آموزش قرآن در اسارت
مراد از آموزش قرآن در دوران اسارت آزادگان ایرانی، مجموعه فعالیتهای قرآنی اسیران ایرانی در اردوگاههای عراق، چون یادگیری قرآن، قرائت، حفظ، کتابت، آموزش ترجمه و تفسیر، برگزاری جلسات آموزشی و مسابقات قرآنی است. این فعالیتها با وجود محدودیت دسترسی به قرآن، کمبود امکانات نوشتاری و برخوردهای برخی نگهبانان عراقی، بهتدریج گسترش یافت و به یکی از محورهای فعالیتهای فرهنگی و مذهبی اسیران تبدیل شد. قرآنخوانی و آموزش معارف قرآنی، علاوه بر تقویت باورهای دینی، در تحمل دشواریهای اسارت و پایداری فرهنگی آزادگان نقش داشت[۱].
پیشینه و چگونگی دسترسی به قرآن
در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و بهویژه در دوره اسارت، یادگیری و قرائت قرآن از فعالیتهای مورد توجه اسیران ایرانی بود. آنان در آغاز، با استفاده از محفوظات قرآنی خود و قرآنهای کوچکی که برخی رزمندگان از پیش از اسارت تا اردوگاه همراه داشتند، به قرائت و حفظ آیات میپرداختند. این قرآنها در مواردی بهصورت مخفیانه و نوبتی میان اسیران دستبهدست میشد. همچنین، در صورت دسترسی به نوشتافزار، بخشهایی از قرآن نوشته و در اختیار دیگران قرار داده می شد.
در اردوگاههایی که هیئتهای صلیبسرخ از آنها بازدید میکردند، اسیران از نمایندگان این نهاد درخواست قرآن میکردند و در مواردی تعدادی قرآن در اختیار آنان قرار گرفت. بنا بر خاطرات موجود از آزادگان، در ادامه نیز تعدادی قرآن توسط نگهبانان عراقی به اردوگاهها آورده شد. با این حال، شمار قرآنهای موجود با تعداد متقاضیان تناسب نداشت. ازاینرو، گاهی قرآنها بهصورت شبانهروزی مورد استفاده قرار میگرفتند یا برای افزایش امکان دسترسی، به بخشهای متعدد تقسیم و جداگانه صحافی میشدند[۱].
شیوههای آموزش و فعالیتهای قرآنی
فعالیتهای قرآنی اسیران به قرائت و حفظ محدود نماند و بهتدریج گونههای متنوعتری دنبال شد. یادگیری روخوانی، قرائت صحیح، حفظ سورهها، ختم قرآن، آشنایی با ترجمه آیات، تفسیر و آموزش معارف قرآنی و اخلاق از جمله این فعالیتها بود. اسیرانی که با قرآن آشنایی بیشتری داشتند، در آموزش دیگران مشارکت میکردند و انتقال شفاهی محفوظات و آموختهها، بهویژه در شرایط کمبود کتاب و امکانات آموزشی، اهمیت زیادی داشت.
در مراحل نخست، آموزشها بیشتر به شکل شفاهی و سینهبهسینه انجام میشد؛ اما بهمرور، با گسترش فعالیتهای فرهنگی، واحدها و گروههایی برای آموزش قرآن، مفاهیم قرآنی و حفظ تشکیل شد. برگزاری مسابقات قرآنی نیز از جمله فعالیتهایی بود که در برخی اردوگاهها شکل گرفت.
در اردوگاههای اسارت، دسترسی به قرآن و امکان یادگیری آن هیچ گاه آسان نبود. برخی اسیران برای دستیابی به قرآن، تهیه نسخههای دستنویس یا فراگیری و حفظ آیات، دشواریها و محدودیتهای متعددی را تحمل میکردند. در خاطرات نقل شده برخی آزادگان، به استفاده از قرآن برای یافتن نشانه یا امیدی درباره زمان آزادی نیز اشاره شده است.
محدودیتها و برخورد نگهبانان عراقی
فعالیتهای قرآنی اردوگاهی به تناوب با مخالفت و محدودیت از سوی نگهبانان عراقی مواجه میشد. بر اساس روایتهای مستند شماری از آزادگان، بعضی نگهبانان با قرائت قرآن، نگهداری قرآنهای جیبی یا در اختیار داشتن نوشتههای قرآنی مخالفت میکردند. در مواردی، قرآنها و نوشتههای اسیران جمعآوری میشد و این اقدام با تنبیه و برخورد با آنان و چه بسا بی احترامی به قرآن و نوشته های قرآنی همراه می گشت[۲].
در برخی روایتهای آزادگان آمده است که نگهبانان، ایرانیان را به دلیل تفاوتهای مذهبی و ملی، با تعبیرهایی چون «مجوس» خطاب میکردند و فعالیتهای قرآنی آنان را بهانهای برای برخورد قرار میدادند. اتهامهایی مانند اهانت به قرآن با نوشتن آیات بر کاغذهای آلوده، تظاهر به حزباللهی بودن، طعنه زدن به نگهبانان عراقی یا استفاده از قرآن برای سحر و جادو نیز در شمار توجیهاتی ذکر شده است که برای جمعآوری قرآنها مطرح میشد[۳][۴].
طبق برخی خاطرات آزادگان، حتی قرآنهایی که پیشتر از سوی عراقیها در اختیار اردوگاه قرار گرفته بودند، گاهی از آسایشگاهها جمعآوری میشدند. این محدودیتها سبب میشد اسیران برای ادامه فعالیتهای آموزشی خود، به شیوههای غیر مستقیم و پنهانی متوسل شوند[۵][۶][۷].
آموزش و کتابت قرآن در شرایط محدودیت
کمبود قرآن و نوشتافزار، فعالیتهای آموزشی را به روشهایی ابتدایی و ابتکاری وابسته کرده بود. اسیران برای یادگیری آیات و آموزش سواد، از انگشت، سنگ یا چوب بهعنوان ابزار نوشتن و از خاک و زمین بهعنوان سطح نگارش استفاده میکردند[۸]. انتقال شفاهی آیات و محفوظات نیز امکان ادامه آموزش را در شرایطی فراهم میکرد که دسترسی به کتاب و کاغذ محدود بود.
این شیوهها در صورت کشف از سوی نگهبانان عراقی ممکن بود به ضربوشتم، حبس در حبس یا محرومیت از امکانات موجود، از جمله دسترسی به قرآن، منجر شود[۹]. روایتهای موجود از آزادگان نشان میدهد که محدودیتها تنها به اسیرانی که صلیبسرخ از اردوگاه آنها بازدید نکرده بود، محدود نمیشد، بلکه با فعالیتهای قرآنی در مجموعه اردوگاهها برخورد میشد و فعالیتهای آموزشی در محیط اردوگاه، بهطور کلی، با دشواریهای متعددی روبهرو میگشت.
سورهها و آیات پرتکرار و مورد توجه بیشتر اسیران
در فضای دشوار اسارت، برخی سورهها و آیات قرآن بهدلایلی چون امیدبخشی، مورد توجه و تکرار بیشتری قرار داشتند. از جمله این موارد میتوان به سورههای یس، الرحمن و واقعه و نیز آیتالکرسی اشاره کرد.
همچنین، آیات مرتبط با دعا، صبر، پایداری و طلب یاری الهی در میان شماری از اسیران تکرار میشد. از جمله:
«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ[۱۰]»
و
«وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ[۱۱]»
بر اساس خاطرات برخی آزادگان، نگهبانان عراقی گاهی قرائت این آیات را کنایه یا طعنهای علیه خود تلقی میکردند و آن را بهانهای برای توبیخ یا تنبیه اسیران قرار میدادند.
گسترش فعالیتهای قرآنی و پیامدهای آن
با گذشت زمان، فعالیتهای قرآنی در برخی اردوگاهها از شکل فردی و پراکنده فراتر رفت و سازمانیافتگی بیشتری پیدا کرد. تشکیل گروهها و واحدهای فرهنگی، آموزش مفاهیم و حفظ قرآن و برگزاری مسابقات، از نمودهای این تحول بود. این روند با تکیه بر محفوظات اسیران، قرآنهای همراه آنان و نسخههایی که بعدها به اردوگاهها راه یافت، ادامه پیدا کرد.
بر اساس روایتهای آزادگان، این فعالیتها به پرورش شمار زیادی از قاریان و حافظان قرآن و افزایش آشنایی اسیران با ترجمه و معارف قرآنی کمک کرد. قرآن در کنار نقش آموزشی و عبادی، برای بسیاری از اسیران منبعی برای افزایش امید و مقاومت، حفظ هویت دینی و تحمل دشواریهای اسارت بود[۴].
در برخی خاطرات، به واکنش شماری از آزادگان در زمان تبادل اسیران نیز اشاره شده است؛ آنان از پذیرفتن قرآنهای اهدایی از طرف عراقیها که به صلاحدید صدام در آخرین ساعات دوره اسارت انجام شده بود خودداری کردهاند. این رفتار در روایتهای یادشده، اعتراضی نمادین به عملکرد حکومت صدام و فاصلهای دانسته شده است که آنان میان رفتار مأموران عراقی و آموزههای اسلامی و قرآنی مشاهده میکردند[۱۲].
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ حیدرینسب، علیرضا (1391). اتاق پیامبران، چ دوم. تهران: انتشارات آل احمد و حوزه هنری سیستان و بلوچستان.
- ↑ علیدوست، علی (1391). ابر فیاض، چ دوم. تهران: پیام آزادگان، ص. 123-125.
- ↑ حکیمی مزرعه نو، اصغر (1404). این دیوار چه رنگیه. تهران: پبام آزادگان.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ حیدرینسب، علیرضا (1396). خاکریز دوازدهم. تهران: پیام آزادگان، ص. 99 و117 و 145و 174.
- ↑ کیانی شاهوندی، بیژن (1404). فرزند منگشت. تهران: پیام آزادگان.
- ↑ مبهوتی، احمد (1388). دیار غربت. تهران: انتشارات پیام آزادگان.
- ↑ رمضان صافی؛ حافظی؛ گلشنی؛ احمد بشی، روایت «جادوی قرآن»
- ↑ ذاکری، سید بشیر. مصاحبه با ایکنا https://iqna.ir/fa/amp/news/2697499
- ↑ زاغیان، اصغر (1386). دوازدهمین اردوگاه. قم: مؤسسه فرهنگی نینوا، ص . 327.
- ↑ قرآن کریم، سوره بقره، آیه 250.
- ↑ قرآن کریم، سوره یس، آیه 9.
- ↑ حمزه، محمود (1389). برای گل نرگس. تهران: پیام آزادگان، ص. 65.
برای اطلاعات بیشتر
قرآن . ویکی شیعه. قابل بازیابی از https://fa.wikishia.net/view/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86
قرآن. ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی ازhttps://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86
قرآن. ویکی فقه. قابل بازیابی از https://fa.wikifeqh.ir/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8C
قرآن. دانشنامه اسلامی. قابل بازیابی ازhttps://wiki.ahlolbait.com/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86
پیوند به بیرون
روایت شنیدنی از حفظ قرآن در دوران اسارت. قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/x09m29d
نویسنده مقاله
علیرضا حیدرینسب
منبع اصلی
شورای علمی دانشنامه آزادگان (1399). دانشنامه آزادگان: آموزش قرآن در اسارت، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ موسسه فرهنگی و هنری پیام آزادگان.
استناد به این مقاله
حیدرینسب، علیرضا (1405). "آموزش قرآن در اسارت". ویکی آزادگان، قابل دسترسی از https://fa.wikiazadegan.com/index.php?title