تاثیر عمیق حضور سید آزادگان حجت الاسلام علیاکبر ابوترابی در اسارتگاه تکریت5
اسارتگاه تکریت ۵ از کوچکترین و یکی از سختگیرانهترین اسارتگاههای اسیران ایرانی در عراق بود که در سال ۱۳۶۶ به محل نگهداری شماری از اسیران شناختهشده و فعال تبدیل شد. سید علیاکبر ابوترابی، از سیزدهم اردیبهشت ۱۳۶۶ همراه با گروهی از اسیران ایرانی به این اسارتگاه منتقل شد. روایتهای منتشر شده در کتاب منشور پاکی و خدمتگزاری نشان میدهد که حضور وی در این اسارتگاه، با وجود محدودیتهای شدید، در ساماندهی امور داخلی، تقویت روحیه اسیران و کاهش بخشی از تنشهای موجود نقش بسیار مؤثری داشت.
انتقال به اسارتگاه
صبح روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۶ (۵ رمضان ۱۴۰۷ قمری)، نیروهای عراقی تعدادی از اسیران ایرانی را از اسارتگاههای موصل، عنبر و رمادیه جدا کرده و به اسارتگاه تکریت ۵ منتقل کردند. این اسارتگاه که در مجاورت اسارتگاه شماره پنج افسران قرار داشت، حدود ۶۰ متر طول و ۲۰ متر عرض داشت و شامل سه آسایشگاه بود که در هر یک حدود ۵۲ اسیر نگهداری میشد.
اسیران طبق روال موجود در اسارتگاههای دیگر هنگام ورود، تحت شکنجه و ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. بر اساس روایتهای شاهدان، آنان پس از پیاده شدن از اتوبوس، از میان صفی از مأموران عراقی عبور داده شدند و با کابل، مشت و لگد مورد ضرب و جرح قرار گرفتند. در همین هنگام، سید علیاکبر ابوترابی نیز همانند دیگر اسیران این مسیر را طی کرد و همراه آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
مسئولیت ارشدی اسارتگاه
پس از استقرار اسیران، ابوترابی به عنوان ارشد اسارتگاه و ارشد آسایشگاه شماره دو انتخاب شد. در مدت کوتاه مسئولیت خود، تلاش کرد نظم داخلی اسارتگاه را سامان دهد. رسیدگی به نظافت، سازماندهی امور آشپزخانه، پاسخگویی به مسائل شرعی، کاهش تنش میان اسیران و تلاش برای کاستن از حساسیت مأموران عراقی از جمله اقداماتی بود که در این دوره انجام داد.
وی همچنین هر روز پس از نماز صبح، در قالب تذکرات ارشد اسارتگاه، توصیههای اخلاقی، فرهنگی و مدیریتی خود را با اسیران در میان میگذاشت و درباره شیوه رفتار در شرایط اسارت سخن میگفت.
برکناری از مسئولیت
سه روز پس از آغاز مسئولیت، مأموران عراقی به علت قرار دادن تکهای خمیر بر روی سوراخ درِ آسایشگاه که یکی از اسیران برای جلوگیری از دیده شدن هنگام تمرین ورزشی انجام داده بود، ابوترابی را به عنوان مسئول آسایشگاه مورد بازخواست قرار دادند و از سمت ارشدی برکنار کردند.
با وجود این، وی ارتباط خود را با اسیران حفظ کرد و فعالیتهای فرهنگی و اخلاقی خود را از طریق گفتوگوهای فردی و ارتباط با ارشدهای آسایشگاهها ادامه داد.
مصاحبه تلویزیونی و پیام به مردم ایران
در اوایل شهریور ۱۳۶۶، مسئولان عراقی از تعدادی از اسیران خواستند در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت کنند. بیشتر اسیران به دلیل نگرانی از سوءاستفاده تبلیغاتی عراق، از حضور در مصاحبه خودداری کردند.
در این شرایط، سید علیاکبر ابوترابی برای حضور در مصاحبه اعلام آمادگی کرد و خطاب به اسیران گفت:
«بگذارید ملت شریف ایران بدانند که فرزندان آنها حرفهای دیگری هم دارند.»
مصاحبه وی چند روز بعد از تلویزیون عراق پخش شد. بر اساس روایتهای موجود، او در این گفتوگو کوشید پیام خود را به مردم ایران به گونهای منتقل کند که با وجود محدودیتهای موجود، قابل درک باشد. به همین دلیل پس از انجام مصاحبه نیز از سوی مأموران عراقی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
مدیریت معنوی در محرم
همزمان با آغاز ماه محرم سال ۱۴۰۸ قمری، مسئولان اسارتگاه هرگونه مراسم عزاداری را ممنوع کردند. ابوترابی به اسیران توصیه کرد که بدون ایجاد حساسیت، هر یک به صورت فردی به ذکر مصیبت و عزاداری بپردازند. بر اساس خاطرات اسیران، در ظهر عاشورا، هنگامی که اسیران در سکوت و اندوه مشغول دعا و عزاداری بودند، گریه بلند سید علیاکبر ابوترابی فضای آسایشگاه را تحت تأثیر قرار داد و موجب تقویت روحیه معنوی اسیران شد.
استفاده از ورزش برای کاهش تنش
پس از مدتی، ابوترابی برای کاهش فشارهای اسارتگاه، شیوه دیگری را در پیش گرفت. وی از فعالیتهای ورزشی به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط با مأموران عراقی استفاده کرد.
در یکی از نخستین اقدامات، مسابقهای در رشته پینگپنگ میان او و سروان جمال، فرمانده اسارتگاه، برگزار شد. بر اساس خاطرات اسیران، رفتار اخلاقی و مهارت ورزشی ابوترابی در این مسابقه، در تغییر تدریجی رفتار فرمانده اسارتگاه مؤثر بود و پس از آن، محدودیت برخی فعالیتهای ورزشی از جمله فوتبال، والیبال و پینگپنگ کاهش یافت[۱].
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،
عبدالمجید رحمانیان