درس‌های اسارت 1: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی آزادگان
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۷: خط ۲۷:
[[رده:اقدامات و مواضع سیاسی سید آزادگان]]
[[رده:اقدامات و مواضع سیاسی سید آزادگان]]
[[رده:عرصه های سیاسی زندگی سید آزادگان]]
[[رده:عرصه های سیاسی زندگی سید آزادگان]]
<references />'''عبدالمجید رحمانیان'''

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۴

برگرفته از یادداشت‌های کوتاه سید آزادگان حجت الاسلام و مسلمین علی اکبر ابوترابی.

1. تعهدات اخلاقی؛ آرامش‌بخش اعصاب در تنگنای اسارت

پای‌بندی به تعهدات اخلاقی، بهترین عامل تسکین‌دهنده اعصاب متشنج است؛ هم برای خود انسان و هم برای کسانی که با آنان برخورد می‌کند.

با توجه به مشکلاتی که در هر جامعه‌ای -و به ویژه در شرایط سخت اسارت- وجود دارد، مراعات اخلاق، اثر نامطلوب مشکلات را تا حد زیادی کاهش می‌بخشد. اعصابِ خسته و به‌ستوه‌آمده از ناملایمات زندگی، با یک برخورد صحیح اخلاقی به‌طور معجزه‌آسا تسکین می‌یابد و چه بسا به کلی به فراموشی سپرده می‌شود. در مقابل، کمترین بی‌توجهی به اصول اخلاقی، سلامتی اعصاب را تهدید کرده، انسان را در معرض تباهی و پشیمانی بی‌سود قرار می‌دهد.

فراموش نمی‌کنم برادر اسیری را که می‌گفت:

«سعی من بر این است که با حفظ سکوت و آرامش، اعصاب خسته دوستانم را در آسایشگاه تسکین بخشم و خاطر آزرده آنان را آزرده‌تر نسازم. با توجه به اینکه بیش از نیمی از شبانه‌روز را در اتاق دربسته کنار هم می‌گذرانیم، به خود اجازه نمی‌دهم از بوی بدن یا کثیفی لباس دیگران زجر بکشند؛ بلکه می‌کوشم با مراعات حداکثر نظافت، کمترین خدمت ممکن را به دوستانم کرده باشم.»

این مراعات اخلاقی، خدمتی است ارزشمند و بزرگ، در محیط اسارت و زندگی در اسارتگاه محسوب می شود. افزون بر اینکه پای‌بندی به تعهدات اخلاقی، وظیفه انسانی و الهی ماست. زندگی همانند جاده پرپیچ‌وخم و لغزنده‌ای است که با کمترین بی‌انضباطی، حوادث وخیمی را انتظار می‌کشد. در این تنگنای اسارت، ضرورت رعایت مسائل اخلاقی دوچندان می‌شود؛ باید از هرگونه بی‌توجهی در این محیط بسته پرهیز کنیم و نهایت خودداری را داشته باشیم، تا هم ارزش واقعی خود را حفظ کنیم و هم از بی‌ثباتی در برابر مشکلات -که موجب از دست‌دادن موقعیت اجتماعی است- در امان بمانیم.

2. اعتماد به نفس و توکل؛ دو بال موفقیت

اعتماد به نفس از صفات حمیده و پسندیده‌ای است که رشد و رستگاری انسان را در بر دارد. بی‌توجهی به آن، وابستگی به دیگران، تضعیف اراده و از دست دادن قدرت تصمیم‌گیری را به بار می‌آورد. تا زمانی که از اعتماد به نفس برخورداریم، با تکیه بر آن باید به مقابله با مشکلات برخاست و در تکاپوی یافتن راه‌حل صحیح تلاش کرد.

دل به خدایی خوش دار که در هنگام ناتوانی، شیر را در سینه مادر مهیا ساخت. امیدوار به خدایی باش که هستی‌ات بخشید و در غوغای هستی از یادت نبرد. همان حکیمی که تو را آفرید، هدفی داشت؛ عقل و خرد بخشید و پیامبران را به یاری‌ات برانگیخت تا از هدف بازنمانی.

اعتماد به نفسِ واقعی هرگز به معنای بی‌نیازی از خدا نیست؛ بلکه توکل بر خداوند، نیروی اندیشه و خرد را به کار می‌گیرد و انسان را از وابستگی به این و آن بازمی‌دارد. با توکل به خدا و عاقلانه حرکت کردن است که موفقیت‌های بیش‌تری نصیب انسان می‌شود. چه بسیار کسانی که با اتکا به نفس و استمداد از ذات حق، روی پای خود ایستادند و با تأمل و دوراندیشی و دنیایی از امید پیش رفتند و از موفقیت‌ها و شکست‌ها تجربه کسب کردند.

برخلاف این حرکت صحیح، اگر انسان گنجینه نهانی خود را نادیده گرفته، اعتماد به نفس را از دست دهد، در برخورد با مشکلات چاره‌ای جز از پای درآمدن یا وابستگی به دیگران نخواهد داشت. محیط بسته اسارت نیز تحت کنترل خداست؛ تکیه بر خدا کن و خود را برای فردا مهیا ساز. فرصت را غنیمت بدان که عمر را بهایی است گران. امروزت را مبین و از فردای خویش غافل مباش که امروز به سرعت می‌گذرد و فردا به لحظه‌ای فرا می‌رسد.

یقین بدان که موفقیت انسان در گرو این دو امر است: اعتماد به نفسِ توأم با توکل بر خدا. نه غرور و استغنا، نه ذلت و وابستگی؛ بلکه راه میانهٔ «تکیه بر خدا و خویشتن»[۱].

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،

عبدالمجید رحمانیان