روایت شناختی رمان دفاع مقدس

از ویکی آزادگان

پایان‌نامه‌ای درباره روایت شناختی رمان دفاع مقدس است که توسط مریم هاشمی بنی در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور استان چهارمحال و بختیاری انجام و در سال 1399 دفاع شده است.

فراداده پایان‌نامه

عنوان پایان‌نامه: نقد روایت شناختی رمان دفاع مقدس با رویکردی به آثار داستانی فیروز زنوزی جلالی

پدید آور: مریم هاشمی بنی

سال نشر: 1399

نام سازمان: دانشگاه پیام نور استان چهارمحال و بختیاری، مرکز پیام نور شهرکرد

رشته تحصیلی: زبان و ادبیات فارسی - زبان و ادبیات فارسی

نوع فایل: pdf

نوع ماده: پایان‌نامه کارشناسی ارشد

چکیده

روایت شناسی را می توان به مفهوم علم روایت یا نظریه روایت دانست. این مفهوم، در واقع شامل روایات، متون روایی، صحنه پردازی و رویدادهایی است که بیانگر یک داستان باشند. روایت و عناصر روایی، مهم ترین مولفه های یک داستان است که هنر و زبردستی نویسنده را آشکار می سازد. امروزه، روایت داستانی و روایت شناسی، چنان ابعاد گسترده ای پیدا کرده و شیوه های مختلفی به خود دیده که نوشتن داستان بدون توجه به شگردهای ویژه و اساسی آن، کاری خام و بی نتیجه محسوب می شود. چه بسا درون مایه و مضمونی بکر و ویژه، به واسطه روایتی نادرست و نابه جا ارزش و اهمیت خود را از دست بدهد، در حالی که روایتی بدیع و تازه از مضمونی مکرر و نخ نما، ذهن هر مخاطبی را به خود معطوف کند. از اینرو، روایت خواننده از متن نیز جایگاهی ویژه و تعیین کننده در نظریه های ادبی معاصر دارد؛ روایتی که هرچند از بطن روایت نویسنده زاده می شود، اما چنان سازوکار مستقلی به خود می گیرد که گاه در مقابل نیت و اراده نویسنده از اثرش می ایستد. «روایت شناسانی چون ژرار ژنت گزارش را نظم و رابطه علی و معلولی حوادث داستان دانسته اند که مفهومی نزدیک به »طرح« از دیدگاه شکل گرایان دارد» (شکلوفسکی، 2009: 12). در خلاصه داستان نیز، به این شکل از گزارش توجه می شود که در آن گوینده سعی می کند با توجه به رابطه علی و معلولی وقایع، شمه ای از آنچه را که رخ داده شرح دهد. «بازخورد روایت نویسنده از داستانش در ذهن خواننده متن باعث برداشتهای گوناگون و گاه متضادی می شود که از آن به »تولید عمل روایی« تعبیر می کنند» (وبستر، 1392: 68). از این منظر، نباید داستان را مجموعه رخدادهایی دانست که نویسنده آنها را نوشته است، بلکه تمام آنچه در متن آمده و تمام آنچه که زیرساخت داستان بوده و در متن نیامده، چه در ذهن نویسنده بوده و چه قابل برداشت از جانبخواننده باشد، همه و همه به »داستان« تعبیر میشود. شیوه روایت را باید مهم ترین عامل توان و قدرت یک داستان برای ماندگاری در ذهن خواننده دانست؛ چراکه در متن داستانی، نه گزارش آن دیده می شود و نه خود داستان، به شکلی که ژنت مد نظر دارد، آشکار است. اغلب یک داستان از گزارش یا به عبارت دیگر طرحی ساده در ذهن آغاز می شود و در نوشتن داستان، نویسنده تمام تجربه و دانش خود را به کار می گیرد تابتواند داستانی تأثیرگذار خلق کند. حفره و فاصله بین گزارش و داستان را روایت داستانی پرمی کند. به عبارت دیگر نویسنده، نه شایسته است و نه می خواهد که از طرح و گزارش خود برای خواننده چیزی بگوید و نه باید داستان ذهنی خود را با تمام زیرساخت و روساخت آن به نمایش بگذارد؛ اینجاست که «روایت داستانی نقش مسلم و برجسته خود را در داستان‌نویسی نمایان می کند و مهارت نویسنده خود را در گذار از گزارش به داستان نشان می دهد» (شاهینی و نصر، 1391: 27). مسئله اصلی این پژوهش، واکاوی شیوه روایت به کار رفته در رمان دفاع مقدس با رویکردی به آثار داستانی فیروز زنوزی جلالی است تا به روش نقد عملی، کاربرد چندی از نظریه های ادبی در آن بررسی شود. نیز، برخی از نوآوری‌های داستان‌نویسی امروز که نمود پیدا کرده، بر اساس نظر منتقدان، به بوته نقد گذارده شود.

کلیدواژه‌ها

ادبیات داستانی؛ دفاع مقدس؛ روایت شناسی

نیز نگاه کنید به

پیوند به بیرون

پیوند به تمام متن پایان‌نامه https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/de7de74f7f742416380f47e140692f96