مقداد محمد مراد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی آزادگان
 
خط ۲۰: خط ۲۰:
در میان [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان، آخرین بیانیه‌ای که مقداد مراد درباره آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی قرائت کرد، جایگاه ویژه‌ای دارد. برای بسیاری از [[اسیران جنگ|اسیران]]، این صدا عملاً با پایان [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] گره خورده است.
در میان [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان، آخرین بیانیه‌ای که مقداد مراد درباره آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی قرائت کرد، جایگاه ویژه‌ای دارد. برای بسیاری از [[اسیران جنگ|اسیران]]، این صدا عملاً با پایان [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] گره خورده است.


بیژن کیانی در خاطرات خود از [[اردوگاه موصل 1|اردوگاه موصل ۱]]، فضای [[اردوگاه]] هنگام اعلام خبر را چنین توصیف می‌کند:<blockquote>«صبح روز ۲۴ مرداد 1369 اوضاع موصل ۱ تقریباً مثل همیشه عادی بود. هرکس در ساعت آزادباش به کاری مشغول بود که ناگهان تلویزیون عراق مارش نظامی زد. مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفت تا چند دقیقه دیگر خبر مهمی در مورد عراق و ایران به اطلاع بینندگان خواهد رساند. خبر به‌سرعت همه‌جا پیچید. بیشتر بچه‌ها در اتاق‌های خود جمع شدند و روبه‌روی تلویزیون نشسته یا ایستاده منتظر ماندند. زندان در سکوت فرورفت و همه بی‌صبرانه منتظر اعلام خبر ماندیم.» </blockquote>کیانی سپس فضای اردوگاه را پس از اعلام خبر چنین روایت می‌کند:<blockquote>«گوینده، پس از رفت‌وبرگشت‌های مکرر و تعلیق در اعلام خبر، بالاخره در تلویزیون ظاهر شد و آخرین [[نامه]] صدام به آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور ایران، را خواند. محتوای نامه صدام پذیرش شرایط ایران و موافقت با آزادسازی اسیران دو کشور بود. صدام برای اثبات حسن‌نیت خود در نامه گفته بود نخستین گروه از اسیران ایرانی را یکجانبه آزاد خواهد کرد. این خبر چنان غافلگیرکننده بود که ابتدا کسی باور نمی‌کرد، ولی لحظه‌هایی بعد فریاد شوق بچه‌ها به هوا بلند شد و همه هجوم بردند داخل محوطه زندان<ref>کیانی، بیژن (1404). [[فرزند مُنگشت|فرزند منگشت]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].</ref>.» </blockquote>باقر رنجبر نیز درباره فضای اردوگاه در آن روز می‌نویسد:<blockquote>«از صبح آن روز تلویزیون عراق مدام زیرنویس می‌کرد: تا لحظاتی دیگر بیانیه مهم شورای فرماندهی انقلاب قرائت خواهد شد. از سه هفته پیش که عراق کویت را اشغال کرده بود، هر روز از این نوع اخبار داشتیم. نزدیک ساعت یازده بود که مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، در تلویزیون ظاهر شد و بیانیه را به این صورت قرائت کرد.»</blockquote>سپس متن نامه صدام حسین به هاشمی رفسنجانی و اعلام عقب‌نشینی نیروهای عراقی و آغاز آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] را نقل می‌کند. رنجبر در پایان می‌نویسد:<blockquote>«بر همین اساس، پس‌فردا جمعه اولین گروه اسیرانی ایرانی شامل هزار نفر از مرز خانقین ـ خسروی آزاد خواهند شد. اشک شوق پیروزی بر چشم‌ها حلقه زد<ref name=":0" />.»</blockquote>این بیانیه برای آزادگان، تنها یک خبر سیاسی نبود؛ بلکه خبری بود که پس از سال‌ها انتظار، پایان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت]] به وطن را نوید می‌داد. بخش قابل توجهی از آزادگان ایرانی پس از اعلام این خبر، در فاصله کوتاهی به ایران بازگشتند.
بیژن کیانی در خاطرات خود از [[اردوگاه موصل 1|اردوگاه موصل ۱]]، فضای [[اردوگاه]] هنگام اعلام خبر را چنین توصیف می‌کند:<blockquote>«صبح روز ۲۴ مرداد 1369 اوضاع موصل ۱ تقریباً مثل همیشه عادی بود. هرکس در ساعت آزادباش به کاری مشغول بود که ناگهان تلویزیون عراق مارش نظامی زد. مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفت تا چند دقیقه دیگر خبر مهمی در مورد عراق و ایران به اطلاع بینندگان خواهد رساند. خبر به‌سرعت همه‌جا پیچید. بیشتر بچه‌ها در اتاق‌های خود جمع شدند و روبه‌روی تلویزیون نشسته یا ایستاده منتظر ماندند. زندان در سکوت فرورفت و همه بی‌صبرانه منتظر اعلام خبر ماندیم.» </blockquote>کیانی سپس فضای [[اردوگاه]] را پس از اعلام خبر چنین روایت می‌کند:<blockquote>«گوینده، پس از رفت‌وبرگشت‌های مکرر و تعلیق در اعلام خبر، بالاخره در تلویزیون ظاهر شد و آخرین [[نامه]] صدام به آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور ایران، را خواند. محتوای [[نامه]] صدام پذیرش شرایط ایران و موافقت با آزادسازی [[اسیران جنگ|اسیران]] دو کشور بود. صدام برای اثبات حسن‌نیت خود در [[نامه]] گفته بود نخستین گروه از [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی را یکجانبه آزاد خواهد کرد. این خبر چنان غافلگیرکننده بود که ابتدا کسی باور نمی‌کرد، ولی لحظه‌هایی بعد فریاد شوق بچه‌ها به هوا بلند شد و همه هجوم بردند داخل محوطه زندان<ref>کیانی، بیژن (1404). [[فرزند مُنگشت|فرزند منگشت]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان].</ref>.» </blockquote>باقر رنجبر نیز درباره فضای [[اردوگاه]] در آن روز می‌نویسد:<blockquote>«از صبح آن روز تلویزیون عراق مدام زیرنویس می‌کرد: تا لحظاتی دیگر بیانیه مهم شورای فرماندهی انقلاب قرائت خواهد شد. از سه هفته پیش که عراق کویت را اشغال کرده بود، هر روز از این نوع اخبار داشتیم. نزدیک ساعت یازده بود که مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، در تلویزیون ظاهر شد و بیانیه را به این صورت قرائت کرد.»</blockquote>سپس متن نامه صدام حسین به هاشمی رفسنجانی و اعلام عقب‌نشینی نیروهای عراقی و آغاز آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] را نقل می‌کند. رنجبر در پایان می‌نویسد:<blockquote>«بر همین اساس، پس‌فردا جمعه اولین گروه اسیرانی ایرانی شامل هزار نفر از مرز خانقین ـ خسروی آزاد خواهند شد. اشک شوق پیروزی بر چشم‌ها حلقه زد<ref name=":0" />.»</blockquote>این بیانیه برای آزادگان، تنها یک خبر سیاسی نبود؛ بلکه خبری بود که پس از سال‌ها انتظار، پایان [[اسارت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] و [[بازگشت آزادگان به وطن|بازگشت]] به وطن را نوید می‌داد. بخش قابل توجهی از آزادگان ایرانی پس از اعلام این خبر، در فاصله کوتاهی به ایران بازگشتند.


== نقش مقداد مراد در آموزش زبان عربی ==
== نقش مقداد مراد در آموزش زبان عربی ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۸

مقداد مراد در سال ۱۹۴۶ در شهر کوت در استان واسط عراق، در خانواده‌ای با تبار کرد فیلی، متولد شد. او به دلیل صدای دلنشین، رسا و لحن آهنگین خود در عراق  شهرت داشت. مقداد مراد به‌ویژه در قرائت بیانیه‌های مهم سیاسی و نظامی حکومت عراق نقش اساسی داشت.

آزادگان ایرانی دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، خاطرات تلخ و شیرین متعددی از صدای مقداد مراد دارند. صدای رسا و شیوه خاص او در قرائت اخبار و بیانیه‌ها به گونه‌ای بود که بسیاری از اسیران، با شنیدن صدای او از بلندگوهای اردوگاه، خود را به محل نصب بلندگو می‌رساندند تا از محتوای خبر مطلع شوند. از این رو، صدای مقداد مراد برای بسیاری از آزادگان با انتظار شنیدن یک خبر مهم پیوند خورده بود.

مقداد مراد در خاطرات آزادگان

فریبرز خوب‌نژاد، از آزادگان ایرانی، درباره نقش گویندگان و تبلیغات در دوران جنگ می‌گوید:

«در جنگ فقط جنگیدن و ابزار و تجهیزات نیست. باید برای اقناع مردم، دادن روحیه به مردم و رزمندگان و کنار هم بودن اقدام کرد. از جمله تبلیغات و کار فرهنگی که نمونه آن در مجموعه‌ای از اقدامات ایجاد هیجان و... جبهه‌های ایران آقای صادق آهنگران بود. در عراق نیز گروه‌هایی بودند که سرودهای حماسی می‌خواندند؛ اما شاخص‌ترین فردی که در تبلیغات مؤثر بود، گوینده‌ای به نام مقداد مراد بود که بیانیه‌ها و اخبار مهم را او بیان می‌کرد. بدیهی است نوشتن بیانیه به عهده نویسنده یا نویسندگان دیگری بود، اما ادای کلمات در جای خود آن‌قدر مناسب بود که وقتی اخبار یا بیانیه می‌خواند، من هیجانی می‌شدم و معلوم بود خبر مهمی پیش آمده که مقداد مراد دارد آن را اجرا می‌کند. ظاهر او در تلویزیون از جهت پوشش و فرم بدن متناسب با صدای بسیار خوبش بود[۱]

مرور خاطرات آزادگان نشان می‌دهد که صدای مقداد مراد در بسیاری از اردوگاه‌ها با اعلام خبرهای مهم پیوند خورده بود؛ هرچند بسیاری از آزادگان نام او را نمی‌دانستند یا بعدها آن را به یاد نمی‌آوردند.

از جمله اخبار مربوط به عملیات نیروهای ایرانی در جنگ تحمیلی را می خواند. البته برخی از بیانیه‌هایی که او قرائت می‌کرد، برای اسیران ایرانی تلخ و نگران‌کننده بود؛ مانند بیانیه نیروهای مسلح عراق درباره بازپس گیری جزیره فاو در 29 فروردین 1367.

در مقابل، برخی از بیانیه‌های او برای آزادگان خاطره‌ای ماندگار بر جای گذاشت. از مهم‌ترین آنها می‌توان به اعلام حمله عراق به کویت در دوم اوت 1990، اعلام پذیرش آتش‌بس در جنگ ایران و عراق در 29 تیرماه 1367، و سرانجام اعلام تصمیم عراق برای آزادی اسیران ایرانی اشاره کرد.

اعلام حمله عراق به کویت

باقر رنجبر، از آزادگان ایرانی، خاطره خود از اعلام حمله عراق به کویت را چنین روایت کرده است:

«حدود ساعت ۹ صبح، «مقداد مراد»، گوینده تلویزیون عراق، در تلویزیون ظاهر شد و اطلاعیه شورای فرماندهی را قرائت کرد. وی در این اطلاعیه اعلام کرد شب گذشته ارتش عراق  وارد کویت شده است. گوینده تلویزیون عراق با یک شور و هیجان خاصی اطلاعیه را خواند و خبر اشغال کویت را اعلام کرد. با شنیدن این خبر امید به آزادی در دل بعضی اسیران به صفر رسید[۲]

این روایت نشان می‌دهد که صدای مقداد مراد برای اسیران تنها صدای یک گوینده رادیو و تلویزیون نبود؛ بلکه به نشانه‌ای برای تشخیص اهمیت و پیامدهای احتمالی یک خبر تبدیل شده بود.

آخرین بیانیه مقداد مراد برای آزادگان (اعلام خبر آزادی اسیران)

در میان خاطرات آزادگان، آخرین بیانیه‌ای که مقداد مراد درباره آزادی اسیران ایرانی قرائت کرد، جایگاه ویژه‌ای دارد. برای بسیاری از اسیران، این صدا عملاً با پایان دوران اسارت گره خورده است.

بیژن کیانی در خاطرات خود از اردوگاه موصل ۱، فضای اردوگاه هنگام اعلام خبر را چنین توصیف می‌کند:

«صبح روز ۲۴ مرداد 1369 اوضاع موصل ۱ تقریباً مثل همیشه عادی بود. هرکس در ساعت آزادباش به کاری مشغول بود که ناگهان تلویزیون عراق مارش نظامی زد. مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفت تا چند دقیقه دیگر خبر مهمی در مورد عراق و ایران به اطلاع بینندگان خواهد رساند. خبر به‌سرعت همه‌جا پیچید. بیشتر بچه‌ها در اتاق‌های خود جمع شدند و روبه‌روی تلویزیون نشسته یا ایستاده منتظر ماندند. زندان در سکوت فرورفت و همه بی‌صبرانه منتظر اعلام خبر ماندیم.»

کیانی سپس فضای اردوگاه را پس از اعلام خبر چنین روایت می‌کند:

«گوینده، پس از رفت‌وبرگشت‌های مکرر و تعلیق در اعلام خبر، بالاخره در تلویزیون ظاهر شد و آخرین نامه صدام به آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور ایران، را خواند. محتوای نامه صدام پذیرش شرایط ایران و موافقت با آزادسازی اسیران دو کشور بود. صدام برای اثبات حسن‌نیت خود در نامه گفته بود نخستین گروه از اسیران ایرانی را یکجانبه آزاد خواهد کرد. این خبر چنان غافلگیرکننده بود که ابتدا کسی باور نمی‌کرد، ولی لحظه‌هایی بعد فریاد شوق بچه‌ها به هوا بلند شد و همه هجوم بردند داخل محوطه زندان[۳]

باقر رنجبر نیز درباره فضای اردوگاه در آن روز می‌نویسد:

«از صبح آن روز تلویزیون عراق مدام زیرنویس می‌کرد: تا لحظاتی دیگر بیانیه مهم شورای فرماندهی انقلاب قرائت خواهد شد. از سه هفته پیش که عراق کویت را اشغال کرده بود، هر روز از این نوع اخبار داشتیم. نزدیک ساعت یازده بود که مقداد مراد، گوینده معروف عراقی، در تلویزیون ظاهر شد و بیانیه را به این صورت قرائت کرد.»

سپس متن نامه صدام حسین به هاشمی رفسنجانی و اعلام عقب‌نشینی نیروهای عراقی و آغاز آزادی اسیران را نقل می‌کند. رنجبر در پایان می‌نویسد:

«بر همین اساس، پس‌فردا جمعه اولین گروه اسیرانی ایرانی شامل هزار نفر از مرز خانقین ـ خسروی آزاد خواهند شد. اشک شوق پیروزی بر چشم‌ها حلقه زد[۲]

این بیانیه برای آزادگان، تنها یک خبر سیاسی نبود؛ بلکه خبری بود که پس از سال‌ها انتظار، پایان اسارت و بازگشت به وطن را نوید می‌داد. بخش قابل توجهی از آزادگان ایرانی پس از اعلام این خبر، در فاصله کوتاهی به ایران بازگشتند.

نقش مقداد مراد در آموزش زبان عربی

شیوه بیان مقداد مراد و تلفظ دقیق و آهنگین او، برای برخی از اسیران ایرانی که در دوران اسارت به یادگیری زبان عربی می‌پرداختند نیز اهمیت داشت. بیانیه‌ها و اخبار تلویزیون عراق، به دلیل استفاده از زبان رسمی و ادبی عربی، برای آنان نوعی تمرین شنیداری محسوب می‌شد.

از این منظر، صدای مقداد مراد برای برخی از آزادگان علاوه بر اینکه حامل اخبار سیاسی و نظامی بود، به ابزاری برای تقویت مهارت شنیداری و آشنایی بیشتر با زبان عربی نیز تبدیل شده بود.

زندگی و فعالیت شغلی

بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره زندگی مقداد مراد، او تحصیلات دوره متوسطه را در مدارس استان واسط در بخش میانی عراق گذراند و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه بغداد ادامه داد. پس از فارغ‌التحصیلی، فعالیت خود را به عنوان گوینده تلویزیون عراق آغاز کرد. صدای آهنگین و طنین‌انداز، نحوه بیان کلمات و مهارت  او در قرائت اخبار و بیانیه‌ها سبب شد به مرور زمان به یکی از گویندگان شناخته‌شده تلویزیون عراق تبدیل شود.

از مهم‌ترین بیانیه‌هایی که مقداد مراد در طول همکاری اش با تلویزیون عراق قرائت کرد، «بیان البیانات» در ۸ اوت ۱۹۸۸ بود که در آن پایان جنگ ایران و عراق اعلام شد. همچنین اعلام ورود نیروهای عراقی به کویت در ۲ اوت ۱۹۹۰ نیز از دیگر رویدادهای مهمی بود که او خبر آن را برای مخاطبان تلویزیون عراق قرائت کرد.

مقداد مراد در طول فعالیت خود در خدمت تبلیغات صدام ، با برخی از اسیرانی ایرانی، از جمله تعدادی از خلبانان اسیر، نیز مصاحبه کرده بود.

درگذشت

مقداد مراد در سال ۱۹۹۲، در ۴۶سالگی، پس از ابتلا به سرطان حنجره درگذشت.

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. خوب‌نژاد، فریبرز (1405). مصاحبه.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ رنجبر، باقر (1405). مصاحبه.
  3. کیانی، بیژن (1404). فرزند منگشت. تهران: پیام آزادگان.

نویسنده مقاله

حسین کرمی