تمایز بین خشونت و شکنجه در اسارتگاه‌های عراق

از ویکی آزادگان
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۲ توسط Marjan-khanlari (بحث | مشارکت‌ها) (←‏کتابشناسی)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

در اسناد تاریخی و خاطرات آزادگان ایرانی، دو واژه «خشونت» و «شکنجه» به وفور دیده می شود. اما برای درک صحیح از ماهیت رژیم بعث عراق و پایبندی به اصل انصاف تاریخی، لازم است این دو مفهوم از منظر حقوق بین‌الملل و روانشناسی اسارت از یکدیگر تفکیک شوند. هر رفتاری که اسیر را آزار می دهد «شکنجه» نیست، و هر شکنجه‌ای لزوماً با خشونت فیزیکی آشکار همراه نیست. این تفکیک به ما امکان می دهد تا جنایتکاران جنگی را بی گناه فرض نکنیم و نیز رفتارهای خشن اما پراکنده را با جنایات سیستماتیک یکسان نبینیم.

بخش اول: تعاریف بنیادین

1. خشونت (Violence) در اسارتگاه

از نظر حقوق بین الملل و اسناد مرتبط با اسیران جنگی ( مواد 3[1]و 130[2] کنوانسیون سوم ژنو، ۱۹۴۹)، خشونت به کاربرد نیروی فیزیکی یا روانی اطلاق می شود که:

1. فاقد برنامه سازمان یافته و هدف فراساختاری است (مثلاً واکنش لحظه ای نگهبان به نافرمانی). به عبارت دیگر تداوم  ندارد و نظامند نیست.

2. ممکن است توسط افراد خصوصی یا نگهبانان رده پایین به ابتکار شخصی انجام شود، نه به عنوان سیاست و روال عادی در اسارتگاه.

3. شدت آن متغیر است (از سیلی تا ضرب و شتم شدید).

4. هدف اصلی آن تسلیم کردن فوری، اعمال نظم یا تخلیه خشم فردی است، نه نابودی شخصیت یا اخذ اطلاعات.

مثال خشونت در اسارتگاه عراق: هل دادن اسیر هنگام صف نان، سیلی زدن به دلیل حرف زدن در صف، یا مشت زدن پراکنده توسط یک نگهبان عصبانی بدون دستور از بالا.

2. شکنجه (Torture) در اسارتگاه

بر اساس ماده ۱ کنوانسیون ملل متحد علیه شکنجه (۱۹۸۴) و رویه دیوان کیفری بین المللی، شکنجه دارای چهار مؤلفه جدایی ناپذیر است:

عامل: حتماً توسط مأمور دولت (عراق بعثی) یا با تحریک، رضایت یا سکوت او انجام شده باشد.

هدف خاص: به قصد اخذ اقرار یا اطلاعات (اعتراف به جاسوسی، افشای محل واحدها)، تنبیه (به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی اسیر)، ارعاب (جلوگیری از فرار یا مقاومت جمعی) یا تبعیض

شدت: ایجاد «درد یا رنج شدید» (جسمی یا روانی). شدت به قدری است که حس عاملیت و هویت فردی را در هم می شکند.

سیستماتیک بودن: بخشی از الگوی رفتاری سازمان یافته و مستمر رژیم بعث باشد.

نکته کلیدی: در اردوگاه های عراق، شکنجه هرگز رویدادی تصادفی نبود. بلکه ابزاری دولتی برای «تخریب روحیه جمعی و فردی اسیر ایرانی» به کار می رفت.

بخش دوم: جدول تمایز عملیاتی (کلید تشخیص برای پژوهشگر)

شاخص خشونت (Violence) در اردوگاه شکنجه (Torture) در اردوگاه
آغازگر نگهبان یا کارمند عراقی به ابتکار شخصی سازمان اطلاعات عراق (استخبارات)، فرمانده اردوگاه با دستور مکتوب یا رویه ثابت برای نگهبانان
الگو موردی، پراکنده، غیرقابل پیش بینی تکرارشونده، سیستماتیک، دارای الگوی ثابت (مثلاً همیشه در بازجوییها)
ابزار مشت، لگد، باتوم، توهین شوک برقی، کشیدن ناخن، حبس انفرادی طولانی، تهدید به تجاوز، اعدام ساختگی، محرومیت از خواب و غذا برای روزها
هدف پنهان اطاعت فوری، تنبیه لحظه‌ای نابودی اراده مقاومت، اخذ «اطلاعات»، در باره یگان نظامی یا سایر اسیران
پیامد روانی معمول ترس، خشم، PTSD خفیف تا متوسط C-PTSD، ناامیدی، فراموشی انتخابی، کابوس شبانه، سرخوردگی

مثال عینی: از خاطرات حسن بهشتی‌پور در اسارتگاه 12 تکریت «فرحان نگهبان عراقی به خاطر ورزش کردن ، سیلی محکمی به صورت من زد.»

حسینعلی قادری روایت دیگری از بی رحمی‌های نگهبانان عراقی دارد او می گوید:

«وقتی که وارد اسارتگاه شدیم محوطه پر از سنگ و خاروخاشاک و ناهموار بود. تا مدت‌ها باید با پای برهنه روی این سنگ و خارها راه می‌رفتیم. عرض اردوگاه حدود 100 متر بود. صبح زمستان، قبل از هر کاری، ما را از آسایشگاه با کابل بیرون می‌آوردند و به‌صورت دشتبانی به خط می‌کردند. می‌بایست زمین پر از خار و سنگ را با کف دست جارو می‌کردیم. هوا آن‌قدر سرد بود که دست‌هایمان بعد از چند دقیقه مثل چوب خشک و کبود می‌شد. کف دست بعضی بچه‌ها زخمی می‌شد و گاهی خون با خاک‌ محوطه قاطی می‌شد و سنگ‌ریزه‌ها وارد زخم می‌شدند. بعثی‌ها هم با کابل پشت‌سر ما حرکت می‌کردند و منتظر بودند که یک سنگ‌ریزه پشت‌سر کسی جا بماند. مشاهده یک سنگ کوچک همان و فرودآمدن کابل بر کمر و کتف آن بی‌نوا همان! خیلی مراقبت می‌کردیم چیزی پشت‌سرمان جا نماند و این باعث می‌شد بعضی افراد مقداری عقب بیفتند، این هم بهانۀ خوبی بود که به جرم تنبلی و جاماندن از بقیه مثل گله گرگ به جانش بیفتند[۱]

تحلیل حقوقی: چون دستور سازمان یافته از بالا نبوده و هدف خاص «اخذ اعتراف» یا «ارعاب سیستماتیک» را نداشته (بیشتر تنبیه لحظه‌ای بوده)، در تعریف دقیق کنوانسیون «شکنجه» نیست، بلکه «رفتارغیرانسانی و تحقیرآمیز» (Cruel, Inhuman or Degrading Treatment) محسوب می‌شود.

این نوع رفتار اگرچه در چارچوب حقوقی تنگ کنوانسیون مصداق کامل شکنجه نیست، اما از منظر روانشناختی اثری برابر با شکنجه بر روی اسیران داشته است.

بخش سوم: چرا این تفکیک برای حقیقت اسارت ضروری است؟

به سه دلیل اصلی زیر

عدالت با قربانی: وقتی هر سیلی را «شکنجه» بنامیم، دردی که یک آزاده تحمل کرده با فردی که ناخن‌هایش را کشیده‌اند یا شوک برقی خورده یکسان می شود. این ظلم به قربانیان شدیدترین شکنجه‌هاست.

صحت حقوقی: اگر پرونده عراق در مراجع بین المللی بررسی شود، اغراق در به کارگیری واژه «شکنجه» باعث تضعیف اعتبار سایر گزارش‌های مستند می شود.

انصاف تاریخی: رژیم بعث جنایتکار بود، اما نه هر نگهبان عراقی «شکنجه‌گر» بود. برخی رفتارها زمخت و خشن یک افسر عراقی در بحبوحه جنگ است، نه لزوماً شکنجه سازمان یافته.

بر اساس تعاریف فوق، در ادامه به بازنمایی سه دسته از رفتارهای اسارتگاه های عراق می پردازیم.

1. خشونت‌های پراکنده (مشت، لگد، فحاشی)

2. رفتارهای غیرانسانی مرزی (حبس در آفتاب، محرومیت طولانی از آب)

3. مصادیق کامل شکنجه (شوک برقی، کشیدن ناخن، اعدام ساختگی، حبس انفرادی ماه‌ها در سلول تاریک)

بیژن کیانی در کتاب خود مصداق روشنی از شکنجه در اسارتگاه موصل 1 را روایت می کند:

«غروب آن روز بعثی‌ها ما را بردند به ساختمانی که هیچ امکاناتی نداشت. با ضرب‌وشتم همه را از اتوبوس پیاده کردند و با کابل آمدند به استقبال ما، آن‌چنان استقبالی که با ضربات کابل به سرو صورت و پا و دست اسیران وارد می کردند حتی به زخمی‌ها هم رحم نکردند. پس‌از این استقبال وحشیانه، همه را فرستادند به اتاق‌ها. درها را بستند و رفتند. ناله زخمی‌ها بلند شد. شبی پر از شکنجه و دلتنگی آغاز شده بود. بدون زیرانداز و پوششی، که بتوان آن شب سرد زمستانی را به صبح رساند، شب را سپری کردیم. چه کسی می‌توانست بخوابد؟ نماز را بدون وضو و مهر، با همان پیکرهای کوفته‌شده و زخمی خواندیم. نگاه به چهره‌های درهم و گرفته برخی جوانان آزاردهنده بود، تا همین چند ساعت پیش در صحنه نبرد مثل شیر می‌غریدند و حالا گرفتار این قوم ستمگر شده بودند[۲]

جمع بندی

مرز میان خشونت و شکنجه را انصاف با زخم‌های آزاده تعیین نمی کند؛ انصاف آن است که هر زخم را به نام خودش بخوانیم. خشونت، درد است. شکنجه، نابودی است. یکی را نباید به جای دیگری به کار برد، نه برای بزرگ نمایی و نه برای کوچک نمایی.

پاورقی

[1]. ماده 3 (ممنوعیت خشونت و شکنجه در همه حال): این ماده صراحتاً «خشونت علیه زندگی و شخص، به ویژه قتل، مثله کردن، رفتار ظالمانه و شکنجه» را ممنوع می‌کند .

[2]. ماده 130 (مصادیق نقض‌های فاحش): این ماده «شکنجه یا رفتار غیرانسانی» را به عنوان یکی از مصادیق نقض‌های فاحش (Grave Breaches) کنوانسیون معرفی می‌کند که مستوجب مجازات است.[۳]

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. قادری، حسینعلی (1404). این فصل را با من بخوان، تهران: پیام آزادگان،
  2. کیانی، بیژن (1404). فرزند منگشت، تهران: پیام آزادگان،
  3. ICRC. (1949). Geneva Convention relative to the Treatment of Prisoners of War. Retrieved from https://ihl-databases.icrc.org/en/ihl-treaties/gciii-1949

حسن بهشتی‌پور