جبهه استکبار، خطری بالفعل و بالقوه معرفی می‌کنند. ایشان بر این نکته تأکید دارند که جوانان آزاده، با ایستادگی و مردانگی خود، درسی بزرگ به دشمنان داده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله خامنه‌ای [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] را نمونه‌ای از مردانگی و استقامت خواند که در شرایط سخت [[اسارت و اسیران|اسارت]] نیز [[مقاومت]] نشان دادند. رهبر انقلاب تأکید کردند هر یک از [[اسیران جنگ|اسیران]] برای نظام استکباری دشمن خطر بالقوه به شمار می‌آمده و همین ایستادگی، ارزش ملی و اخلاقی آنان را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افتخار خانواده‌ها به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
رهبر انقلاب خانواده‌های [[اسیران جنگ|اسیران]] را فراخواند تا به [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] خود افتخار کنند، هم‌ردیف و موازات خانواده‌های شهدا. ایشان تأکید کردند که صبر و شرافت [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] دست‌کم به اندازه فداکاری شهدا و جانبازان، شایسته تکریم است و خانواده‌های آنان نیز باید همچون خانواده‌های شهدا، به این عزیزان افتخار کنند. این نگاه، [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را نه یک نقطه‌ضعف، که عرصه‌ای برای نمایش قدرت ایمان و شکست دشمن دادن دشمنان در سنگر پنهان [[اسارت و اسیران|اسارت]] می‌داند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایمان، مردانگی و قدرت نفس [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ==&lt;br /&gt;
در این بیانات، [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] به‌عنوان الگوهای «مردانگی» و «قدرت نفس» معرفی شدند که در سال‌های اسارت، علی‌رغم انواع فشارها و سخت‌گیری‌های رژیم بعث، تسلیم نشدند. رهبر انقلاب بر این نکته تاکید کردند که دشمن، با وجود اعمال شکنجه‌ها و محدودیت‌ها، نتوانست روحیه و هویت ایمانی و انقلابی این اسیران را «هضم» و در خود حل کند. در طول سال‌های اسارت، رژیم بعث رفتارهای سخت‌گیرانه و فشارهای فراوانی علیه اسیران اعمال کرده بود. با این حال، آزادگان با ایمان و تحمل توانستند در مقابل  فشارها استقامت کنند و دشمن را از تخریب روحیه آنان ناتوان ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افشای رفتار غیرانسانی دشمن؛ از پنهان‌کاری تا بهره‌برداری سیاسی ==&lt;br /&gt;
در بخش مهمی از این بیانات، ماهیت دوگانه و غیرانسانی رژیم بعث و حامیان غربی آن افشا می‌شود. ایشان با اشاره به اینکه هزاران اسیر ایرانی در اسارتگاه‌های عراق حتی ثبت‌نام نشده‌اند و [[صلیب سرخ|صلیب‌سرخ]] نیز در این زمینه کوتاهی کرده، این اقدامات را محکوم کردند. در مقابل، طرح موضوع [[اسیران جنگ|اسیران]] به‌عنوان یک «مسئله انسانی» از سوی دشمن، یک حرکت فریبکارانه و سیاسی ارزیابی می‌شود که هدف آن، فراموش‌سازی جنایت‌های هشت سال [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] و جلوگیری از پیگیری سرنوشت مفقودین و [[اسیران جنگ|اسیران]] ثبت‌نشده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تکریم جایگاه والای ایثارگران و خانواده‌هایشان ==&lt;br /&gt;
در پایان این بیانات، جایگاه رفیع شهدا، جانبازان و به‌ویژه [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] و خانواده‌های آنان، به‌عنوان «برجسته‌ترین و شریف‌ترین انسان‌ها» مورد تأکید قرار می‌گیرد. رهبر معظم انقلاب، قدردانی از این عزیزان را وظیفه همگان، از مردم تا دستگاه‌های دولتی می‌دانند و در عین حال، پاداش و معامله خدا با این بزرگان را فراتر از هر تقدیر و ارزش مادی و ماندگارترین پاداش معرفی می‌فرمایند&amp;lt;ref&amp;gt;قابل بازیابی از https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=357&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آزادگان در کلام رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
حسن بهشتی‌پور&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11893</id>
		<title>خشونت در اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11893"/>
		<updated>2026-08-12T14:04:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خشونت واقعیت انکارناپذیر تمام جوامع در طول دوره ­های مختلف تاریخی آن­است. گروهی از نظریه ­پردازان خشونت را ذاتاً امری سیاسی می­دانند. لذا خشونت سیاسی را می­توان یکی ازمهم­ترین تقسیم ­بندی­ های مرتبط با انواع خشونت دانست؛ که خود شامل دسته ­بندی­ هایی مبنی برخشونت هدفمند و بی ­هدف، خشونت آشکارو پنهان، خشونت فردی و ساختاری، خشونت فیزیکی و روانی می ­گردد. همچنین جنگ رامی­توان خشونت سیاسی بسیار سازمان­ یافته بازتعریف کرد و [[اسرا]] را به ­عنوان یکی از قربانیان این خشونت دانست. برای مثال،در تاریخ معاصر ایران، شاهدیم که در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] و حتی سال­های بعد از آتش ­بس، حکومت بعثی عراق به دلیل نرسیدن به اهداف مورد نظر خود در جنگ، بیشترین خشونت را برای انتقام ­جویی در حق اسرای ایرانی دربند، اعمال نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;حسنی فر، عبد الرحمن؛ ملای توانی، علیرضا و نجار، سعید(1401). &amp;quot;بازنمایی خشونت نظامیان عراقی در خاطره نگاشته های اسرای ایرانی جنگ/دفاع مقدس&amp;quot;. تاریخ نگری و تاریخ نگاری،32(29)،55-79&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفاهیم ==&lt;br /&gt;
خشونت واژه ­ای است که «مفهومی گسترده دارد و به سختی می­ توان آن را صرفاً در یک بُعد تعریف کرد. برای نمونه، اگر تنها مفهوم فیزیکی یا طبیعی خشونت را در نظر داشته باشیم، آن را می­توانیم نوعی قدرت یا زور تعریف کنیم که با تحمیل خود به سایر پدیده­ها اعم از پدیده ­های انسانی یا غیر­انسانی حدود قدرت آن پدیده ­ها را مشخص می­کند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;فکوهی، ناصر(1378)،خشونت سیاسی؛ نظریات، مباحث، اشکال و راهکارها، تهران، نشر قطره&amp;lt;/ref&amp;gt;.در معنای خشونت و تعریف آن بین صاحب‌نظران توافقی وجود ندارد، لذا در ارائه تعریفی از این مقوله، مشکلی اساسی وجود دارد. «با این همه می‌توان گفت در این تعریف، اجماعی نسبی وجود دارد که برحسب آن خشونت این‎گونه تعریف می ‎شود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هرگونه تهاجم فیزیکی علیه هستی انسان که با انگیزه آسیب، رنج و یا لطمه زدن همراه باشد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این تعریف تأکید صرف بر تهاجم فیزیکی می‎شود، درحالی‌که ممکن است برخورد و تهاجم کلامی باشد و چه‌بسا در برخورد کلامی وجه خشونت قوی‌تر و مؤثرتر از تهاجم فیزیکی تلقی گردد، مگر اینکه در تعریف مورد بحث، اصطلاح فیزیکی به معنای عام به کار برده شود که در این صورت دو مشکل جدی پیدا می‌کند: اولاً تهاجم در محاورات به‌طور الزامی متضمن خشونت کلامی نیست؛ ثانیاً در برخورد کلامی آنچه خشونت‌زاست، الفاظ، اصوات یا امواج صوتی نیست، بلکه مفاد کلمات است که مخاطب را آزرده‌خاطر می‌سازد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;هزاوه­ای، محمدرضا(1383)،«معناشناسی خشونت»،تهران، مطالعات راهبردی زنان، شماره 23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس خشونت را می ­توان به مثابه تجلی افراطی و شدید خشم و عصبانیت به‌صورت احساسی و یا کلامی در نظر گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;زارع،حکیمه(1388)،«بررسی تأثیر سیاست­گذاری فرهنگی بر گرایش به خشونت در فوتبال ایران سال 97»، پایان ­[[نامه]] کارشناسی ارشد دانشگاه الزهراء.&amp;lt;/ref&amp;gt;این رفتار می­تواند شامل تحقیر، اهانت، دشنام و توهین، یا تلاش برای آسیب فیزیكی باشد. در هر مورد، هدف از رفتار آسیب رساندن به دیگران، یعنی تحمیل درد و رنج فیزیكی یا روحی-روانی است. خشونت و پرخاشگری با توجه به تعاریفی كه مورد اشاره قرار گرفت در سطح فردی و جمعی متجلی می­ گردد، اما می ­توان آن را فرآورده­ای اجتماعی تلقی كرد كه با الهام از عوامل مختلف اجتماعی در عرصه­ های گوناگون كنش اجتماعی جلوه ­گر می­ گردد&amp;lt;ref&amp;gt;محسني­ تبريزي، عليرضا(1383)،ونداليسم، تهران: انتشارات آن.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع خشونت ==&lt;br /&gt;
باید گفت از مفهوم خشونت«تاکنون دسته ­بندی­ های گوناگونی عرضه شده است که از آن جمله می توان به دسته ­بندی گالتونگ مبنی بر خشونت هدفمند و بی ­هدف، خشونت آشکار و پنهان، خشونت فردی و ساختاری، خشونت فیزیکی و روانی، خشونت معطوف به قربانی و خشونت بدون قربانی اشاره کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;حیدری­ چروده، مجید(1389).«تحلیل جامعه ­شناختی تاثیر فتار قربانیان خشونت و ارتباط آن با رفتار خشونت ­آمیز علیه آنان»، &#039;&#039;بررسی مسائل اجتماعی ایران&#039;&#039;، سال اول، شمارۀ2.&amp;lt;/ref&amp;gt; در تقسیم­ بندی انواع خشونت نیز با تکیه بر منابع معتبر می­ توان قائل به یک جمع­ بندی در این خصوص بود و به صورت کلی این موارد را ذکر نمود:خشونت‌های مجاز و غیرمجاز؛ خشونت‌های فیزیکی و غیرفیزیکی و خشونت‌های فردی و اجتماعی. که در ذیل به تعریفی مختصر از هریک پرداخته‌ایم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خشونت‌های فیزیکی و غیرفیزیکی ===&lt;br /&gt;
خشونت‌های فیزیکی به آن دسته از اعمالی گفته می‌شود که به صورت عینی و محسوس در عالم خارج تحقق پیدا می‌کند؛مانند: قتل، حبس، ضرب و جرح.خشونت‌های غیرفیزیکی عبارت است از اقداماتی که به‌طور کلی محسوس و ملموس نیستند، مانند:بی‌اعتنایی، نگاه تحقیرآمیز، برخورد تبعیض‌آمیز؛ یا درجه محسوس بودن آنها نسبت به دسته اول بسیار اندک است و امر محسوس خود ابزاری بیش نیست، مانند ناسزاگویی و سخنان تحقیرآمیز. البته باید توجه داشت که دامنه خشونت‌های غیرفیزیکی بسی گسترده است، مثل سلب انواع آزادی‌های مشروط، تحمیل حاکمیت و ایجاد محیطی بسته که از رشد و بالندگی آدمیان ممانعت به عمل می‌آورد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خشونت‌های فردی و اجتماعی ===&lt;br /&gt;
در خشونت‌های فردی قربانیان خشونت،افراد می‌باشند، اما در خشونت‌های اجتماعی، قربانی این اقدام جوامع خواهند بود. این خشونت‌ها ممکن است منشاء داخلی یا خارجی داشته باشند. خشونت‌های اجتماعی داخلی، مانند سرقت‌های مسلحانه، قتل‌های زنجیره‌ای، تظاهرات خیابانی، نفی آزادی، سلب اختیار از مردم در تعیین مدیریت جامعه یا نظارت بر حاکمان می‌باشند و خشونت‌های اجتماعی خارجی، مانند استعمار، جنگ وتحمیل سیستم تک‌محصولی به‌منظور فشار بر ملت‌ها برای تأمین منافع قدرتمندان، اشاعۀ اندیشه‌های شک‌آلود و مفاسد اخلاقی که استعمار فرهنگی نام گرفته، تحقیر و توهین به مقدسات و مبانی اعتقادی جامعه و تحقیر و نژادپرستانه جوامع می ‎باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته باید اذعان نمود خشونت واقعیت انکارناپذیر تمام جوامع در طول دوره‌های مختلف تاریخی آنهاست و با اینکه هیچ‌گاه از بین نرفته، اما همیشه کوشش شده است محدودیت‌هایی در اعمال آن صورت گیرد. در همین مورد وجود همیشگی آن،«گروهی از نظریه‌پردازان خشونت را ذاتی امر سیاسی میدانند. گوهر سیاست از این منظر، مقوله قدرت است و امر مبتنی بر قدرت، نمی‌تواند فارغ از پدیدار خشونت جاری باشد.گروه دیگر نظریات، خشونت را مستقل از امر سیاسی میداند.»&amp;lt;ref&amp;gt;عابدی­ اردکانی؛ الله‌دادی،نفیسه(1397)،«کارل اشمیت و تئوریزه کردن خشونت»، مجله غرب­ شناسی بنیادی، 9(115)، 1-139.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان پژوهشگران ایرانی نیز سعید پیوندی از کسانی است که به ملازمت قدرت و خشونت اذعان دارد و بر همین اساس بر چندگانگی خشونت در تاریخ معاصر ایران با ذکر چند نمونه اشاره کرده که از جمله مهم­ترین منابع آن­ها را حاکمیت سیاسی و فعالیت‌های نظامی خارجی بیان کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پیوندی، سعید(1384).«نقد خشونت سیاسی در ایران»، &#039;&#039;بازتاب اندیشه&#039;&#039;، شماره 69.&amp;lt;/ref&amp;gt;فکوهی نیز تقریباً چنین دیدگاهی دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد انواع خشونت­ های سیاسی نیز به مانند تعریف خود واژه خشونت و موردهای گوناگون آن، تنوع دسته ­بندی را شاهدیم. به­ عنوان مثال«تد رابرت‌گر» آشوب، توطئه و جنگ درون­ کشوری را از مصادیق بارز خشونت سیاسی ذکر کرده و جنگ را خشونت سیاسی بسیار سازمان‌یافته بازتعریف کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;رابرت­ گر، تد(1388).چرا انسان­ها شورش می­ کنند. ترجمه علی مرشدی ­زاده، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برهمین اساس:«جنگ را از نظر گستردگی و شدت خشونت به‌کارگرفته‌شده و همچنین میزان تخریب و تلفات ناشی از آن باید حادترین شکل خشونت سیاسی از بالا به حساب آورد.مفهوم جنگ را می­توان«رودررویی سازمان­ یافته میان دو یا چند دولت مستقل بر سر اختلاف‌ها واهداف رسمی و از پیش اعلام‌شده» تعریف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلیل اصلی جنگ را باید در نابرابری میان دو یا چند دولت دانست. این نابرابری می­تواند دو شکل اساسی داشته باشد، نخست نابرابری اقتصادی یا رشد اقتصادی نابرابر میان دولت­های همسایه که خود می­تواند حاصل شرایط طبیعی یعنی نابرابری منابع و یا شرایط غیرطبیعی، نظیر سیاست غلط اقتصادی، تأثیر بازار جهانی و غیره باشد. این امر سبب  می شود جنگ با انگیزه گرفتن غنیمت و غارت آغاز شود. نمونۀ چنین جنگ­ هایی در تاریخ فراوان بوده و آخرین مورد آن [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]](1980تا1988)و جنگ عراق با کویت ومتحدینش در آغاز دهه 90م بود. دومین دلیل در نابرابری سیاسی یعنی وجود نظام­ های سیاسی متناقض و متضاد در کشورهای همجوار یا نزدیک به هم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[تمایز بین خشونت و شکنجه در اسارتگاه‌های عراق]]&lt;br /&gt;
* [[تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
سعید نجار&lt;br /&gt;
[[رده:خشونت در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:بازنمایی خشونت در خاطرات اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:انواع خشونت در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[en:Violence in Captivity]]&lt;br /&gt;
[[ar:العنف في الأسر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11892</id>
		<title>خشونت در اسارت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=11892"/>
		<updated>2026-08-12T14:03:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کتابشناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خشونت واقعیت انکارناپذیر تمام جوامع در طول دوره ­های مختلف تاریخی آن­است. گروهی از نظریه ­پردازان خشونت را ذاتاً امری سیاسی می­دانند. لذا خشونت سیاسی را می­توان یکی ازمهم­ترین تقسیم ­بندی­ های مرتبط با انواع خشونت دانست؛ که خود شامل دسته ­بندی­ هایی مبنی برخشونت هدفمند و بی ­هدف، خشونت آشکارو پنهان، خشونت فردی و ساختاری، خشونت فیزیکی و روانی می ­گردد. همچنین جنگ رامی­توان خشونت سیاسی بسیار سازمان­ یافته بازتعریف کرد و [[اسرا]] را به ­عنوان یکی از قربانیان این خشونت دانست. برای مثال،در تاریخ معاصر ایران، شاهدیم که در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] و حتی سال­های بعد از آتش ­بس، حکومت بعثی عراق به دلیل نرسیدن به اهداف مورد نظر خود در جنگ، بیشترین خشونت را برای انتقام ­جویی در حق اسرای ایرانی دربند، اعمال نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;حسنی فر، عبد الرحمن؛ ملای توانی، علیرضا و نجار، سعید(1401). &amp;quot;بازنمایی خشونت نظامیان عراقی در خاطره نگاشته های اسرای ایرانی جنگ/دفاع مقدس&amp;quot;. تاریخ نگری و تاریخ نگاری،32(29)،55-79&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفاهیم ==&lt;br /&gt;
خشونت واژه ­ای است که «مفهومی گسترده دارد و به سختی می­ توان آن را صرفاً در یک بُعد تعریف کرد. برای نمونه، اگر تنها مفهوم فیزیکی یا طبیعی خشونت را در نظر داشته باشیم، آن را می­توانیم نوعی قدرت یا زور تعریف کنیم که با تحمیل خود به سایر پدیده­ها اعم از پدیده ­های انسانی یا غیر­انسانی حدود قدرت آن پدیده ­ها را مشخص می­کند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;فکوهی، ناصر(1378)،خشونت سیاسی؛ نظریات، مباحث، اشکال و راهکارها، تهران، نشر قطره&amp;lt;/ref&amp;gt;.در معنای خشونت و تعریف آن بین صاحب‌نظران توافقی وجود ندارد، لذا در ارائه تعریفی از این مقوله، مشکلی اساسی وجود دارد. «با این همه می‌توان گفت در این تعریف، اجماعی نسبی وجود دارد که برحسب آن خشونت این‎گونه تعریف می ‎شود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هرگونه تهاجم فیزیکی علیه هستی انسان که با انگیزه آسیب، رنج و یا لطمه زدن همراه باشد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این تعریف تأکید صرف بر تهاجم فیزیکی می‎شود، درحالی‌که ممکن است برخورد و تهاجم کلامی باشد و چه‌بسا در برخورد کلامی وجه خشونت قوی‌تر و مؤثرتر از تهاجم فیزیکی تلقی گردد، مگر اینکه در تعریف مورد بحث، اصطلاح فیزیکی به معنای عام به کار برده شود که در این صورت دو مشکل جدی پیدا می‌کند: اولاً تهاجم در محاورات به‌طور الزامی متضمن خشونت کلامی نیست؛ ثانیاً در برخورد کلامی آنچه خشونت‌زاست، الفاظ، اصوات یا امواج صوتی نیست، بلکه مفاد کلمات است که مخاطب را آزرده‌خاطر می‌سازد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;هزاوه­ای، محمدرضا(1383)،«معناشناسی خشونت»،تهران، مطالعات راهبردی زنان، شماره 23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس خشونت را می ­توان به مثابه تجلی افراطی و شدید خشم و عصبانیت به‌صورت احساسی و یا کلامی در نظر گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;زارع،حکیمه(1388)،«بررسی تأثیر سیاست­گذاری فرهنگی بر گرایش به خشونت در فوتبال ایران سال 97»، پایان ­[[نامه]] کارشناسی ارشد دانشگاه الزهراء.&amp;lt;/ref&amp;gt;این رفتار می­تواند شامل تحقیر، اهانت، دشنام و توهین، یا تلاش برای آسیب فیزیكی باشد. در هر مورد، هدف از رفتار آسیب رساندن به دیگران، یعنی تحمیل درد و رنج فیزیكی یا روحی-روانی است. خشونت و پرخاشگری با توجه به تعاریفی كه مورد اشاره قرار گرفت در سطح فردی و جمعی متجلی می­ گردد، اما می ­توان آن را فرآورده­ای اجتماعی تلقی كرد كه با الهام از عوامل مختلف اجتماعی در عرصه­ های گوناگون كنش اجتماعی جلوه ­گر می­ گردد&amp;lt;ref&amp;gt;محسني­ تبريزي، عليرضا(1383)،ونداليسم، تهران: انتشارات آن.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع خشونت ==&lt;br /&gt;
باید گفت از مفهوم خشونت«تاکنون دسته ­بندی­ های گوناگونی عرضه شده است که از آن جمله می توان به دسته ­بندی گالتونگ مبنی بر خشونت هدفمند و بی ­هدف، خشونت آشکار و پنهان، خشونت فردی و ساختاری، خشونت فیزیکی و روانی، خشونت معطوف به قربانی و خشونت بدون قربانی اشاره کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;حیدری­ چروده، مجید(1389).«تحلیل جامعه ­شناختی تاثیر فتار قربانیان خشونت و ارتباط آن با رفتار خشونت ­آمیز علیه آنان»، &#039;&#039;بررسی مسائل اجتماعی ایران&#039;&#039;، سال اول، شمارۀ2.&amp;lt;/ref&amp;gt; در تقسیم­ بندی انواع خشونت نیز با تکیه بر منابع معتبر می­ توان قائل به یک جمع­ بندی در این خصوص بود و به صورت کلی این موارد را ذکر نمود:خشونت‌های مجاز و غیرمجاز؛ خشونت‌های فیزیکی و غیرفیزیکی و خشونت‌های فردی و اجتماعی. که در ذیل به تعریفی مختصر از هریک پرداخته‌ایم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خشونت‌های فیزیکی و غیرفیزیکی ===&lt;br /&gt;
خشونت‌های فیزیکی به آن دسته از اعمالی گفته می‌شود که به صورت عینی و محسوس در عالم خارج تحقق پیدا می‌کند؛مانند: قتل، حبس، ضرب و جرح.خشونت‌های غیرفیزیکی عبارت است از اقداماتی که به‌طور کلی محسوس و ملموس نیستند، مانند:بی‌اعتنایی، نگاه تحقیرآمیز، برخورد تبعیض‌آمیز؛ یا درجه محسوس بودن آنها نسبت به دسته اول بسیار اندک است و امر محسوس خود ابزاری بیش نیست، مانند ناسزاگویی و سخنان تحقیرآمیز. البته باید توجه داشت که دامنه خشونت‌های غیرفیزیکی بسی گسترده است، مثل سلب انواع آزادی‌های مشروط، تحمیل حاکمیت و ایجاد محیطی بسته که از رشد و بالندگی آدمیان ممانعت به عمل می‌آورد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خشونت‌های فردی و اجتماعی ===&lt;br /&gt;
در خشونت‌های فردی قربانیان خشونت،افراد می‌باشند، اما در خشونت‌های اجتماعی، قربانی این اقدام جوامع خواهند بود. این خشونت‌ها ممکن است منشاء داخلی یا خارجی داشته باشند. خشونت‌های اجتماعی داخلی، مانند سرقت‌های مسلحانه، قتل‌های زنجیره‌ای، تظاهرات خیابانی، نفی آزادی، سلب اختیار از مردم در تعیین مدیریت جامعه یا نظارت بر حاکمان می‌باشند و خشونت‌های اجتماعی خارجی، مانند استعمار، جنگ وتحمیل سیستم تک‌محصولی به‌منظور فشار بر ملت‌ها برای تأمین منافع قدرتمندان، اشاعۀ اندیشه‌های شک‌آلود و مفاسد اخلاقی که استعمار فرهنگی نام گرفته، تحقیر و توهین به مقدسات و مبانی اعتقادی جامعه و تحقیر و نژادپرستانه جوامع می ‎باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته باید اذعان نمود خشونت واقعیت انکارناپذیر تمام جوامع در طول دوره‌های مختلف تاریخی آنهاست و با اینکه هیچ‌گاه از بین نرفته، اما همیشه کوشش شده است محدودیت‌هایی در اعمال آن صورت گیرد. در همین مورد وجود همیشگی آن،«گروهی از نظریه‌پردازان خشونت را ذاتی امر سیاسی میدانند. گوهر سیاست از این منظر، مقوله قدرت است و امر مبتنی بر قدرت، نمی‌تواند فارغ از پدیدار خشونت جاری باشد.گروه دیگر نظریات، خشونت را مستقل از امر سیاسی میداند.»&amp;lt;ref&amp;gt;عابدی­ اردکانی؛ الله‌دادی،نفیسه(1397)،«کارل اشمیت و تئوریزه کردن خشونت»، مجله غرب­ شناسی بنیادی، 9(115)، 1-139.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان پژوهشگران ایرانی نیز سعید پیوندی از کسانی است که به ملازمت قدرت و خشونت اذعان دارد و بر همین اساس بر چندگانگی خشونت در تاریخ معاصر ایران با ذکر چند نمونه اشاره کرده که از جمله مهم­ترین منابع آن­ها را حاکمیت سیاسی و فعالیت‌های نظامی خارجی بیان کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پیوندی، سعید(1384).«نقد خشونت سیاسی در ایران»، &#039;&#039;بازتاب اندیشه&#039;&#039;، شماره 69.&amp;lt;/ref&amp;gt;فکوهی نیز تقریباً چنین دیدگاهی دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد انواع خشونت­ های سیاسی نیز به مانند تعریف خود واژه خشونت و موردهای گوناگون آن، تنوع دسته ­بندی را شاهدیم. به­ عنوان مثال«تد رابرت‌گر» آشوب، توطئه و جنگ درون­ کشوری را از مصادیق بارز خشونت سیاسی ذکر کرده و جنگ را خشونت سیاسی بسیار سازمان‌یافته بازتعریف کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;رابرت­ گر، تد(1388).چرا انسان­ها شورش می­ کنند. ترجمه علی مرشدی ­زاده، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برهمین اساس:«جنگ را از نظر گستردگی و شدت خشونت به‌کارگرفته‌شده و همچنین میزان تخریب و تلفات ناشی از آن باید حادترین شکل خشونت سیاسی از بالا به حساب آورد.مفهوم جنگ را می­توان«رودررویی سازمان­ یافته میان دو یا چند دولت مستقل بر سر اختلاف‌ها واهداف رسمی و از پیش اعلام‌شده» تعریف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلیل اصلی جنگ را باید در نابرابری میان دو یا چند دولت دانست. این نابرابری می­تواند دو شکل اساسی داشته باشد، نخست نابرابری اقتصادی یا رشد اقتصادی نابرابر میان دولت­های همسایه که خود می­تواند حاصل شرایط طبیعی یعنی نابرابری منابع و یا شرایط غیرطبیعی، نظیر سیاست غلط اقتصادی، تأثیر بازار جهانی و غیره باشد. این امر سبب  می شود جنگ با انگیزه گرفتن غنیمت و غارت آغاز شود. نمونۀ چنین جنگ­ هایی در تاریخ فراوان بوده و آخرین مورد آن [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]](1980تا1988)و جنگ عراق با کویت ومتحدینش در آغاز دهه 90م بود. دومین دلیل در نابرابری سیاسی یعنی وجود نظام­ های سیاسی متناقض و متضاد در کشورهای همجوار یا نزدیک به هم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[تمایز بین خشونت و شکنجه در اسارتگاه‌های عراق]]&lt;br /&gt;
* [[تنبیه و شکنجه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتابشناسی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
سعید نجار&lt;br /&gt;
[[رده:خشونت در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
[[رده:بازنمایی خشونت در خاطرات اسرا]]&lt;br /&gt;
[[رده:انواع خشونت در اسارت]]&lt;br /&gt;
[[en:Violence in Captivity]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11891</id>
		<title>ارتباط اسیران با یکدیگر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=11891"/>
		<updated>2026-08-08T17:23:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه كنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;فرایند انتقال اطلاعات از [[اسیران جنگ|اسیری]] به [[اسیران جنگ|اسیر]] دیگر به‌کمک صدا، علامت یا رفتار قابل رؤیت و ترکیبی از اینها.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود ارتباطات بین [[اسرا|اسرای ایرانی]] در زندان‌‌های عراق در طی سال‌‌های 1359-1369 از بحث‌‌های علمی خوبی است که کمتر موردتوجه تحقیقات علمی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم ==&lt;br /&gt;
ارتباط مصدر باب افتعال از ریشه‌ی عربی ربط است (به معنای پیوند دادن، مرتبط کردن). در معنای عام آن هر گونه پیوند یا مرتبط کردن را شامل می شود اما در معنای خاص آن در اسارتگاه های عراق، عبارت است از عمل انتقال، اظهار، بیان و گفت‌وگو بین یک فرد با افراد دیگر&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;گیل، دیوید و بریجت ادمز (1384). الفبای ارتباطات. ترجمه رامین کریمیان و دیگران. تهران: نژده،&amp;lt;/ref&amp;gt;. به بیان دیگر، ارتباط را می‌توان انتقال مفاهیم از شخصی به شخص دیگر، براساس تجربه و فرهنگ خاص دانست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;معتمدنژاد، کاظم (1365). وسایل ارتباط جمعی. ج 1. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[[آباد، معصومه]] (1391). [[من زنده ام|من زنده‌‌ام]]. چ ششم. تهران: بروج،ص.244.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آنچه در این نوع ارتباط اهمیت دارد این است که ارتباط از طریق نمادهایی برقرار می‌شود که طرفین ارتباط در آن‌ها با یکدیگر اشتراک دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجزای ارتباط ==&lt;br /&gt;
در جریان ارتباط میان انسان‌ها، چهار جزء وجود دارد: ارسال کننده پیام، محتوای پیام، گیرنده پیام (مخاطب) و وسیله‌ای که پیام با آن انتقال داده می شود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع ارتباط ==&lt;br /&gt;
ارتباط به انواع مختلفی از جمله مستقیم یا غیر مستقیم، آشکار یا پنهان، عمیق یا سطحی ، و... تقسیم کرد اما از نظر نمادی که در اسارت به کار گرفته می شد، می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;1. ارتباط کلامی&#039;&#039;&#039;. در این نوع ارتباط، کلمات که واحد زبان هستند، به‌صورت نوشتاری یا گفتاری در خدمت برقرار ارتباط قرار می گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;2. ارتباط غیرکلامی&#039;&#039;&#039;. هرگاه برای انتقال پیام از نمادی غیر از کلمات استفاده می شود ، ارتباط غیرکلامی برقرار شده است. نماد غیرکلامی می‌تواند به‌صورت نقاشی، حرکات بدن، زبان اشاره یا هر نماد دیگری باشد. عموماً ارتباط غیرکلامی را به «زبان نشانه‌ها»، «زبان اشیاء» و «زبان حرکت‌ها» تقسیم می‌کنند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گونه‌های ارتباط میان اسیران ==&lt;br /&gt;
ازآنجاکه ارتباط میان اسیران دربرگیرنده همه‌ی روابط بین آنها بود، پیچیدگی فراوانی داشت و ازاین‌لحاظ انواع گوناگونی به خود گرفت: برپایه‌ی وسیله‌ی برقراری ارتباط، می‌توان آن را به ارتباط کلامی، غیرکلامی، و بصری (مانند استفاده از نقاشی یا نشانه) تقسیم کرد. اما براساس محیط و بستری که ارتباط در آن شکل می‌گرفت، عمده‌ی این ارتباط از نوع ارتباط میان‌فردی بود؛ یعنی ارتباطی که خود شامل استفاده از کلام، نشانه و نمایه، و نیز ارتباط چهره‌به‌چهره و رودررو می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارتباط بین اسیران ==&lt;br /&gt;
ارتباط بین [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در اسارتگاه‌های عراق، عمدتاً از نوع میان‌فردی (کلامی و غیرکلامی) بود و بیشتر ازطریق صدا و گاه نیز نوشتار صورت می‌گرفت. در ارتباط ازطریق صدا، نسبت به راه‌های دیگر مانند نشانه و نماد، امتیازهای ویژه‌ای وجود داشت: فرستنده‌ی پیام به‌طور دقیق مشخص نبود و نگهبانان نمی‌توانستند پیام‌دهنده را شناسایی کنند، مگر ازطریق خبرچینانی که گمارده بودند؛ همچنین با تغییر زیر یا بم صدا و همراه با تغییر چهره، امکان پدید آمدن رمزهای خاصی میان [[اسیران جنگ|اسیران]] فراهم می‌شد. علاوه‌براین، به‌دلیل کمبود امکانات، مانند در دسترس نبودن خودکار یا کاغذ، صدا اهمیت ویژه‌ای در ارتباط بین اسیران داشت؛ با این‌ حال، در مواردی نیز برای انتقال مفاهیم ازطریق ارتباط غیرکلامی، از نماد و نشانه استفاده می‌شد؛ برای نمونه، در سال‌روز تولد با فرستادن هدیه برای یکدیگر، ارتباط برقرار می‌کردند و ازاین‌طریق تبریک خود را اظهار می‌داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوارنویسی نوع دیگری از ارتباط میان‌فردی اسیران بود. در این نوع از ارتباط، حرف‌زدن یا سخن‌گفتن میان چند اسیر که مباحثه (گفتمان) نامیده می‌شد، مهم‌ترین نوع رابطه بود؛ در آن نقش فرستنده و گیرنده‌ی پیام جابه‌جا می‌شد و هیچ‌گاه گیرنده و فرستنده ثابت نبود. گاهی نیز این ارتباط با حالت و اداهای خاصی (مانند تعجب یا خشم‌آلود و با داد زدن) منتقل می‌شد. نوشتنِ اطلاعات، شکل دیگری از ارتباط بین اسیران ایرانی در اردوگاه‌های عراق بود که در میان اسیرانی که سال‌های طولانی در زندان بودند، کاربرد بیشتری داشت؛ در این روش، اسیران با نوشتن مشخصات خود روی دیوار، به اسیران جدید اطلاع می‌دادند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ارتباط میان‌فردی بین اسیران، به‌کاربردنِ اصطلاح و ضرب‌المثل بود؛ برای نمونه، هنگامی‌که اسیری تازه به زندان آورده می‌شد، با به‌کار بردن ضرب‌المثل ایرانی به او اطلاع می‌دادند که در این اسارتگاه اسیران ایرانی هستند. کارسازترین نوع ارتباط بین اسیران، صحبت‌کردن بود؛ در این نوع، گاهی [[اسیران جنگ|اسیران]] با مجاب‌کردن نگهبانان عراقی برای برقراری ارتباط با افراد دیگر، به آسایشگاه های آنان می‌رفتند. نمونه‌ی بارز این نوع ارتباط مربوط به سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد، [[سید آزادگان]] جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;رحمانیان، عبدالمجید (1383). [[منشور پاکی و خدمتگزاری]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،ص.26-27.&amp;lt;/ref&amp;gt;. گاه نیز ارتباط ازطریق گوش‌ کردن از دیوار برقرار می‌شد؛ این نوع، که شاید سخت‌ترین شکل ارتباط میان اسیران بود، مستلزم آن بود که ساعت‌های متمادی گوش به دیوار بگذارند تا از آسایشگاه همجوار اطلاعاتی به‌دست آورند؛ سپس با اندک اطلاعات به‌دست‌آمده میان خود تفسیر می‌کردند و براساس قاعده‌ی مورس در تلگراف، از ریتم ضرب با آسایشگاه همجوار خود ارتباط برقرار می‌کردند و از احوال یکدیگر باخبر می‌شدند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. خواندن و نوشتن، شکل دیگری از ارتباط بود که میان اسیران کاربرد داشت؛ در این روش، اطلاعات به‌صورت مخفی و جاسازی‌شده، مثلاً زیر سینی [[غذای اسارت|غذا]] یا میان سبزی یا نان، بین اسیران تبادل می‌شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از انواع دیگر ارتباط می‌توان به ارتباط مستقیم و چهره‌به‌چهره اشاره کرد. در این نوع، علاوه‌براینکه اسیران در درون یک آسایشگاه با هم ارتباط داشتند، گاه بدون واسطه با اسیران آسایشگاه دیگر نیز ارتباط مستقیم برقرار می‌کردند؛ این کار عمدتاً ازطریق پرت‌کردن یک کلمه‌ی فارسی یا خواندن دعاهای خاصِ پس از [[نماز]] با صدای بلند انجام می‌شد؛ به‌طوری‌که اسیرانی که برای بازجویی می‌بردند، از این‌طریق ایرانی‌بودن خود را به اسیرِ در حال بازجویی اطلاع می‌دادند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;. در این روش، گاه با خواندن [[دعا و توسل|دعا]] یا نوحه، کلماتی با پیام مشخص به اسیران دیگر منتقل می‌شد؛ برای نمونه، با شعرخوانیِ بلند، اطلاعات را به هم می‌رساندند. شکل دیگری از ارتباط که میان اسیران رواج داشت، استفاده از سخنرانی و خطابه بود؛ در این روش، یک فرد با ایراد سخنرانی درباره‌ی موضوعات گوناگون، اطلاعات را به‌شیوه‌ای خاص به شنوندگان می‌رساند. از نمونه‌های بارز این نوع ارتباط می‌توان به [[سید علی اکبر ابوترابی فرد|علی‌اکبر ابوترابی‌فرد]] اشاره کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگری از ارتباط میان [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در [[درمانگاه]] یا [[بیمارستان]] صورت می‌گرفت. درصورتی‌که امکان درمان بیمار در [[درمانگاه]] میسر نبود، او را به [[بیمارستان]] شهر، و در صورت وضعیت حاد، به [[بیمارستان نظامی الرشید بغداد|بیمارستان]] الرشید بغداد منتقل می‌کردند. این جابه‌جایی فرصتی فراهم می‌کرد تا بیمارانی از اسارتگاه‌های مختلف با یکدیگر برخورد کنند و هنگام معاینه توسط پزشک یا توزیع غذا، ازطریق ارتباط کلامی یا [[نامه]]، یکدیگر را از اخبار اسارتگاه خود باخبر سازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نیز نگاه كنید به==&lt;br /&gt;
*[[رسانه و خبر]]&lt;br /&gt;
*[[جابجایی و انتقال اسیران]]&lt;br /&gt;
*[[نامه]]&lt;br /&gt;
==كتابشناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
جمالی، حمیده (1384). «ارتباط». دانش[[نامه]] ایران، ج 2، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره‌‌المعارف بزرگ اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساروخانی، باقر (1373). جامعه‌‌شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسنده مقاله ==&lt;br /&gt;
علی ذبیحی علی‌‌تپه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازنویسی توسط دکتر بهشتی‌پور-مرداد 1405&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA_%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3&amp;diff=11890</id>
		<title>واکاوی درونمایگانی تبلیغ نوشته‌های دفاع مقدس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA_%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3&amp;diff=11890"/>
		<updated>2026-08-08T17:19:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کلیدواژه‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره واکاوی درونمایگانی تبلیغ نوشته‌های دفاع مقدس است که توسط مهدیه جلال آبادی راوری در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام و در سال 1404 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: واکاوی درونمایگانی تبلیغ نوشته‌های دفاع مقدس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;:  مهدیه جلال آبادی راوری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1404&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: زبان و ادبیات فارسی - ادبیات پایداری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
[[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] جنگی است که عراقی‌ها، ایرانیان رابه دفاع در برابر آن واداشتند و 8 سال طول کشید. ایران که آمادگی لازم را در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] نداشت و غافلگیر شده بود، باز هم با تمام قوا دفاع کرد و این 8 سال [[مقاومت]] و دفاع را دفاع مقدس نامگذاری کردند و از مهمترین ادوار تاریخی کشور ما محسوب می‌شود. یکی از ابزارهای مهم و تأثیرگذار در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]، تبلیغات است که باتوجه به اهمیت موضوع، دراین زمینه ستادی نیز در میان نیروهای مسلح به نام ستاد تبلیغات شکل گرفت. بسیاری از تبلیغات به صورت شفاهی و بعضی به صورت مکتوب وجود داشتند و یا بعداً به صورت مکتوب در آمدند، طبیعتاً در طول [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] تبلیغ نوشته‌های بسیاری صورت گرفته است که در تقویت روحیه رزمندگان و تضعیف و تخریب روحیه دشمن تاثیر بسزایی داشتند و چون توجه به افکار عمومی از اولویت بالائی برخوردار است، تبلیغات هم جایگاه ویژه‌ای دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
[[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]]؛ دفاع مقدس؛ واکاوی؛ تبلیغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مستند نگاری دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/5a8af0759b3594d73240655661d1cbbf&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11889</id>
		<title>وقایع تاریخی اسرای ایرانی جنگ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11889"/>
		<updated>2026-08-08T17:18:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کلید واژه ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;رساله‌ای درباره وقایع تاریخی اسرای ایرانی جنگ است که توسط سعید نجار در مقطع دکتری رشته تاریخ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام و در سال 1400 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده رساله ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان رساله&#039;&#039;&#039;: بازنمایی وقایع تاریخی در خاطره نگاشته‌های اسرای ایرانی [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]/دفاع مقدس 1369-1359&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: سعید نجار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1400&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده تاریخ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: تاریخ، تاریخ ایران بعد از اسلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: رساله دکتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
مروری کوتاه بر مهمترین رویدادهای مرتبط با [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] عراق با ایران، خود به روشنی گویای تاریخی و مهم بودن این تحول تاریخ معاصر ایران است؛ از این رو مستعد پژوهش های علمیِ متکی بر منابع معتبر است. [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] اسرای [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] به عنوان منابع تاریخنگارانه که در پژوهش پیشِ رو در زیرمجموعە &amp;quot;[[خاطرات خود نگاشت|خاطرات خودنگاشت]]&amp;quot; قرار داده شده اند، از جملە این منابع محسوب میشوند که شامل روایت های مختلف از طبقات گوناگون اجتماعی از مهمترین رخدادهای تاریخی مرتبط با جنگ و وقایع [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] می باشند. در این پژوهش تالش شده است با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی، ضمن کاربست مفاهیمی چون &amp;quot;خودزندگی[[نامه نگاری]]&amp;quot;، &amp;quot;[[خشونت در اسارت|خشونت]]&amp;quot; و &amp;quot;بازنمایی&amp;quot;، به تحلیل ساختار کلی این آثار و بررسی سبک و روش روایی آنها در کنار توجه به چگونگی بازنمایی وقایع تاریخی و رویدادهای [[اسارت و اسیران|اسارت]] پرداخته شود. گفتنی است در این پژوهش تبیین تجربه ها هدف نیست، بلکه توصیف جنگ و رویدادهای تاریخی مرتبط با آن و مهمتر از همه توصیف دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]] در تجربە زیستە این خاطره نگاران از حیث تاریخ شناختی مورد نظر است. فقدان روایت های منسجم، دارا بودن سبک سادە روایی با محوریت زاویە اول شخص راوی، توجه به جزئیات و پردازش یک روایت رسمی از جنگ و رویدادهای اسارت، از داده های مهم این تحقیق است. گستردگی اعمال خشونت فیزیکی به صورت انواع [[شکنجه]] های جسمی، اعمال محدودیت های دارویی برای [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی [[بیماری در اسارت|بیمار]] و عدم توجه به [[بهداشت فردی و جمعی|بهداشت]] [[اردوگاه]] ها، همچنین ایجاد محدویت در انجام مناسک مذهبی و سعی در آلوده کردن [[اسرا]] به مسائل مبتذل به عنوان نمود عینی [[شکنجه]] های روحی، از مسائلی است که در این خاطرات به فراوانی به آنها اشاره شده و میتوان به آنها به عنوان بخشی از داده های پژوهش اشاره کرد؛ داده هایی که همچنان نشانگر عدم تفاوت فاحش در روایت حوادث با تمام تفاوتهای طبقاتی، قومی و اجتماعی خاطره نگاران است و به نوعی میتوان با عنوان یکسانی روایت از آنها نام برد؛ یکسانی روایتی که در مورد بازنمایی وقایع تاریخی مهمی چون ورود [[صلیب سرخ]] به اردوگاه‌ها، پذیرش قطعنامە 895 و فوت امام خمینی به صورت عینی قابل مشاهده است و میتوان از تمام موارد مطرح شده به این نتیجە نهایی دست یافت که خودنگاشت‌های اسرای ایرانی منطبق بر روایت رسمی مورد پذیرش حکومت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
خاطره نگاشته؛ [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]؛ اسیر جنگی؛ اردوگاه؛ بازنمایی؛ جبهه موازی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
* [[خاطرات خود نگاشت]]&lt;br /&gt;
* [[رحلت امام خمینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن رساله https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/3b39853962e36579a87ffd769cabb43f&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81%DB%8C_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C&amp;diff=11888</id>
		<title>کتاب شناسی توصیفی آثار روایی دفاع مقدس خراسان جنوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81%DB%8C_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C&amp;diff=11888"/>
		<updated>2026-08-08T17:16:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* چکیده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره کتاب شناسی توصیفی آثار روایی دفاع مقدس خراسان جنوبی است که توسط میلاد شب بین در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بیرجند انجام و در سال 1402 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: کتاب شناسی توصیفی آثار روایی دفاع مقدس خراسان جنوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: میلاد شب بین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1402&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه بیرجند، دانشکده ادبیات و علوم انسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;:  زبان و ادبیات فارسی - ادبیات روایی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
[[ادبیات اسارت در جنگ|ادبیات]] دفاع مقدس به آثاری اطلاق می شود که درباره [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] هشت ساله‌ی عراق علیه ایران نوشته شده است بخشی از این آثار به روایت [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] هشت ساله می پردازد. هدف این پایان‌نامه، کتابشناسی توصیفی آثار روایی دفاع مقدس استان خراسان جنوبی است که به دو شکل الفبایی و براساس نوع ادبی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در مجموع 185 اثر در حوزه دفاع مقدس در استان خراسان جنوبی وجود داشت که 102 اثر حالت روایی داشت و کتابشناسی توصیفی شد. در حوزه‌ی انواع ادبی، نوع ادبی [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] و زندگینامه 53 اثر، داستان کوتاه 25 اثر، تاریخ شفاهی 21 اثر و رمان 3 اثر وجود داشت. فرشته شکوهیان، نویسنده‌ی کودک و نوجوان دارای بیشترین اثر می باشد که 5 اثر در حوزه ی کودک و 3 اثر در حوزه ی نوجوان را دارا می باشد. همچنین انتشارات انصار الرضا&amp;lt;sup&amp;gt;(ع)&amp;lt;/sup&amp;gt; سپاه پاسداران استان خراسان جنوبی با 81 اثر بیشترین تعداد نشر را به خود اختصاص داده است. 65 اثر درباره ی شهدا، 11 اثر درباره‌ی جانبازان و آزادگان، 16 اثر درباره‌ی رزمندگان و 10 اثر مربوط به امدادگران و و مدافعین سلامت می باشد. همچنین به ترتیب شهرستان های بیرجند، نهبندان و قائن بیشترین تعداد اثر روایی دفاع مقدس را به خود اختصاص داده بودند. این پژوهش می تواند کمکی برای پژوهشگرانی باشد که در زمینه ی آثار روایی دفاع مقدس در آینده تحقیق خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
دفاع مقدس؛ آثار روایی؛ کتابشناسی توصیفی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ادبیات اسارت در آثار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/fe5124f7d663e9fd226502abc9234576&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B3%D9%88%D9%85_1949_%DA%98%D9%86%D9%88_%D9%88_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=11887</id>
		<title>کنوانسیون سوم 1949 ژنو و حقوق اسیران جنگی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B3%D9%88%D9%85_1949_%DA%98%D9%86%D9%88_%D9%88_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=11887"/>
		<updated>2026-08-08T17:13:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* چکیده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره کنوانسیون سوم 1949 ژنو و [[حقوق اسیران جنگی در معاهدات بین المللی|حقوق اسیران جنگی]] است که توسط حمیدرضا مرادی در مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران انجام و در سال 1370 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: کنوانسیون سوم 1949 ژنو و [[حقوق اسیران جنگی در معاهدات بین المللی|حقوق اسیران جنگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: حمیدرضا مرادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1370&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;:  دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: علوم سیاسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
این رساله ابتدا به توضیح: [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]]، جنگ و [[حقوق بین الملل و اسیران جنگی|حقوق بین الملل]]، حقوق جنگ، و تحول حقوق جنگ پرداخته و سپس در چهار بخش به بررسی: تاریخچه موقعیت اسیران جنگی تلافی جویی علیه اسیران، کنوانسیون سوم 1949 ژنو راجع به [[رفتار با اسیران جنگی در حقوق بین الملل|رفتار با اسیران جنگی]]، [[اسیران جنگ|اسیران جنگی]] و [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] اقدام نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
[[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق؛ جنگ؛ کنوانسیون ژنو؛ اسیران جنگی؛ [[حقوق بین الملل و اسیران جنگی|حقوق بین‌الملل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حقوق اسیران جنگی در معاهدات بین المللی]] &lt;br /&gt;
* [[حقوق اسیران جنگی در اسلام و حقوق بین‌الملل]]&lt;br /&gt;
* [[حمایت از زندانیان از منظر حقوق بین الملل]]&lt;br /&gt;
* [[حمایت کیفری از اسرای جنگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/860db2c48a95b5cb8a1dcc8b2136e451&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=11886</id>
		<title>فعالیت های قرآنی و حدیثی اسرای ایرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=11886"/>
		<updated>2026-08-08T17:12:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* نیز نگاه کنید به */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره فعالیت های قرآنی و حدیثی [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ایرانی است که توسط مجتبی مدانلو در مقطع کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی در دانشگاه مازندران انجام و در سال 1402 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: فعالیت های قرآنی و حدیثی [[اسرا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ی ایرانی (آزادگان) در [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: مجتبی مدانلو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1402&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه مازندران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: الهیات و معارف اسلامی - علوم قرآن و حدیث&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
یادآوری و تذکر به عموم افراد جامعه برای حفظ دین و اعتقادات، بهره‌گیری ازمعارف قرآنی و دفاع از آرمانهای قرآنی حتی در شرایط سخت تاثیر فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی، بویژه فعالیت‌های قرآنی [[اسرا]]، با توجه به شرایط نابسامان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، برای بهبود ساختار عملکرد جامعه آگاه ساختن همه افراد، علی‌الخصوص، نسل نوپای جامعه، برای استمداد از فرامین قرآنی در همه زمان‌ها و مکان ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
قرآن؛ حدیث؛ اسرای ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اسارت و اسیران]]&lt;br /&gt;
* [[اسرا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/218a3ee48d91c426c972e6895f5e8954&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11885</id>
		<title>عنصر زمان در اسیران جنگ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF&amp;diff=11885"/>
		<updated>2026-08-08T17:09:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کلید واژه ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره عنصر زمان در [[اسیران جنگ]] است که توسط نگین پیلتن در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه رازی انجام و در سال 1400 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: بررسی عنصر زمان در  کتاب [[من زنده ام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: نگین پیلتن &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1400&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: زبان و ادبیات فارسی، ادبیات پایداری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
بحث از زمان و مکان همواره دغدغه آثار هنری و ادبی بوده است. بسیاری از آثار ادبی در تبیین این دو مسئله برای انسان‌ها راه های پر پیچ و خمی را سپری کرده اند. به لحاظ فلسفی، فیلسوفی مانند ایمانوئل کانت معتقد بود زمان و مکان اموری قابل تجربه نیستند؛ بلکه این دو شرایط پیشینی یا ظرف‌هایی هستند که ما به میانجی آنها می‌توانیم تجربه کنیم و سرشت و کارکرد اشیا و امور را بفهمیم. در آثار ادبی این درک از زمان و مکان بارها و بارها به بوته نقد و تجربه نهاده شده است تا آنجا که مفاهیم مربوط به زمان و مکان از عناصر درونی داستان‌ها و شعرهای بسیاری معرفی شده‌اند. بسیاری از تحلیل‌های نقادانه در این جهت گام برداشته اند که ببینند زمان و مکان چه جایگاهی در آثار ادبی متفاوت داشته اند. با درک چنین اهمیتی تحقیق حاضر تمرکز خود را بر بررسی و شناسایی عنصر زمان و همچنین مفاهیم و عناصر مربوطه به آن در یکی از رمان‌های معاصر و مشهور زبان و ادب فارسی به اسم «[[من زنده ام]]» نهاده است. کتاب «[[من زنده ام]]» نوشته‌ی [[معصومه آباد]] یکی از اسرای ایرانی در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] ایران و عراق است که [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] دوران اسارت او را در بر می‌گیرد. این کتاب برای اولین بار در تیر 1392 چاپ شد و در مدت کوتاهی به چاپ سوم نیز رسید. [[معصومه آباد]] در 17 سالگی به اسارت گرفته شد و چهار سال در اسارت بود. کتاب [[من زنده ام|من زنده‌ام]] در زمینه [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] 4 بانوی ایرانی یعنی [[معصومه آباد]] به همراه [[بهرامی ،شمسی|شمسی بهرامی]]، [[فاطمه ناهیدی]] و [[حلیمه آزموده]] است که در دست رژیم بعثی اسیر بودند. چهار نفر با تفکرات مختلف که همراهی چهارساله، آنان را در مقابل همه چیز همدل کرده است. حتی اتهامشان نیز شبیه هم بود: عشق به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی. کتاب «[[من زنده ام|من زنده‌ام]]» می‌تواند پاسخ‌گوی سوالات زیادی در حوزه اسارت زنان در زندان‌های رژیم بعثی باشد. یک ماه از حمله‌ی رژیم بعثی نگذشته بود که 4 تا از دختران اسیر شدند. اول ماشین‌ آن‌ها را محاصره می‌کنند و آن‌ها را به نام «بنات الخمینی» می‌شناسند. بعضی از افسران بازجو به این بانوان لقب ژنرال‌های ایرانی داده‌اند. نام کتاب با دست‌خط اصلی [[معصومه آباد]] نوشته شده است. او برای [[فرار]] از بی‌خبری مفقودالاثری برای خانواده‌اش یا هرکسی که فارسی بلد باشد و بتواند بخواند نوشته است. نویسنده آغاز کتاب را با نوشتن خاطراتی از کودکیش شروع کرده است. دو فصل اول کتاب کودکی و نوجوانی نویسنده است که شاید کمی حجم کتاب را اضافه شده باشد، اما با خواندن آن‌ها مخاطب با شخصیت نویسنده به‌صورت کامل آشنا می‌شود. او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و خانه و وطنش برای او اهمیت بسیار زیادی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
زمان؛ روایت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[من زنده ام]]&lt;br /&gt;
* [[معصومه آباد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/eb10ab1214e4cc88ca0e1c17150326e7&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D9%85&amp;diff=11884</id>
		<title>عناصر داستان در رمان من زنده ام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D9%85&amp;diff=11884"/>
		<updated>2026-08-08T17:05:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* کلید واژه ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان [[نامه]] ای درباره عناصر داستان در رمان [[من زنده ام]] است که توسط فرزانه هدایتی‌زاده در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه رازی انجام و در سال 1394 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان نامه&#039;&#039;&#039;: نقد و بررسی عناصر داستان در رمان [[من زنده ام|من  زنده‌ام]] اثر [[معصومه آباد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;: فرزانه هدایتی‌زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1394&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: زبان و ادبیات فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
ادبیات می‌تواند بیانگر رویدادها وحماسه‌های انکارناپذیر ‌باشد که توجه ادیبان وفرهیختگان عصرخود را برانگیزد. ویژگی بارز ادبیات ایران دراین دوره، توجه به ارزش‌های انقلاب اسلامی و ظهور گونه‌ای نو از ادبیات به نام دفاع مقدس است. ادبیات دفاع مقدس به آثاری گفته می‌شود که درون‌مایه وموضوع آن به هشت سال دفاع مقدس، پیامدها وتبعات آن برمی‌گردد. آثاری چون رمان، خاطره نویسی، زندگی‌نامه نویسی و داستان را دربردارد. امروزه بسیاری از این آثار مورد نقد وتحلیل قرارگرفته‌اند.یکی از این آثار کتاب [[من زنده ام|من زنده‌ام]]، داستان زندگی ودوران اسارت [[معصومه آباد]] وسه بانوی همراهش در زندان‌های رژیم بعث به قلم این رزمنده می‌باشد. دراین کتاب عناصر داستانی به صورت دقیق و آشکاری نمود پیدا کرده است و لذا لازم است از این جهت مورد بررسی قرارگیرد. هدف از این پژوهش دسته‌بندی و تحلیل عناصر داستانی و شیوه کاربرد این عناصر و تبیین آنها در این اثر می‌باشد. این پژهش براساس تحقیقات کتابخانه‌ای و به صورت تحلیلی- توصیفی است. در این پژوهش ابتدا تعریفاتی از داستان و رمان و [[ادبیات پایداری اسیران جنگ|ادبیات پایداری]] ارائه دهیم. سپس به نقد و تحلیل عناصر داستان که یکی از جنبه‌های نقد ادبی است بپردازیم. دراین نوع نقد ارکان و عناصر داستانی ازقبیل: درون‌مایه، موضوع، پیرنگ، شخصیت‌پردازی، صحنه‌پردازیری، حادثه، زاویه دید، گفتگو، لحن، فضا و رنگ، زبان و سبک با توجه به معیارها والگوهای داستان‌پردازی، مورد بررسی قرارداده ایم. یافته‌های حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که نویسنده واقع-گرای دفاع مقدس در اثرش از مؤلفه‌هایی چون شخصیت‌های عینی، تسلسل روایی، زاویه دید اول شخص، پیرنگ مبتنی بر روابط علی ومعلولی، زمان و مکان ملموس و مشخص سود جسته است تا بر وجه واقع‌نمایی اثر بپردازد و پیام خود را به گوش مخاطب برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
ادبیات معاصر؛ ادبیات مقاومت؛ داستان؛ عناصر داستان؛ [[من زنده ام]]؛ [[معصومه آباد]]؛ ادبیات انقلابی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[من زنده ام]]&lt;br /&gt;
* [[معصومه آباد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/9f72daf93dffef7d9129e255ca4a48f3&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3&amp;diff=11883</id>
		<title>طبقات اجتماعی در چهار رمان دفاع مقدس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3&amp;diff=11883"/>
		<updated>2026-08-08T17:02:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* چکیده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره طبقات اجتماعی در چهار رمان دفاع مقدس است که توسط ریحانه پویان در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه یزد انجام و در سال 1400 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: طبقات اجتماعی در چهار رمان دفاع مقدس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;:  ریحانه پویان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;:1400&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه یزد، پردیس علوم انسانی و اجتماعی - گروه زبان و ادبیات فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: زبان و ادبیات فارسی - ادبیات پایداری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
رمان دفاع مقدس یکی از گونه‌های مهم [[ادبیات پایداری اسیران جنگ|ادبیات پایداری]] ایران است. این گونه ادبی برآمده از جنگی تمام‌عیار است که به مدت هشت سال به طول انجامید و ساحات مختلف جامعه ایران از جمله ادبیات داستانی معاصر را تحت تأثیر قرار داد. در این پایان‌نامه، بنیان پژوهش بر تبیین کیفیت حضور، تأثیرپذیری و کنشگری طبقات اجتماعی در نسبت با جنگ هشت‌ساله ایران و عراق بر اساس چهار رمانِ [https://www.iranketab.ir/book/19344-zamine-sookhte زمین سوخته]، [https://www.iranketab.ir/book/7476-armia ارمیا]، [https://www.iranketab.ir/book/47934-roots-in-the-depths ریشه در اعماق] و [https://www.iranketab.ir/book/39160-chess-with-the-doomsday-machine شطرنج با ماشین قیامت] استوار است. رمان [https://www.iranketab.ir/book/19344-zamine-sookhte زمین سوخته] از احمد محمود از لحاظ تنوع طبقات اجتماعی اثری غنی به شمار می‌رود. پزشکان در این اثر یکی از بیشترین کنش‌ها را نسبت به پدیده دفاع مقدس دارند؛ همچنین در این رمان چند گروه از زنانِ فداکار نیز نقش‌آفرینی می‌کنند. ابراهیم حسن‌بیگی در رمان [https://www.iranketab.ir/book/47934-roots-in-the-depths ریشه در اعماق]، دو تفکر و نگرش متفاوت و البته متضاد را در نسبت با جنگ به‌خوبی به تصویر کشیده است: گروهی پای‌بند به تعصبات قبیله‌ای و نظام مردسالارانه‌اند و گروهی دیگر در تلاش برای احقاق حق و تثبیت فرهنگ انقلابی و متجدد در زندگی ایستا و ساکن پیشین هستند؛ نمود این تعارض‌ها در منطقه بلوچستان به وضوح قابل بیان است و حسن‌بیگی با انتخاب هوشمندانه این منطقه از کشور توفیق یافته است تا نوع نگاه به [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] را در یکی از دورافتاده‌ترین و محروم‌ترین مناطق کشور تبیین کند. رضا امیرخانی که نویسنده چندین رمان پرمخاطب در عرصه [[ادبیات پایداری اسیران جنگ|ادبیات پایداری]] است، در رمان [https://www.iranketab.ir/book/7476-armia ارمیا] طیف گستردهای از طبقات اجتماعی و نسبت و نگرش آنان را با مقوله [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] بازتاب داده است. در رمان [https://www.iranketab.ir/book/39160-chess-with-the-doomsday-machine شطرنج با ماشین قیامت] با طبقات اجتماعی محدودی روبرو هستیم. عمده طبقات موضوع بحث در این رمان کارمندان بازنشسته و برخی شخصیت‌های کنشمند در داستان، زنان است. شخصیت مهندس(کارگر فنی و متخصص صنعت نفت) نمونه کسانی است که در تقابل با رزمندگان داوطلب، به جنگ تحمیلی به چشم عرصه شطرنج نگاه می‌کنند و همه را مهره‌های سوخته آن تلقی می‌نمایند. این پژوهش ضمن تبیین جایگاه طبقات مختلف در [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]]، نگرش و جهان‌بینی طبقات و اصنافی همچون: کارمندان، کارگران، پزشکان، بازاریان و ... بخصوص زنان، را در نسبت با [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ تحمیلی]] نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
[[ادبیات پایداری اسیران جنگ|ادبیات پایداری]]؛ دفاع مقدس؛ رمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سبک شناسی آثار منثور دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[نقش زن در ده رمان منتخب دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/4943b8dcc7becf1fa49d4560ac1a5815&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D8%A7_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7&amp;diff=11882</id>
		<title>سیاست‌گذاری محتوایی تولیدات تلویزیونی حوزه دفاع مقدس در صدا و سیما</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA_%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D8%A7_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7&amp;diff=11882"/>
		<updated>2026-08-08T16:55:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Marjan-khanlari: /* فراداده پایان‌نامه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پایان‌نامه‌ای درباره سیاست‌گذاری محتوایی تولیدات تلویزیونی حوزه دفاع مقدس در صدا و سیما است که توسط  امیرحسین بهنام در مقطع کارشناسی ارشد رشته دیپلماسی در سازمان‌های اقتصادی بین‌المللی در دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران انجام و در سال 1402 دفاع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فراداده پایان‌نامه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عنوان پایان‌[[نامه]]&#039;&#039;&#039;: سیاست‌گذاری محتوایی تولیدات تلویزیونی حوزه دفاع مقدس در صدا و سیما&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پدید آور&#039;&#039;&#039;:  امیرحسین بهنام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سال نشر&#039;&#039;&#039;: 1402&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نام سازمان&#039;&#039;&#039;:  دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دانشکده ارتباطات و رسانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رشته تحصیلی&#039;&#039;&#039;: دیپلماسی در سازمان‌های اقتصادی بین‌المللی - مدیریت رسانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع فایل&#039;&#039;&#039;: pdf&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نوع ماده&#039;&#039;&#039;: پایان‌نامه کارشناسی ارشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چکیده ==&lt;br /&gt;
دفاع مقدس یک اتفاق بی نظیر بود که بهره‌مندی از آن به عنوان الگویی تاریخی برای همیشه ایران اسلامی ارزشمند است. گنجینه‌ی عظیمی است که تا مدت‌های طولانی ملت ما می‌تواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه گذاری کند. از سوی دیگر ضعف بارز دستگاه‌های فرهنگی خصوصا صداوسیما باعث شده است تا از این ظرفیت عظیم استفاده چندانی نشود. چنانچه کشورهای غربی مشابه این گنجینه را در اختیار داشتند قهرمانانی را برساخت می‌کردند که الگوی جهانیان شود و تمام دنیا را شیفته خود سازد. این ضعف قهرمان باعث ایجاد ضعف های فرهنگی متعدد و مختلفی است. علاوه بر آن نسل جدید مانند نسل های قبلی خود، [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] را درک نکرده است و فاصله بیشتری با آن دارد. البته در سال‌های گذشته تلاش‌های و حرکت‌هایی در راستای سیاست‌گذاری حول موضوع دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت انجام گرفته است، اما با توجه به گذر زمان و تحولات (و البته تدوین سند تحول سازمان صداوسیما) تصمیم گیرندگان و تولیدکنندگان هنوز به یک سند سیاست‌گذاری دقیق، شفاف، عملی و راهبردی ذیل سند تحول جدید سازمان نیاز دارند. فلذا باید با توجه به نظریات مختلفی مانند یادگیری و بازنمایی سعی کرد تا نسل جدید اولا با ارزش ها و آرمان های دفاع مقدس آشنا شوند و در مرحله بعدی به آن ارزش ها عمل کند. نسل جوان و نوجوان امروزی بسیار به شخصیت‌های قهرمان غربی علاقه‌مند شده است که گسترش ارزش‌های غربی را در جامعه به دنبال خود دارد. برای جلوگیری از این امر می‌بایست با توجه به قواعد روایت قهرمان (سفر قهرمان) و در نظر گرفتن جذابیت‌های دراماتیک، قهرمان‌های دفاع مقدس و رشادت‌هایشان را برای نسل جدید به تصویر کشید پژوهش حاضر تلاشی برای پوشش این خلأها در حوزه سیاست‌گذاری است تا بتواند در تحولات پیچیده رسانه‌ای از گنجینه بی پایان دفاع مقدس استفاده مناسب و هدف‌مندی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلیدواژه‌ها ==&lt;br /&gt;
دفاع مقدس؛ سیاست‌گذاری محتوایی؛ صدا و سیما&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیز نگاه کنید به ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مستند نگاری دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون ==&lt;br /&gt;
پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/2b9f3936c1fdbf50477d213cfbfa7528&lt;br /&gt;
[[رده:پایان‌نامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Marjan-khanlari</name></author>
	</entry>
</feed>