استخبارات: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی آزادگان
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سازمان اطلاعات و امنیت رژیم بعث عراق.'''
استخبارات عراق، با عنوان عربی «جهاز المخابرات العامة العراقية»، یکی از مهم‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی حکومت حزب بعث عراق در دوره صدام حسین بود. این سازمان در کنار دستگاه‌هایی مانند «مدیریة الأمن العامة» (امن عمومی) و «الاستخبارات العسکریة» (استخبارات نظامی)، بخشی از ساختار گسترده امنیتی حکومت عراق را تشکیل می‌داد. وظیفه اصلی جهاز المخابرات، گردآوری و تحلیل اطلاعات، به‌ویژه درباره تهدیدهای خارجی و مخالفان حکومت در خارج از کشور، و انجام فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی تعیین شده بود<ref name=":0">جهاز المخابرات العامة العراقية، عراق‌پدیا، مدخل «جهاز المخابرات العامة العراقية». https://ar.irakipedia.org/wiki/4020</ref>.


یکی از مکان‌هایی که در تاریخ جنگ تحمیلی برای آزادگان خاطرات دردآوری را زنده می‌کند، سازمان اطلاعات و [[امنیت]] عراق یا استخبارات است. این سازمان در دوران هشت سال جنگ تحمیلی محل شهادت و شکنجه بسیاری از اسیران ایرانی بود. استخبارات نام سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی عراق است، که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت در زمان حزب بعث بود و از هرگونه ترور و شکنجه علیه مخالفین خودداری نمی‌کرد. برزان تکریتی، برادر ناتنی صدام حسین، در زمان حکومت حزب بعث، رئیس استخبارات عراق بود که از جهت بی‌رحمی و ظلم بی‌نظیر بود.
== تاریخچه ==
ریشه‌های این سازمان به «الجهاز الخاص» یا «جهاز حُنین» بازمی‌گشت که در دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان تشکیلات امنیتی حزب بعث فعالیت می‌کرد و صدام حسین نیز پیش از رسیدن حزب بعث به قدرت، در اداره آن نقش داشت. پس از بازگشت حزب بعث به قدرت در ژوئیه ۱۹۶۸، این تشکیلات توسعه یافت و دامنه فعالیت‌های امنیتی آن گسترش پیدا کرد.


    مرکز اصلی استخبارات در شهر بغداد بود که در حفاظت شدید بعثی‌های عراق قرار داشت. کارگزاران و افسران این سازمان، متعصب و خشن و جنایتکار بودند. عملکرد مأموران این سازمان چنان وحشیانه و ددمنشانه بود که مردمِ عراق و حتی نیروهای بعثی با شنیدنِ نام آن، دچار وحشت می‌شدند. زندان‌های استخبارات علاوه‌بر اسرای ایرانی، عناصر سیاسی و مبارز عراقی را هم پذیرا بود. درحالی‌که مأموران این سازمان در بازجویی و شکنجه، حتی به مردم کشور خود رحم نمی‌کردند، رفتارهای وحشیانه و ظالمانه آنها‌ با اسرای ما دور از ذهن نبود<ref>عطایی، سیامک (1388). [[سفر به شهر آزادی]]. تهران: پیام آزادگان.</ref>.
در سال ۱۹۷۳، پس از تلاش نافرجام ناظم کزار، مدیر وقت [[امنیت]] عمومی عراق، برای انجام کودتا، ساختار دستگاه‌های امنیتی عراق دستخوش تغییر شد و تشکیلات اطلاعاتی جدیدی شکل گرفت که بعدها به «جهاز المخابرات العامة» تبدیل شد. در سال ۱۹۸۳ نیز ساختار و نام این سازمان با عنوان «جهاز المخابرات» تثبیت شد و ارتباط مستقیم آن با ساختار عالی حکومت افزایش یافت<ref name=":0" />.


    عراقی‌ها برای شناسایی افسران و عالی‌رتبه‌های جنگ، جمع‌آوری اطلاعات از جبهه‌ها و وضعیت مردم در ایران اسیران را بازجویی می‌کردند و زمانی‌كه در مراحل اولیه بازجویی به اطلاعات اسیری مشکوک می‌شدند، او را به مأموران استخبارات تحویل می‌دادند. بازجوها در استخبارات، در بازجویی از [[اسرا]] چند هدف را دنبال می‌کردند: یکی از هدف‌ها، اطلاع پیدا کردن از مشخصات منطقه عملیاتی اسیر بود. سربازانی که در هنگام عملیات اسیر می‌شدند، بازجویی و شکنجه می‌شدند تا اطلاعاتی ازقبیل نام لشکر و فرمانده عملیات، تعداد سربازان، تجهیزات و... را در اختیار عراقی‌ها بگذارند تا آنها در اسرع وقت این اطلاعات را به اطلاع فرماندهان خود در خط مقدم برسانند. دومین هدف مهمی که دنبال می‌کردند، گرفتن اطلاعات از نیروهای اسیرشده در شناسایی‌ها درباره عملیات احتمالی بود که در آینده انجام می‌شد؛ زیرا از این طریق می‌توانستند از اطلاعات و جزئیات عملیاتی که به‌زودی انجام می‌گرفت، آگاه شوند و آن را خنثی سازند. این کار برای آنها جنبه حیاتی داشت. هدف دیگری که همواره در بازجویی‌ها دنبال می‌شد، پیدا کردن افراد مهم و مؤثر در عملیات جنگی ایران بود. فرماندهان، پاسداران و روحانیونی که اطلاعات مهمی داشتند، در تیررس بودند؛ هم برای اینکه با اذیت و آزار در حین شکنجه اطلاعات خاص آنها را بفهمند و هم اینکه این اشخاص مهم شناسایی شوند و بعد از انتقال به اردوگاه، نارضایتی اسرا را رهبری نکنند. ضمن آنكه این بازجویی‌ها با هدف مشخص كردن [[اردوگاه]] اسرا انجام می‌شد؛ عراقی‌ها اسرای ایرانی را به ارتشی، روحانی، پاسدار و بسیجی تقسیم می‌کردند و برای هریك شرایط و [[اردوگاه]] ویژه‌ای درنظر می‌گرفتند. حتی بعضی‌ها را در سلول انفرادی قرار می‌دادند.
جهاز المخابرات در دوره صدام حسین، به‌ویژه در جریان [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق، نقش مهمی در جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران، فعالیت‌های اطلاعاتی برون‌مرزی و مقابله با مخالفان حکومت داشت.  


  اسرا در این دوره از بازجویی در استخبارات در بدترین وضعیت ممکن نگه‌داری می‌شدند. خبری از [[بهداشت و درمان]] زخمی‌ها نبود. اسرا را به تعداد زیاد در اتاق‌های مثلثی‌شکل با زور وخشونت جای می‌دادند. این سلول‌ها تاریک و نمناک و خالی از هر گونه [[امکانات]] اولیه بود. بوی تعفن و رطوبت حاصل از زخم‌های چرک‌کرده اسرا تمام فضا را پُر می‌کرد و در بیشتر مواقع اسرا با لباس‌های خونی و پاره و بدون اینکه جهت صحیح قبله را بدانند، [[نماز]] می‌خواندند. اکثر مواقع برای تضعیف روحیه اسرا چراغ کم‌نور یا قرمز روشن می‌کردند و به هیچ‌یک از خواسته‌های آنها پاسخ نمی‌دادند. ازاین‌رو خیلی از اسرا در حین شکنجه در این سازمان مخوف بر اثر زخم‌هایشان شهید می‌شدند<ref>سالمی‌نژاد، عبدالرضا (1386). دانستنی‌های آزادگان. تهران: پیام آزادگان.</ref>.
== جایگاه استخبارات در نظام امنیتی عراق ==
جهاز المخابرات تنها یکی از چند سازمان امنیتی حکومت صدام حسین بود. در کنار آن، مدیریة الأمن العامة، الاستخبارات العسکریة، جهاز الأمن الخاص و برخی تشکیلات امنیتی دیگر نیز فعالیت می‌کردند. تعدد این سازمان‌ها باعث ایجاد شبکه‌ای چندلایه از نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و حفاظتی شد که هدف اصلی آن حفظ حکومت بعث و سرکوب مخالفان صدام در داخل و ترور آنها در خارج  بود.


=== '''کتاب‌شناسی''' ===
در ساختار امنیتی عراق، استخبارات از «مدیریة الأمن العامة» که بیشتر مسئول امنیت داخلی بود، و از «الاستخبارات العسکریة» که بر حوزه‌های نظامی تمرکز داشت، متمایز بود؛ هرچند میان وظایف و فعالیت‌های این دستگاه‌ها در عمل هم‌پوشانی‌هایی وجود داشت.
<references />'''پروین کاشانی‌زاده'''
 
== مکان و مقرهای استخبارات ==
مرکز اصلی جهاز المخابرات در بغداد قرار داشت و این سازمان در نقاط مختلف عراق نیز مراکز و شعبه‌هایی داشت. یکی از ساختمان‌های وابسته به دستگاه اطلاعاتی عراق در بغداد، پس از سقوط حکومت صدام، به دلیل سابقه بازداشت و بازجویی از مخالفان حکومت به یکی از شناخته‌شده‌ترین مراکز امنیتی دوره بعث تبدیل شد<ref>قابل بازیابی از [https://www.hrw.org/report/2005/01/24/new-iraq/torture-and-ill-treatment-detainees-iraqi-custody?utm_source=chatgpt.com https://www.hrw.org/report/2005/]</ref>.
 
== استخبارات و اسیران ایرانی ==
در جریان [[جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|جنگ]] ایران و عراق، اغلب [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در آغاز [[اسارت و اسیران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران|اسارت]] در همان خطوط پشت جبهه، از سوی نیروهای استخبارات بازجویی‌های اولیه می‌شدند. در صورت برخورداری از اطلاعات مورد توجه نیروهای عراقی، بعضی از [[اسیران جنگ|اسیران]] را برای بازجویی‌های تخصصی‌تر به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جمله دستگاه استخبارات، تحویل می‌دادند. هدف از این بازجویی‌ها کسب اطلاعات درباره یگان و محل خدمت اسیر، مناطق عملیاتی، فرماندهان، توان و تجهیزات نظامی و همچنین اطلاعات مربوط به عملیات‌های آینده بود.
 
بر اساس [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] منتشرشده از [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]]، در جریان [[بازجویی در استخبارات|بازجویی]]، درباره سوابق و مسئولیت‌های [[اسیران جنگ|اسیران]] نیز پرس‌وجو می‌شد. برخی آزادگان که فرمانده، پاسدار، روحانی یا دارای مسئولیت‌های خاص بودند، به دلیل اطلاعات احتمالی آنان درباره نیروها و عملیات‌ها، مورد توجه ویژه بازجویان استخبارات قرار می‌گرفتند. همچنین، اطلاعات به‌دست‌آمده از [[اسیران جنگ|اسیران]] در تعیین محل نگهداری و نحوه برخورد با آنان مؤثر بود<ref>عطایی، سیامک. [[سفر به شهر آزادی]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ۱۳۸۸.</ref>.
 
بازجویی‌های انجام‌شده در مراکز امنیتی عراق، بنا بر شهادت‌ها و [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] منتشرشده از آزادگان، همراه با خشونت، تهدید و [[شکنجه]] بود. برخی [[اسیران جنگ|اسیران]] نیز در شرایط نامناسب نگهداری می‌شدند و مجروحان از [[امکانات]] کافی پزشکی برخوردار نبودند. گزارش‌های حقوق بشری درباره دستگاه امنیتی حکومت صدام نیز استفاده گسترده از بازداشت، [[بازجویی در استخبارات|بازجویی]] و [[شکنجه]] را در ساختار امنیتی آن حکومت مستند کرده‌اند<ref>سالمی‌نژاد، عبدالرضا. [[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ۱۳۸۶.</ref>.
 
[[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] آزادگان، از جمله آثاری که درباره [[دوران اسارت سید آزادگان|دوران اسارت]] در زندان‌ها و اردوگاه‌های عراق منتشر شده‌اند، بخش مهمی از اطلاعات درباره نحوه بازجویی و شرایط نگهداری [[اسیران جنگ|اسیران]] ایرانی در مراکز امنیتی عراق را تشکیل می‌دهند. از جمله این آثار می‌توان به «[[سفر به شهر آزادی]]» نوشته سیامک عطایی و «[[دانستنی های آزادگان(کتاب)|دانستنی‌های آزادگان]]» نوشته عبدالرضا سالمی‌نژاد اشاره کرد.
 
در [[خاطرات خود نگاشت|خاطرات]] برخی [[آزادگان در کلام رهبری|آزادگان]] ایرانی نیز از انتقال [[اسیران جنگ|اسیران]] به مراکز وابسته به استخبارات در بغداد و دیگر مناطق عراق و انجام بازجویی‌های تخصصی در این مراکز یاد شده است.
 
پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به حکومت پیشین منحل شدند.
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[بازجویی در استخبارات]]
 
== کتابشناسی ==
<references />
 
== پیوند به بیرون ==
استخبارات. ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی از<nowiki/>https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA
 
== نویسنده مقاله ==
پروین کاشانی‌زاده
 
بازنویسی شده توسط حسن بهشتی‌پور-مرداد 1405
[[رده:استخبارات]]
[[رده:بازجویی در استخبارات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۴۰

استخبارات عراق، با عنوان عربی «جهاز المخابرات العامة العراقية»، یکی از مهم‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی حکومت حزب بعث عراق در دوره صدام حسین بود. این سازمان در کنار دستگاه‌هایی مانند «مدیریة الأمن العامة» (امن عمومی) و «الاستخبارات العسکریة» (استخبارات نظامی)، بخشی از ساختار گسترده امنیتی حکومت عراق را تشکیل می‌داد. وظیفه اصلی جهاز المخابرات، گردآوری و تحلیل اطلاعات، به‌ویژه درباره تهدیدهای خارجی و مخالفان حکومت در خارج از کشور، و انجام فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی تعیین شده بود[۱].

تاریخچه

ریشه‌های این سازمان به «الجهاز الخاص» یا «جهاز حُنین» بازمی‌گشت که در دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان تشکیلات امنیتی حزب بعث فعالیت می‌کرد و صدام حسین نیز پیش از رسیدن حزب بعث به قدرت، در اداره آن نقش داشت. پس از بازگشت حزب بعث به قدرت در ژوئیه ۱۹۶۸، این تشکیلات توسعه یافت و دامنه فعالیت‌های امنیتی آن گسترش پیدا کرد.

در سال ۱۹۷۳، پس از تلاش نافرجام ناظم کزار، مدیر وقت امنیت عمومی عراق، برای انجام کودتا، ساختار دستگاه‌های امنیتی عراق دستخوش تغییر شد و تشکیلات اطلاعاتی جدیدی شکل گرفت که بعدها به «جهاز المخابرات العامة» تبدیل شد. در سال ۱۹۸۳ نیز ساختار و نام این سازمان با عنوان «جهاز المخابرات» تثبیت شد و ارتباط مستقیم آن با ساختار عالی حکومت افزایش یافت[۱].

جهاز المخابرات در دوره صدام حسین، به‌ویژه در جریان جنگ ایران و عراق، نقش مهمی در جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران، فعالیت‌های اطلاعاتی برون‌مرزی و مقابله با مخالفان حکومت داشت.

جایگاه استخبارات در نظام امنیتی عراق

جهاز المخابرات تنها یکی از چند سازمان امنیتی حکومت صدام حسین بود. در کنار آن، مدیریة الأمن العامة، الاستخبارات العسکریة، جهاز الأمن الخاص و برخی تشکیلات امنیتی دیگر نیز فعالیت می‌کردند. تعدد این سازمان‌ها باعث ایجاد شبکه‌ای چندلایه از نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و حفاظتی شد که هدف اصلی آن حفظ حکومت بعث و سرکوب مخالفان صدام در داخل و ترور آنها در خارج  بود.

در ساختار امنیتی عراق، استخبارات از «مدیریة الأمن العامة» که بیشتر مسئول امنیت داخلی بود، و از «الاستخبارات العسکریة» که بر حوزه‌های نظامی تمرکز داشت، متمایز بود؛ هرچند میان وظایف و فعالیت‌های این دستگاه‌ها در عمل هم‌پوشانی‌هایی وجود داشت.

مکان و مقرهای استخبارات

مرکز اصلی جهاز المخابرات در بغداد قرار داشت و این سازمان در نقاط مختلف عراق نیز مراکز و شعبه‌هایی داشت. یکی از ساختمان‌های وابسته به دستگاه اطلاعاتی عراق در بغداد، پس از سقوط حکومت صدام، به دلیل سابقه بازداشت و بازجویی از مخالفان حکومت به یکی از شناخته‌شده‌ترین مراکز امنیتی دوره بعث تبدیل شد[۲].

استخبارات و اسیران ایرانی

در جریان جنگ ایران و عراق، اغلب اسیران ایرانی در آغاز اسارت در همان خطوط پشت جبهه، از سوی نیروهای استخبارات بازجویی‌های اولیه می‌شدند. در صورت برخورداری از اطلاعات مورد توجه نیروهای عراقی، بعضی از اسیران را برای بازجویی‌های تخصصی‌تر به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جمله دستگاه استخبارات، تحویل می‌دادند. هدف از این بازجویی‌ها کسب اطلاعات درباره یگان و محل خدمت اسیر، مناطق عملیاتی، فرماندهان، توان و تجهیزات نظامی و همچنین اطلاعات مربوط به عملیات‌های آینده بود.

بر اساس خاطرات منتشرشده از آزادگان، در جریان بازجویی، درباره سوابق و مسئولیت‌های اسیران نیز پرس‌وجو می‌شد. برخی آزادگان که فرمانده، پاسدار، روحانی یا دارای مسئولیت‌های خاص بودند، به دلیل اطلاعات احتمالی آنان درباره نیروها و عملیات‌ها، مورد توجه ویژه بازجویان استخبارات قرار می‌گرفتند. همچنین، اطلاعات به‌دست‌آمده از اسیران در تعیین محل نگهداری و نحوه برخورد با آنان مؤثر بود[۳].

بازجویی‌های انجام‌شده در مراکز امنیتی عراق، بنا بر شهادت‌ها و خاطرات منتشرشده از آزادگان، همراه با خشونت، تهدید و شکنجه بود. برخی اسیران نیز در شرایط نامناسب نگهداری می‌شدند و مجروحان از امکانات کافی پزشکی برخوردار نبودند. گزارش‌های حقوق بشری درباره دستگاه امنیتی حکومت صدام نیز استفاده گسترده از بازداشت، بازجویی و شکنجه را در ساختار امنیتی آن حکومت مستند کرده‌اند[۴].

خاطرات آزادگان، از جمله آثاری که درباره دوران اسارت در زندان‌ها و اردوگاه‌های عراق منتشر شده‌اند، بخش مهمی از اطلاعات درباره نحوه بازجویی و شرایط نگهداری اسیران ایرانی در مراکز امنیتی عراق را تشکیل می‌دهند. از جمله این آثار می‌توان به «سفر به شهر آزادی» نوشته سیامک عطایی و «دانستنی‌های آزادگان» نوشته عبدالرضا سالمی‌نژاد اشاره کرد.

در خاطرات برخی آزادگان ایرانی نیز از انتقال اسیران به مراکز وابسته به استخبارات در بغداد و دیگر مناطق عراق و انجام بازجویی‌های تخصصی در این مراکز یاد شده است.

پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به حکومت پیشین منحل شدند.

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جهاز المخابرات العامة العراقية، عراق‌پدیا، مدخل «جهاز المخابرات العامة العراقية». https://ar.irakipedia.org/wiki/4020
  2. قابل بازیابی از https://www.hrw.org/report/2005/
  3. عطایی، سیامک. سفر به شهر آزادی. تهران: پیام آزادگان، ۱۳۸۸.
  4. سالمی‌نژاد، عبدالرضا. دانستنی‌های آزادگان. تهران: پیام آزادگان، ۱۳۸۶.

پیوند به بیرون

استخبارات. ویکی پدیای فارسی. قابل بازیابی ازhttps://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA

نویسنده مقاله

پروین کاشانی‌زاده

بازنویسی شده توسط حسن بهشتی‌پور-مرداد 1405