انتقال اثرگذار

از ویکی آزادگان

جابه‌جایی اسیران ایرانی در دوران اسارت در «داخل» و «خارجِ» اردوگاه‌های نگهداری اسیران در کشور عراق ازجمله موضوعات مهمی است که معمولاً تبعات سرنوشت‌سازی برای یک اردوگاه، یک قاطع، یک آسایشگاه و صد البته یک عده از اسیران رقم زده است.

از مصادیق خارجِ اردوگاهی این جابه‌جایی، که بیشتر از آن به «تبادل» یاد می‌شود، می‌توان به تبادل تعدادی از معلولان و مجروحان جنگی بین دو کشور در زمان جنگ یا «تبادل بزرگ»ی که در سال ۱۳۶۹ و بعد از حملۀ عراق به کویت انجام گرفت و تقریباً قاطبۀ اسیران دو کشور آزاد شدند نام برد.

اما مصداق داخلِ اردوگاهی این جابه‌جایی، که در کلام اسیران ایرانی از آن به «انتقال» نام برده می‌شود، جابه‌جایی از یک آسایشگاه یا قاطع یا اردوگاه به آسایشگاه یا قاطع یا اردوگاه دیگر است که عمدتاً به‌اجبارِ عراقی‌ها (از یک نفر تا چند ده نفر) و در مواردی به خواستِ اسیران (از یک نفر تا چند نفر) و با هماهنگی با عراقی‌ها صورت می‌گیرد.

مسئولان بعثی اردوگاه‌ها از این انتقال‌ها اهداف گوناگون زیر را پی می‌گرفتند: [۱]

1. در بیشترِ موارد، عراقی‌های بعثی از تشکیلات منسجم اسیران ایرانی در اردوگاه آگاهی می‌یافتند و برای بر هم زدنِ این سازماندهی پنهانْ اقدام به انتقال عده‌ای از اسیران به اردوگاه دیگر می‌کردند.

2. در پاره‌ای از موارد، برخی از اسیران ایرانی نقشی محوری و مؤثر در هدایت و رهبری اردوگاه‌ها داشتند و به‌همین‌سبب عراقی‌ها برای کاستن از نقش‌آفرینی‌ این چهره‌های مؤثر، آنها را از اردوگاهشان‌ جدا می‌کردند‌ و به اردوگاه‌های دیگر می‌فرستادند.

3. در یک مورد، رژیم بعثی عراق برای اهداف خاص سیاسی و سوء‌استفاده تبلیغاتی علیه ایران، اسیران کم‌سن‌وسال را از سایر اسیران جدا ‌کرد و به اردوگاهی خاص انتقال ‌داد.[۲]

4. در مواردی معدود، تعدادی از اسیران یک اردوگاه را به‌سبب جلوگیری از شورش یا حتی فرار احتمالی به اردوگاهی دیگر انتقال می‌دادند.

5. باز هم در مواردی معدود، یک یا دو جاسوس را از ترس اینکه مورد تنبیه هم‌بندان قرار نگیرند یا برای خبرگیری از آسایشگاه/ قاطع/ اردوگاهی به آن آسایشگاه/ قاطع/ اردوگاه‌ انتقال می‌دادند.

6. گاهی هم عده‌ای از اسیران را، بی آنکه نقش‌آفرین یا مؤثر بوده باشند، به‌دلایلی انتخاب می‌کردند و به اردوگاهی دیگر انتقال می‌دادند.

اهداف عراقی‌ها هرچه بود، این انتقال تبعاتی را برای هر دو محل مبدأ و مقصد جابه‌جایی دربرداشت. یکی از این انتقال‌ها، که از اردوگاه رمادی 2 (كمپ 7) به اردوگاه رمادی 13 صورت گرفت، ازمنظر آشنایی تازه‌اسیران با حقوق حقه خود، انتقالِ تجربه زیست سالم در اردوگاه، بهره‌گیری بهینه از امکانات، افزایش اعتمادبه‌نفس و انگیزه معنوی و ارتقای فرهنگ مقاومت و ایستادگی ازجمله نقاط عطفِ اردوگاه رمادی 13 قلمداد می‌شود.[۳]

اردوگاه رمادی 13 آخرین اردوگاه اسیران ایرانی بود که در منطقه رمادی راه‌اندازی شد و در تیرماه 1367، اندکی قبل از پذیرش قطعنامه 598، برای اسکان اسیران حمله عراق به مناطق جزایر مجنون، کوشک، طلائیه یا غرب کرخه مورد استفاده قرار گرفت. عراقی‌ها، پس از گذشت پنج ماه، تعدادی از اسیران نوجوان و جوان اردوگاه رمادی 2 (كمپ 7) را به این اردوگاه انتقال می‌دهند كه تجربه و كسوت بیشتر این اسیرانْ تحولی شگرف را در نحوه زیست اسیران جدید ایجاد می‌کند.

این تحول را می‌توان به موارد زیر تقسیم‌بندی کرد:

1. اداره و مدیریت آشکار اردوگاه ازسوی خود اسیران:

مطالبه انتخاب ارشدهای آسایشگاه‌ها، قاطع‌ها و اردوگاه با ورود این اسیران رقم خورد. افزون‌بر‌آن، شیوه احقاق حقوق قانونی از عراقی‌ها و نحوه برخورد با صلیب‌سرخ و دستیابی به حداقل ملزومات زندگی اردوگاهی ازجمله آموخته‌های اسیران قدیمی به اسیران جدید است.

2. افزایش اقدامات فرهنگی در اردوگاه:

با ورود اسیران قدیمی به اردوگاه، كلاس‌های آموزش قرآن، احكام، سوادآموزی، و زبان‌های خارجی تشكیل می‌شود و مراسم دهه فجر، اعیاد دینی و ملی، سالگرد حضرت امام (ره)، سالگرد شهدای جنگ و... برگزار می‌گردد:

«با ورود اسیران قدیمی به اردوگاه، اقدامات فرهنگی در رمادی 13 افزایش یافت. در این زمان، کلاس‌های تدریس، ادعیه و آموزش زبان خارجی رونق گرفت. بعد از شش ماه برای هر آسایشگاهی رابط فرهنگی تشكیل شد و هر آسایشگاهی، كه برنامه فرهنگی داشت، با هم برنامه‌ریزی و اجرا می‌کردند. در اردوگاه، سرود، مقاله و سخنرانی و غیره رواج یافت. این برنامه‌ها همگی محرمانه و به دور از چشم عراقی‌ها برگزار می‌شد و این وضعیت تا آخرین روزهای اسارت به‌صورت مخفیانه ادامه داشت.»[۴]

3. تشکیل هسته مقاومت در اردوگاه:

فرهنگ ایستادگی و مقاومت با حضور اسیران قدیمی و ساماندهی یک تشکیلات مخفی برای مقابله با و خنثی‌سازی عملکرد عراقی‌های بعثی، منافقین و جاسوس‌ها در اردوگاه رواج می‌یابد:

«اسیران به‌دلیل پیش‌زمینه قبلی، كه از حال‌وهوای انقلابی ایران با خود آورده بودند، آمادگی لازم و تمایل برای فعالیت علیه عراقی‌ها و مجاهدین خلق و جاسوس‌ها را داشتند و تنها نیازمند این بودند كه كسی فعالیت‌ها را سازماندهی كند و البته سازماندهی در اسارت هم كار آسانی نبود. افسران را كه از اردوگاه بردند، عده‌ای سرباز ناامید جای آنها را گرفته بودند كه به‌راحتی حاضر به همكاری نبودند و تعدادی جاسوس هم وجود داشتند كه یا با منافقین همراهی می‌كردند یا با عراقی‌ها و مدام برای بچه‌ها دردسر درست می‌كردند، اما به‌هرصورت، پس از گذشت چندین ماه، با ورود بچه‌های كمپ 7، كه از عملیات بدر و خیبر بودند و به‌اصطلاح به اردوگاه ما تبعید شده بودند، ما توانستیم هسته‌های مقاومت را تشكیل دهیم.[۵]

«پس از ورود اسیران كمپ 7 به اردوگاه، تعدادی از اسیران با هم‌فكری یكدیگر تصمیم گرفتند یك «هسته مقاومت» در برابر تبلیغات و تحریكات سوء منافقین تشكیل دهند. زمانی كه منافقین ازجمله ابریشم‌چی، معاون مسعود رجوی، برای تبلیغات آمدند، ما بچه‌ها را جمع كردیم در حیاط و گفتیم همگی شعار بدهید و اینها را سنگ‌باران كنید. درنتیجه، نیروهای عراقی آمدند و ما را دو سه روز در بازداشتگاه قرار دادند. هدف اصلی ما مقاومت در برابر تبلیغات منفی منافقین ازجمله ارسال روزنامه، مجله و تبلیغات دیگر بود. در ارتباط با جواسیس نیز با هماهنگی مسئول اردوگاه، كه از بچه‌های خودمان بود، پول‌هایمان را روی هم گذاشتیم و برای بچه‌ها سیگار می‌گرفتیم و بینشان پخش می‌كردیم و به همه هم گفته بودیم كه برای یك نخ سیگار نروید پیش عراقی‌ها احترام بگذارید؛ اگر سیگار می‌خواهید، بیایید از خودمان بگیرید. این‌گونه تلاش می‌شد تا اردوگاه مدیریت بشود و از تفرق و چندپارگی ایجادشده میان اسیران جلوگیری بشود.[۶]

4. ایجاد همدلی و همراهی میان اسیران:

اسیران قدیمی، به‌سبب برخورداری از حسن خُلق و سجایای اخلاقی، انگیزه‌های معنوی اسیران جدید را بالا می‌برند و فضای برادرانه‌ای را در اردوگاه حاکم می‌کنند:

«اوایل که قدیمی‌ها نیامده بودند، دعوا خیلی می‌شد. پس از ورود این اسیران، یک تحول مهم ازنظر مدیریت، همدلی و همراهی اسیران در رمادی 13 اتفاق افتاد؛ لذا اگر قبل از ورود اسیران قدیمی خیبری و بدری‌ها، مثلاً ایل‌كشی لُر با كُرد، تهرانی با مشهدی، ترک با فارس و ... می‌شد و مدتی نیز همین‌گونه بود و برای هم تیغ می‌کشیدند، اما با حضور و تدبیر اسیران قدیمی این وضعیت تغییر کرد و جوّ دوستانه و برادرانه‌ای بر اردوگاه حاکمیت یافت.[۷]

5. ارتقای بهداشت عمومی اردوگاه:

در ماه‌های نخست، اسیران جدید با بیمارهای مختلفی ازجمله امراض انگلی، پوستی، و مسمومیت غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. با ورود اسیران قدیمی، اسیران جدید از حقوق اردوگاهی در زمینه بهداشت آگاهی یافتند و توانستند ضمن رعایت بهداشت فردی و جمعی، مطالبات بهداشتی هم از عراقی‌ها داشته باشند و تا حد زیادی بر مشکلات بیماری فائق آیند.

درمجموع، انتقال اسیران قدیمی اردوگاه رمادی 2 (كمپ 7) به اردوگاه رمادی 13 باعث شناخت کامل اسیران جدید از دنیای اسارت، آگاهی از حقوق خود، و شكوفایی و رشد جسمانی و معنوی آنها می‌شود.[۸][۹]

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. پرتو، فتح‌الله (1404). روزگاری اردوگاه رمادی 13. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
  2. ن‌ک مقالات اسیران نوجوان و جوان؛ رمادی 2، اردوگاه؛ طحانیان، مهدی،
  3. دانشنامه آزادگان (1399). زیرنظر شورای علمی. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
  4. اسماعیلی، س (1369). آرشیو پیام آزادگان، مصاحبه،
  5. کرکئی، ع (1384). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
  6. فلاح‌زاده، ش (1384). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
  7. جان‌محمدی، ا (1369). آرشیو پیام آزادگان. مصاحبه،
  8. قلعه‌قوند، فرزانه (1403). سفری کوتاه به اردوگاه‌های رمادی. تهران: مؤسسه پیام آزادگان،
  9. خوب‌نژاد، فریبرز (1404). تهران. مصاحبه،

مسعود امیرخانی