سخنرانی نوروز ۱۳۶۴ سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد در اسارتگاه موصل

از ویکی آزادگان

سخنرانی نوروز ۱۳۶۴ سید علی اکبر ابوترابی، یکی از سخنرانی‌های تاثیرگذار دوران اسارت آزادگان ایرانی در اسارتگاه‌های عراق است. این سخنرانی که در شرایط سخت اسارت و در آستانه سال نو ایراد شد، به تبیین مفاهیم عمیق دینی چون عبودیت، وظیفه‌مداری، شوق بندگی و مقاومت در برابر سختی‌ها می‌پردازد و نقش مهمی در حفظ روحیه و انسجام اسیران ایفا کرد.

زمینه‌های سخنرانی

پس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سید علی اکبر ابوترابی فرد که از مبارزان پیش از انقلاب و از یاران نزدیک دکتر مصطفی چمران بود، در آذر ماه ۱۳۵۹ در منطقه غرب کشور به اسارت نیروهای بعثی درآمد . او دوران اسارت خود را در چند اسارتگاه‌ مختلف از جمله موصل سپری کرد و به دلیل منش اخلاقی، دانش دینی و توانایی بالای رهبری، به سرعت به عنوان یک مرجع معنوی و روحیه‌بخش برای دیگر اسیران مطرح شد. سخنرانی نوروز ۱۳۶۴ در اسارتگاه موصل در شرایطی ایراد شد که اسارت طولانی و فشارهای روحی و جسمی، طاقت بسیاری از آزادگان را تحلیل برده بود.

محتوای سخنرانی

حاج آقا ابوترابی در این سخنرانی که با استقبال پرشور اسیران همراه بود، با بهره‌گیری از آیات و روایات و سیره معصومین(ع)، به چند محور اساسی می‌پردازد:

1. تبریک نوروز و پیوند آن با سنت‌های دینی

ابوترابی سخن خود را با تبریک عید نوروز آغاز می‌کند و آن را "یوم‌الله" می‌خواند. او با اشاره به سنت دید و بازدید بزرگان دین و مراجع تقلید از جمله امام خمینی(ره)، شاد بودن و تقویت روابط را امری صحیح و پسندیده می‌داند و سعی می‌کند این آیین ملی را در چارچوب ارزش‌های دینی معنا کند.

2. تبیین فلسفه جنگ و مقاومت: معیار "وظیفه" نه "پیروزی"

مهم‌ترین بخش این سخنرانی، تبیین دیدگاه امام خمینی(ره) در مورد جنگ است. ابوترابی نقل می‌کند:

«بعضی‌ها خیال می‌کنند ما چشم به پیروزی دوخته‌ایم و دل به آن بسته‌ایم. خیر. ما به حکم وظیفه داریم می‌جنگیم.» او این نگاه را فصل ممیز امت اسلام از سایر مکاتب می‌داند؛ امتی که بر اساس "وظیفه بندگی" عمل می‌کند و نگران نتیجه نیست. او تأکید می‌کند کسی که بر اساس وظیفه و خط مشی حکیمانه الهی حرکت کند، ضرر نخواهد کرد. برای اثبات این مدعا به سخن حضرت علی اکبر در روز عاشورا استناد می‌کند: «اگر ما بر حقیم، ما را از کشته شدن چه باک!»

3. ترسیم ویژگی‌های انسان وظیفه‌شناس

او با معرفی چهره‌هایی چون بلال حبشی، ویژگی انسان مؤمنی که بر اساس رضای خدا حرکت می‌کند را "اثر نپذیرفتن از سردی و گرمی دنیا" و تغییر نکردن مانند جیوه معرفی می‌کند. به گفته او، چنین انسانی دوستی و دشمنی خود را در مسیر رضای خدا تنظیم می‌کند و از خودپرستی خارج می‌شود.

4. شوق بندگی؛ اوج کمال انسانی

ابوترابی در ادامه به مفهوم "شوق قلبی به خدا" می‌پردازد. او تأکید می‌کند که تحمل سختی‌های زندگی و مصائب، جز با داشتن شوق بندگی ممکن نیست و نمونه آن را در استقامت بلال می‌داند. وی از اسیران می‌خواهد که دلبسته امور مادی نباشند و با تفکر در خلقت و الطاف الهی، محبت و شوق خدا را در دل خود افزایش دهند.

او نشانه این شوق را آرامش گرفتن از یاد محبوب و خدمت به بندگان خدا می‌داند و تصریح می‌کند:

«خدمت به بندگان خدا همان، به خدمت خدا در آمدن است.»

5. پرهیز از گناه و میل به پاکی

ابوترابی در بخش پایانی سخنرانی به موضوع گناه می‌پردازد و آن را عاملی برای از بین بردن شوق قلبی معرفی می‌کند. سخنرانی نوروز ۱۳۶۴ حاج آقا ابوترابی در اسارتگاه موصل، تنها یک سخنرانی مناسبتی ساده نبود، بلکه یک "درس مقاومت" و "منشور معنوی" برای عبور از بحران اسارت بود.

او با این سخنان اسارت را بازتعریف کرد او رنج بی‌پایان دوران اسارت را به جایگاهی برای خودسازی و تقرب الهی تبدیل نمود.  روحیه ایستادگی را تقویت کرد و با تأکید بر "وظیفه" به جای "نتیجه"، اسیران را از سرخوردگی ناشی از طولانی شدن جنگ و اسارت نجات داد. با دعوت به خدمت به بندگان خدا و تقویت روابط انسانی، جامعه اسیران را در برابر تفرقه‌افکنی دشمن انسجام بخشید[۱].

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. رحمانیان، عبدالمجید (1390). منشور پاکی و خدمتگزاری، تهران: پیام آزادگان،

عبدالمجید رحمانیان