درسهای اسارت 2
از مسئولیت پذیری تا فرصت سازی؛ در تنگنای اسارت.
برگرفته از یادداشتهای کوتاه سید آزادگان حجت الاسلام و مسلمین علی اکبر ابوترابی.
1. مشکلات زندگی هرچه باشد، بهتنهایی آنقدر بزرگ نیستند که انسان را از پا درآورند. اگر در برابر سختی به زانو درآمدهایم، این ضعف از خود ماست، نه آنکه به راستی توان مقابله نداریم. تأسف آنجاست که با ترسیم پیامدهای نامطلوب در ذهن، روحیه خود را تضعیف کنیم. در همین اسارت هم کسانی بودند که کوران سخت را پشت سر گذاشتند و آبدیدهتر شدند.
پس درنخستین گام بپذیریم که مسئول شکست یا پیروزی در زندگی خودِ ما هستیم. این پذیرش، سرآغاز هر تحولی است. تا اسیر خود را قربانی شرایط نداند، نمیتواند گامی به سوی ساختن بردارد.
2. امیدواری؛ سرمایه مقاومت
امیدواری نقشی فوقالعاده حساس در موفقیت دارد. هرچه امید بیشتر باشد، تلاش و تحمل سختی فزونتر میگردد. البته این امید به صرفِ ایمان حاصل نمیشود، بلکه به مراتب ایمان ما بستگی دارد. بسا کسانی که با داشتن ایمان، در ناامیدی به سر میبرند. در دل این اسارت، امید را باید با تمرین و یادآوری الطاف پروردگار زنده نگه داشت. بدون امید، هیچ گامی به سمت رهایی معنا نمییابد. امیدِ واقعی، نه خوشبینی زودگذر، بلکه میوه ایمانی است که در سختیها پخته میشود.
3. تبدیل تهدید به فرصت از راه آموزش؛ اسارت، دانشگاهی ناخواسته
گرچه دنیا به کام کسی نبوده، در هر محرومیتی فرصتهایی نهفته است که با بهرهبرداری صحیح، محرومیت جبران میشود. فرصتها چون ابر میگذرند. در همین اسارت، فراغت اجباری را غنیمت شمردیم برای جبران ضعفهای روحی، تعلیم قرآن، تأمل در نهجالبلاغه، آموختن زبان عربی و انگلیسی. این دانشگاهِ ناخواسته، ما را از هدررفت عمر عزیز محفوظ داشت. تهدید زندان را تبدیل به فرصتی برای ساخت شخصیت کردیم.
اینکه کسانی در دوران سخت اسارت، با وجود انواع و اقسام تهدیدها و مشکلات ناشی از کمبودها، همت میکنند و محیط آموزشی را با حداقل امکانات فراهم میسازند تا هم خود بیاموزند و هم آنچه را آموختهاند به دیگران منتقل کنند، در واقع توفیقی الهی است برای انسانهای مسئولیتشناس.
این تلاش صادقانه و خالصانه برای آموختن و آموزش دادن، افزون بر ایجاد امید و سرزندگی برای اسیران در بند، راهی برای خودسازی در مسیر الهی است. فرصتی میسازد که انسانها درون سختیهای اسارت به بالندگی و رشد اخلاقی برسند.
جمعبندی
در این مدخل از آثار مکتوب سید آزادگان، سه درس پیوسته برای زندگی در اسارت بازخوانی شد:
1. مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت خویش – نه قربانی شرایط بودن، بلکه عاملیت داشتن در برابر سختیها.
2. امیدواری فعال وابسته به مراتب ایمان – امیدی که با تمرین و یادآوری الطاف الهی زنده میماند.
3. اقدام عملی برای تبدیل تهدید به فرصت – برپایی حلقههای آموزش با حداقل امکانات، به مثابه مصداق عینی فرصتسازی.
به باور سید آزادگان، اسارت اگرچه سختترین شرایط ممکن بود، اما برای آنان که چشمِ دیدن فرصتها را داشتند، به دانشگاهی ناخواسته تبدیل شد که در آن، هم علم آموختند، هم اخلاق ساختند و هم امید را به دیگران منتقل کردند. این همان توفیق الهی است که نصیب انسانهای مسئولیتشناس میشود[۱].
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،
عبدالمجید رحمانیان