درس‌های اسارت 3

از ویکی آزادگان

برگرفته از یادداشت‌های کوتاه سید آزادگان حجت الاسلام و مسلمین علی اکبر ابوترابی.

1. از خوش‌رویی تا فروتنی؛ سازه‌های درونی شخصیت در اسارت

خوش‌رویی از صفات حمیده‌ای است که انسان‌ها آن را می‌ستایند و از تندخویی و ترش‌رویی گریزانند. افراد خوش‌رو، هم شادی‌بخش دل دیگران‌اند و هم خود، شاد و با روحیه، زندگی را پشت سر می‌گذارند. این خود، خدمتی بزرگ است و بهترین راهی که در رویارویی با مشکلات می‌توان پیش گرفت؛ زیرا شادابی بر مقاومت در برابر سختی‌ها می‌افزاید و توان تصمیم‌گیری صحیح را فزونی می‌بخشد. هم چهره‌ای شاد همراه با آرامش خاطر، هم دلشادی دیگران. به قول معروف، «هم فال و هم تماشا».

تنها منطق افراد گرفته و درهم این است که بگویند: «با این حالت خو گرفته‌ایم و نمی‌توانیم جز این باشیم». یا اینکه «اگر از رنج‌های ما با خبر بودید، بر ما خرده نمی‌گرفتید».

اما هرکس مشکلات خود را دارد. شایسته نیست چهره افسرده ما نیز بر افسردگی دیگران بیفزاید؛ سزاوار است با چهره‌ای باز و برخوردی شاد، دیگران را دلشاد کنیم. این موضوع در دوران اسارت اهمیت دوچندان دارد.

گذشته از اخلاق، تأثیر شادابی بر سلامت جسم نیز از نظر علمی ثابت شده است.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز به خوش‌رویی و لبخند توصیه فرموده است.

پس شاد و سلامت باشید، شادی‌بخش دیگران نیز باشید.

۲. طبیعت؛ آیینه خالق

ای انسان! تو اگر به ظاهر من بنگری، شیفته‌ام شوی و اگر چشم دل بگشایی، شیفته خالقم گردی. امروزم را ببین و فردایم را در پیش چشمانت مجسم ساز! یقین بدان که امروز را فردایی است و انسان را حیات دیگری در پیش. ای طبیعت زیبا! چه حکیمانه بر تو نام نهاده‌اند. اگر تو را «بی‌شعور» نامیده‌اند، این نه از بی‌حرمتی به توست؛ حرمتت بسیار است و اسمت بیانگر آن. دیدارت روح‌بخش و مسرت‌انگیز و حیات‌بخش است. قدر تو در تنگناهای اسارت بیشتر شناخته می شود.

۳. غرور؛ حجاب عقل و مانع رستگاری

غرور از مهم‌ترین عوامل تباهی انسان است. چه بسیار افراد شایسته‌ای که غرور، آنان را از رستگاری بازداشته است. غرور مانع پاک زندگی کردن است و مشقت‌های طاقت‌فرسا به همراه دارد که رهایی از آنها ممکن نیست. غرور اجازه درست فکر کردن نمی‌دهد؛ در نتیجه انسان با بی‌باکی و تهور، دست به اعمالی می‌زند که مشکلات را صدچندان می‌کند.

برای اصلاح نفس و دست یافتن به پاکی‌ها و دور ماندن از آلودگی‌ها، باید غرور را فراموش کنیم و با نهایت فروتنی، تسلیم امر حق شویم و هر حقی را بپذیریم. سعادت و رستگاری واقعی در این است و بس. غرور، عقل را از تشخیص و عاقل را از حرکت صحیح بازمی‌دارد. آن حجاب عقل و پرده غفلت است که انسان را از حق جدا کرده، به تباهی و گمراهی می‌کشاند[۱].

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،

عبدالمجید رحمانیان