خودسازی در دوران اسارت

از ویکی آزادگان

خودسازی در دوران اسارت به فرایندی اشاره دارد که در آن انسان، در شرایط محدودیت شدید، رنج، محرومیت و فشارهای جسمی و روانی، به بازسازی درونی، تقویت اراده، تهذیب نفس و ارتقای معنوی دست می‌یابد. این مفهوم در ادبیات آزادگان جنگ تحمیلی ایران و عراق، جایگاهی محوری دارد و از سوی مرحوم سید آزادگان حاج علی‌اکبر ابوترابی، در سخنرانی خود در اسارتگاه موصل به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دوران اسارت معرفی شده است.

اسارت به‌مثابه «مضمار» تربیت نفس

مرحوم ابوترابی، با الهام از کلام امیرالمؤمنین علی(ع) ـ «اَلا وَ اِنَّ الیَومَ مِضمارٌ وَ غَداً السِّباق» ـ اسارت را نه صرفاً یک وضعیت تحمیلی، بلکه میدان تمرین و آمادگی انسان برای تعالی روحی می‌دانست. در این نگاه، دنیا و به‌ویژه شرایط دشوار آن، همانند «مضمار» یا میدان تمرین اسب پیش از مسابقه است؛ جایی که انسان با تحمل سختی‌ها، از تعلقات زائد می‌کاهد و خود را برای هدفی والاتر مهیا می‌سازد.

ایشان تأکید داشتند که این میدان تمرین، در عمل به «امتحان صبر و شکر» تبدیل می‌شد؛ اسیر در یک روز، هم با محرومیت‌های شدید (که صبر می‌طلبید) و هم با نعمت‌های کوچکی مانند یک لیوان آب یا خبری از خانه (که شکرگزاری می‌خواست) مواجه می‌شد و مدیریت این دو حالت، خود بزرگ‌ترین تمرین خودسازی بود.

رنج، ابزار پالایش درونی

در این چارچوب فکری، رنج و محرومیتِ اسارت، نقشی پالاینده دارد. همان‌گونه که اسب مسابقه با تمرین سخت و حذف سنگینی‌های اضافی به چالاکی می‌رسد، انسان اسیر نیز با کاهش وابستگی‌های مادی، مهار خواسته‌های نفسانی و افزایش صبر و بردباری، به سبکی روح و استحکام شخصیت دست می‌یابد. مرحوم ابوترابی با اشاره به زندگی ساده و بی‌تکلف در اسارتگاه، آن را «تمرین بی‌نیازی» می‌دانست؛ تمرینی که به انسان می‌آموزد برای آرامش و رشد، به حداقل‌ها قناعت کند و این، همان گام نخست سبک‌باری است. از این منظر، اسارت فرصتی برای «کم‌کردن خورد و خواب»، نظم‌بخشی به زندگی، و تمرین خویشتن‌داری تلقی می‌شود.

سبک‌باری و آمادگی برای آینده

یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشه مرحوم ابوترابی، مفهوم «سبک‌باری» است؛ مفهومی که با استناد به فرمایش امیرالمؤمنین علی(ع) ـ «تَخَفَّفُوا تَلحَقُوا» ـ تبیین می‌شود. سبک‌باری به معنای رها شدن از دلبستگی‌های بازدارنده، تعلقات افراطی و غفلت از هدف نهایی زندگی است. در شرایط اسارت، این سبک‌باری نه‌تنها یک انتخاب اخلاقی، بلکه ضرورتی برای بقا، حفظ کرامت انسانی و رشد معنوی به شمار می‌آمد.

اسارت و بازتعریف آزادی

در روایت آزادگان، اسارت صرفاً به معنای فقدان آزادی فیزیکی نیست؛ بلکه می‌تواند به بستری برای آزادی درونی تبدیل شود. از نگاه مرحوم ابوترابی، انسان می‌تواند در اوج محدودیت بیرونی، به بالاترین درجات آزادی روحی برسد؛ آزادی‌ای که از رهگذر خودسازی، تقویت ایمان، همدلی جمعی و هدف‌مندی حاصل می‌شود.

جایگاه خودسازی در فرهنگ آزادگان

مفهوم خودسازی در دوران اسارت، به یکی از مؤلفه‌های اصلی فرهنگ آزادگان بدل شده است. این مفهوم، نشان می‌دهد که اسارت، علی‌رغم همه تلخی‌ها و رنج‌هایش، می‌تواند به مدرسه‌ای برای تربیت انسان، ارتقای اخلاق فردی و شکل‌گیری سرمایه‌های معنوی و اجتماعی تبدیل شود؛ سرمایه‌هایی که پس از آزادی نیز در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و معنوی جامعه ایران تأثیرگذار بوده‌اند.

نتیجه

بر اساس این دیدگاه، اسارت نه پایان راه، بلکه مرحله‌ای تعیین‌کننده در مسیر انسان‌سازی است. جوهره اصلی این خودسازی از نگاه مرحوم ابوترابی، «انتخاب آگاهانهِ رشد در مسیر محدودیت» بود. اسیر می‌توانست در همان شرایط، خود را با شکایت و یأس فرسوده کند، یا با صبر و پذیرش فعال، آن را به مضمار تربیت نفس تبدیل کند. اگر انسان بتواند با این انتخاب آگاهانه، از این «مضمار» سربلند بیرون آید، به رستگاری نزدیک شده است؛ و اگر از آن غافل بماند، حتی در رفاه و آسایش ظاهری نیز چیزی جز حسرت نصیبش نخواهد شد. از همین رو، خودسازی در دوران اسارت، در اندیشه آزادگان، جوهره اصلی مقاومت و معنای عمیق پیروزی تلقی می‌شود.[۱]

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،

عبدالمجید رحمانیان