اردوگاه موصل 1: تفاوت میان نسخهها
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اردوگاه موصل 1 (معروف به موصل بزرگ، موصل 2 قدیم) به فاصله 15 کیلومتری شرق شهر موصل و در شمال جاده موصل- اربیل قرار گرفته بود.''' | |||
== وضعیت ظاهری == | |||
این اردوگاه قلعهمانند و چهار برج در گوشههایش واقع شده بود. آسایشگاهها و اتاقها در کنار و مابین برجها و حیاط هم در وسط اردوگاه قرار داشت. ساختمانش دوطبقه بود و ارتفاعش به ده متر میرسید. اسیران در طبقه اول نگهداري میشدند و طبقه دوم در اختیار عراقیها بود. این اردوگاه دارای بهداری یا [[درمانگاه]]، فروشگاه ([[حانوت]])، خیاطخانه، کتابخانه، سلمانی (حلاقه)، داروخانه، [[آشپزخانه در اسارت|آشپزخانه]] و سلول انفرادی بود<ref>ذكریایی، مریمسادات (1390). خاطرات آزادگان در لحظه تحویل سال. مازندران: [https://demo.kdrs.ir/authority-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86 کمیته تدوین و انتشارات کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران.]</ref>. | |||
بهطور متوسط 120 نفر اسیر در هر آسايشگاه ساکن بودند. ساختمان اردوگاه به ابعاد 130×190 مترمربع، دور حیاطی به ابعاد 100×160 مترمربع بنا شده بود. یک خیابان سیمانی به عرض 4 متر تا انتهای اردوگاه و خیابان دیگری، از وسط حیاط عبور کرده و درختان مختلفی داخل حیاط کاشته شده بود. در چپ و راست ساختمان، ایوان مسقفی به پهنای 3 متر وجود داشت. در ضلع چپ، شش اتاق بزرگ، دو اتاق متوسط و یک اتاق کوچک برای [[اسیران جنگ|اسیران]]، آشپزخانه، داروخانه و اتاق معاینه دکتر بود. در ضلع راست، چهار اتاق بزرگ، دو اتاق متوسط که یکی از آنها درمانگاه بود و دو اتاق کوچکتر برای سکونت اسیران، سلولهای انفرادی، خیاطخانه، سلمانی، فروشگاه، کتابخانه قرار داشت. ابعاد هر اتاق 24×12 مترمربع به ارتفاع 4 متر بود<ref name=":0">خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]، اردوگاههای اسیران. تهران: [[موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان|پیام آزادگان]].</ref>. | |||
اکثر اسیران در 10 اتاق بزرگ مشابه زندگی میکردند؛ شش اتاق در ضلع چپ (شماره 1 تا 6) و چهار اتاق در ضلع راست (شماره 13 تا 16) واقع شده بود. سقف آنها به روی دو ردیف ستون بنا شده و هر ردیف شامل سه عدد ستون بود. هر اتاق دو در آهنی 5/1×95/1 متر داشت که یکی از آنها همیشه قفل بود. دوازده پنجره 75/0×50/0 متر را که مشرف به بیرون بود، کاملاً با آجر مسدود کرده و دوازده پنجره دیگر به ابعاد 70/0×40/1 متر مجهز به میله بود و به حیاط داخلی اشراف داشت. هر اتاق بزرگ دارای 8 بادبزن سقفی و در هر اتاق بزرگ، دو هواکش و در اتاقهای کوچکتر یک هواکش نصب شده بود. شانزده چراغ نئون لولهای، روشنایی آسایشگاه را تأمين میکرد و در طول شب، بهعلل امنیتی، کلیه چراغها روشن بود. | |||
اردوگاه چهار راهپله طولی و یک راهپله عرضی برای دسترسی به طبقه بالا داشت که با بلوکهای سیمانی مسدود شده و [[اسیران جنگ|اسیران]] به آنجا دسترسی نداشتند. تا اینکه اوایل 1369، عراقیها پنج آسایشگاه جدید در طبقه بالا راهاندازی کردند و تعدادی از اسیران را به طبقات بالا بردند<ref>کامور بخشایش، جواد (1394). زندان موصل. تهران: سوره مهر.</ref>. | |||
== گاهشمار و تركیب [[اسیران جنگ|اسیران]] == | |||
بعد از اینکه ظرفیت اردوگاه موصل1قدیم (که بعدها به موصل 2 نامگذاری شد.) تکمیل شد، [[اردوگاه موصل 1]] در دو مقطع تشکیل شد. | |||
مقطع اول اردوگاه موصل 1 (موصلبزرگ) در تاریخ 1361/03/23 [ژوئن 1982م] همزمان با عملیات بیتالمقدس، با انتقال 500 نفر از اسیرانی ساکن رمادی 8 (معروف به اردوگاه [[عنبر]] یا الانبار) تأسیس شد. سپس تعداد 74 نفر غیرنظامی ایرانی از اردوگاه رمادی 6، که تا آن زمان ثبتنام نشده بودند، به این اردوگاه منتقل شدند. | |||
مقطع اول تا تاریخ 1361/04/31 [ژوئیه 1982] با انتقال اسیران آن ادامه داشت. در ایام عملیات رمضان، [[اسیران جنگ|اسیران]] موصل 1 را به [[اردوگاه موصل 2]] بردند و افرادی را که در عملیات رمضان اسیر شده بودند به اردوگاه موصل 1 منتقل کردند<ref>علیدوست، علی (1402). تهران: پیام آزادگان، ص97.</ref>. | |||
مقطع دوم اردوگاه موصل 1 در مردادماه 1361 [ژوئیه 1982] با انتقال 1200 نفر از اسیران عملیات رمضان و 100 نفر از [[اسیران جنگ|اسیران]] عملیات زینالعابدین تشکیل شد<ref>کیانی، بیژن (1373). مصاحبه.</ref> و پساز آن 22 نفر از عملیات ثارالله، 60 نفر از عملیات محرم و حدود 50 نفر از عملیات مسلمبنعقیل <ref>قرهباغی، امرالله (1403). مصاحبه.</ref>به این اردوگاه منتقل شدند. | |||
تا چندماه پساز اسارت، در 25 آبان 1361، اولین دیدار صلیبسرخ از اردوگاه موصل 1 جدید (موصل بزرگ) انجام و اولین [[نامه]] آزادگان این اردوگاه به ایران ارسال شد<ref>قلعهقوند، فرزانه (1402). سفری کوتاه به اردوگاههای موصل. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص 147.</ref>. | |||
بعدها [[اسیران جنگ|اسیران]] عملیات محرم و حاجعمران را به آن جا منتقل کردند. در 22 بهمن همان سال 929 تن از [[اسیران جنگ|اسیران]] عملیات والفجر مقدماتی به این اردوگاه انتقال دادند<ref>علیدوست، علی (1403). مصاحبه.</ref>. | |||
== وقایع مهم == | |||
1. . به گفته [[اسیران جنگ|اسیران]] اردوگاه موصل 1، سربازان عراقی هر روز، تعدادی از [[اسیران جنگ|اسیران]] را از آسایشگاهها بیرون ميبردند و [[شکنجه]] می کردند. تا اینکه ماه [[محرم و عاشورا|محرم]] 1403 قمری مصادف با 27 مهر 1361 از راه رسید و از شب اول، عزاداری [[اسیران جنگ|اسیران]] شروع شد. در شب سوم، سربازان عراقی [[اسیران جنگ|اسیران]] را مورد [[ضربوشتم اسیران در ماه رمضان|ضربوشتم]] قرار دادند. همه افراد را در آسایشگاههایشان زندانی کردند و [[آب]] و [[غذای اسارت|غذا]] به آنان ندادند. این وضعیت تا 7 روز ادامه داشت. در روز هفتم، [[اسیران جنگ|اسیران]] یکی از آسایشگاهها توانستند قفل در ورودی را بشكنند و از آن خارج شوند. سپس بقیه افراد نیز از آسایشگاهایشان بیرون آمدند و وارد محوطه اردوگاه شدند؛ بدینترتیب تا روز بعد اردوگاه در اختیار [[اسیران جنگ|اسیران]] بود. در ظهر روز [[درگیری هشتم آذرماه 1361 در اردوگاه موصل 1|هشتم آذر]]، همزمان با برگزاری [[نماز]] جماعت [[اسیران جنگ|اسیران]]، سربازان عراقی با انواع وسایل ازجمله کابل و باتوم و چوب وارد اردوگاه و دورتادور محوطه مستقر شدند. پس از پایان [[نماز]]، فرمانده عراقی اردوگاه با [[اسیران جنگ|اسیران]] صحبت کرد و ناگهان سربازان حمله خود را شروع و با هر وسیلهای که در دست داشتند، به [[ضربوشتم اسیران در ماه رمضان|ضربوشتم اسیران]] پرداختند. به گفته [[اسیران جنگ|اسیران]] در این [[ضربوشتم اسیران در ماه رمضان|ضربوشتم]]، دو یا به قولی چهار نفر از [[اسیران جنگ|اسیران]] به شهادت رسیدند و تعداد زیادی مجروح شدند که اسامی این افراد در دست نیست. پس از آن هم افراد تا یک ماه زندانی بودند و فقط روزی یک ساعت هواخوری داشتند که آن هم همراه با [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] بدنی بهوسیله کابل و باتوم بود. مدتی بعد، افسران را به اردوگاه عنبر در منطقه رمادی بردند و در تاریخ 22 بهمن همان سال نیز حدود 500 نفر از [[اسیران جنگ|اسیران]] مستقر در این اردوگاه را به [[اردوگاه موصل 3]] انتقال دادند. تعدادی نیز به اردوگاه 7 رمادی فرستاده شدند<ref>خاجی، علی (1391). [[شرح قفس(کتاب)|شرح قفص]]، اردوگاههای اسیران. تهران: [https://www.mfpa.ir پیام آزادگان]، ص 168-167.</ref>. | |||
2. بهدنبال تلاش سربازان عراقی برای استفاده از افرادی بهعنوان مخبر در بین [[اسیران جنگ|اسیران]]، یکی از این افراد را به [[اردوگاه موصل 2]] آوردند. با وجود تذکرها و کوششی که [[اسیران جنگ|اسیران]] داشتند تا او را از رفتاری که انجام میداد منع کنند، این فرد به اعمال خودش ادامه داد و همچنان برای عراقیها خبرچینی میکرد. تا اینکه [[اسیران جنگ|اسیران]] تصمیم گرفتند بهعنوان [[تنبیه در اسارت|تنبیه]] گوش او را بِبُرَند و در یک درگیری تعدادی از افراد این تصمیم را عملی کردند. | |||
3. در 18 اسفند 1362، هنگام انتقال تعدادی اسیر به اردوگاه، در حین [[ضربوشتم اسیران در ماه رمضان|ضربوشتم]] و کتک زدن چشم [[نقص عضو رضا شریفیراد در اردوگاه موصل 1|رضا شریفی]]، آزاده همدانی براثر ضربه کابل در حدقه بیرون آمد. | |||
به روایت فرهنگ اصلاحی: | |||
«اسفند سال 1362 ساعت 10 شب رسیدیم به اردوگاه موصل 1. [[تنبیه تونل مرگ|تونل]] وحشت معروف را تشکیل داده بودند. حدود سی سرباز مقابل هم ایستاده بودند. پانزده نفر اینطرف و پانزده نفر هم روبهروی آنها. در دست هرکدام هم کابل، چوب، باتون، میله آهنی و صونده بود. ما 750 نفر را از این تونل رد کردند. از اولین نفر میکوبیدند به سر بچهها تا آخرین نفر. افرادی هم بودند که با تجربه قبلی زرنگی میکردند و دستشان را میگذاشتند روی سرشان و تلاش میکردند بهسرعت از داخل این تونل رد شوند تا ضربه کمتری بخورند، البته اینها را دوباره برمیگرداندند از اول و دوباره میزدند و رد میکردند. تقریباً از تمام این 750 نفر به این شکل استقبال کردند و آنها را وارد اردوگاه کردند. بهطور مشخص ما آن شب 120 مجروح داشتیم؛ یعنی 120 نفر خونین و مالین. بین آنها تخم چشم یکی را هم درآوردند. از قرار معلوم سرِ آن کابل میخی بود یا سیم کابل بیرون آمده بود و هنگامی که با کابل ضربه زدند افتاد داخل حلقه چشم [[نقص عضو رضا شریفیراد در اردوگاه موصل 1|رضا شریفی]] از بچههای همدان. رضا پاسدار و بسیار انسان وارسته و بزرگواری بود. در درمانگاه چشمش را تخلیه کردند<ref>مصاحبه شخصی(1384).</ref>.» | |||
== سرانجام اردوگاه == | |||
هنگام تبادل [[اسیران جنگ|اسیران]] در اواسط تابستان 1369 اکثر قریب به اتفاق [[اسیران جنگ|اسیران]] این اردوگاه در روزهای 26 و 27 مرداد به ایران بازگشتند. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[اردوگاه]] | |||
* [[اردوگاه موصل 2]] | |||
* [[اردوگاه موصل 3]] | |||
* [[اردوگاه موصل 4]] | |||
* [[درگیری هشتم آذرماه 1361 در اردوگاه موصل 1]] | |||
* [[نقص عضو رضا شریفیراد در اردوگاه موصل 1]] | |||
== کتابشناسی == | |||
<references /> | |||
[[en:Mosul camp 1]] | |||
== برای مطالعه بیشتر == | |||
داعی، علی (1387). [[نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بینالمللی دولت عراق]]. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]. | |||
رحمانیان، عبدالمجید (1391). [[منشور پاکی و خدمتگزاری]]. تهران: [https://www.mfpa.ir/ پیام آزادگان]. | |||
شریفی، اسماعیل (1378). تحول در اسارت، کمیسیون اداره اسرای جنگی، تهران: مؤسسه فرهنگی نشر رامین. | |||
عسگری، شاداب (1393). اسارت شقاوت مهرورزی، حدیث عزت و اقتدار. تهران: آتشبار وابسته به [https://www.bonyaddefa.ir/ سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران.] | |||
http://www.iran-pw.com | |||
http://dehnamaki.com | |||
https://musel.ir | |||
== پیوند به بیرون == | |||
خاطرات دردناک استاندار یزد از ایام اسارت در اردوگاه موصل یک قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/wdgi2vc | |||
== نویسنده مقاله == | |||
مریمسادات ذکریایی | |||
بازنویسی شده توسط فرزانه قلعهقوند، مرداد 1405 | |||
[[رده:اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:معرفی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:اسرای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:ترکیب جمعیتی اسرای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:فرماندهان و نیروهای عراقی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:مدیریت و رهبری ایرانی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:صلیب سرخ و اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:آسایشگاه در اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:حقوق ماهانه و جیره فردی اسرای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:یک روز زندگی در اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:امور معیشتی و رفاهی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:باغبانی و فضای سبز اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:امور فرهنگی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:امور آموزشی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:ورزش و تربیت بدنی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:محرومیت ها و فشارهای عمومی اسرای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:فشارها، محدودیت ها و آزار دشمن در اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:استخبارات و منافقین در اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:مسائل و مشکلات داخلی اسرای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:خاطرات و تجارب اسرا از اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:وقایع و رویدادهای اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:وقایع مهم اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:مستندات اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:سبک زندگی و خدمات اجتماعی اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:هویت، عزت و اقتدار ایرانی، اسلامی و انقلابی در اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:آثار تولید شده مرتبط با اردوگاه موصل 1]] | |||
[[رده:گاهشمار اردوگاه موصل 1]] | |||
[[en:Musel camp 1]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۳۴
اردوگاه موصل 1 (معروف به موصل بزرگ، موصل 2 قدیم) به فاصله 15 کیلومتری شرق شهر موصل و در شمال جاده موصل- اربیل قرار گرفته بود.
وضعیت ظاهری
این اردوگاه قلعهمانند و چهار برج در گوشههایش واقع شده بود. آسایشگاهها و اتاقها در کنار و مابین برجها و حیاط هم در وسط اردوگاه قرار داشت. ساختمانش دوطبقه بود و ارتفاعش به ده متر میرسید. اسیران در طبقه اول نگهداري میشدند و طبقه دوم در اختیار عراقیها بود. این اردوگاه دارای بهداری یا درمانگاه، فروشگاه (حانوت)، خیاطخانه، کتابخانه، سلمانی (حلاقه)، داروخانه، آشپزخانه و سلول انفرادی بود[۱].
بهطور متوسط 120 نفر اسیر در هر آسايشگاه ساکن بودند. ساختمان اردوگاه به ابعاد 130×190 مترمربع، دور حیاطی به ابعاد 100×160 مترمربع بنا شده بود. یک خیابان سیمانی به عرض 4 متر تا انتهای اردوگاه و خیابان دیگری، از وسط حیاط عبور کرده و درختان مختلفی داخل حیاط کاشته شده بود. در چپ و راست ساختمان، ایوان مسقفی به پهنای 3 متر وجود داشت. در ضلع چپ، شش اتاق بزرگ، دو اتاق متوسط و یک اتاق کوچک برای اسیران، آشپزخانه، داروخانه و اتاق معاینه دکتر بود. در ضلع راست، چهار اتاق بزرگ، دو اتاق متوسط که یکی از آنها درمانگاه بود و دو اتاق کوچکتر برای سکونت اسیران، سلولهای انفرادی، خیاطخانه، سلمانی، فروشگاه، کتابخانه قرار داشت. ابعاد هر اتاق 24×12 مترمربع به ارتفاع 4 متر بود[۲].
اکثر اسیران در 10 اتاق بزرگ مشابه زندگی میکردند؛ شش اتاق در ضلع چپ (شماره 1 تا 6) و چهار اتاق در ضلع راست (شماره 13 تا 16) واقع شده بود. سقف آنها به روی دو ردیف ستون بنا شده و هر ردیف شامل سه عدد ستون بود. هر اتاق دو در آهنی 5/1×95/1 متر داشت که یکی از آنها همیشه قفل بود. دوازده پنجره 75/0×50/0 متر را که مشرف به بیرون بود، کاملاً با آجر مسدود کرده و دوازده پنجره دیگر به ابعاد 70/0×40/1 متر مجهز به میله بود و به حیاط داخلی اشراف داشت. هر اتاق بزرگ دارای 8 بادبزن سقفی و در هر اتاق بزرگ، دو هواکش و در اتاقهای کوچکتر یک هواکش نصب شده بود. شانزده چراغ نئون لولهای، روشنایی آسایشگاه را تأمين میکرد و در طول شب، بهعلل امنیتی، کلیه چراغها روشن بود.
اردوگاه چهار راهپله طولی و یک راهپله عرضی برای دسترسی به طبقه بالا داشت که با بلوکهای سیمانی مسدود شده و اسیران به آنجا دسترسی نداشتند. تا اینکه اوایل 1369، عراقیها پنج آسایشگاه جدید در طبقه بالا راهاندازی کردند و تعدادی از اسیران را به طبقات بالا بردند[۳].
گاهشمار و تركیب اسیران
بعد از اینکه ظرفیت اردوگاه موصل1قدیم (که بعدها به موصل 2 نامگذاری شد.) تکمیل شد، اردوگاه موصل 1 در دو مقطع تشکیل شد.
مقطع اول اردوگاه موصل 1 (موصلبزرگ) در تاریخ 1361/03/23 [ژوئن 1982م] همزمان با عملیات بیتالمقدس، با انتقال 500 نفر از اسیرانی ساکن رمادی 8 (معروف به اردوگاه عنبر یا الانبار) تأسیس شد. سپس تعداد 74 نفر غیرنظامی ایرانی از اردوگاه رمادی 6، که تا آن زمان ثبتنام نشده بودند، به این اردوگاه منتقل شدند.
مقطع اول تا تاریخ 1361/04/31 [ژوئیه 1982] با انتقال اسیران آن ادامه داشت. در ایام عملیات رمضان، اسیران موصل 1 را به اردوگاه موصل 2 بردند و افرادی را که در عملیات رمضان اسیر شده بودند به اردوگاه موصل 1 منتقل کردند[۴].
مقطع دوم اردوگاه موصل 1 در مردادماه 1361 [ژوئیه 1982] با انتقال 1200 نفر از اسیران عملیات رمضان و 100 نفر از اسیران عملیات زینالعابدین تشکیل شد[۵] و پساز آن 22 نفر از عملیات ثارالله، 60 نفر از عملیات محرم و حدود 50 نفر از عملیات مسلمبنعقیل [۶]به این اردوگاه منتقل شدند.
تا چندماه پساز اسارت، در 25 آبان 1361، اولین دیدار صلیبسرخ از اردوگاه موصل 1 جدید (موصل بزرگ) انجام و اولین نامه آزادگان این اردوگاه به ایران ارسال شد[۷].
بعدها اسیران عملیات محرم و حاجعمران را به آن جا منتقل کردند. در 22 بهمن همان سال 929 تن از اسیران عملیات والفجر مقدماتی به این اردوگاه انتقال دادند[۸].
وقایع مهم
1. . به گفته اسیران اردوگاه موصل 1، سربازان عراقی هر روز، تعدادی از اسیران را از آسایشگاهها بیرون ميبردند و شکنجه می کردند. تا اینکه ماه محرم 1403 قمری مصادف با 27 مهر 1361 از راه رسید و از شب اول، عزاداری اسیران شروع شد. در شب سوم، سربازان عراقی اسیران را مورد ضربوشتم قرار دادند. همه افراد را در آسایشگاههایشان زندانی کردند و آب و غذا به آنان ندادند. این وضعیت تا 7 روز ادامه داشت. در روز هفتم، اسیران یکی از آسایشگاهها توانستند قفل در ورودی را بشكنند و از آن خارج شوند. سپس بقیه افراد نیز از آسایشگاهایشان بیرون آمدند و وارد محوطه اردوگاه شدند؛ بدینترتیب تا روز بعد اردوگاه در اختیار اسیران بود. در ظهر روز هشتم آذر، همزمان با برگزاری نماز جماعت اسیران، سربازان عراقی با انواع وسایل ازجمله کابل و باتوم و چوب وارد اردوگاه و دورتادور محوطه مستقر شدند. پس از پایان نماز، فرمانده عراقی اردوگاه با اسیران صحبت کرد و ناگهان سربازان حمله خود را شروع و با هر وسیلهای که در دست داشتند، به ضربوشتم اسیران پرداختند. به گفته اسیران در این ضربوشتم، دو یا به قولی چهار نفر از اسیران به شهادت رسیدند و تعداد زیادی مجروح شدند که اسامی این افراد در دست نیست. پس از آن هم افراد تا یک ماه زندانی بودند و فقط روزی یک ساعت هواخوری داشتند که آن هم همراه با تنبیه بدنی بهوسیله کابل و باتوم بود. مدتی بعد، افسران را به اردوگاه عنبر در منطقه رمادی بردند و در تاریخ 22 بهمن همان سال نیز حدود 500 نفر از اسیران مستقر در این اردوگاه را به اردوگاه موصل 3 انتقال دادند. تعدادی نیز به اردوگاه 7 رمادی فرستاده شدند[۹].
2. بهدنبال تلاش سربازان عراقی برای استفاده از افرادی بهعنوان مخبر در بین اسیران، یکی از این افراد را به اردوگاه موصل 2 آوردند. با وجود تذکرها و کوششی که اسیران داشتند تا او را از رفتاری که انجام میداد منع کنند، این فرد به اعمال خودش ادامه داد و همچنان برای عراقیها خبرچینی میکرد. تا اینکه اسیران تصمیم گرفتند بهعنوان تنبیه گوش او را بِبُرَند و در یک درگیری تعدادی از افراد این تصمیم را عملی کردند.
3. در 18 اسفند 1362، هنگام انتقال تعدادی اسیر به اردوگاه، در حین ضربوشتم و کتک زدن چشم رضا شریفی، آزاده همدانی براثر ضربه کابل در حدقه بیرون آمد.
به روایت فرهنگ اصلاحی:
«اسفند سال 1362 ساعت 10 شب رسیدیم به اردوگاه موصل 1. تونل وحشت معروف را تشکیل داده بودند. حدود سی سرباز مقابل هم ایستاده بودند. پانزده نفر اینطرف و پانزده نفر هم روبهروی آنها. در دست هرکدام هم کابل، چوب، باتون، میله آهنی و صونده بود. ما 750 نفر را از این تونل رد کردند. از اولین نفر میکوبیدند به سر بچهها تا آخرین نفر. افرادی هم بودند که با تجربه قبلی زرنگی میکردند و دستشان را میگذاشتند روی سرشان و تلاش میکردند بهسرعت از داخل این تونل رد شوند تا ضربه کمتری بخورند، البته اینها را دوباره برمیگرداندند از اول و دوباره میزدند و رد میکردند. تقریباً از تمام این 750 نفر به این شکل استقبال کردند و آنها را وارد اردوگاه کردند. بهطور مشخص ما آن شب 120 مجروح داشتیم؛ یعنی 120 نفر خونین و مالین. بین آنها تخم چشم یکی را هم درآوردند. از قرار معلوم سرِ آن کابل میخی بود یا سیم کابل بیرون آمده بود و هنگامی که با کابل ضربه زدند افتاد داخل حلقه چشم رضا شریفی از بچههای همدان. رضا پاسدار و بسیار انسان وارسته و بزرگواری بود. در درمانگاه چشمش را تخلیه کردند[۱۰].»
سرانجام اردوگاه
هنگام تبادل اسیران در اواسط تابستان 1369 اکثر قریب به اتفاق اسیران این اردوگاه در روزهای 26 و 27 مرداد به ایران بازگشتند.
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ ذكریایی، مریمسادات (1390). خاطرات آزادگان در لحظه تحویل سال. مازندران: کمیته تدوین و انتشارات کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران.
- ↑ خاجی، علی (1391). شرح قفص، اردوگاههای اسیران. تهران: پیام آزادگان.
- ↑ کامور بخشایش، جواد (1394). زندان موصل. تهران: سوره مهر.
- ↑ علیدوست، علی (1402). تهران: پیام آزادگان، ص97.
- ↑ کیانی، بیژن (1373). مصاحبه.
- ↑ قرهباغی، امرالله (1403). مصاحبه.
- ↑ قلعهقوند، فرزانه (1402). سفری کوتاه به اردوگاههای موصل. تهران: پیام آزادگان، ص 147.
- ↑ علیدوست، علی (1403). مصاحبه.
- ↑ خاجی، علی (1391). شرح قفص، اردوگاههای اسیران. تهران: پیام آزادگان، ص 168-167.
- ↑ مصاحبه شخصی(1384).
برای مطالعه بیشتر
داعی، علی (1387). نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی و مسئولیت بینالمللی دولت عراق. تهران: پیام آزادگان.
رحمانیان، عبدالمجید (1391). منشور پاکی و خدمتگزاری. تهران: پیام آزادگان.
شریفی، اسماعیل (1378). تحول در اسارت، کمیسیون اداره اسرای جنگی، تهران: مؤسسه فرهنگی نشر رامین.
عسگری، شاداب (1393). اسارت شقاوت مهرورزی، حدیث عزت و اقتدار. تهران: آتشبار وابسته به سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران.
پیوند به بیرون
خاطرات دردناک استاندار یزد از ایام اسارت در اردوگاه موصل یک قابل بازیابی از https://www.aparat.com/v/wdgi2vc
نویسنده مقاله
مریمسادات ذکریایی
بازنویسی شده توسط فرزانه قلعهقوند، مرداد 1405
- اردوگاه موصل 1
- معرفی اردوگاه موصل 1
- اسرای اردوگاه موصل 1
- ترکیب جمعیتی اسرای اردوگاه موصل 1
- فرماندهان و نیروهای عراقی اردوگاه موصل 1
- مدیریت و رهبری ایرانی اردوگاه موصل 1
- صلیب سرخ و اردوگاه موصل 1
- آسایشگاه در اردوگاه موصل 1
- حقوق ماهانه و جیره فردی اسرای اردوگاه موصل 1
- یک روز زندگی در اردوگاه موصل 1
- امور معیشتی و رفاهی اردوگاه موصل 1
- باغبانی و فضای سبز اردوگاه موصل 1
- امور فرهنگی اردوگاه موصل 1
- امور آموزشی اردوگاه موصل 1
- ورزش و تربیت بدنی اردوگاه موصل 1
- محرومیت ها و فشارهای عمومی اسرای اردوگاه موصل 1
- فشارها، محدودیت ها و آزار دشمن در اردوگاه موصل 1
- استخبارات و منافقین در اردوگاه موصل 1
- مسائل و مشکلات داخلی اسرای اردوگاه موصل 1
- خاطرات و تجارب اسرا از اردوگاه موصل 1
- وقایع و رویدادهای اردوگاه موصل 1
- وقایع مهم اردوگاه موصل 1
- مستندات اردوگاه موصل 1
- سبک زندگی و خدمات اجتماعی اردوگاه موصل 1
- هویت، عزت و اقتدار ایرانی، اسلامی و انقلابی در اردوگاه موصل 1
- آثار تولید شده مرتبط با اردوگاه موصل 1
- گاهشمار اردوگاه موصل 1