فرزند مُنگشت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{Infobox|title=فرزند منگشت|image=[[پرونده:فرزند منگشت.png]]|caption=خاطرات دوران اسارت بیژن کیانی در اردوگاه موصل 1|header1=فراداده کتاب|label2=نویسنده|label3=ویراستار|label4=حروفچین و صفحهآرا|label5=لیتوگرافی، چاپ و صحافی|label6=نوبت و سال چاپ|label7=شمارگان|label8=تعداد صفحات|label9=شابک|label10=قطع کتاب|label11=نوع ماده|data2=بیژن کیانی|data3=فرزانه قلعهقوند|data4=مریم مردانی|data5=کاکی|data6=اول / 1404|data7=1000|data8=644|data9=9 ـ 01 ـ 5144 ـ 622 ـ 978|data10=رقعی|data11=کتاب(خاطره)}} | {{Infobox|title=فرزند منگشت|image=[[پرونده:فرزند منگشت.png]]|caption=خاطرات دوران اسارت بیژن کیانی در اردوگاه موصل 1|header1=فراداده کتاب|label2=نویسنده|label3=ویراستار|label4=حروفچین و صفحهآرا|label5=لیتوگرافی، چاپ و صحافی|label6=نوبت و سال چاپ|label7=شمارگان|label8=تعداد صفحات|label9=شابک|label10=قطع کتاب|label11=نوع ماده|data2=بیژن کیانی|data3=فرزانه قلعهقوند|data4=مریم مردانی|data5=کاکی|data6=اول / 1404|data7=1000|data8=644|data9=9 ـ 01 ـ 5144 ـ 622 ـ 978|data10=رقعی|data11=کتاب(خاطره)}} | ||
'''این کتاب خاطرات دوران اسارت بیژن کیانی در اردوگاه موصل 1 است.''' | '''این کتاب خاطرات دوران اسارت بیژن کیانی در [[اردوگاه موصل 1]] است.''' | ||
== فراداده کتاب == | == فراداده کتاب == | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
'''نوع ماده:''' کتاب(خاطره) | '''نوع ماده:''' کتاب(خاطره) | ||
== معرفی نویسنده == | == معرفی نویسنده و کتاب == | ||
بیژن | «فرزند منگشت» اثری خودنوشت از دکتر بیژن کیانی، از آزادگان جنگ تحمیلی است که بهتازگی توسط انتشارات پیام آزادگان منتشر شده است. این کتاب به عنوان یکی از جامعترین و مهمترین روایتهای دستاول از تجربهی اسارت در اسارتگاه موصل یک در دوران دفاع مقدس شناخته میشود. نویسنده با قلمی روان و صادقانه، فراز و نشیبهای دوران مقاومت تا آزادی را با جزئیاتی تأملبرانگیز به تصویر کشیده است . | ||
بیژن کیانیشاهوندی، آزادهای از ایل بختیاری است که در هفتم مهر سال 1342 در روستای شیوند واقع در شهرستان ایذه بهدنیا آمد. او در سال 1360 رسماً به عضویت سپاه ایذه درآمد و در فاصله سال 1360 تا 1361 چهار بار برای رزم و دفاع از دین و میهن به جبهه رفت و سرانجام در ظهر 21 بهمن سال 1361، در عملیات والفجر مقدماتی، به [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] نیروهای بعثی درآمد. | |||
=== مشخصات و ویژگیهای بارز کتاب === | |||
۱. کیانی با زبانی ساده و بیتکلف، خاطرات خود را از لحظات تلخ و شیرین [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]، از رنج زندان تا صحنههای همدلی و ایستادگی [[اسیران جنگ|اسیران]]، در برابر دشمن بازگو میکند. | |||
۲. از نقاط ممتاز کتاب، نگاه عادلانه و انسانی نویسنده حتی نسبت به نگهبانان زندان است؛ روایتی که از کلیشهزدگی پرهیز کرده و ابعاد پیچیده شرایط [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را نشان میدهد. | |||
۳. کتاب با بهرهگیری از عناصر داستانی، روایتی جذاب و پیوسته از خاطرات مستند آفریده که خواننده را تا پایان همراه میکند. | |||
۴. حضور لحظات طنزآمیز در میان توصیف مشقتها، نشاندهنده روحیه بالای [[اسیران جنگ|اسیران]] در برابر سختیها و تبدیل تلخی به امید است. | |||
۵. نویسنده با بازگشتهای مکرر به خاطرات کودکی و نوجوانی، علاوه بر جلوگیری از یکنواختی، لایههای عمیقتری از شخصیت خود و ریشههای مقاومتش را آشکار میسازد. | |||
=== اهمیت تاریخی و فرهنگی === | |||
این کتاب به عنوان یک سند تاریخی معتبر، نورافکنی پرقدرت بر زوایای پنهان زندگی در اسارتگاه [[اردوگاه موصل 1|موصل یک]] محسوب میشود. «فرزند منگشت» تصویری کامل و چندبعدی از ایستادگی، رنج، امید و انسانیت آزادگان ارائه میدهد و در واقع زندگی در دوران [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] را معنا بخشی کرده است از این رو، مرجعی ارزشمند برای درک تاریخ شفاهی دفاع مقدس و دوران اسارت به شمار میرود. | |||
=== نتیجهگیری و توصیه === | |||
«فرزند منگشت» تنها یک خاطرهنوشت نیست؛ بلکه ترکیبی است از روایت مستند تاریخی، داستان پرکشش و تصویری انسانی از فضای [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]]. این کتاب نه فقط برای پژوهشگران و علاقهمندان به ادبیات پایداری، بلکه برای هر خوانندهای که در پی درک معنای راستین [[مقاومت]]، صبر و عزت انسانی است، اثری خواندنی و الهامبخش خواهد بود. | |||
== گزیدهای از محتوای کتاب == | == گزیدهای از محتوای کتاب == | ||
| خط ۳۴: | خط ۵۱: | ||
یکی از کسانی که کنار خودرو ایستاده بود، مانند میمونی بدشکل مدام نگاهم میکرد و رجز میخواند. دیدم کوتاه نمیآید، با همه خشم و غضبی که میشد نشان داد نگاهش کردم و گفتم: <blockquote>«برو گم شو.» </blockquote>میدانستم فارسی نمیفهمد، ولی از نگاه خشمناک و حالت صورتم فهمید که به او ناسزا گفتم. ابتدا شوکه شد، تا چند ثانیه ناباورانه نگاهم میکرد. قبول اینکه سربازی با دستان بسته،آنهم در خاک خودشان و در حصار سربازان مسلح، اینطور تحقیرش کند برایش سخت بود. بهت و حیرت در چهرهاش کاملاً آشکار بود. به خودش که آمد، رفت تا مرا به سربازان نشان بدهد و بگوید که به او ناسزا گفتهام. | یکی از کسانی که کنار خودرو ایستاده بود، مانند میمونی بدشکل مدام نگاهم میکرد و رجز میخواند. دیدم کوتاه نمیآید، با همه خشم و غضبی که میشد نشان داد نگاهش کردم و گفتم: <blockquote>«برو گم شو.» </blockquote>میدانستم فارسی نمیفهمد، ولی از نگاه خشمناک و حالت صورتم فهمید که به او ناسزا گفتم. ابتدا شوکه شد، تا چند ثانیه ناباورانه نگاهم میکرد. قبول اینکه سربازی با دستان بسته،آنهم در خاک خودشان و در حصار سربازان مسلح، اینطور تحقیرش کند برایش سخت بود. بهت و حیرت در چهرهاش کاملاً آشکار بود. به خودش که آمد، رفت تا مرا به سربازان نشان بدهد و بگوید که به او ناسزا گفتهام. | ||
تا حرکت کرد، خودروها هم حرکت کردند و او نتوانست حرفی بزند. رفت و در جمعیت گموگور شد. کار خطرناکی کرده بودم، ولی پشیمان نبودم. در خانه خودش تحقیرش کرده بودم. میدانستم تا پایان عمرش آن تشر را فراموش نخواهد کرد و یادآوری آن برایش دردناک خواهد بود . | تا حرکت کرد، خودروها هم حرکت کردند و او نتوانست حرفی بزند. رفت و در جمعیت گموگور شد. کار خطرناکی کرده بودم، ولی پشیمان نبودم. در خانه خودش تحقیرش کرده بودم. میدانستم تا پایان عمرش آن تشر را فراموش نخواهد کرد و یادآوری آن برایش دردناک خواهد بود .<ref>قلعهقوند، فرزانه؛ شاهرخآبادی، فهیمه؛ کیانی، طاهره؛ گودرزی، افسانه(1404). کتاب[[نامه]] آزادگان. تهران: انتشارات [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]،</ref> | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
| خط ۴۹: | خط ۶۶: | ||
[[رده:اردوگاه موصل 1]] | [[رده:اردوگاه موصل 1]] | ||
[[رده:کتاب]] | [[رده:کتاب]] | ||
<references />حسن بهشتیپور | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۳۲
این کتاب خاطرات دوران اسارت بیژن کیانی در اردوگاه موصل 1 است.
فراداده کتاب
نویسنده: بیژن کیانی
ویراستار: فرزانه قلعهقوند
حروفچین و صفحهآرا: مریم مردانی
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: کاکی
نوبت و سال چاپ: اول / 1404
شمارگان: 1000
تعداد صفحات: 644
شابک: 9 ـ 01 ـ 5144 ـ 622 ـ 978
قطع کتاب: رقعی
نوع ماده: کتاب(خاطره)
معرفی نویسنده و کتاب
«فرزند منگشت» اثری خودنوشت از دکتر بیژن کیانی، از آزادگان جنگ تحمیلی است که بهتازگی توسط انتشارات پیام آزادگان منتشر شده است. این کتاب به عنوان یکی از جامعترین و مهمترین روایتهای دستاول از تجربهی اسارت در اسارتگاه موصل یک در دوران دفاع مقدس شناخته میشود. نویسنده با قلمی روان و صادقانه، فراز و نشیبهای دوران مقاومت تا آزادی را با جزئیاتی تأملبرانگیز به تصویر کشیده است .
بیژن کیانیشاهوندی، آزادهای از ایل بختیاری است که در هفتم مهر سال 1342 در روستای شیوند واقع در شهرستان ایذه بهدنیا آمد. او در سال 1360 رسماً به عضویت سپاه ایذه درآمد و در فاصله سال 1360 تا 1361 چهار بار برای رزم و دفاع از دین و میهن به جبهه رفت و سرانجام در ظهر 21 بهمن سال 1361، در عملیات والفجر مقدماتی، به اسارت نیروهای بعثی درآمد.
مشخصات و ویژگیهای بارز کتاب
۱. کیانی با زبانی ساده و بیتکلف، خاطرات خود را از لحظات تلخ و شیرین اسارت، از رنج زندان تا صحنههای همدلی و ایستادگی اسیران، در برابر دشمن بازگو میکند.
۲. از نقاط ممتاز کتاب، نگاه عادلانه و انسانی نویسنده حتی نسبت به نگهبانان زندان است؛ روایتی که از کلیشهزدگی پرهیز کرده و ابعاد پیچیده شرایط اسارت را نشان میدهد.
۳. کتاب با بهرهگیری از عناصر داستانی، روایتی جذاب و پیوسته از خاطرات مستند آفریده که خواننده را تا پایان همراه میکند.
۴. حضور لحظات طنزآمیز در میان توصیف مشقتها، نشاندهنده روحیه بالای اسیران در برابر سختیها و تبدیل تلخی به امید است.
۵. نویسنده با بازگشتهای مکرر به خاطرات کودکی و نوجوانی، علاوه بر جلوگیری از یکنواختی، لایههای عمیقتری از شخصیت خود و ریشههای مقاومتش را آشکار میسازد.
اهمیت تاریخی و فرهنگی
این کتاب به عنوان یک سند تاریخی معتبر، نورافکنی پرقدرت بر زوایای پنهان زندگی در اسارتگاه موصل یک محسوب میشود. «فرزند منگشت» تصویری کامل و چندبعدی از ایستادگی، رنج، امید و انسانیت آزادگان ارائه میدهد و در واقع زندگی در دوران اسارت را معنا بخشی کرده است از این رو، مرجعی ارزشمند برای درک تاریخ شفاهی دفاع مقدس و دوران اسارت به شمار میرود.
نتیجهگیری و توصیه
«فرزند منگشت» تنها یک خاطرهنوشت نیست؛ بلکه ترکیبی است از روایت مستند تاریخی، داستان پرکشش و تصویری انسانی از فضای اسارت. این کتاب نه فقط برای پژوهشگران و علاقهمندان به ادبیات پایداری، بلکه برای هر خوانندهای که در پی درک معنای راستین مقاومت، صبر و عزت انسانی است، اثری خواندنی و الهامبخش خواهد بود.
گزیدهای از محتوای کتاب
نوزده سال بیشتر سن نداشتم، ولی مثل یک آدم آموزشدیده و با تجربه برخورد میکردم. سرم را بالا گرفته بودم تا اثری از تزلزل را در من نبینند. تاآنجاکه میتوانستم مستقیم در چشم آن مردمی که به تماشا آمده بودند و به ما زل میزدند نگاه میکردم. وانمود میکردم به این هیاهو هیچ اهمیتی نمیدهم. میدانستم وقتی چشم در چشمشان بدوزم عصبی میشوند.
یکی از کسانی که کنار خودرو ایستاده بود، مانند میمونی بدشکل مدام نگاهم میکرد و رجز میخواند. دیدم کوتاه نمیآید، با همه خشم و غضبی که میشد نشان داد نگاهش کردم و گفتم:
«برو گم شو.»
میدانستم فارسی نمیفهمد، ولی از نگاه خشمناک و حالت صورتم فهمید که به او ناسزا گفتم. ابتدا شوکه شد، تا چند ثانیه ناباورانه نگاهم میکرد. قبول اینکه سربازی با دستان بسته،آنهم در خاک خودشان و در حصار سربازان مسلح، اینطور تحقیرش کند برایش سخت بود. بهت و حیرت در چهرهاش کاملاً آشکار بود. به خودش که آمد، رفت تا مرا به سربازان نشان بدهد و بگوید که به او ناسزا گفتهام.
تا حرکت کرد، خودروها هم حرکت کردند و او نتوانست حرفی بزند. رفت و در جمعیت گموگور شد. کار خطرناکی کرده بودم، ولی پشیمان نبودم. در خانه خودش تحقیرش کرده بودم. میدانستم تا پایان عمرش آن تشر را فراموش نخواهد کرد و یادآوری آن برایش دردناک خواهد بود .[۱]
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ قلعهقوند، فرزانه؛ شاهرخآبادی، فهیمه؛ کیانی، طاهره؛ گودرزی، افسانه(1404). کتابنامه آزادگان. تهران: انتشارات پیام آزادگان،
حسن بهشتیپور
