انتقال اثرگذار
جابهجایی اسیران ایرانی در دوران اسارت در «داخل» و «خارجِ» اردوگاههای نگهداری اسیران در کشور عراق ازجمله موضوعات مهمی است که معمولاً تبعات سرنوشتسازی برای یک اردوگاه، یک قاطع، یک آسایشگاه و صد البته یک عده از اسیران رقم زده است.
از مصادیق خارجِ اردوگاهی این جابهجایی، که بیشتر از آن به «تبادل» یاد میشود، میتوان به تبادل تعدادی از معلولان و مجروحان جنگی بین دو کشور در زمان جنگ یا «تبادل بزرگ»ی که در سال ۱۳۶۹ و بعد از حملۀ عراق به کویت انجام گرفت و تقریباً قاطبۀ اسیران دو کشور آزاد شدند نام برد.
اما مصداق داخلِ اردوگاهی این جابهجایی، که در کلام اسیران ایرانی از آن به «انتقال» نام برده میشود، جابهجایی از یک آسایشگاه یا قاطع یا اردوگاه به آسایشگاه یا قاطع یا اردوگاه دیگر است که عمدتاً بهاجبارِ عراقیها (از یک نفر تا چند ده نفر) و در مواردی به خواستِ اسیران (از یک نفر تا چند نفر) و با هماهنگی با عراقیها صورت میگیرد. مسئولان بعثی اردوگاهها از این انتقالها اهداف گوناگون زیر را پی میگرفتند: [۱]
1. در بیشترِ موارد، عراقیهای بعثی از تشکیلات منسجم اسیران ایرانی در اردوگاه آگاهی مییافتند و برای بر هم زدنِ این سازماندهی پنهانْ اقدام به انتقال عدهای از اسیران به اردوگاه دیگر میکردند.
2. در پارهای از موارد، برخی از اسیران ایرانی نقشی محوري و مؤثر در هدایت و رهبری اردوگاهها داشتند و بههمینسبب عراقیها برای کاستن از نقشآفرینی این چهرههای مؤثر، آنها را از اردوگاهشان جدا میکردند و به اردوگاههای دیگر میفرستادند.
3. در یک مورد، رژیم بعثی عراق برای اهداف خاص سیاسی و سوءاستفادة تبلیغاتی علیه ایران، اسیران کمسنوسال را از سایر اسیران جدا کرد و به اردوگاهی خاص انتقال داد. (نک مقالات اسیران نوجوان و جوان؛ رمادی 2، اردوگاه؛ طحانیان، مهدی)
4. در مواردی معدود، تعدادی از اسیران یک اردوگاه را بهسبب جلوگیری از شورش یا حتی فرار احتمالی به اردوگاهی دیگر انتقال میدادند.
5. باز هم در مواردی معدود، یک یا دو جاسوس را از ترس اینکه مورد تنبیه همبندان قرار نگیرند یا برای خبرگیری از آسایشگاه/ قاطع/ اردوگاهی به آن آسایشگاه/ قاطع/ اردوگاه انتقال میدادند.
6. گاهی هم عدهای از اسیران را، بی آنکه نقشآفرین یا مؤثر بوده باشند، بهدلایلی انتخاب میکردند و به اردوگاهی دیگر انتقال میدادند.
اهداف عراقیها هرچه بود، این انتقال تبعاتی را برای هر دو محل مبدأ و مقصد جابهجایی دربرداشت. یکی از این انتقالها، که از اردوگاه رمادي 2 (كمپ 7) به اردوگاه رمادی 13 صورت گرفت، ازمنظر آشنایی تازهاسیران با حقوق حقة خود، انتقالِ تجربة زیست سالم در اردوگاه، بهرهگیری بهینه از امکانات، افزایش اعتمادبهنفس و انگیزة معنوی و ارتقای فرهنگ مقاومت و ایستادگی ازجمله نقاط عطفِ اردوگاه رمادی 13 قلمداد میشود.[۲]
اردوگاه رمادی 13 آخرین اردوگاه اسیران ایرانی بود که در منطقة رمادی راهاندازی شد و در تيرماه 1367، اندکی قبل از پذیرش قطعنامة 598، برای اسکان اسیران حملة عراق به مناطق جزایر مجنون، کوشک، طلائیه یا غرب کرخه مورد استفاده قرار گرفت. عراقیها، پس از گذشت پنج ماه، تعدادي از اسیران نوجوان و جوان اردوگاه رمادي 2 (كمپ 7) را به این اردوگاه انتقال میدهند كه تجربه و كسوت بيشتر این اسیرانْ تحولی شگرف را در نحوة زیست اسیران جدید ایجاد میکند. این تحول را میتوان به موارد زیر تقسیمبندی کرد:
1. اداره و مدیریت آشکار اردوگاه ازسوی خود اسیران: مطالبة انتخاب ارشدهای آسایشگاهها، قاطعها و اردوگاه با ورود این اسیران رقم خورد. افزونبرآن، شیوة احقاق حقوق قانونی از عراقیها و نحوة برخورد با صلیبسرخ و دستیابی به حداقل ملزومات زندگی اردوگاهی ازجمله آموختههای اسیران قدیمی به اسیران جدید است.
2. افزایش اقدامات فرهنگی در اردوگاه: با ورود اسیران قدیمی به اردوگاه، كلاسهاي آموزش قرآن، احكام، سوادآموزي، و زبانهای خارجی تشكيل میشود و مراسم دهة فجر، اعياد دینی و ملی، سالگرد حضرت امام (ره)، سالگرد شهداي جنگ و... برگزار میگردد:
«با ورود اسیران قدیمی به اردوگاه، اقدامات فرهنگی در رمادی 13 افزایش یافت. در این زمان، کلاسهای تدریس، ادعیه و آموزش زبان خارجی رونق گرفت. بعد از شش ماه براي هر آسايشگاهي رابط فرهنگي تشكيل شد و هر آسايشگاهي، كه برنامة فرهنگي داشت، با هم برنامهریزی و اجرا میکردند. در اردوگاه، سرود، مقاله و سخنراني و غيره رواج یافت. این برنامهها همگی محرمانه و به دور از چشم عراقیها برگزار میشد و این وضعیت تا آخرین روزهای اسارت بهصورت مخفیانه ادامه داشت.»[۳]
3. تشکیل هستة مقاومت در اردوگاه: فرهنگ ایستادگی و مقاومت با حضور اسیران قدیمی و ساماندهی یک تشکیلات مخفی برای مقابله با و خنثیسازی عملکرد عراقیهای بعثی، منافقین و جاسوسها در اردوگاه رواج مییابد: «اسیران بهدليل پيشزمينة قبلي، كه از حالوهواي انقلابي ايران با خود آورده بودند، آمادگي لازم و تمايل براي فعاليت عليه عراقيها و مجاهدين خلق و جاسوسها را داشتند و تنها نيازمند اين بودند كه كسي فعاليتها را سازماندهي كند و البته سازماندهي در اسارت هم كار آساني نبود. افسران را كه از اردوگاه بردند، عدهاي سرباز نااميد جاي آنها را گرفته بودند كه بهراحتي حاضر به همكاري نبودند و تعدادي جاسوس هم وجود داشتند كه يا با منافقين همراهي ميكردند يا با عراقيها و مدام براي بچهها دردسر درست ميكردند، اما بههرصورت، پس از گذشت چندين ماه، با ورود بچههاي كمپ 7، كه از عمليات بدر و خيبر بودند و بهاصطلاح به اردوگاه ما تبعيد شده بودند، ما توانستيم هستههاي مقاومت را تشكيل دهيم.[۴]
«پس از ورود اسیران كمپ 7 به اردوگاه، تعدادی از اسیران با همفكري يكديگر تصميم گرفتند يك «هستة مقاومت» در برابر تبليغات و تحريكات سوء منافقين تشكيل دهند. زماني كه منافقين ازجمله ابريشمچي، معاون مسعود رجوي، برای تبليغات آمدند، ما بچهها را جمع كرديم در حياط و گفتيم همگي شعار بدهيد و اينها را سنگباران كنيد. درنتيجه، نيروهاي عراقي آمدند و ما را دو سه روز در بازداشتگاه قرار دادند. هدف اصلي ما مقاومت در برابر تبليغات منفي منافقين ازجمله ارسال روزنامه، مجله و تبلیغات دیگر بود. در ارتباط با جواسیس نیز با هماهنگي مسئول اردوگاه، كه از بچههاي خودمان بود، پولهايمان را روي هم گذاشتيم و براي بچهها سيگار ميگرفتيم و بينشان پخش ميكرديم و به همه هم گفته بوديم كه براي يك نخ سيگار نرويد پيش عراقيها احترام بگذاريد؛ اگر سيگار ميخواهيد، بياييد از خودمان بگيريد. اینگونه تلاش میشد تا اردوگاه مدیریت بشود و از تفرق و چندپارگی ایجادشده میان اسیران جلوگیری بشود.[۵]
4. ایجاد همدلی و همراهی میان اسیران: اسیران قدیمی، بهسبب برخورداری از حسن خُلق و سجایای اخلاقی، انگیزههای معنوی اسیران جدید را بالا میبرند و فضای برادرانهای را در اردوگاه حاکم میکنند: «اوايل که قديميها نيامده بودند، دعوا خيلي ميشد. پس از ورود این اسیران، یک تحول مهم ازنظر مدیریت، همدلی و همراهی اسیران در رمادی 13 اتفاق افتاد؛ لذا اگر قبل از ورود اسیران قدیمی خیبری و بدریها، مثلاً ايلكشي لُر با كُرد، تهراني با مشهدي، ترک با فارس و ... میشد و مدتی نیز همینگونه بود و برای هم تیغ میکشیدند، اما با حضور و تدبیر اسیران قدیمی این وضعیت تغییر کرد و جوّ دوستانه و برادرانهای بر اردوگاه حاکمیت یافت.[۶]
5. ارتقای بهداشت عمومی اردوگاه: در ماههای نخست، اسیران جدید با بیمارهای مختلفی ازجمله امراض انگلی، پوستی، و مسمومیت غذایی دستوپنجه نرم میکردند. با ورود اسیران قدیمی، اسیران جدید از حقوق اردوگاهی در زمینة بهداشت آگاهی یافتند و توانستند ضمن رعایت بهداشت فردی و جمعی، مطالبات بهداشتی هم از عراقیها داشته باشند و تا حد زیادی بر مشکلات بیماری فائق آیند.
درمجموع، انتقال اسیران قدیمی اردوگاه رمادي 2 (كمپ 7) به اردوگاه رمادی 13 باعث شناخت کامل اسیران جدید از دنیای اسارت، آگاهی از حقوق خود، و شكوفايي و رشد جسمانی و معنوی آنها میشود.[۷][۸]
نیز نگاه کنید به
- ↑ پرتو، فتحالله (1404). روزگاری اردوگاه رمادی 13. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
- ↑ دانشنامه آزادگان (1399). زیرنظر شورای علمی. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
- ↑ اسماعیلی، س (1369). آرشیو پیام آزادگان، مصاحبه،
- ↑ کرکئی، ع (1384). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
- ↑ فلاحزاده، ش (1384). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
- ↑ جانمحمدی، ا (1369). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
- ↑ قلعهقوند، فرزانه (1403). سفری کوتاه به اردوگاههای رمادی. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
- ↑ خوبنژاد، فریبرز (1404). تهران. مصاحبه،