یک سه هزارم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱: | خط ۱: | ||
'''گزارشی کوتاه از مأموریت بلند آزادگان در دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]].''' | |||
== فراداده کتاب == | |||
'''نویسنده: | {{Infobox|title=یک سه هزارم}} | ||
'''نویسنده: ''' حسین کرمی | |||
'''صفحهآرایی و صفحهبندی:''' افسانه گودرزی | '''صفحهآرایی و صفحهبندی:''' افسانه گودرزی | ||
خط ۱۸: | خط ۱۹: | ||
'''قطع کتاب:''' پالتویی | '''قطع کتاب:''' پالتویی | ||
'''نوع | '''نوع ماده:''' کتاب(خاطره) | ||
== | == معرفی کتاب == | ||
یکسههزارم گزارشی کوتاه از مأموریت بلند آزادگان سرافرازی است که هرگز دسترویدست نگذاشتند و سالهایسال با دستهای بسته در خاک دشمن و در قفس اسارت از مبارزه، تلاش، خودسازی و کشف تازههایی که زندگی سخت را برایشان سهل و ممکن میساخت دست برنداشتند. | یکسههزارم گزارشی کوتاه از مأموریت بلند آزادگان سرافرازی است که هرگز دسترویدست نگذاشتند و سالهایسال با دستهای بسته در خاک دشمن و در قفس اسارت از مبارزه، تلاش، خودسازی و کشف تازههایی که زندگی سخت را برایشان سهل و ممکن میساخت دست برنداشتند. | ||
حسین کرمی، که اکنون بیشازپیش دغدغه مستندنگاری و مستندسازی آنروزها را با خود دارد، این بار تصمیم گرفت نگاهی اجمالی از هزارتوی [[اسارت و اسیران|اسارت]] به جامعه بنمایاند تا علاقهمندان این عرصه و هنرمندان، که گاهوبیگاه در صدد ساختن فیلم و آثار هنریاند، بتوانند با قطرهای از اقیانوس دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]] آشنا شوند. | حسین کرمی، که اکنون بیشازپیش دغدغه مستندنگاری و مستندسازی آنروزها را با خود دارد، این بار تصمیم گرفت نگاهی اجمالی از هزارتوی [[اسارت و اسیران|اسارت]] به جامعه بنمایاند تا علاقهمندان این عرصه و هنرمندان، که گاهوبیگاه در صدد ساختن فیلم و آثار هنریاند، بتوانند با قطرهای از اقیانوس دوران [[اسارت و اسیران|اسارت]] آشنا شوند. | ||
== | == گزیدهای از محتوای کتاب == | ||
بیمارشدن در شب ممنوع بود، زیرا بههیچوجه امکان خروج از آسایشگاه نبود، اما برخیاوقات، با اصرار و پیگیری زیاد اجازه میدادند که یک اسیر سالم بیمارِ بدحال را کول و به درمانگاه منتقل کند. بیمارانی که بهدلیل وخامتِ حالشان از آسایشگاه خارج میشدند و آنهایی که کولشان میکردند بعداً تعریف میکردند که در حین رفتن به درمانگاه مخفیانه نگاهی به آسمان کردهاند و کلی ستاره دیدهاند. آنها آنقدر تصاویر ستارگان را خوب توصیف میکردند که هرکسی آرزو میکرد حالش در شب وخیم شود و یا برای کولکردن بیماری انتخاب شود تا بتواند ستارهای ببیند'''.'''<ref>قلعه قوند، فرزانه؛ کیانی، طاهره؛ شاهرخ آبادی، فهیمه و گودرزی، افسانه(1399). | بیمارشدن در شب ممنوع بود، زیرا بههیچوجه امکان خروج از آسایشگاه نبود، اما برخیاوقات، با اصرار و پیگیری زیاد اجازه میدادند که یک اسیر سالم بیمارِ بدحال را کول و به [[درمانگاه]] منتقل کند. بیمارانی که بهدلیل وخامتِ حالشان از آسایشگاه خارج میشدند و آنهایی که کولشان میکردند بعداً تعریف میکردند که در حین رفتن به درمانگاه مخفیانه نگاهی به آسمان کردهاند و کلی ستاره دیدهاند. آنها آنقدر تصاویر ستارگان را خوب توصیف میکردند که هرکسی آرزو میکرد حالش در شب وخیم شود و یا برای کولکردن بیماری انتخاب شود تا بتواند ستارهای ببیند'''.'''<ref>قلعه قوند، فرزانه؛ کیانی، طاهره؛ شاهرخ آبادی، فهیمه و گودرزی، افسانه(1399). کتاب[[نامه]] آزادگان. تهران: انتشارات پیام آزادگان،</ref> | ||
=== کتابشناسی == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[اسارت و اسیران]] | |||
* [[اسرا]] | |||
* [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]] | |||
== کتابشناسی == | |||
<references /> | |||
[[رده:اسارت و اسیران]] | |||
[[رده:اسرا]] | |||
[[رده:جنگ تحميلي عراق عليه ايران]] | |||
[[رده:کتاب]] |
نسخهٔ ۱۵ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۳
گزارشی کوتاه از مأموریت بلند آزادگان در دوران اسارت.
فراداده کتاب
نویسنده: حسین کرمی
صفحهآرایی و صفحهبندی: افسانه گودرزی
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: ایران
نوبت چاپ: اول/ 1400
شمارگان: 1000
تعداد صفحات: 84
شابک: 978-600-8220-64-0
قطع کتاب: پالتویی
نوع ماده: کتاب(خاطره)
معرفی کتاب
یکسههزارم گزارشی کوتاه از مأموریت بلند آزادگان سرافرازی است که هرگز دسترویدست نگذاشتند و سالهایسال با دستهای بسته در خاک دشمن و در قفس اسارت از مبارزه، تلاش، خودسازی و کشف تازههایی که زندگی سخت را برایشان سهل و ممکن میساخت دست برنداشتند.
حسین کرمی، که اکنون بیشازپیش دغدغه مستندنگاری و مستندسازی آنروزها را با خود دارد، این بار تصمیم گرفت نگاهی اجمالی از هزارتوی اسارت به جامعه بنمایاند تا علاقهمندان این عرصه و هنرمندان، که گاهوبیگاه در صدد ساختن فیلم و آثار هنریاند، بتوانند با قطرهای از اقیانوس دوران اسارت آشنا شوند.
گزیدهای از محتوای کتاب
بیمارشدن در شب ممنوع بود، زیرا بههیچوجه امکان خروج از آسایشگاه نبود، اما برخیاوقات، با اصرار و پیگیری زیاد اجازه میدادند که یک اسیر سالم بیمارِ بدحال را کول و به درمانگاه منتقل کند. بیمارانی که بهدلیل وخامتِ حالشان از آسایشگاه خارج میشدند و آنهایی که کولشان میکردند بعداً تعریف میکردند که در حین رفتن به درمانگاه مخفیانه نگاهی به آسمان کردهاند و کلی ستاره دیدهاند. آنها آنقدر تصاویر ستارگان را خوب توصیف میکردند که هرکسی آرزو میکرد حالش در شب وخیم شود و یا برای کولکردن بیماری انتخاب شود تا بتواند ستارهای ببیند.[۱]