تدابیر اسیران برای برگزاری مراسم محرم
تدابیر اسیران ایرانی برای برگزاری مراسم محرم در اردوگاه ها به شرح زیر است:
1. دو نفر اسیر وظیفه نگهبانی را برعهده میگرفتند و بهكمك آینههایی مثلثی كه در اختیار داشتند اوضاع را کنترل میكردند، با اعلام اسم رمزِ «هوا گرگومیش» یا «هوا ابری است» ازسوی نگهبان، بچهها به حالت عادی مینشستند تا سرباز عراقی برود و دوباره مراسم عزاداری را ادامه میدادند.
2. همگی با هم بدون برهمزدن حالت خود، این حدیث معروف پیغمبر(ص) را با آهنگی خاص با دو هدف تکرار میکردند:
«قال رسول الله نور عینی، حسین منّی انا من حسینی.»
3. بهگونهای عمل میشد كه عراقیها نوحهخوان را شناسایی نکنند و مطالب طوری بیان شود كه برای عراقیها روشن باشد و نتوانند انگ سیاسی به آن بزنند.
4. کاغذهایی را که در آن نوحه و مقاله نوشته شده بود مخفی نگه میداشتند.
5. گاهی با اعتصاب غذا فرمانده اردوگاه مجاب میشد تا با عزاداری محدود و نشسته موافقت کند.[۱]
در اواخر شهریور سال 1364 دومین محرم در اسارت [در مقطع دوم اردوگاه] با حالتی متفاوت از سال گذشته آغاز شد. با توجه به اینكه بعثیها چند روز قبل از محرم تهدیدات خود را آغاز كرده بودند، بچهها نیز برنامههایی ترتیب دادند تا هم در عزاداری سالار شهیدان شركت كرده باشند و هم باعث حساسیت دشمن نشوند. لذا مسئولان آسایشگاهها در چند نوبت درباره زیادهروی و برانگیخته شدن حساسیت دشمن به همه هشدار دادند و خواستند تا از برنامههای هماهنگ اردوگاه استفاده كنند و از تکروی بپرهیزند. درست هنگامیكه در حوالی ساعت 10 صبح ماشین ارزاق وارد اردوگاه میشد، عراقیها با به صدا درآوردن سوت خود بچهها را برای 20 الی 30 دقیقه در آسایشگاهها نگه میداشتند و این موقعیت بسیار خوبی برای عزاداری بود زیرا نگهبانها در كنار ماشین بودند و به سراغ آسایشگاهها نمیآمدند. اجرای این مراسم كه برای اولین بار در اردوگاه اجرا میشد در روحیه بچهها تأثیر بسیار زیادی داشت. البته دراینمدت سربازان دشمن نیز بیكار نبودند و دائماً با حضور در پشت پنجرهها سعی داشتند مانع برنامههای اردوگاه شوند. تعداد زیادی از بچهها در جریان این 10 روز به زندان افتادند یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. اما بههرشكل كه بود در این سال عزاداری برگزار شد و چون اولین تجربه ما در اسارت بود برای ما یک موفقیت بزرگ به حساب میشد. سال پیش حتی ما نمیتوانستیم در زیر پتو گریه كنیم. در محرم سال گذشته هیچگونه مراسم خاصی در اردوگاه برگزار نشد و حتی بسیاری از بچهها به خاطر پوشیدن جورابهای سیاه در روز عاشورا و یا گریه كردن انفرادی مورد ضربوشتم گرفته بودند اما امسال ما دارای تجربه بیشتری بودیم و توانستیم به دور از چشم دشمن عزاداری کنیم[۲].
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ سرهنگی، مرتضی (1385) محرم در اسارت. تهران: مؤسسه همشهری.
- ↑ اسکافی، محمدجواد. آرشیو اسناد و اطلاعات موسسه پیام آزادگان.
زهرا یزدی نژاد