دیدگاههای امام خمینی(ره) درباره اسارت و اسیران: تفاوت میان نسخهها
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم میدانند و آن را تشویق میکنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند. در این مورد، ایشان چنین میفرمایند: <blockquote>«... ما افتخار میکنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچههای ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است<ref name=":1">صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.</ref>.» (1342/03/09)</blockquote>امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانیترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفتزده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان میدانند و معتقدند با «رشادتها و فداکاریها و اخلاص» و «برکت خونهای پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. | امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم میدانند و آن را تشویق میکنند. و به [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند. در این مورد، ایشان چنین میفرمایند: <blockquote>«... ما افتخار میکنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچههای ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است<ref name=":1">صحیفه امام (1378). [https://emam.com/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C#year1342 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.</ref>.» (1342/03/09)</blockquote>امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانیترین دژخیم زمان ...، [[مقاومت]] آنها دنیا را شگفتزده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان میدانند و معتقدند با «رشادتها و فداکاریها و اخلاص» و «برکت خونهای پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است. | ||
امام خمینی آزادی اسیران را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند میطلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای اسیران از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است. | امام خمینی آزادی [[اسیران جنگ|اسیران]] را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند میطلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای [[اسیران جنگ|اسیران]] از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است. | ||
امام خمینی [[اسیران جنگ|اسیران]] را سرود آزادی دانسته و درباره آنان میفرمایند: | امام خمینی [[اسیران جنگ|اسیران]] را سرود آزادی دانسته و درباره آنان میفرمایند:<blockquote>«[[اسیران جنگ|اسیران]] در چنگال دژخیمان خود سرود آزادیاند، و احرار جهان آنان را زمزمه میکنند.»<ref name=":1" /></blockquote> | ||
در جای دیگر، قلمها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و اسیران دانسته، میفرمایند: «ما را چه رسد که با این قلمهای شکسته و بیانهای نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی که در جهاد فی سبیلالله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست دادهاند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شدهاند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندانهای مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد میکشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»<ref name=":0">صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.</ref> (1363/06/05) | در جای دیگر، قلمها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، [[اداره امور اسرا و مفقودین|مفقودین]] و [[اسیران جنگ|اسیران]] دانسته، میفرمایند: <blockquote>«ما را چه رسد که با این قلمهای شکسته و بیانهای نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و [[اداره امور اسرا و مفقودین|مفقودین]] و اسیرانی که در جهاد فی سبیلالله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست دادهاند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شدهاند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندانهای مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد میکشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»<ref name=":0">صحیفه امام (1378). [https://emam.com/posts/view/3488/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%29 مجموعه آثار امام خمینی]، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.</ref> (1363/06/05) </blockquote>امام در پاسخ [[نامه]] یکی از [[اسیران جنگ|اسیران]] در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختیها و در بند بودن امام موسی کاظم علیهالسلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: <blockquote>«فرزند بسیار عزیزم، از [[نامه]] دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس میکنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسیبن جعفر- علیهالسلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان بهسر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را انشاالله تعالی نزدیک مینماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد میفرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمیکنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.<ref name=":0" /></blockquote>امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند میخواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»<ref name=":0" /> | ||
امام در پاسخ [[نامه]] یکی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختیها و در بند بودن امام موسی کاظم علیهالسلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند: «فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس میکنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسیبن جعفر- علیهالسلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان بهسر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را انشاالله تعالی نزدیک مینماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد میفرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمیکنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.<ref name=":0" /> | |||
امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند میخواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و [[آموزش]] آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»<ref name=":0" /> | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۱
امام خمینی جهاد و مبارزه برای دفاع از اسلام و کشور، و مقابله با استعمار و استثمار را لازم میدانند و آن را تشویق میکنند. و به اسارت رفتن را نیز بخشی از این مبارزه می دانند. در این مورد، ایشان چنین میفرمایند:
«... ما افتخار میکنیم که مانند سیدالشهدا روز عاشورا کشته شویم، و بچههای ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند... یکی از کسانی که باید در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون شود، خمینی است[۱].» (1342/03/09)
امام خمینی براساس همین باور و اعتقاد، اسیران«سربازان امام زمان ارواحنا فداه...» «شیرمردان در بند»، «اسیر جانیترین دژخیم زمان ...، مقاومت آنها دنیا را شگفتزده کرده»، «این بزرگان اسلام و افتخارآفرینان کشور اسلامی ایران» و عزیزانی که «با نثار جان و خون و سلامت و دوری از میهن خود، در راه شرف، عزت کشور و اسلام، راه را برای نیل به سعادت دنیا و آخرت باز، خود و ملت خود را در پیشگاه مقدس حق تعالی سرافراز و روسفید نموده» را محبوب خود و ملت دانسته و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مدیون و مرهون ایثارهای غیرقابل ترسیم این عزیزان میدانند و معتقدند با «رشادتها و فداکاریها و اخلاص» و «برکت خونهای پاک» این «رادمردان» است که «انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردیده؛ و با شهادت و ایثار و جانبازی و اسارت آنان، از پانزدهم خرداد تاکنون، بر تارک نهضتمان نام مجد و آزادی و شرف پایدار» مانده است.
امام خمینی آزادی اسیران را برای «خدمت به خداوند» (بندگی) و «خدمت به بندگان» خداوند میطلبند. در واقع رسالتی را که ایشان برای اسیران از خداوند خواستارند، بندگی خداوند و خدمت به بندگان خداوند است.
امام خمینی اسیران را سرود آزادی دانسته و درباره آنان میفرمایند:
«اسیران در چنگال دژخیمان خود سرود آزادیاند، و احرار جهان آنان را زمزمه میکنند.»[۱]
در جای دیگر، قلمها را ناتوان از وصف مجاهدان، شهدا، جانبازان، مفقودین و اسیران دانسته، میفرمایند:
«ما را چه رسد که با این قلمهای شکسته و بیانهای نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودین و اسیرانی که در جهاد فی سبیلالله جان خود را فدا کرده و یا سلامتی خود را از دست دادهاند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شدهاند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم... اسیرانی که در زندانهای مخوف دشمن شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد میکشند چگونه توان تعظیم نمود؟...»[۲] (1363/06/05)
امام در پاسخ نامه یکی از اسیران در بند، آنان را فرزندان عزیز دور از وطن خود خطاب کرده و از آنان خواسته با یادآوری سختیها و در بند بودن امام موسی کاظم علیهالسلام، برای اسلام صبر پیشه کرده تا خداوند زمینه آزادی آنان را فراهم و ایشان از دیدن آنان شاد شوند:
«فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متأثر گردیدم، من ناراحتی عزیزان در بند را احساس میکنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما، حضرت موسیبن جعفر- علیهالسلام- بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان بهسر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را انشاالله تعالی نزدیک مینماید؛ و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد میفرماید. به همه عزیزان در بند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمیکنم. خداوند حافظ شما باشد. پدر پیرت (خ) شهریور 1365.[۲]
امام از مسئولان و کسانی که با اسیران عراقی، این «مهمانان» جمهوری اسلامی، سروکار دارند میخواهند که زندان را برای آنان، همچون محلی برای تربیت و آموزش آنها نمایند و با آنان رفتاری «مردانه و اسلامی» «انسانی» «برادرانه» داشته باشند و «به مصدومین و مجروحین آنان هرچه بیشتر محبت و خدمت کنند» «... و طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند» «و با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند تا تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند» تا آنان با دیدن رأفت و عدالت اسلامی به اسلام رو آورند «... و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند...»[۲]
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ صحیفه امام (1378). مجموعه آثار امام خمینی، ج 1. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ صحیفه امام (1378). مجموعه آثار امام خمینی، ج 19. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
نویسنده مقاله
حسن بهشتیپور