بازجویی در دوران اسارت
بازجویی از اسیر جنگی فرایندی اطلاعاتی ـ امنیتی است که با هدف کسب اطلاعات نظامی، عملیاتی یا امنیتی از افراد بهاسارتدرآمده انجام میشود[۱]. این نوع بازجویی با بازجویی قضایی تفاوت ماهوی دارد؛ زیرا در بازجویی قضایی، هدف کشف حقیقت درباره یک اتهام در چارچوب قوانین و با رعایت حقوق متهم است، در حالی که در بازجویی نظامی، هدف اصلی دستیابی به اطلاعاتی است که بتواند در تصمیمگیریهای نظامی، امنیتی یا اطلاعاتی مؤثر باشد.
در جنگ ایران و عراق، اسیران ایرانی از نخستین ساعات اسارت تا پایان دوران اقامت در اسارتگاهها، در مراحل و مکانهای مختلف مورد بازجویی قرار میگرفتند. این بازجوییها بسته به زمان، مکان، شرایط عملیاتی، جایگاه نظامی اسیر و اهداف بازجویان، از نظر شیوه اجرا و نوع پرسشها متفاوت بود. خاطرات آزادگان نشان میدهد که بازجویی تنها به روزهای نخست اسارت محدود نمیشد، بلکه در بسیاری از موارد در طول سالهای اسارت نیز ادامه داشت.
از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، رفتار با اسیران جنگی تابع مقررات کنوانسیون سوم ژنو (۱۹۴۹)[۲] است. بر اساس این کنوانسیون، اسیر جنگی موظف است تنها اطلاعات هویتی مشخصی را ارائه کند و هرگونه اجبار، شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز برای اخذ اطلاعات ممنوع است. با این حال، در خاطرات بسیاری از آزادگان، موارد متعددی از اعمال فشار جسمی و روانی در جریان بازجوییها گزارش شده است.
اهداف بازجویی
بررسی خاطرات آزادگان و منابع منتشرشده نشان میدهد که بازجویان عراقی بسته به شرایط جنگ و وضعیت اسیر، اهداف گوناگونی را دنبال میکردند که مهمترین آنها عبارت بود از:
شناسایی اهداف و نتایج عملیاتهای نظامی ایران؛
کسب اطلاعات درباره زمان و محل عملیاتهای آینده؛
شناسایی سازمان رزم، یگانها و فرماندهان؛
آگاهی از میزان نیرو، تجهیزات و امکانات رزمی؛
دستیابی به اسناد، نقشهها، کالکهای عملیاتی و رمزهای مخابراتی؛
اطلاع از تلفات، اسیران و غنائم جنگی؛
شناسایی نیروهای اطلاعات عملیات، سپاه پاسداران، روحانیون، فرماندهان و افراد مؤثر؛
کسب اطلاعات درباره وضعیت روحیه نیروهای ایرانی.
در دوره استقرار اسیران در اسارتگاهها، اهداف بازجویی تغییر میکرد و بیشتر بر کنترل فضای داخلی اسارتگاه متمرکز میشد.
مراحل و مکانهای بازجویی
بازجویی از اسیران ایرانی را میتوان به چهار مرحله اصلی تقسیم کرد.
۱. بازجویی در محل اسارت
نخستین بازجویی معمولاً در ساعات اولیه پس از اسارت و در خطوط مقدم یا پایگاههای مرزی انجام میشد. در این مرحله، اسیر غالباً به دلیل خستگی، جراحت، تشنگی، فشار روانی و بیاطلاعی از سرنوشت خود، در وضعیت آسیبپذیری قرار داشت. به همین دلیل، این مرحله از نظر اطلاعاتی برای بازجویان اهمیت ویژهای داشت[۳].
۲. بازجویی در مراکز اطلاعاتی و استخبارات
پس از انتقال اسیران، بسیاری از آنان به مراکز اطلاعاتی و امنیتی عراق منتقل میشدند. در این مراکز، بازجوییها تخصصیتر و با هدف تکمیل اطلاعات نظامی انجام میگرفت. در برخی روایتها، اعمال فشارهای جسمی و روانی، تهدید، محرومیت از خواب، استفاده از فریب، وعدههای دروغین یا تبلیغات روانی از جمله روشهای مورد استفاده بازجویان گزارش شده است.
۳. بازجویی در زندانها
برخی اسیران پیش از انتقال به اسارتگاه یا به دلیل شرایط خاص، مدتی را در زندانهای عراق سپری میکردند. بازجویی در این مرحله غالباً با هدف تکمیل اطلاعات یا بررسی فعالیتهای احتمالی اسیر انجام میشد.
۴. بازجویی در اسارتگاهها
بازجویی در اسارتگاهها معمولاً در پی وقوع رویدادهای خاص انجام میشد؛ از جمله:
تلاش برای فرار؛
کشف فعالیتهای فرهنگی یا آموزشی؛
برگزاری مراسم مذهبی یا مناسبتهای ملی؛
کشف رادیو یا وسایل ارتباطی؛
شناسایی مسئولان آسایشگاهها یا افراد اثرگذار.
در این مرحله، هدف اصلی بازجویان بیشتر حفظ کنترل اسارتگاه و شناسایی سازمان غیررسمی اسیران بود.
شیوههای بازجویی
بر اساس خاطرات آزادگان، شیوههای بازجویی متناسب با شرایط زمانی و شخصیت اسیر متفاوت بود. مهمترین روشهای گزارششده عبارتاند از:
پرسشهای مکرر و تکراری؛ مقایسه پاسخهای اسیران با یکدیگر؛ ایجاد تناقض در پاسخها؛ تهدید و ارعاب؛ اعمال فشار جسمی و روانی؛ محرومیت از خواب یا استراحت؛ استفاده از تطمیع و وعدههای مختلف؛ تلاش برای جلب اعتماد اسیر با رفتار دوستانه؛ بهرهگیری از فیلمبرداری یا مصاحبههای تبلیغاتی.
نیز نگاه کنید به
منابع
- ↑ جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1390). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش.
- ↑ کنوانسیون سوم ژنو درباره رفتار با اسیران جنگی (۱۹۴۹).
- ↑ سالمینژاد، عبدالرضا (1386). دانستنیهای آزادگان. تهران: پیام آزادگان،
نویسنده مقاله
حسن بهشتیپور