روزه‌داری در اسارتگاه تکریت ۱۶

از ویکی آزادگان

مقدمه

روزه‌داری در اسارتگاه شماره ۱۶ تکریت، یکی از جلوه‌های بارز مقاومت معنوی اسرای ایرانی در دوران جنگ ایران و عراق به‌شمار می‌رود. این تجربه در شرایطی رقم خورد که اسرا با کمبود شدید غذا، فشارهای روانی، نبود امکانات اولیه و فقدان نظارت نهادهای بین‌المللی، از جمله صلیب سرخ جهانی، مواجه بودند. با این حال، گروهی از اسرا با تکیه بر باورهای دینی، روزه‌داری را به‌مثابه ابزاری برای خودسازی، حفظ هویت ایمانی و تقویت تاب‌آوری فردی و جمعی برگزیدند.

موقعیت و شرایط اسارتگاه

اسارتگاه شماره ۱۶ تکریت در حوالی شهر تکریت عراق قرار داشت و مانند دست‌کم ده اسارتگاه دیگر، به دلایل نامعلوم، به صلیب سرخ جهانی معرفی نشده بود. این وضعیت، امکان اعمال فشارهای بیشتر از سوی مأموران عراقی را فراهم می‌کرد؛ چرا که نگرانی از گزارش وضعیت اسرا به نهادهای بین‌المللی وجود نداشت.

شرایط تغذیه در این اردوگاه بسیار نامناسب بود. جیره غذایی اندک و کیفیت پایین غذا، حتی بدون در نظر گرفتن روزه‌داری، زندگی روزمره اسرا را با دشواری‌های جدی روبه‌رو می‌کرد.

آغاز تجربه روزه‌داری

بر اساس روایت‌های شاهدان عینی، نخستین تجربه روزه‌داری اسرا در تکریت ۱۶ حدود یازده ماه پس از اسارت و در ماه رمضان سال بعد از انتقال به این اردوگاه شکل گرفت. اسرا پیش از آن، ماه‌های گرم فروردین و اردیبهشت را در شرایط سخت اسارت سپری کرده بودند و روزهای بلند و گرمای طاقت‌سوز عراق، خود آزمونی دشوار به‌شمار می‌رفت.

در چنین شرایطی، تحمل روزه‌های ۱۵ تا ۱۶ ساعته، نیازمند انگیزه‌ای عمیق و ایمانی استوار بود.

شرایط سحر و افطار

یکی از مشکلات اصلی روزه‌داری در اسارتگاه، نبود زمان‌سنجی دقیق بود. اسرا نه ساعت در اختیار داشتند و نه صدای اذان صبح را می‌شنیدند. سحری معمولاً شامل مقدار بسیار اندکی دال عدس و حدود یک‌چهارم لیوان چای شیرین بود. همین چای شیرین، تنها طعم شیرینی بود که اسرا در طول روز تجربه می‌کردند و چشم‌پوشی از آن برای روزه‌داران، بخشی از آزمون ایمان تلقی می‌شد.

ناهار ظهر، که غالباً برنج بود، باید تا زمان افطار نگه داشته می‌شد؛ در حالی که اسرا نه ظرف مناسبی داشتند و نه قاشق. نگهداری غذا در پلاستیک‌های دست‌ساز، گاه باعث فساد آن می‌شد و وضعیت روزه‌داران را دشوارتر می‌کرد.

روزه‌داران و غیرروزه‌داران

در اسارتگاه تکریت ۱۶، همه اسرا روزه‌دار نبودند. برخی به دلیل شرایط جسمی یا دشواری‌های شدید معیشتی، امکان روزه‌داری نداشتند. در مواردی، اختلاف‌هایی بر سر تقسیم یا نگهداری غذا میان روزه‌داران و غیرروزه‌داران پدید می‌آمد؛ با این حال، به‌تدریج آثار معنوی روزه‌داری موجب افزایش تفاهم، کاهش تنش و تقویت همبستگی میان اسرا شد.

واکنش مسئولان اردوگاه

در سال دوم، فرمانده عراقی اسارتگاه، معروف به «رائد خلیل»، با مشاهده تأثیرات آرام‌کننده روزه‌داری بر فضای اردوگاه، دستور داد سحری و افطار روزه‌داران به‌طور جداگانه و در زمان مناسب توزیع شود. این تصمیم باعث شد تعداد روزه‌داران در سال دوم افزایش قابل‌توجهی پیدا کند.

کارکرد معنوی و روانی روزه‌داری

روزه‌داری در اسارتگاه تکریت ۱۶، فراتر از امتناع از خوردن و آشامیدن بود. این عمل، به‌عنوان نوعی مقاومت معنوی، نقش مهمی در آرامش روانی، تقویت ایمان و افزایش توان تحمل شرایط سخت اسارت ایفا می‌کرد. اسرا روزه را فرصتی برای خودسازی، دوری از خطاهای ظاهری و باطنی و تقویت پیوندهای انسانی در شرایط محدودیت شدید می‌دانستند.

برخی اسرا، این تجربه را نوعی «بازسازی روحی» توصیف کرده‌اند که آنان را برای ادامه تحمل مصائب اسارت آماده‌تر می‌ساخت.

روایت شاهد عینی

حسن بهشتی‌پور، از اسیران اسارتگاه تکریت ۱۶، در روایت خود تأکید می‌کند که روزه‌داری در این اردوگاه، «اعلام وجود ایمانی بود که در سخت‌ترین بندها نیز، آزاد و شکست‌ناپذیر باقی می‌ماند».

به گفته او، روزه در شرایطی انجام می‌شد که اسرا از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم بودند و همین امر، بعد مظلومیت و در عین حال پایداری آنان را برجسته‌تر می‌کرد.

اهمیت تاریخی

ثبت تجربه روزه‌داری در اسارتگاه تکریت ۱۶، از آن جهت اهمیت دارد که این‌گونه زیست روزمره و معنوی اسرا، در اسناد رسمی و گزارش‌های بین‌المللی بازتاب نیافته است. چنین روایت‌هایی، بخشی از حافظه تاریخی آزادگان ایرانی را تشکیل می‌دهد و به درک عمیق‌تر ابعاد انسانی، فرهنگی و اعتقادی اسارت کمک می‌کند.[۱]

نیز نگاه کنید به

کتابشناسی

  1. روایت و خاطرات حسن بهشتی‌پور، اسیر سابق اسارتگاه تکریت 12و  16. قابل بازیابی از https://www.oral-history.ir/?page=post&id=13076

حسن بهشتی‌پور