اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

از ویکی آزادگان

خسارت انسانی جنگ‌ها ابعاد متفاوتی دارد. بعضی‌ها جان خود را از دست می‌دهند، عده‌ای دیگر دچار نقص عضو می‌شوند و عده‌ای هم به اسارت درمی‌آیند.

علی‌رغم همه تلاش‌های صورت‌گرفته، وضعیت اسیران جنگی هنوز از بغرنج‌ترین مشکلات جنگ‌ها به‌شمار می‌رود.

اولین و مهم‌ترین مسئله درخصوص اسیران جنگی، اثبات اسارتشان به‌وسیله نیروهای مسلحی است که آنها را اسیر کرده‌اند. بعد از این مرحله است که سازمان‌ها و قوانین مربوطه می‌توانند مؤثر واقع شوند. تعیین وضعیت و سرنوشت اسیران جنگی و مفقودین، ازجمله مشکلاتی است که نه تنها در طول جنگ، بلکه سال‌ها بعد از خاموش شدن آتش جنگ هم باقی می‌ماند. سی‌و‌یکم شهریور 1359 به دستور صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق ، ارتش این کشور به ایران حمله کرد. البته از فروردین 1358 ، تجاوزات مکرر نیروهای عراقی به داخل مرزهای ایران ثبت شده و به تبع آن عده‌ای را به اسارت گرفته شده بودند. طبق آمار وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، عراق از 13 فروردین 1358 تا پایان مرداد 1359، 397 بار به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی ایران تجاوز کرده است. در پی این حملات، از فروردین 1358 تا نیمه اول 1359، یعنی قبل از شروع رسمی جنگ، حدود هفتاد نفر از مردم عادی مرزنشین، تکاوران ارتش و... به اسارت درآمدند.

یکی از ابعاد مهم و انسانی در جنگ تحمیلی هشت ساله، اسیران جنگی بودند که در مناطق درگیری و عملیات پدافندی و آفندی به اسارت درآمدند. در روزهای اول جنگ مجموعه یا سازمان خاصی مسئولیت پیگیری سرنوشت اسیران و مفقودین را به‌عهده نداشت. باید مجموعه‌ای به‌صورت تخصصی این امور را تا رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال می‌كرد.

به‌همین‌منظور دو مجموعه تشکیل شد:

1. کمیسیون حمایت از اسیران و مفقودین ایرانی؛

2. اداره جست‌وجوی مفقودین جمعیت هلال احمر ایران.

با مطالعه و بررسی خاطرات و سرگذشت‌های به‌جامانده از اسیران در می یابم که اسیران ایرانی، نه تنها از حداقل امکانات زندگی یک انسان در اردوگاه های عراق برخوردار نبودند، بلکه به دست نگهبانان و مسئولان عراقی اردوگاه‌ها تحت انواع شکنجه‌های روحی و جسمی قرار می‌گرفتند. گزارش‌های غیررسمی متعددی نشان می‌دهد که تعداد فراوانی از اسیران ایرانی به‌اسارت‌درآمده در طول هشت سال دفاع مقدس در زمان انتقال از خط مقدم تا قرنطینه‌ها و در محل قرنطینه یا زمان انتقال تا اردوگاه به‌علت شدت جراحات، شکنجه در مواردی به شهادت رسیدند و برخی دیگر نیز مستقیما توسط سربازان عراقی به روش‌های گوناگون در منطقه عملیاتی به شهادت رسیدند[۱].

معرفی قشرهای مختلف اسیران ایرانی در اردوگاه‌های عراق

الف:رده نظامی

1. نیروهای مسلح منظم ارتش شامل افسران، درجه‌داران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به اسارت درآمدند، سربازان نیروهای وظیفه و احتیاطِ زمینی، دریایی و هوایی.

2. نیروهای سپاه پاسدران انقلاب اسلامی نیروهای کادر و وظیفه سپاه پاسداران و بسیج که در رده‌های فرماندهی و عادی بودند.

3. نیروهای شهربانی، ژاندارمری و کمیته های انقلاب اسلامی این نیروها بعدها در هم ادغام و تحت عنوان به نیروی انتظامی به فعالیت خود ادامه دادند.

4. نیروهای مسلح نامنظم و پشتیبانی کننده مانند نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران.

ب: رده غیرنظامی

1. نیروهای جهاد سازندگی تین نیورهای غیر نظامی کارشان سنگر سازی و پشتیبانی لجستکی از ارتش و سپاه بود.

2. نیروهای امدادگر هلال احمر این نیروهای داوطلب به منظور خدمت رسانی در بیمارستان‌های صحرایی در نزدیک میدان جنگ یا درمانگاههای پشت جبهه به خدمات رسانی مشغول بودند. شامل پزشکان، بهیاران، اعضای سازمان هلال احمر، دانشجویان پزشکی و بهیاران در قالب نیروهای داوطلب به جبهه آمده بودند و اسیر شدند. دراین‌میان پنج زن هم امدادگر بودند.

3. نیروهای خدماتی مانند رانندگان آمبولانس، رانندگان کامیون ها و وسایل حمل و نقل غیر نظامی ، نیروهای غیر نظامی داوطلب برای خدماتی نظیر آشپزی و...

4. شهروندان غیر نظامی مقیم شهرها و روستاهای اشغال شده شامل افرادی بود که از روزهای آغاز جنگ، بعد از اشغال شهرها و روستاهای ایرانی، به دست سربازان عراقی بازداشت و به خاک عراق منتقل شدند یا به دست گروهک‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان بازداشت و به ارتش عراق فروخته شدند. برخی از آنها اعضای یک خانواده بودند.

در طول جنگ تحمیلی، حدود سه هزار نفر از مردم عادی و غیرنظامی به اسارت درآمدند و اکثر آنها تا 1369 در اردوگاه‌های کشور عراق اسیر بودند.

همچنین تعدادی از ساکنان شهرهای مرزی ایران حدود 1500 نفر ازجمله سالخوردگان، زنان و کودکان. در حدود 500 نفر از ساکنان مناطق مرزی کردنشین بودند و در ترددهایی که به روستاهای مرزی عراق داشتند، دستگیر و یا ازسوی گروهک‌های ضدانقلاب دستگیر و به نظامیان عراقی فروخته شدند. دراین‌میان بیست‌وچهار زن، که یک زن در سال‌های اسارت به شهادت رسید، همگی غیرنظامی بودند و از ساکنان روستاهای مرزی ایران به‌جز پنج نفر، که از نیروهای امدادی بودند و برای کمک‌رسانی مجروحان در مناطق جنگی آمده بودند. علاوه بر این تعدادی از افراد ولگرد و کسانی که برای سرقت و تصاحب اموال بی‌صاحب مردم به شهرهای مرزی رفته بودند، به دست دشمن اسیر شدند. تعداد اندکی هم افرادی بودند که در تلاش برای خروج غیرقانونی از مرزهای کشور ازسوی گارد مرزی، گشتی‌های عراقی در خلیج فارس دستگیر یا به‌وسیله قاچاقچی‌ها به سربازان عراقی فروخته و به بازداشتگاه اسیران جنگی منتقل شدند.

5. مقام های رسمی ایرانی ازجمله شهید مهندس محمدجواد تندگویان وزیر نفت وقت بود که نهم آبان 59 به همراه دو نفر از همکاران خود توسط ارتش رژیم بعث به اسارت درآمدند. ابتدا ارتش عراق اسارت تندگویان را تأیید کرد، اما سپس منکر آن شد و در نهایت 1370/9/26 پیکر او را تحویل ایران داد. دو همکاری وزیر نفت به اسامی مهندس سید محسن یحیوی و مهندس بهروز بوشهری نیز بعد از تحمل سال‌ها اسارت در سال 1369 به وطن برگشتند.

6. افراد غیر نظامی که اشتباهی وارد خاک عراق شدند برخی از افراد غیر نظامی بر اثر ورود اشتباهی به مناطق اشغالی دشمن یا در اثر مجروح شدن اتفاقی با مین به دست عراقی‌ها اسیر شدند. میانگین سنی رده‌های مختلف نظامی اسیران ایرانی در عراق «بیشترین تعداد اسیران ایرانی از سربازان ارتش و بسیج و 17 درصد اسیران ایرانی متأهل بوده‌اند که تعداد اندکی هم مجبور به جدایی یا طلاق شدند. در مدت بیش از ده سال، ارتش عراق شهادت 574 نفر را تأیید و به صلیب سرخ جهانی اعلام کرد که میانگین سنی آنان بین 17 تا 25 سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشترین افراد فوت‌شده در زمان اسارت به‌ترتیب 194 نفر بسیجی، 184 نفر سرباز ارتش، 35 نفر غیرنظامی بودند[۱]

در طول هشت سال جنگ، در یک تقسیم‌بندی کلی، اسیران ایرانی به دو گروه عمده ثبت‌نام‌شده در کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و مفقودالاثر تقسیم می‌شدند. فقط 48 درصد اسیران ثبت‌نام‌شده در صلیب سرخ و 52 درصد جزو مفقودین بودند. با تهاجم نیروهای دشمن با توان نظامی بالا و در مقابل، عدم آمادگی دفاعی رزمندگان ایرانی، نیروهای بعثی به‌سرعت به خاک ایران رسیدند و برخی شهرها را در محاصره خود قرار دادند که دراین‌میان، تعدادی از رزمندگان اعم‌از ارتشی، سپاهی و نیروهای ژاندامری که در مناطق مرزی انجام وظیفه می‌کردند و تعدادی از نیروهای مردمی و شخصی خودجوش که در مقابل دشمن ایستاده بودند و همچنین بسیاری از ساکنان مناطق قصر شیرین و... را به اسارت خود درآوردند و به زندان‌های موقت فرستادند[۲].

گروه اول، اسیرانی بودند که پس از گذراندن مراحل مختلف بازجویی و شکنجه در زندان‌های موقت و مدتی پس از ورود به اردوگاه اصلی، مورد بازدید نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ قرار گرفتند و ثبت‌نام ‌شدند. در پی این ثبت‌نام، با پُر کردن نامه‌ای که بازرسان صلیب در اختیار اسیران قرار دادند و با ارسال آن به هلال احمر ایران، خانواده‌شان را از سرنوشت‌شان آگاه ‌ساختند و تا پایان اسارت، از این‌ طریق با خانواده‌های خویش در ارتباط بودند. نیروهای بعثی پس از ثبت‌نام هر اسیر، وظایفی داشتند که مهم‌ترین آن، حفظ جان اسیران بود. این امر شرایط روحی اسیر را تا حدودی در وضع بهتری نسبت به اسیران مفقود و ثبت‌نام‌نشده قرار می‌داد. از حدود 40 هزار اسیر ایرانی، تقریباً 19۰۰۰ نفر مورد ثبت‌نام کمیته بین‌المللی صلیب سرخ قرار گرفته بودند[۳].

گروه دوم، اسیران مفقودالاثر بودند که آنها هم به دو گروه تقسیم می‌شدند:

دسته اول، اسیرانی که در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درآمده و به زندان‌های عراق منتقل شدند. دشمن از معرفی این افراد، به‌علت شاخص بودن درجه و عضویت یا داشتن سمت و مسئولیت لشکری یا کشوری، به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ خودداری می‌کرد. بخش عمده این گروه از اسیران، افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند؛

گروه دوم، اسیرانی بودند که از اواخر ۱۳۶۵ و به ویژه پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به اسارت درآمدند و به اسارتگاه‌های مخفی انتقال یافتند، و تا زمان آزادی به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ معرفی نشدند. این گروه در مدت اسارت خود، شرایط سخت و طاقت‌فرسایی داشتند و حتی از داشتن کمترین امکانات اسیران ثبت نام شده محروم بودند .

مکان نگه‌داری اسیران

همه اسیران پس از اسارت به نزدیک‌ترین پادگان یا مدارس مرزی در عقبه فرستاده می‌شدند؛ سپس به زندان‌های معروف عراق و پس از تخلیه اطلاعاتی به اردوگاه منتقل می‌شدند. تنها ۵۷ نفر از اسیران، که از افسران و خلبانان نیروی دریایی، زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی بودند، تمام مدت دوران چندساله اسارت خود را در زندان به‌سر ‌بردند. اسیران با گرایش‌های فکری متعدد در میان اسیران ایرانی، افراد دارای تفکرات مختلفی بودند، ازجمله: اسیران متعهد و مکتبی، اسیران بسیار سخت‌گیر در انجام مناسک مذهبی، اسیران میهن‌پرست و وفادار، سایر فِرق غیراسلامی، اسیران بی‌خیال و باری‌به‌هرجهت.

اسیران اقلیت‌های دینی و تابعیت‌های غیرایرانی

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ازسوی نمایندگان اقلیت‌های دینی شامل: مسیحیان، زرتشتیان، کلیمیان، ‌آشوریان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی و همچنین نهادها، نشریات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته‌شان، بیانیه‌ها و اعلامیه‌هایی برای مشارکت در جنگ و کمک به برادران مسلمان و پاسداری از استقلال کشور صادر شد. گروه مشترک اقلیت‌های دینی نیز از هم‌وطنان خواست با شرکت فعال در سازمان بسیج مستضعفین، اتحاد خود را با سایر برادران ایرانی تحکیم بخشند و دوشادوش مسلمانان ایرانی، تا پای جان از مرزهای میهن خود دفاع كنند. در 1360 شوراهای سه‌گانه خلیفه‌گری ارامنه ایران با انتشار اطلاعیه‌های رسمی، آنان را از برگزاری مراسم جشن سال نو منع کرد. جامعه ارامنه ایران با 35 آزاده در دوران دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان مسلمان علیه دشمن بعثی جنگیدند و از آب و خاک میهن دفاع کردند.

برای نمونه، می‌توان از افراد ذیل به‌عنوان شاخص‌ترین اسیران اقلیت‌های دینی نام برد:

«سرباز وظیفه «سرگیز ساید» که یک سال و هشت ماه در اسارت رژیم بعث عراق بود و دچار 65 درصد جانبازی شد. «گارن باباخانیان» 25 ماه در اسارت به‌سر برد. «ورژ میناسیان» 2 سال و 16 ماه و «آنوش اوان طوروسیان درختکی» 98 ماه و 8 روز اسیر بودند.» آمار دقیقی از اسیران غیرایرانی در اردوگاه‌های رژیم بعث در دسترس نیست، اما در خاطرات آزادگان از اسیرانی با تابعیت لبنانی، افغانی، و عراقی ذكری به میان آمده است[۴].

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ خاجی، علی (1391). شرح قفص. اردوگاه‌های اسیران. تهران: پیام آزادگان.
  2. پارسادوست، منوچهر (1369). نقش عراق در شروع جنگ همراه با: بررسی تاریخ عراق و اندیشه‌های حزب بعث. تهران: شركت سهامی انتشار.
  3. آرشیو بانک اطلاعاتی مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان.
  4. عسگری، شاداب (1392). «اتحاد اقلیت‌ها برای مبارزه با تروریسم در منطقه». تهران: سایت جامع آزادگان.

نویسنده مقاله

حسن بهشتی‌پور